خالی‌فروشی برجامی به مردم این‌بار از زبان معاون وزیر خارجه

سرویس سیاسی ـ
با وجود رؤیافروشی و خالی‌فروشی چندین‌باره برجامی توسط مدعیان اصلاحات، این روند اکنون نیز در حال تکرار است.
حمید قنبری، معاون دیپلماسی وزارت امور خارجه در جلسه‌ای در اتاق بازرگانی ایران در توضیح جزئیات مذاکرات گفته است: منافع مشترک در حوزه‌های نفت و گاز، میادین مشترک، سرمایه‌گذاری‌های معدنی و حتی خرید هواپیما در متن مذاکرات گنجانده شده است.
- منابع بلوکه شده نیز بخشی از توافق خواهند بود و آزادسازی آن‌ها باید واقعی و قابل استفاده باشد، نه صرفاً نمادین یا مقطعی.


- این آزادی می‌تواند به شکل گام به گام یا یک‌باره انجام شود و حتی ایران می‌تواند در مقابل آن بدهی‌هایی را به عنوان وثیقه قرار دهد تا آزادی واقعی تأمین شود.
- مذاکرات با هدف دستیابی به توافق جدی پیگیری می‌شوند، اما هیچ دستگاه یا نهاد داخلی نباید فعالیت‌های عادی خود را به بهانه مذاکرات متوقف کند.
- کشور باید برای همه شرایط آماده‌ باشد، اما همزمان مذاکرات را نیز به طور جدی دنبال می‌کنیم.
معاون دیپلماسی وزارت امور خارجه باید پاسخ دهد منافع مشترک در متن مذاکرات گنجانده شده است یعنی چه؟ ما اکنون در سال‌های پیش از امضای برجام نیستیم که عده‌ای غربگرا با رسانه‌های مدعی اصلاحات و اعتدال بخواهند مذاکرات را بزک کنند، برای آن دستاورد ردیف کنند و با ادعای رفع تحریم، بازگشت 150 میلیارد دلار اموال بلوکه‌شده ایران، خرید 200 فروند هواپیما، کاهش نرخ دلار 3700 تومانی به 1000 یا 500 تومان و... که خروجی روند تله‌گذاری و شیرین‌سازی برجام (به اعتراف مدیرمسئول روزنامه شرق) بود، فضاسازی کنند. 
مدعیان اصلاحات برای جا انداختن برجام، دروغ‌های زیادی گفتند و مبالغه کردند. برجام طبق وعده چندباره شخص روحانی قرار بوده همه تحریم‌های مالی و بانکی و نفتی را در روز اجرای توافق (27 دی 1394) یک‌جا لغو و نه تعلیق کند وگرنه دلیلی نداشت دولت امتیاز بدهد و 95 درصد برنامه هسته‌ای را تعطیل کند؛ امتیازات نقد و بازگشت‌ناپذیری مانند ویرانی راکتور آب‌سنگین اراک، از هم گسیختن 15 هزار سانتریفیوژ فعال از مجموع 
19 هزار سانتریفیوژ، خارج کردن 9700 کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده از ایران و تعیین سقف 300 کیلوگرمی و... را واگذار کنند که مثلا تحریم‌های با عنوان هسته‌ای تعلیق شود و همان تحریم‌ها با برچسب و عنوان دیگر برگردد و مثلا در روند پسابرجام، 700 تحریم به
1500 تحریم تبدیل شود!
در موضوع جذب سرمایه‌گذاری خارجی هم بر خلاف انبوه وعده‌های فریبنده مبنی بر پیش‌بینی جذب 200 میلیارد دلار سرمایه خارجی و خرید 200 فروند هواپیما و... تا دو سال و نیم بعد، فقط شرکت توتال تفاهم نامه ۴ میلیارد یورویی را امضا کرد که آن شرکت هم پس از جمع‌آوری اطلاعات سرّی پارس جنوبی، توافق آن را به هم زد. توافقات برای خرید هواپیما و همکاری با شرکت توتال روی کاغذ ماند و معلوم شد که این توافقات کاغذی بیشتر عملیات فریبی برای به تله ‌انداختن طرف ایرانی برای امضای برجام و همچنین فریب افکار عمومی ایران در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری سال‌های 1394 و 1396 بوده است. تمام به اصطلاح قراردادها مانند خود برجام، فاقد اعتبار و ضمانت بود و به همین دلیل هم همگی زیرپا گذاشته شد و دوره روحانی، یکی از پایین‌ترین دوره‌های جلب سرمایه‌گذاری خارجی بوده است.
