روزنامه کيهان
1404/11/27
اخبار ویژه
اسب زینشده گرفتندافسار پاره تحویل میدهند!
در حالی که با سوءتدبیر دولت حسن روحانی طی دهه ۹۰، بسیاری از کارگاهها و کارخانهها تعطیل و از مدار تولید خارج شده بود؛ دولت سیزدهم به ریاست شهید رئیسی توانست «نهضت احیاء» کارخانهها و واحدهای تولیدی را راه بیندازد و در این قالب بیش از ۸هزار واحد تولیدی به چرخه تولید برگشت. روند تعطیلی کارخانهها و کارگاهها اما در دولت آقای پزشکیان بار دیگر تکرار شده و خاطرات تلخ دهه ۹۰ را زنده کرد.
حالا کار به جایی رسیده که روزنامه رئیس شورای اطلاعرسانی دولت هم زبان به انتقاد گشوده و گزارشی با عنوان «وقتی چرخ کارخانهها کند میچرخد» را بر روی صفحه اول خود آورده است. در گزارش روزنامه اعتماد آمده: «رکود آرام و فرسایندهای که این روزها در صنایع مختلف کشور جریان دارد، دیگر محدود به یک بخش خاص نیست و از فولاد و سیمان گرفته تا لوازم خانگی و ساختمان، خود را به وضوح نشان میدهد. کاهش تقاضا، افت سرمایهگذاری، نوسان هزینههای تولید و بلاتکلیفی فعالان اقتصادی باعث شده چرخ بسیاری از کارخانهها کندتر از همیشه بچرخد و برخی خطوط تولید با حداقل ظرفیت ادامه فعالیت دهند.»
روزنامه رئیس شورای اطلاعرسانی دولت از قول دبیر انجمن صنفی صنعت سیمان کشور نوشته است: «کاهش مصرف سیمان؛ نشانهای روشن از تعمیق رکود ساختوساز است، افت ۱۰درصدی مصرف سیمان در ماههای اخیر پیام روشنی از وضعیت فعلی بخش ساختوساز و پروژههای عمرانی کشور دارد.»
الوندیان، دبیر انجمن صنفی صنعت سیمان کشور در گفتوگو با روزنامه اعتماد به محدودیتهای ایجادشده برای این صنعت در دولت مسعود پزشکیان اشاره کرده و در ادامه تأکید کرده است که در سالهای گذشته چنین محدودیتهایی کمسابقه بوده است: «در سال گذشته محدودیت گاز از نیمه دوم مهرماه آغاز، اما در سال جاری این محدودیتها از ابتدای اردیبهشتماه اعمال شد و حتی در فصل تابستان و در مردادماه نیز واحدهای سیمانی با محدودیت گاز مواجه شدند؛ موضوعی که در سالهای قبل سابقه کمتری داشت.» این اظهارات به خوبی نشان میدهد سوءمدیریت در دولت چهاردهم چه بلایی بر سر بخش صنعت آورده و قطعیهای مکرر گاز و برق در بخش صنعت و تعطیلیهای مداوم عملا عرصه را بر آنها تنگ کرده است.
اعتراف روزنامه الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت به اوضاع نامساعد بخش صنعت در دولت پزشکیان در حالی است که آقای حضرتی و همکارانش در شورای اطلاعرسانی دولت با انحراف افکار عمومی دستاوردهای واهی نظیر رفع فیلترینگ، واتساپ، پایان مازوتسوزی، برگزاری ماراتن کیش و... برای دولت میتراشند و حالا با انتشار گزارشهایی اینچنین دست پیش را گرفتهاند تا همزمان در قامت مسئولان دولت و منتقدان دولت ایفای نقش کنند. بسیاری از این کاستیها و سوءمدیریتها نتیجه سیاسیبازی و استفاده از مدیران ناکارآمدی است که از قضا همسو با روزنامه رئیس شورای اطلاعرسانی دولت هستند و توسط این روزنامه و رسانههای زنجیرهای مشابه آن برای دستیابی به کرسیهای مدیریت اجرائی کشور ترویج و تبلیغ شدهاند.
