روزنامه جوان
1404/11/27
اعتراف تکاندهنده بلاگر مسافرکش به قتل ملیکا + گفتوگو با متهم
جوان آنلاین: ملیکا اهل قرچک ورامین و دانشجوی ترم آخر رشته گرافیک دانشگاه هنر و معماری پارس، روز سهشنبه هفتم بهمنماه هنگام رفتن به خانهشان ناپدید شد؛ ناپدیدشدنی که دو روز بعد با کشف جسدش در کانال آبی در بیابانهای اطراف فشافویه پایان تلخی یافت. جسد او در حالی پیدا شد که قسمتی از بدنش توسط حیوانات خورده شدهبود. آخرین مسیر ثبتشده؛ از میدان آرژانتین تا جوانمرد قصاب آن روز خانواده ملیکا به پلیس خبر دادند که دخترشان از محل کارش شرکت معروف مواد غذایی در نزدیکی میدان آرژانتین سوار مترو و در ایستگاه جوانمرد قصاب پیاده شدهاست. او از آنجا با یک خودروی سواری عازم خانه بوده که به طرز مرموزی ناپدید میشود. ملیکا پیش از این هر روز همراه پدرش که در ایستگاه متروی نیروهوایی منتظرش میماند به خانه میرفت، اما آن روز به دلیل سرماخوردگی و حال نامساعد، کمی زودتر از محل کار خارج شد. او پس از رسیدن به متروی جوانمرد قصاب تصمیم گرفت با تاکسی اینترنتی به خانه برود، اما وقتی خودروی اینترنتی پیدا نکرد، به راننده یک خودروی سواری که ادعا میکرد، مسافرکش است اعتماد کرد و سوار شد. ارسال لایو لوکیشن پیش از قطع تماس بررسیها نشان داد ملیکا پس از طی مسافتی به رفتارهای راننده مشکوک شده و برای یکی از دوستانش «لایو لوکیشن» ارسال کردهاست. او سپس احساس خطر میکند و با یکی از دوستانش تماس میگیرد، اما حین صحبت و در جریان درگیری با راننده، تلفن همراهش خاموش میشود و دیگر از او خبری به دست نمیآید. کشف جسد در کانال آب در حالی که تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت، مأموران پلیس جسد دختر جوانی را در کانال آبی در اطراف فشافویه کشف کردند. پس از انتقال جسد به پزشکی قانونی مشخص شد پیکر متعلق به ملیکا، دختر گمشده است که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیدهاست. همچنین روشن شد عامل قتل، تلفن همراه، کیف و کارتهای بانکی مقتول را نیز سرقت کردهاست. رد پراید سفید در دوربینها کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت پس از کشف جسد ملیکا، دوربینهای مسیرهای تردد او را بررسی کردند و دریافتند مقتول در یکی از خیابانهای اطراف متروی جوانمرد قصاب سوار خودروی پراید سفیدرنگی شدهاست. مأموران با بررسیهای فنی، شماره پلاک خودرو را به دست آوردند و مشخص شد خودرو متعلق به مردی به نام رامین است. بدین ترتیب رامین تحت تعقیب قرار گرفت و ۱۳ روز بعد در مخفیگاهش در کهریزک بازداشت و به اداره پلیس منتقل شد. کشف آثار خون و انکار اولیه در حالی که آثار خون ملیکا داخل خودروی متهم کشف شد، وی منکر قتل شد و ادعا کرد از سرنوشت ملیکا بیخبر است. او گفت: «وقتی دختر جوان را سوار کردم، مسیر را درست متوجه نشدم. او به من مشکوک شد و بعد از درگیری از خودرو پیاده شد. خون داخل خودرو هم متعلق به خودم است؛ چون به دلایلی رگ دستم را زده بودم و تصمیم به خودکشی داشتم که پشیمان شدم.» اعتراف پس از ۵ روز بازجویی متهم پس از بازداشت تلاش زیادی کرد با تناقضگویی مأموران را فریب دهد، اما در نهایت پس از پنج روز، عصر روز شنبه ۲۵ بهمنماه به قتل ملیکا اعتراف کرد. او برای ادامه تحقیقات در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت. تحقیقات درباره ابعاد دیگر این جنایت همچنان ادامه دارد. گفتوگو با متهم | مسیر را اشتباه رفتم و ملیکا را به قتل رساندمرامین که به عنوان مسافرکش فعالیت میکرد، اعتراف کرد ۱۸ روز قبل در مسیر تهران به قرچک ورامین، ملیکا را به قتل رساندهاست. او ادعا کرد: «مسیر را اشتباهی رفتم، ملیکا اعتراض کرد و با هم درگیر شدیم و او را به قتل رساندم.» رامین، سابقهدار هستی؟