آن مقطع هم از سرمایه‌گذاری می‌گفتند اما طبق قانون اینارا، دولت آمریکا موظف بود هر چهار ماه یک بار، درباره عملکرد ایران در توافق گزارش بدهد تا کنگره تصمیم بگیرد که تعلیق‌های چهار ماهه برخی تحریم‌ها، ادامه پیدا کند یا احیا شود.
دولت اوباما در همان ماه‌های ابتدائی اجرائی شدن برجام، شرکت‌ها و بانک‌های خارجی را درباره همکاری با ایران تهدید کرد و ظریف مجبور شد، درخواست صدور نامه‌های آرامش‌بخش از سوی آمریکا برای شرکت‌ها و بانک‌ها را کند!
موضوع دیگر این است که در هیچ آکادمی علوم سیاسی و روابط بین‌الملل تایید نمی‌کنند که افرادی به اسم مذاکره، به طرف مقابل بگویند خزانه ما خالی است و آماده توافق به هر قیمت هستیم؟ یا در عمل به طرف مقابل بگویند شما هر بلایی هم که سر توافق بیاورید، باز هم ما پای آن می‌مانیم و یکطرفه اجرا می‌کنیم؟ یا اینکه پای توافقی را امضا می‌کنند که تعهدات خودشان نقد، برگشت‌ناپذیر، روشن است و به لحاظ زمانی قبل از آغاز روز اجرای توافق باید اجرائی شود، اما تعهدات طرف مقابل، نسیه، مبهم، برگشت‌پذیر، فاقد ضمانت اجرا، و فاقد مکانیسم شکایت و دریافت خسارت، در صورت عهدشکنی است.
ارزیابی غرب از دولت روحانی
 به روایت رادیو فرانسه
سال 1392 در شرایطی که ایران اسلامی با اقدامات درون‌زا و به‌کارگیری ظرفیت‌های ملی، از سقف تحریم‌ عبور کرده بود، طیف موسوم به اعتدال - اصلاحات، مقاومت فعال و موفق ملت ایران در برابر فشار خارجی را به دام مذاکره با آمریکا انداخت و با جا زدن آن به عنوان رژیمی اهل تعامل، مدعی شد به واسطه توافق با غرب، تحریم رفع و رونق اقتصادی فراهم 
می‌شود.
سیگنال‌های غلط به افکار عمومی و کشورهای مقابل، مانند جمله «خزانه خالی است»، منوط کردن آب خوردن مردم، اشتغال و محیط زیست به مذاکره و توافق هسته‌ای، آنچنان ایران را محتاج توافق نشان داد که وب‌سایت رادیو دولتی فرانسه همان سال 92 نوشت: «ارزیابی غرب از دولت روحانی، تعامل با فروشنده بدهکار و مشتاقی است که خود را ناگزیر از فروش حقوق ملی می‌بیند. طبق این جمع‌بندی اگر خریدار صبور باشد، فروشنده قیمت را کمتر خواهد کرد.»
ریچارد نفیو: وقتی یک کشور اعتراف می‌کند که مشکل تحریم دارد 
تقریباً نیمی از کار انجام شده
ریچارد نفیو، معمار اصلی تحریم‌های فلج‌کننده نیز در کتاب «هنر تحریم‌ها»، تأکید می‌کند؛ «وقتی یک کشور اعتراف می‌کند که مشکل تحریم دارد، تقریباً نیمی از کار انجام شده. اساساً این نوع اعتراف، دشواری‌های خاصی برای هر دولت دارد چراکه به دشمنانش نشان می‌دهد آسیب‌پذیری‌هایی که آنها دنبالش بودند، کاملاً نمود پیدا کرده ‌است.»