گفتنی است رهبر انقلاب ۱۶ شهریور ۱۴۰۴ در دیدار با دولتمردان فرمودند: «تولید کلید پیشرفت اقتصاد کشور است. به تولید برسید، احیا کنید واحدهای تولیدی را.» علیرغم توصیه رهبر انقلاب دولت چهاردهم با بهکارگیری مدیران جناحی، سیاستزده و ناکارآمد نهتنها نتوانسته واحدهای تولیدی را احیا کند بلکه واحدهای احیا شده در دولت شهید رئیسی را نیز به تعطیلی کشانده است. شهید رئیسی در دولت سیزدهم توانسته بود در دو سال و ۹ ماه خدمتش بیش از ۸هزار و ۷۰۰ واحد تولیدی راکد و نیمه فعال را احیا کند و به چرخه تولید بازگرداند. او علاوهبر این توانسته بود پروژههایی که سالها در دولتهای مختلف بر زمین مانده بود را به انجام برساند؛ بیمارستان امام خمینی(ره) شهریار پس از ۳۴ سال، فرودگاه شهدای سقز پس از ۲۷ سال، راهآهن بستانآباد خاوران پس از ۲۲ سال، سد گرمی چای پس از ۲۰ سال، راهآهن همدان سنندج پس از ۱۸ سال، مجتمع پتروشیمی گچساران پس از ۱۷ سال، طرح آبرسانی غدیر برای استان خوزستان پس از ۱۵ سال، سد غدیر باباحیدر پس از ۱۵ سال، بیمارستان امام حسین(ع) فسا پس از ۱۲ سال، سد چمشیر پس از ۱۱ سال و دهها پروژه و طرح زیربنایی و نیمهکاره دیگر پس از سالها معطلی همگی در دولت شهید رئیسی به اتمام رسید. مجموعه این اقدامات باعث شد تا رسانهها شرایط تحویل دولت به مسعود پزشکیان را به «اسبی زینشده» تشبیه کنند اما بهنظر میرسد اکنون دولت چهاردهم نهتنها زین اسب را برداشته بلکه افسار آن را هم پاره کرده است.
نمایش مونیخ
با نیم درصد ایرانیان مقیم خارج کشور
پروژه رسانهای ضدایرانی در حاشیه تحولات مونیخ با شکست عملیاتی مواجه شد و سناریوی طراحی شده توسط موساد به نتیجه نرسید. دادهها و فراخوانهای گسترده برای حضور در سیرک مونیخ نشان میدهد با وجود تبلیغات سنگین، مشارکت ایرانیان خارجنشین حداقلی بوده و برآوردها از حمایت کمتر از نیم درصد ایرانیان مقیم خارج کشور، حکایت دارد و برخلاف آمارهای دروغی که برای این تجمع بیان کردند حداکثر 30 تا 40 هزار نفر در این سناریوی طراحی شده توسط صهیونیستها حضور یافتند. واقعیت این است که همچنان اپوزیسیون فاقد پایگاه اجتماعی و ظرفیت میدانی است.
در سیرک مونیخ، رضا پهلوی که هیچکاره است و نقش تابلوی موساد را بهعهده او گذاشتهاند، با کشاندن مهاجرین و پناهندگان از اقصی نقاط اروپا و آمریکا به این سیرک، خواهان حمله نظامی به ایران نیز شده بود! و همین مواضع وطنفروشانه او باعث فاصله اپوزیسیون با بدنه اجتماعی مخالفین جمهوری اسلامی که کم و بیش با او همراهی میکردند، میشود. سیرک مونیخ در حالی برگزار شد که دولت آلمان به نیابت از موساد و سیا در تلاش بود یک تجمع بزرگ که تاکنون سابقه نداشته باشد برای ضدانقلاب تشکیل دهد، اما عدم استقبال ایرانیان مقیم اروپا که رقم آنها بالای یک میلیون و دویست هزار نفر است و فضای سرد محوطه برگزاری قابل توجه و تحلیل است.
این آبروریزی برای برگزاری این شو سیاسی آنقدر بالا بود که شبکه تروریستی اینترنشنال با کادر بسته فضای این تجمع را نمایش داد. از همین رو، برخی آن را با برگزاری یک سیرک خیابانی مقایسه کردند.
در کشور آلمان طبق برخی آمارها بین ۳۲۰ تا ۳۸۰ هزار ایرانی به صورت دائم یا موقت زندگی میکنند؛ اما این جمعیت قابلتوجه نگاهی به نشست پرزرقوبرق مونیخ نداشتند و طراحان این تجمع ناچار شدند از مهاجرین عرب، اوکراینی و پناهندگان دیگر کشورها استفاده کنند تا جایی که برخی افراد شرکتکننده با پرچم اوکراین، سوریه و... در این تجمع حضور داشتند. بر اساس مشاهدات میدانی، از محوطهای که برای تجمع هواداران رضا پهلوی در مونیخ رزرو شده بود، تنها دو باکس مربعی تکمیل شده بود و طبق دادههای ثبتشده در Google Earth، مساحت این محدوده در مجموع ۷۷۸۳ متر مربع برآورد میشودکه حداکثر میتواند 30 تا 40 هزار نفر را در خود جای دهد. ولی فقط بخش بسیار محدود و اندکی از محوطه پر شده بود.
