تبعات اجتماعی پدیده پولشویی در سینما در گزارش «همدلی» سینما علیه مردم

همدلی| گروه اجتماعی: در جشنواره فیلم فجر بود که، بار دیگر زمزمه ماجرای پولشویی در سینما بالا گرفت. بالاخره در یکی از نشست های خبری این جشن بود که خبرنگاری از یکی از تهیه کنندگان درباره تامین مالی فیلمش پرسید. اینکه سرمایه فیلم مورد نظر را از کجا تامین کرده و ... هرچند در این نشست خبری این تهیه کننده بود که خبرنگار پرسشگر را تهدید به شکایت کرد؛ با این حال آنچه آشکار است اینکه به گفته یک جامعه شناس، پولشویی آن هم در قلمرو فرهنگ از آن رو باید جدی گرفته شود که نشان دهنده وجود یک بیماری اجتماعی مرموز، مزمن و پیش رونده در لایه های پنهان جامعه است. به گفته امان الله قرایی مقدم از همین روست که باید این موضوع توسط جامعه شناسان مورد واکاوی و بررسی قرار گیرد. امان‌الله قرایی مقدم در گفت‌وگو با همدلی تبعات اجتماعی رویدادهایی از این دست را فعال کردن گسل‌های اجتماعی دانست و گفت: باید در نظر داشته باشید که یک سر این ماجرا انحصار و پولشویی عده‌ای قلیل تحت نام تهیه کننده، گالری‌دار و... است و سر دیگر، انبوه مردمی است که پولشان دائما به یغما می‌رود؛ برای نمونه می‌توان به اختلاس از صندوق فرهنگیان و احتمال ورود سرمایه این صندوق به شبکه سریال خانگی اشاره کرد. با‌این اوصاف اگر سینما بخواهد این مسیر را ادامه دهد این بیماری به سایر ابعاد این حوزه و قلمرو فرهنگ سرایت می‌کند و اگر چنین شود، آن زمان می‌توان از اصطلاح «سینما علیه مردم» سخن گفت. در چنین شرایطی مردم نیز این حق را دارند که علیه این سینمای منحرف و جعلی قیام کنند.
بحث ورود پول های کثیف به سینمای ایران بحثی تازه نیست و به گفته برخی آگاهان، سابقه آن به سال‌های پیش از انقلاب بازمی‌گردد، با این همه پس از انقلاب تا سال‌ها به دلیل شرایط موجود در کشور و سینما عملاً عرصه‌ای برای ورود پول کثیف به سینما وجود نداشت. با آغاز دولت احمدی نژاد بود که اوضاع در این حوزه تا حدود زیادی تغییر کرد. افزایش رشد نقدینگی و به تبع آن افزایش تورم، بحث تحریم‌ها و کمبود منابع مالی و عدم سرمایه گذاری درسینما از یک سو و دادن مجوز بانک‌ها موسسات خصوصی، شخصی‌سازی بانک مرکزی و دست‌اندازی به منابع صندوق‌های بازنشستگی و... از سوی دیگر باعث شد تا انحصارگرایان به فکر جایی امن برای پاک‌سازی پول‌های کثیف خود بیفتند. حوزه فرهنگ تا مدت‌ها می توانست پوششی مناسب برای این امر باشد. از این رو در این دوره درآمدهای نامشروع سرمایه‌گذاری در سینما و شبکه خانگی به عنوان یکی از راهکارهای پولشویی مد نظر قرار گرفت و به گفته منتقدین فعالیت فرهنگی را وارد عصر تازه‌ای کرد.
امان‌الله قرایی به همدلی گفت: آن چه واضح است اینکه سیاست‌های غالب اقتصادی در کشور ما تابع جریان آزاد تجارت جهانی است. خصوصی‌سازی افسارگسیخته به خصولتی سازی یا شخصی‌سازی اقتصاد انجامیده و طبقات اجتماعی دستخوش دگرسازی‌های بنیادینی گشته است. به عبارتی در سیاست و اقتصاد دچار نوعی تناقض شده‌ایم. در حالی که ایدئولوژی ما بر ستیز با نظام امپریالیسم جهانی (بخوانید آیین سرمایه داری) بنا شده، اما در اقتصاد داخلی این مولفه‌های اقتصاد امپریالیستی است که در حال اجرا است. به گفته برخی اقتصاددانان این پیروی از مولفه‌های صندوق بین المللی پول و بانک جهانی به افسارگسیخته ترین شکل ممکن در حال اجرا است. از‌سویی ما با نوعی تناقض در ماجرای پولشویی در سینما نیز مواجه‌ایم، آنجا که سریال شهرزاد در محتوا تلاش می‌کند تا ایده‌های از دست رفته «برابری»، «آزادی»، «عدالت توزیعی» و ... را بازنمایی کند، خبر می‌آید سرمایه‌ای که این نمایش عدالت و برابری را ممکن ساخته از صندوق رو به احتضار فرهنگیان به یغما رفته است.