در همان سال، مقتدای انقلاب بارها و بارها عدم خوشبینی خویش به مذاکره با آمریکا را صراحتا اعلام کردند که در این نوشتار، مجال ذکر همه آنها نیست اما به عنوان نمونه، ایشان اول فروردین 92 در حرم مطهر رضوی بیان داشتند: «آمریکائی‌ها مرتب از راه‌های گوناگون به ما پیغام می‌دهند که بیائید درباره‌ مسئله‌ هسته‌ای گفت‌وگو کنیم؛ هم به ما پیغام می‌دهند، هم در تبلیغات جهانی‌شان این را مطرح می‌کنند. مسئولین بلندپایه و مسئولین میانی آمریکا بارها و بارها می‌گویند بیائید در کنار گفت‌وگوهای 1+۵ که درباره‌ مسائل هسته‌ای بحث می‌کنند، آمریکا و جمهوری اسلامی دو به دو، درباره‌ مسئله‌ هسته‌ای ایران بحث کنند. من به این گفت‌وگوها خوشبین نیستم. چرا؟ چون تجربه‌های گذشته‌ ما نشان می‌دهد که گفت‌وگو در منطق حضرات آمریکائی به این معنی نیست که بنشینیم تا به یک راه‌حل منطقی دست پیدا کنیم - منظورشان از گفت‌وگو این نیست - منظورشان از گفت‌وگو این است که بنشینیم حرف بزنیم تا شما نظر ما را قبول کنید! هدف، از اول اعلام شده است؛ باید نظر طرف مقابل قبول شود. لذا ما همیشه اعلام کردیم و گفتیم که این، گفت‌وگو نیست؛ این، تحمیل است و ایران زیر بار تحمیل نمی‌رود. من به این اظهارات خوشبین نیستم، اما مخالفت هم ندارم.»
28 اسفند 92 نیز ایشان در دیدار مردم آذربایجان شرقی خاطرنشان کردند: «بعضی از مسئولین و دولتمردان- دولتمردان آن دولت، بعد هم دولتمردان این دولت- فكر میكنند در قضیّه‌ی هسته‌ای ما با آمریكایی‌ها مذاكره كنیم [تا] موضوع حل بشود؛ گفتیم خیلی خب، اصرار دارید شما، در این موضوعِ بالخصوص بروید مذاكره كنید؛ ولی در همان سخنرانی اوّل امسال گفتم من خوشبین نیستم؛ مخالفتی نمی‌كنم امّا خوشبین نیستم.»
دولت وقت در حالی اعتماد به آمریکا را ترویج و این رژیم تروریست را حلال مشکلات جا می‌زد که حریف داعش را تا نزدیک مرزهای ایران آورده بود و سیگنال جنگ می‌فرستاد. طیف اصلاح‌طلب رویکرد خسارت بار اعتماد به دشمن، توافق به هر قیمت، اجرای توافق به هر قیمت و حفظ توافق به هر قیمت را در مذاکرات هسته‌ای در پیش گرفت و توافقی فاقد توازن تعهدات و فاقد تضمین را که در آن امتیازات هسته‌ای یک‌جا و نقد در مقابل وعده‌های واهی و پوچ واگذار شد، امضا کرد. حتی تعهدات ایران پیش دستانه اجرا شد اما حریف در روز اول اجرای برجام، با تحریم‌های ضدایرانی، آن را نقض کرد. برجامی را که بیشتر ماحصل دیکته نوشتن بوده تا مذاکره، متن مقدس نمایاندند و سیل برچسب‌ها و اهانت‌ها را به سوی منتقدان سرازیر کردند. دولت وقت همواره با توجیه عهدشکنی و خباثت دشمن، پالس امتیازگیری حداکثری را به آمریکا و اروپا داد و آنها اطمینان یافتند که پایمال کردن برجام بدون هزینه است. توافق هسته‌ای مدام از سوی طرف غربی نقض می‌شد اما اصلاح‌طلبان، جبهه خودی و منتقدان را مقصر جا می‌زدند. به همین دلیل دشمن وقتی دید، اصلاح‌طلبان، ایران را درمانده از تحریم جا می‌زنند و غرب را تبرئه می‌کنند، تحریم را برای امتیازگیری بیشتر، افزایش داد. 
دست‌اندرکاران برجام همزمان به شروط 9 گانه رهبر انقلاب درباره برجام عمل نکردند؛ «من چقدر در طول مذاکرات [هسته‌ای] گفتم که آمریکایی‌ها بدعهدند، دروغگویند، پای حرفشان نمی‌ایستند؛ حالا ملاحظه میکنید! امروز آن کسی که دارد میگوید آنها بدعهدند دیگر من [فقط] نیستم؛ مسئولین محترم کشور، خود مذاکره‌کنندگان ما که این‌همه زحمت کشیدند، می‌گویند.» (12 آبان 95 در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان) رهبر انقلاب هشدارهای لازم را داده و حقیقت دشمنی آمریکا را گوشزد کرده بودند؛ «هم به مسئولین در جلسات خصوصی، هم در جلسات عمومیِ این‌جا گفتم که [اگر] شما در قبال مسئله‌ هسته‌ای عقب‌نشینی کنید، مسئله‌ی شما با آمریکا تمام می‌شود؟» (28 مهر 1395 بیانات رهبر انقلاب در دیدار نخبگان علمی جوان)
اروپا در برجام، شرافت خود را فروخت
برخی اعترافات دست‌اندرکاران برجام درباره این خسارت محض بدین شرح است؛
- ایران، برجام را داستانی موفق نمی‌داند؛ چون از آن بهره‌‌مند نشده و تحریم‌‌ها برداشته نشده. نتیجه پایبندی به برجام، فقط تحریم‌‌های جدید بود.