نکته مهم دیگر اینکه بر اساس این تراکم جمعیتی و هزینههای بالای انجام شده از جمله غذای رایگان، اتوبوسهای دربستی و سرویسهای متعدد خدماتی میزان حامیان ربع پهلوی (بخوانید موساد) حدود نیم درصد ایرانیان مقیم خارج از کشور را شامل میشود.
هیل: آمریکا بعد از 47 سال
نمیداند با ایران تسلیمناپذیر چه کند
نشریه وابسته به کنگره آمریکا میگوید آمریکا بعد از 47 سال هنوز هم نمیداند با حکومت انقلابی ایران که نه فرو میپاشد و نه تغییر میکند، چه کند.
نشریه هیل در تحلیلی به قلم چاربل آ. آنتون و با عنوان «۴۷ سال پس از انقلاب ایران، واشنگتن هنوز استراتژی ندارد»، نوشت: مذاکرات بین آمریکا و ایران بار دیگر تحت فشار تناقضات موجود در حال فروپاشی است. مسیر دیپلماتیکی که رئیسجمهور ترامپ در عمان بازگشایی کرد، هرگز برای موفقیت ساخته نشده بود و همه افراد درگیر این موضوع را میدانستند. با این حال، واشنگتن اکنون به سمت رویاروییای پیش میرود که رئیسجمهور اصرار دارد به دنبال آن نیست، جنگی که نه به قصد بلکه به دلیل ساختار غیرممکن به وجود آمده است.
نویسنده با اذعان ضمنی به اینکه دولت آمریکا طفیلی و تابعی از سیاستهای رژیم صهیونیستی است، مینویسد: در قلب بنبست، دو نیروی غیرقابل تغییر قرار دارند: خطوط قرمز خامنهای رهبر ایران و نخستوزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو. (آیتالله) خامنهای اصرار دارد که غنیسازی اورانیوم یک حق حاکمیتی است که تحت معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای تضمین شده است. با این حال، او حاضر نیست درباره هیچ موضوعی فراتر از پرونده هستهای مذاکره کند. اگرچه رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، محمد اسلامی، میگوید تهران آماده است اورانیوم ۶۰درصد غنیشده خود را در صورت لغو تمام تحریمها توسط آمریکا رقیق کند، حتی در این فضای محدود، رهبر ایران، هیچ نشانهای از امتیازاتی که ممکن است بپذیرد ارائه نکرده است.
در مقابل، حداقل خواسته نتانیاهو، نابودی کامل برنامه هستهای ایران است؛ صفر غنیسازی، صفر ذخیره، صفر زیرساخت. این مواضع، همپوشانی ندارند. هیچ زمین میانی دیپلماتیکی وجود ندارد. و ترامپ، که متعهد به جلوگیری از رسیدن ایران به آستانه هستهای است، وارد مذاکرات شد، در حالی که میدانست این شکاف قابل پر کردن نیست.
ترامپ با وجود ارزیابیهای اطلاعاتی که نشان میدهد زمان دستیابی ایران به سلاح هستهای در سالهای اخیر بهشدت کاهش یافته است، با بحثهای مذاکراتی در عمان موافقت کرد. او جنگ نمیخواهد، اما برای احتمال وقوع آن آماده میشود. فشار از سوی نتانیاهو و طرفداران براندازی در واشنگتن، همچنان دولت را به سمت موضع سختتری سوق میدهد. علاوهبر این، مذاکرات به برنامه موشکی بالستیک ایران یا شبکه شبهنظامیان آن که از یمن تا عراق، سوریه و لبنان گسترده است، نمیپردازد. با این حال، اینها برای تهران ابزار معامله نیستند؛ بلکه ستونهای ساختار قدرت جمهوری اسلامی هستند. نیابتیهای منطقهای ایران حفظ میشود و موشکها را هسته بازدارندگی و شبهنظامیان را موتور نفوذ میداند.