این جامعه شناس در ادامه با بیان اینکه تبیین چنین تناقضاتی، برای ارائه تصویری درست از لایه‌ها و طبقات اجتماعی ایران در مواجه با پولشویی، اختلاس، فساد سیستماتیک و... ضروری است، افزود: بی‌اعتمادی عمودی (به معنی بی‌اعتمادی که بین مردم و دولت ایجاد می‌شود) اولین نتیجه مخرب چنین تناقضاتی است. پولشویی در سینما مردم را نسبت به سینما و فرهنگ بی‌اعتماد می کند. شما آمار سال گذشته مرکز آمار ایران را ببینید تا متوجه سخن من شوید. در سال 96 حدود 81 درصد مردم به سینما‌ها نرفته‌اند! نمی‌خواهم آسمان ریسمان ببافم ولی در تبیین و واکاوی‌های اجتماعی، ما با وضعیتی علی و معلولی و زنجیره‌وار مواجه‌ایم.
قرایی‌مقدم افزود: نحوه بیرحمانه اختلاس و پولشویی‌های ناشی از رانت و انحصارگرایی چند سال گذشته نتیجه یک اصل کلی است که هم به دولت مربوط است و هم به مردم. بسیاری از ما مردم نیز سود کوتاه مدت به هر طریقی را اولویت زندگی‌مان قرار داده‌ایم؛ در این مورد داده‌ها بسیار است. خرید ارز و سکه و احتکار گوجه فرنگی تنها مواردی از این دست است. به گفته مسئولان بعد از برجام اقتصاد کشور 8 درصد رشد داشت اما از آنجایی که سرمایه‌ها روانه بخش تولید نشد و توزیع ثروت به درستی انجام نگرفت، برای طبقات فرودست، اگر نگوییم وضع بدتر از قبل نشد، بهبود نیز نیافت. ببینید مردم طبقات فرودست در حالی اخبار پولشویی‌ها درحوزه فرهنگ را می شنوند که بسیاری از آنها امنیت غذایی شان را از دست داده‌اند. در حالی آنها خبر آزاد شدن یکی از بدهکاران کلان بانکی را با وثیقه چند صد میلیاردی می‌شنوند که به علت شوک قیمتی در حوزه مسکن نمی‌توانند خانه‌ای حتی در حومه شهر اجاره کنند! با‌این‌همه وقتی یک خبرنگار در نشست خبری جشنواره فیلم فجر به یک تهیه کننده می‌گوید درباره سرمایه فلان فیلم باید به مردم جوابگو باشد با این برخورد زننده تهیه کننده مواجه می شود که در صورت ادامه پرسشگری این خبرنگار را تحت پیگرد قضایی قرار می‌دهد. این تهیه کننده باید بداند که جامعه پرسشگر شده و این نه تنها پرسش آن خبرنگار که پرسش خیل عظیمی از جوانان این وطن است.
اگر در آمریکای شمالی و بخش‌هایی از اروپا در چند دهه پیش، پولشویی از طریق کلوپ‌ها و قمارخانه‌های آن کشورها انجام می شد، حالا در ایران کار به جایی رسیده که این مناسبات پنهانی در پس پرده نقره‌ای و بخش‌هایی از فرهنگ در حال انجام است. این تناقض برای ما ملت گروتسک است. هم تراژدی است و هم کمدی. باید هشدار داد اگر جلوی چنین روندی گرفته نشود و پول مشخص کننده همه مناسبات و از جمله ایدئولوژی غالب باشد، در آینده ما با خطر فوران گسل‌های بین طبقاتی مواجه خواهیم شد و این پدیده‌ای هولناک است. ببینید چنین روندی بی تردید مزمن و پیش‌رونده است. حال سوال من این است چرا با عاملان صندوق فرهنگیان برخوردی سزاوار انجام نشد؟
به گفته قرایی مقدم پرسش از آن تهیه کننده نه پرسش یک خبرنگار که مطالبه بخش بزرگی از جامعه ایرانی است. آنها در پولشویی‌هایی از این دست، رانت انحصار گرایی و مغاک شکاف طبقاتی را می بینند.