سعه‌صدر آیت‌الله مهدوی کنی مثال‌زدنی بود

دکتر مصطفی کواکبیان دبیرکل حزب مردم‌سالاری در برنامه نبض دانشجوی شبکه خبر به بیان خاطرات دوران دانشجویی خود پرداخت.
متن کامل این گفت و گوی تلویزیونی به شرح زیر است.
چه سالی وارد دانشگاه شدید؟
من سال1361 وارد دانشگاه امام صادق شدم و تقریبا سال 1370 هم وارد دانشگاه تربیت مدرس شدم.

آیا خوابگاهی بودید؟
خیر. من سال 61 متاهل بودم.  من بیست ساله بودم که ازدواج کردم به همین خاطر شب‌ها اجازه داشتم که به منزل بروم
پس با بچه‌های خوابگاهی نشست و برخواست نداشتید؟
برای مباحثه دروس اتاق داشتیم اما من فقط شب‌ها نمی‌ماندم
آشپزیتون چطور بود یا الان چطوریه؟
واقعیتش در حد املت و نیمرو بلدم!
بدترین اذیتی که کردید و الان یادتون میاد می‌خندید چه بوده است؟
بعضی اساتید برخی نکات می‌گفتند که ما برای آن‌ها نامه می‌نوشتیم بعد یکی دوتا از اساتید موقعی که نامه را می‌خواندند بقیه را نمی‌خواندند! خاطرم هست که یکبار یکی از اساتید نامه را وقتی دید و خواند گفت: خب این هم که به ما مربوط نیست و آن را کنار گذاشت! در حالی که نامه به او مربوط بود.
خدا رحمت کند آیت‌الله مهدوی کنی را ایشان یکی از خصوصیاتشان سعه صدر زیادشان بود سعه‌صدر آیت‌الله مهدوی کنی مثال‌زدنی بود. یکبار به محضر ایشان رفتم و گفتم ما دیانت و اخلاق  و معنویت و معارف دینی را از شما یاد گرفته و می‌گیریم اجازه بدهید در مسائل سیاسی یک مقدار مثل شما فکر نکنیم بعد یک دفعه تغیری کردند و گفتند: چی می‌گی آقای کواکبیان؟ چرا یک مقدار من می‌خواهم افکار مختلفی باشد و مثل ما فکر نکنید و ما همان بحث معنویت  و اخلاق را لازم داریم و برای شما می‌خواهیم.
اگر بخواهید یک خاطره‌ای که همیشه خنده‌تان می‌گیرد و با افرادی که الان هم صاحب منصب هستند چه چیزی را می‌گویید.
دانشگاه امام صادق استخر داشت. یک زمان مشخصی به دانشجویان اختصاص داشت. یکبار ما خارج آن زمان رفتیم. یک حاج آقا مباشری بودند که مسوول امور دانشجویی بودند. ایشان مراقب بودند که راس ساعت از استخر خارج شوند. من کنار استخر دراز کشیده بودم گفتم حاج آقا مباشری با اجازه بعد پریدم تو استخر! ایشان خیلی عصبانی شدند و نامه‌ای نوشتند و در پرونده‌ام قرار دادند. فردا از بلندگو اسمم را صدا کردند که به دفتر معاونت دانشجویی بروم آن زمان آیت‌الله باقری کنی بودند که خداوند به ایشان سلامتی بدهد و همچنین حاج‌آقا علم‌الهدی و بعضی مسئولان دیگر که نام نمی‌برم. گفتم مشکل چیست؟ گفتند حاج آقا مباشری برای شما کمیته انظباتی تشکیل دادند و می‌خواهند شما را اخراج کنند. از من پرسیدند چیکار کردی گفتم در آب پریدم! آن‌ها هم احساس کردند که تشکیل جلسه بی‌مورد و بیهوده بوده است.
بعضی از فارغ‌التحصیلان از لحاظ گرایش سیاسی با هم تفاوت دارند اما سوال اینجاست که آیا این رفاقته هنوز هست؟
بله. واقعیت این است که دوستان خوبی داشتیم و باهم اختلاف سلیقه هم داشتیم مثلا حاج آقا مصطفی میرلوحی که داماد آیت‌الله مهدوی کنی هستند با ما همکلاسی بودند بسیار به هم دیگه احترام می‌گذاریم و رفت و آمد داریم با هم مشکلی نداریم..
چندتا واژه میگم لطفا نظرتان را در حد یک کلمه بگویید.
آیت‌الله مهدوی کنی: استاد اخلاقی که من معتقدم اگر نیمچه جوهره تقوا و پرهیزگاری در وجود ما باشه از ایشان دارم.
دانشگاه امام صادق: مرکزی که می‌تواند در جهت تخصیلات روز و امورحوزی و ذخیره‌سازی امور معنوی جای خوبی باشد
مصطفی کواکبیان: من سعی می‌کنم همیشه شفاف باشم. همینی که مثل الان می‌بینید. اصلا محافظه‌کاری و دو پهلو صحبت کردن سعی کردم در وجودم نباشد.
نبض دانشجو: برنامه خوبی است که امیدوارم همیشه در حرکت باشد و در عین هویت مستقل باید در جامعه از مسائل و مشکلات مردم با خبر باشد.