- 20 ماه پس از برجام، نمی‌توانیم حتی یک حساب بانکی در لندن افتتاح کنیم.
- اعتراف می‌کنم اعتمادم به جان کری اشتباه بود. براساس توافقی که کردیم، استراتژی خود را کنار گذاشتیم. ما نباید براساس حرف این بابا عمل می‌‌کردیم.
- قادر نیستیم از پول‌‌‌های خود در خارج استفاده کنیم؛ آمریکا به تعهداتش عمل نکرد. تقریباً هیچ ‌چیز از برجام، عاید ما نشده است.
- آمریکایی‌ها نه یک دبه، بلکه دبه‌های زیادی در آورده و از روز نخست، دبه کردند. 
- اوباما به برجام عمل نکرد. مصوباتِ خلاف برجام، در دوره او آمد.
- اشتباه کردیم به حرف کری اعتماد کردیم؛ وزیر خارجه و خزانه‌داری آمریکا به ما گفته بودند اگر قانون داماتو به سنا برود، جلوی آن را می‌گیریم؛ عدم اجرای آیسا، جزو توافق بود و تصویب آن، نقض برجام است.
- اروپا در برجام، شرافت خود را فروخت.
- تلاش ‌های ایران برای بازگشت به سیستم مالی جهانی با موانع جدی روبه ‌رو شده و بانک ‌های ما به دلیل تحریم ‌ها نتوانسته‌اند به منابع مالی خود دسترسی پیدا کنند. این، نقض تعهدات آمریکاست. فرمان اجرائی که برخی تحریم ‌های لغو شده را مجدداً برقرار کرده، نقض صریح برجام است.
- آمریکا و اروپا هرگز به تعهدات خود عمل نکردند. مردم ایران هیچ بهره‌ای از برجام نبرده‌‌اند. ایران نه ‌تنها به تعهدات خود وفادار بوده، بلکه در برخی زمینه‌‌ها حتی بیش از آنچه خواسته شده، عمل کرده. اما التزام یکطرفه، موجب بهبود وضعیت نشده و مردم ایران، هیچ بهره ملموسی نبرده‌اند. آمریکا با نقض تعهدات، از صدور مجوز برای ایرباس و بوئینگ خودداری می‌کند.
مدعیان اصلاحات - اعتدال حقوق ایران را
 به طور مطلق تضییع کردند
گفتنی است، مدعیان اصلاحات ـ اعتدال در دولت ائتلافی و ‌اشرافی‌شان با اعتماد به دشمن، برجام را فاقد ضمانت، فاقد توازن تعهدات متقابل و فاقد مکانیسم شکایت در صورت بدعهدی دشمن سرهم‌بندی کردند و حقوق ایران را به طور مطلق تضییع کردند. کشور را معطل بهانه‌جویی‌های دشمن گذاشتند و به آمریکا و اروپا جرأت تحریم‌ها و تهدیدهای بیشتر داده و تحریم‌ها را دو برابر کردند. در داخل نیز با سوءمدیریت عمدی، اثرگذاری تحریم‌ها را بیشتر و دقیق‌تر کردند. فرصت‌ها و زمینه‌های 8 ساله رونق و شکوفایی اقتصاد کشور را سوزاندند و میراث فاجعه‌باری را برجای گذاشتند. آنها به جای به‌کارگیری و استفاده از مؤلفه‌های اقتدار ایران اسلامی در عرصه سیاست خارجی، در پی معامله بر سر عوامل قدرت ملی از جمله توان خیره‌کننده موشکی و نقش‌آفرینی منطقه‌ای ایران در قالب برجام‌های 2 و 3 بودند.