این واقعیت اصلی است: ایالاتمتحده در تلاش است رژیمی را (براساس میل خود) عادی کند که نمیخواهد عادی باشد. در ۴۷ سال گذشته، هر دولت- از ریگان تا اوباما- تلاش کرده جمهوری اسلامی ایران را به یک دولت معمولی تبدیل کند که طبق قواعد معمول بازی کند، همه شکست خوردهاند. ترامپ با خروج از توافق هستهای برای راضی کردن نتانیاهو و سختگیران در واشنگتن، به تثبیت همان دینامیکهایی کمک کرد که اکنون میخواهد آنها را معکوس کند.
نتیجه، یک پارادوکس استراتژیک است. ترامپ جنگ نمیخواهد. ایران جنگ نمیخواهد. اما هر دو طرف به سمت آن حرکت میکنند، زیرا دیپلماسی نمیتواند خواستههای دو طرف را برآورده کند. وقتی مذاکرات غیرممکن است و بازدارندگی تنها زبان باقیمانده است، اشتباه محاسباتی، محتملترین عامل فصل بعدی خواهد بود.
آمریکا باید با یک حقیقت دشوار روبهرو شود: نهتنها در مدیریت جمهوری اسلامی شکست خورده، بلکه هیچ جایگزین قابلقبولی برای آن نساخته است. پس از نزدیک به نیمقرن، واشنگتن هنوز استراتژی منسجمی برای مواجهه با رژیمی ندارد که نه در حال فروپاشی است و نه تغییر میکند، رژیمی که دقیقاً به این دلیل زنده مانده که حاضر نیست آنچه سیاست آمریکا مدتها فرض کرده باید باشد، شود. کارشناس حامی دولت: اغتشاشات
بدون شوک ارزی رخ نمیداد
یک کارشناس اقتصادی حامی دولت و آقای پزشکیان تصریح کرد بدون شوک ارزی، اعتراضات دی ماه به این شکل رخ نمیداد؛ مدافعان بازار آزاد مسبب وضع موجود هستند و دولت در تشدید بحران اقتصادی نقش دارد.
خبرآنلاین از خبرگزاریهای حامی دولت نوشت: اعتراضات دیماه گرچه ابعاد سیاسی پررنگی داشت اما نمیتوان نقش بحران و مشکلات اقتصادی را در ایجاد و تبدیل آن به یک شورش نادیده گرفت. دولت در مهر ۱۴۰۳ در حالی کار خود را آغاز کرد که تورم رو به کاهش داشت و در پایان ۱۴۰۳ تورم کمتر از ۳۵ درصد را
مرکز آمار گزارش کرد.
تیم اقتصادی دولت پیدرپی دست به تعدیل ساختاری به ویژه در حوزه ارزی زدند. پزشکیان و تیمش در شرایطی روی کار آمدند که نرخ هر دلار کمتر از
۶۰ هزار تومان بود و امروز هر دلار بیش از ۱۶۰ هزار تومان قیمت دارد. این امر موجب شد تا تورم دوباره افزایش یابد.
در این رابطه مرتضی افقه، عضو هیئت علمی دانشگاه چمران اهواز به خبرآنلاین گفت: اعتراضات دیماه، اعتراضات معیشتی و اقتصادی بود که در ادامه ابعاد دیگری پیدا کرد. بدون تردید مسائل معیشتی، رفاهی و اقتصادی و نیز چشمانداز مبهم برای جوانان مؤثر بوده است. شاید بهتر باشد معترضان را به دو دسته تقسیم کنیم؛ یک گروه که تراکم مسائل مختلف از جمله عوامل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی انگیزه اصلیشان بود و گروهی که اساساً مسئله معیشت دارند. این گروه کمتعداد نیست.
وی در پاسخ این سؤال که «نقش دولت را در وضعیت فعلی چگونه ارزیابی میکنید؟ شما در انتخابات از مسعود پزشکیان حمایت کردید. دولت تا چه حد در سیاستگذاری اقتصادی درست عمل کرده است؟»، گفت: متأسفانه دولت موفق عمل نکرد. آقای پزشکیان از ابتدا مسیر نادرستی در سیاستگذاری اقتصادی در پیش گرفت. او اعلام کرد از متخصصان استفاده میکند، اما عملاً از یک طیف خاص از اقتصاددانان مدافع اقتصاد آزاد بهره برد؛ همان طیفی که بخش زیادی از مشکلات اقتصادی پس از جنگ محصول همان تفکر است. حذف ارز ترجیحی در شرایطی که اقتصاد کشور با تحریم، تهدید خارجی و نااطمینانی سرمایهگذاری مواجه است، بهمعنای وارد کردن شوک ارزی به معیشت مردم بود.
