میکروفن باز تا بهارستان بعدی!

امید مافی‪-‬ باز هم جماعتی احساس تکلیف کردند و به سرعت خود را به فرمانداری‌‌ها رساندند تا زبانمان لال کارها روی زمین نماند و مجلس همچنان عصاره ملت باشد و احساس خدمت‌رسانی به خلق، در سرمای گداکش این حوالی هوایی بخورد.
دوست نداریم با عینک بدبینی به اتفاقات بنگریم اما این سوال را می‌توانیم بپرسیم که چگونه نمایندگان آتی در بهارستان حال خانه ملت را عوض خواهند کرد؟
خانه ای که حال خوشی ندارد و مدت‌‌هاست میکروفن‌‌هایش بسته نمی‌شود تا مانور برخی وکلایی که از حالا دلشان بهارستان بعدی را می‌خواهد ناتمام نماند.تا بساط استیضاح فلان وزیر پهن گردد و نمایندگان منتقد زیر فلاش دوربین‌‌ها بیشتر دیده شوند.
هر چه باشد تا اسفند زمان زیادی نمانده و پلک بهم بزنند باید مچ در مچ بیندازند و برای چشیدن طعم پیروزی طرح‌‌های بکرتر(!)رو کنند تا صندوق‌‌ها به پیام آوران شادی بدل گردند و بن بست فراروی شیفتگان خدمت قرار نگیرد.


بی تعارف اما در چنین شرایطی اینکه برخی باد در غبغب بیندازند و پشت تریبونِ جذاب ساختمان هرمی‌با سگرمه‌‌های درهم رفته وعده دوختن زمین به آسمان را دهند نه‌تنها دلچسب و روحبخش نیست،بلکه نشان می‌دهد فلان نماینده مجلس هنوز نمی‌داند اوضاع از چه قرار است و مردم چگونه در این سال‌‌ها با سیلی صورت خود را سرخ نگه
داشته‌اند.
به همین پایتخت آلوده خوب نگاه کنید.شهری درندشت که به گفته یک مقام مسوول عمر بیمارستان‌‌هایش به بیش از صد سال می‌رسد و مرگ از دیوار شفاخانه‌‌هایش می‌بارد،شهری که ترافیک جانخراشش روی اعصاب رژه می‌رود و هوای پاکش سال‌‌هاست به یغما رفته،شهری که حسرت نوشیدن یک جرعه آب خوش را بر دل خویش گذارده است و شهری که اهمال منفعت طلبان و ندانم‌کاری‌‌ها، خوابش را ربوده،اینک بیش از هر اکسیری به وکلایی نیاز دارد که جنم داشته باشند.
نمایندگانی که فارغ از هر گونه مانور تبلیغاتی روزه سکوت خود را بشکنند و بی آنکه در جلد پوپولیست‌‌ها فرو روند و تنها با وعده‌‌های خود جامعه را تب آلودتر کنند و با نواختن دولت فاتح قلوب لقب بگیرند، فریاد مظلومیت شهر بی پرنده و بی آسمان را به گوش‌‌ها برسانند.
اصلا کاش می‌شد پی برد حضراتی که احساس تکلیف کرده و به قول خود از ترس آخرت به عرصه آمده اند تا چه اندازه با دردهای بی‌درمان توده قرابت دارند و چگونه قوه مقننه را به جایی برای تصویب قوانین کارآمد که منتج به حل معضلات خواهد شد بدل می‌کنند؟
تا روز موعود چیزی نمانده.یعنی بهارستانِ خسته از روزمرگی‌‌ها می‌تواند با وکلای جدید خود کمی‌نفس تازه کند؟یعنی می‌توان از دقیقه اکنون به مجلس یازدهم به چشم پارلمانی تاثیرگذارتر با ساکنانی بادرایت تر که قرابت بیشتری با موکلان خود خواهند داشت نگریست و امیدوارانه به افق‌‌های پیش رو خیره شد؟
گذر زمان همه چیز را روشن خواهد کرد.