تشکل‌ها حلقه اتصال مسئولان و جامعه

همواره یکی از شاخص‌ترین اقشار جامعه، دانشجویان و جوانان کشور بوده‌اند. در این بین عده‌ای دانشجو را فردی می‌دانند که در حال آموزش است و هنوز راه و رسم تصمیم‌گیری را نمی‌شناسد و قبل از هر اقدام یا کنشی در فضای جامعه باید تحصیل خود را به پایان برساند و عده‌ای دقیقا به همین دلیل در حال آموزش بودن، آنها را واجد ویژگی‌های ممتازی می‌دانند که باید با بهره‌گیری از این ویژگی‌ها در جامعه نقش‌آفرین باشند. 16 آذر سال 1332 یکی از روزهایی است که مسئولان کشور، سرکوب را راه‌حل کنترل دانشجو دیدند و عقیده داشتند هنوز فرصت اظهارنظر دانشجویان نرسیده است. در معادلات رژیم پهلوی دانشجویان به حساب نیامدند و در همان زمان بود که اتفاق جور دیگری رقم خورد و نه‌تنها صدای دانشجویان سرکوب نشد بلکه آغازی شد بر متشکل کردن فعالیت‌ها و مبارزات دانشجویان علیه رژیم شاهنشاهی. اتصال با مردم در عین حضور در فضای نخبگانی شاید یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های ممتاز فضای دانشجویی است که هم نگرش کلان، علمی و دقیق به مسائل دارد و هم جامعه را از نزدیک می‌بیند، با درد‌هایش آشناست و برای آنها به دنبال راه‌حل است. شرایطی که در حالت عادی نه خواص از آن برخوردار هستند و نه عوام. لزوم ایجاد و فعالیت تشکل‌های دانشجویی در بهره‌گیری از این شرایط کاملا مشهود به نظر می‌رسد. تشکل‌هایی که هم می‌توانند در اصلاح نگرش مسئولان به مسائل اقدام کنند، هم بدنه جامعه را نسبت به مسائل آگاه کنند یا آنها را نسبت به مسائل توجیه کرده یا به کنش اجتماعی دعوت کنند، اتفاقی که بار‌ها در شکل‌گیری حرکت‌های مردمی و حتی انقلاب‌های سیاسی دیده شده است. تشکل‌های دانشجویی یک فرصت برای کارگزاران جامعه و مردم هستند؛ اگر جامعه نسبت به هدف‌گذاری‌ها و ریل‌گذاری‌های کلان جامعه توجیه باشد، در جهت رسیدن به آن با سرعت بیشتری حرکت می‌کند. کارگزاران جامعه با توجیه کردن فضای دانشگاهی نسبت به این مسائل و به تبع گرفتن نظرات آنها، هم می‌توانند به‌اصلاح طرح‌های خود بپردازند و هم راه آسان‌تری برای همراه کردن جامعه خواهند داشت. از سوی دیگر مردم از طریق تشکل‌ها می‌توانند دغدغه‌ها و نکات خود را به سطوح مدیریتی بالای جامعه منتقل کنند. در این حالت تشکل‌های دانشگاهی به‌مثابه حلقه اتصال کارگزاران و مردم جامعه عمل می‌کنند. حفظ حریت، دخیل نشدن در بازی‌های قدرت و حفظ ارتباط با بدنه جامعه، شرایط لازم چنین کارکردی است.  دعوت از دانشجویان برای حضور در تریبون‌های نمازجمعه و دعوت از مسئولان برای حضور در جمع تشکل‌های دانشجویی را می‌توان ازجمله اقدامات رهبر انقلاب برشمرد تا صدای تشکل‌های دانشجویی با آوای رساتری به گوش کارگزاران و مردم برسد.  بزرگداشت 16 آذر، به شنیدن حرف دانشجویان و تشکل‌های دانشجویی و پاسخ دادن به سوالات آنها است، از تهران تا سیستان‌وبلوچستان، آن‌هم در فضایی آرام و منطقی و با هدف اقناع آنها و بعضا به کار بستن نظرات آنها. باید جایگاه تشکل‌های دانشجویی را شناخت و متناسب با آن عمل کرد. این جمله خطابی است به همه مسئولان جمهوری اسلامی از قوه قضائیه، نمایندگان مجلس و دولت.  در بعضی از موارد مشاهده شده است مسئولی یک‌ساعت در مدح روحیه نقادی دانشجو سخنرانی می‌کند، اما 15 دقیقه وقت در اختیار همان دانشجوی نقاد قرار نمی‌دهد تا او را نقد کند.  مستند به مرامنامه قدیمی‌ترین تشکل دانشجویی در انقلاب اسلامی (دفتر تحکیم وحدت)، جنبش دانشجویی از همان آغاز انقلاب اسلامی، کنشگری اجتماعی را به‌عنوان یک تکلیف در کنار علم‌آموزی برای خود در نظر گرفته و در راستای آن عمل کرده، البته گاه به بیراهه کشیده شده است. در این شرایط دادن جایگاه مقتضی به دانشجو و طمع نکردن در جایگاه آن می‌تواند بسترساز ایجاد یک جامعه ایده‌آل شود.