بزک‌کنندگان برجام، در روند کلاهبرداری غرب مقصر بوده‌اند و باید مؤاخذه شوند
تعطیلی 8 هزار کارخانه و واحد تولیدی، 8 پله سقوط اقتصادی ایران، تعطیلی، تعلیق و یا اوراق کردن 95 درصد فناوری هسته‌ای، خارج کردن حدود 
ده هزار کیلوگرم اورانیوم غنی شده از کشور، رکوردهای تورمی، برباد رفتن ظرفیت‌های رشد اقتصادی، سه برابر شدن تحریم، ضربه اساسی به صنعت هسته‌ای، افزایش تهدید، فشار و ترور، رسیدن دولت به وضعیت صادرات نفتی 300 هزار بشکه، خالی کردن خزانه ارزی و ریالی، کسری 480 هزار میلیارد تومانی، بدهکاری 
1500 هزار میلیارد تومانی، و رکورد تورمی 60 درصدی از میراث‌های تلخ مدیریت برجامی روحانی و جا زدن دشمن به عنوان دوست و منجی اقتصادی بود. روشن است که بزک‌کنندگان برجام، در روند کلاهبرداری غرب مقصر بوده‌اند و باید مواخذه شوند و پاسخگوی این ادعاهای کذایی باشد؛ آمریکا کدخداست و بستن و توافق با کدخدا راحت‌تر است، همه تحریم‌ها با توافق، یک‌جا لغو (و نه تعلیق) می‌شود، تحریم‌ها به تاریخ پیوست و دیگر برنخواهد گشت، امکان ندارد؛ آمریکا نمی‌تواند از برجام خارج شود، امضای کری و ترامپ تضمین است، ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی با توافق برجام جذب کشور می‌شود. ۱۵۰ میلیارد دلار اموال بلوکه شده به کشور برمی‌گردد و مذاکره با ترامپ، سایه تهدید و جنگ را از سر کشور بر می‌دارد(!) آنها از مذاکره سراب ساختند و در عملیات فریب دشمن همکاری کردند. نتیجه این تخیلات و رویافروشی، خیانت ترامپ و حمله به ایران بود.
دولت روحانی و تیم ظریف بالغ بر 2 سال و 9 ماه معطل اروپایی‌ها مانده و ده‌ها سفر و ملاقات را برای ترغیب اروپا به عمل کردن تعهدات خود انجام دادند اما اروپا ضمن کاهش 11 تعهد برجامی خود به وعده‌های پیاپی بی‌ارزش‌تر، مدعی راه‌اندازی کانال‌های موسوم به SPV و اینستکس شد که همان‌ها را هم (حتی در حد مبادله پول نفت فروخته شده ایران به دیگر کشورها با غذا و دارو) انجام نداد. تا این که مجلس، قانون اقدام راهبردی را تصویب کرد. 
اروپایی‌ها در ماجرای اجرای برجام یازده تعهد خود را نقض کردند و در تمام چند سال صبر و حوصله منفعلانه دولت روحانی،‌ این دولت را بازی دادند. 
حتی برخی بانیان برجام، برای کتمان خسارت‌های دامنه‌دار آن (از جمله مکانیسم ماشه) ادعا می‌کردند که پاییز 1399، بهار سال 1400 و تابستان سال 1401، امکان احیای برجام و جلوگیری از فشارهای بیشتر به کشور وجود داشت، اما عده‌ای نگذاشتند. این در حالی است که مدعیان اصلاحات می‌خواستند دیگر بار، توافقی فاقد تضمین و فاقد توازن تعهدات و مبنای واگذاری امتیارات جدید، در برابر وعده‌های نسیه به کشور تحمیل کنند.