بله، سابقه سرقت دارم. البته سابقهام مربوط به چند سال قبل است. بعد از آن تصمیم گرفتم راه درست را برای زندگیام انتخاب کنم. کار و بارم خوب شد، بلاگر بودم و در فضای مجازی کارهای تبلیغاتی انجام میدادم و وضع مالیام خوب شد. اگر بلاگر بودی، چرا مسافرکشی میکردی؟
مدتی بود به خاطر بیکاری مسافرکشی میکردم. با مغازهداران اسباببازیفروشی در صالحآباد همکاری داشتم. ادمین و مدیر کانالهای تلگرامی و اینستاگرام آنها بودم و درآمدم خوب بود؛ ماهی ۱۰۰ میلیون تومان درآمد داشتم، اما با قطع اینترنت کار و کاسبیام کساد شد. مدتی بیکار شدم و تصمیم گرفتم با خودروی خودم مسافرکشی کنم. متأهلی؟
بله، سه فرزند دارم، اما تنهایی زندگی میکنم، چون مدتی است با همسرم مشکل پیدا کردهام و قصد جدایی داریم. برگردیم به روز حادثه. چه شد که ملیکا را به قتل رساندی؟
من قصد قتل نداشتم. آن روز ملیکا سوار خودرویم شد. حالم خوب نبود و فکر کردم مسیرش باقرشهر است؛ درست متوجه مسیرش نشدهبودم و به همین دلیل به سمت شهرری رفتم. او به من مشکوک شد، برای یکی از دوستانش لایو لوکیشن فرستاد و اعتراض کرد. همزمان تلفنی با یکی از دوستانش صحبت میکرد و میگفت به من مشکوک است. من هم عصبانی شدم، گوشی را گرفتم و با هم درگیر شدیم. با چاقویی که همراهم بود، ضربهای به او زدم و خونین داخل خودرو افتاد. اما پزشکی قانونی اعلام کرده چند ضربه زدهای؟
متهم لحظاتی سکوت میکند. یادم نیست. بعد چه شد؟
وقتی دیدم فوت کرده، ترسیدم. در خودرو را باز کردم؛ کنار یک کانال آب بودم. جسد از خودرو به بیرون پرت شد و داخل کانال آب افتاد. چرا اموالش را سرقت کردی؟
من اصلاً قصد سرقت اموال او را نداشتم. بعد از حادثه، گوشی و کیف و وسایل داخل آن را داخل همان کانال آب انداختم و از ترس به سرعت از آنجا دور شدم. کجا رفتی؟
حالم خیلی بد بود و اصلاً نمیدانستم چه کار کنم. فقط میخواستم از آنجا دور شوم. وقتی به خودم آمدم دیدم نزدیکی شهر قم هستم. از آنجا به کاشان رفتم، اما حالم خوب نشد و عذاب وجدان رهایم نکرد. آنجا اقدام به خودزنی کردم، اما پشیمان شدم و دستم را پانسمان کردم. آثار خونهای داخل خودرو متعلق به ملیکا بود؟
نمیدانم. بعد از قتل خودرو را تمیز کردم و شستم، اما فکر میکنم آثاری مانده بود که متوجه نشدم. البته خون خودم هم داخل ماشین بود. ملیکا خودرو را دربست کرایه کردهبود؟
نه. میخواستم مسافر بزنم و برای اینکه راحت باشد، صندلی جلو نشست، اما مسافر گیرم نیامد و به او گفتم در مسیر مسافر سوار میکنم، اما در مسیر هم مسافری پیدا نشد که حادثه خونین رقم خورد. چند دقیقه بعد از اینکه او را سوار کردی، به قتل رساندی؟
فکر کنم ملیکا حدود نیم ساعت داخل خودروی من بود که به قتل رسید. در این مدتی که فراری بودی، کجا زندگی میکردی؟
روزهایی که قم و کاشان و کهریزک بودم، جایی نداشتم و داخل خودرویم میخوابیدم.
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه
دوباره «از سرزمین نور»
ناتوانی اپوزیسیون در آلترناتیوسازی برای جمهوری اسلامی
این اشباه الرجال فحاش!
نبرد با ایران را درس عبرت ترامپ میکنیم
هشدار آخر به دهکبندی ناعادلانه
تهران روی رگ خواب ترامپ دست میگذارد
اعترافی که پرده از مهندسی اغتشاشات اخیر برداشت
خلأ قهرمان زن در سینما و نمایش خانگی را برجسته کردیم
بازسازی مساجد آسیب دیده در اغتشاشات با «نهضت مردمی گلدستههای ایران» آغاز شد
اعتراف تکاندهنده بلاگر مسافرکش به قتل ملیکا + گفتوگو با متهم
پرسپولیس کوچک ثمره آدمهای کوچک