افقه همچنین گفت: من از ابتدا گفتهام اقتصاددانان دستراستی و مدافعان بازار آزاد سهم بالایی در شکلگیری وضعیت موجود دارند. از دهه ۶۰ و بهویژه پس از روی کار آمدن دولت سازندگی، ریل سیاستگذاری اقتصادی تغییر کرد. این طیف با تکیه بر ادبیات شبهعلمی سیاستهایی را پیش بردند که کارایی ندارد. مدافعان بازار آزاد اغلب به واقعیات نهادی و اجتماعی ایران بیاعتنا هستند. اقتصاد یک علم اجتماعی است و نمیتوان آن را صرفاً با فرمولهای مهندسیگونه و انتزاعی تحلیل کرد.
تقریبا یکسوم ارتش اسرائیل
تابعیت دوم دارند
براساس منابع مستند، تعداد کل نیروهای ارتش اسرائیل تقریباً به 176هزار و 500 سرباز فعال میرسد. البته این آمار به جز 300هزار نیروی ذخیرهای است که این رژیم در اختیار دارد و متناسب با شرایط جنگی به بخشی از آنها فراخوان میدهد. نیروی زمینی اسرائیل که شامل پیادهنظام، زرهپوش و توپخانه است، حدود 126هزار پرسنل فعال و حدود 400هزار نیروی ذخیره دارد. اما قطعا اسرائیل تنها رژیمی است که ارتش آن بیشترین تابعیت دوم را دارند.
آمارهای رسمی نشان میدهد در ارتش رژیم صهیونی دستکم 50هزار و 632 نظامی دارای تابعیت دوم یا بیشتر حضور دارند که از این میان، 12هزار و 135 نظامی تابعیت آمریکا را داشته و بیشترین سهم را تشکیل میدهند. همچنین بیش از 6هزار و 100 نظامی با تابعیت فرانسه و بیش از 5هزار نظامی با تابعیت روسیه در این ارتش حضور دارند. حضور گسترده همین نیروهای غربی است که وابستگی امنیتی و عملیاتی این رژیم را آشکار میکند. کاملا روشن است که این ترکیب، نقش نیابتی و کارکرد میدانی این رژیم برای راهبردهای آمریکا را برجسته میسازد.
یکی از دلایل شکست رژیم صهیونیستی در جنگ غزه و نابودی حماس را باید در عدم انگیزه نیروهای نظامی این رژیم به جهت تابعیت آنها به کشور دیگر دانست. بخش زیادی از خانوادههای این نیروها که تابعیت خارجی دارند با شروع جنگ غزه از سرزمینهای اشغالی فرار کردهاند و طبیعی است که انگیزهای برای فرزندان نظامی آنها که تابعیت آمریکا، فرانسه یا روسیه و... را دارند برای جنگیدن وجود نخواهد داشت و این پدیده یکی از معضلات جدی این رژیم در جنگهای آینده خواهد بود.
سایر اخبار این روزنامه
خالیفروشی برجامی به مردم اینبار از زبان معاون وزیر خارجه
انقلابِ 47 ساله راز پیروزیها و غافلگیریها(یادداشت روز)
اخبار ویژه
خدا اینجاست ناو نیوجرسی کجاست؟!(نکته)
گزارش نیویورکتایمز از «امپراتوری اتمی چین»
قبضهای میلیونی گاز برای مشترکان کممصرف خطایی پرهزینه و بازی با امنیت روانی مردم است
آقای پزشکیان! حرف حق خود را با فشار تروریستهای رسانهای پس نگیرید
ایران میتواند با بستن تنگه هرمز باعث فروپاشی اقتصاد آمریکا شود
حمایت شیوخ قبایل عراق از رهبر معظم انقلاب و تأکید بر ادامه مقاومت
شیخ نعیم قاسم: پیروزی انقلاب اسلامی ایران نعمت عظیم الهی بود
برای حفظ قدرت خرید مردم نیازمند اصلاح دقیق دهکبندیها هستیم
دولت آمریکا برای اقدام علیه ایران از حمایت داخلی برخوردار نیست
آقای پزشکیان! حرف حق خود را با فشار تروریستهای رسانهای پس نگیرید
آقای پزشکیان! حرف حق خود را با فشار تروریستهای رسانهای پس نگیرید