در این میان، دولت شهید رئیسی، نشان داد که می‌توان با تفکر انقلابی، مدیریت جهادی و فعال‌سازی ظرفیت‌های داخلی و بدون برجام و FATF دستاوردهای خیره‌کننده آفرید، از جمله رشد 5 درصدی اقتصادی، احیای 8 هزار کارخانه، از جبران کسری بودجه 480 هزار میلیاردی بدون استقراض از بانک مرکزی، کنترل رشد نقدینگی از 46 درصد به 26 درصد، جلوگیری از اضافه برداشت مؤسسات مالی، افزایش ده‌ها برابری همکاری شرکت‌های دانش‌بنیان با وزارتخانه‌های اقتصادی و صنعتی، جبران بخش قابل توجهی از ناترازی در بخش آب، برق و گاز، توزیع بودجه و اعتبارات بر اساس آمایش سرزمینی و کاهش قابل توجه نرخ بیکاری در دو سوم استان‌های کشور، شفاف‌سازی اطلاعات و آمار از جمله در زمینه تشکیلات بانکی و بدهکاران بزرگ، کوتاه کردن دست برخی رانت‌خواران و نجومی‌بگیران از شرکت‌های بزرگ دولتی، کاهش تورم از 60‌ درصد به 35 درصد، افزایش رشد اقتصادی نزدیک صفر درصد به حدود 
6 درصد، تسویه حجم بزرگی از بدهی‌ها و تعهدات دولت قبل، مبارزه با فساد و بستن گلوگاه‌های فساد، اقدامات گسترده در خنثی‌‌سازی تحریم‌ها، تولید گسترده واکسن و مهار کرونا، عضویت ایران در پیمان ‌‌‌شانگهای و بریکس، انعقاد قرارداد سوآپ گازی با ترکمنستان و آذربایجان، آغاز اجرای سند همکاری ۲۵ ساله میان ایران و چین، پیگیری همکاری بلندمدت با روسیه، حمایت از تولیدکنندگان داخلی و دستور محدود کردن واردات دارای مشابه داخلی، رشد صادرات به همسایگان، اجرای طرح جهش تولید مسکن، حل مشکل قطع پی‌در‌پی برق، افزایش تولید و اشتغال.
گفتنی است، وقتی مدعیان اصلاحات از نمی‌شود، نمی‌توانیم و نداریم گفتند و کشور را محتاج توافق نشان دادند، دشمن فرصت را برای اجرای مکانیسم ماشه هم مناسب دید. برخی مدعیان اصلاحات مانند حضرتی، مرعشی و فیاض زاهد با ادعای جذب قریب‌الوقوع 1000 تا 2500 میلیارد دلار سرمایه خارجی به واسطه توافق با آمریکا در عملیات فریب دشمن سهیم بودند. مدعیان اصلاحات ادعا می‌کردند که مذاکره با ترامپ تاجر مسلک و اهل تعامل و توافق(!) مسیر تهدید و جنگ را می‌بندد! میان نتانیاهو و ترامپ یا اسرائیل و آمریکا اختلاف و شکاف هست و از طریق مذاکره، این شکاف را بیشتر می‌کنیم! در حالی‌که دشمن به اعتراف خودش از آذرماه 1403 برای اقدام علیه ایران طراحی می‌کرد و به اعتراف ترامپ و نتانیاهو، این دو جنایتکار در طول چند ماه نمایش مذاکره، در حال نهائی کردن نقشه حمله غافلگیرانه بودند. آنها همیشه به جای اعتراض به آمریکا و تأکید بر غیر قابل اعتماد بودن این رژیم تروریست، ایران را تخطئه و متهم می‌کنند.
خام‌اندیشی و در باغ سبز نشان ‌دادن
سعید لیلاز، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران درباره‌ ادعاهای آنها گفته بود: «این که برخی دوستان ساده‌لوح- و بسیار زرنگ ما از نظر خودشان- ادعا می‌کنند اگر با آمریکا مصالحه کنیم ۳،۲ هزار میلیارد دلار سرمایه جذب خواهد شد، خیلی خام‌اندیشی است... نگرانی من درباره مذاکرات از این‌جا شروع می‌شود که ممکن است این، تله آمریکایی‌ها باشد. شک هم ندارم که آمریکایی‌ها دنبال صلح شرافتمندانه نیستند. این هم یک خام‌اندیشی و در باغ سبز نشان ‌دادن است که هزار یا دو هزار میلیارد دلار جذب سرمایه خواهیم داشت. در بهترین سال‌ها، جذب سرمایه بیش از پنج میلیارد دلار نبوده است. وقتی بعضی رجال سیاسی این چرت‌و‌پرت‌ها را می‌گویند، آدم مشکوک می‌شود که نکند عمداً می‌گویند و از جایی برنامه‌ای دارند. و الا ضمانتی جز لوله توپ وجود ندارد. اگر اورانیوم غنی‌شده را بیرون بدهید باخته‌اید و خطر حمله به ایران افزایش پیدا می‌کند، فشار تشدید می‌شود. روشنفکری که از روی لجبازی حرف بزند که متأسفانه کثیری هم این طورند، دیگر روشنفکر نیست». 
مدعیان اصلاحات بارها رویافروشی و خالی‌فروشی کردند. تداوم این روند ضد منافع ملی و غیر قابل پذیرش است. مذاکرات باید در چارچوب راهبردهای نظام اسلامی پیش رود و از تکرار خطاهای گذشته که به فجایع سنگین انجامید، اجتناب شود.
سایر اخبار این روزنامه