الزامات قوی شدن

غلامرضا ظریفیان
فعال سیاسی اصلاح‌طلب
تأکید رهبری انقلاب در جمع فرماندهان نیروی هوایی مبنی بر اینکه «ضعیف بودن، دشمن را تشویق به اقدام خواهد کرد و برای آنکه جنگ نشود و برای آنکه تهدید تمام شود، باید قوی شد»، مؤلفه‎های مهمی را در خود جای می‎دهد.  قوی شدن، ارتباط مستقیمی با اقتدار ملی دارد که در نگاه کلان، می‎توان در دو سطح به آن پرداخت. بخش مهم از این نگاه نرم افزاری است و بخش دیگر آن به قدرت سخت افزاری باز می‎گردد.
رضایتمندی جامعه؛ نخستین و مهم‌ترین عامل قوی شدن است که در دسته نرم افزاری جای می‎گیرد. در ذهن و روح جامعه این احساس باید وجود داشته باشد که یک نظام تمام تلاش خود را برای رفاه، ساماندهی نظام معیشتی و فرهنگی مردم انجام می‌دهد. یکی از مؤلفه‎های اقتصادی که رهبری هم به آن اشاره کرده‎اند تاب آوری اقتصادی است. به میزانی که جامعه تاب آور شود، توان مقابله با مشکلات را پیدا می‎کند، گردش اقتصادی متکی به تولید و استعداد ملی می‎شود، اقتصاد ملی فعال می‎شود و معیشت بهبود می‎یابد و از سوی مقابل رانتخواری و فساد کاهش یافته و جامعه در ذهن خود احساس رضایت می‎کند. حق تعیین سرنوشت؛ دومین مؤلفه‎ قوی شدن است. با وجود این حق، جامعه احساس می‎کند که در تعیین سرنوشت خود نقش اصلی را ایفا کرده و از این ظرفیت برخوردار است که دست به گزینش زده و نظام مدیریتی و تقنینی را با آگاهی و آزادی کامل انتخاب کند. حتی اگر در انتخاب خود نیز اشتباه کند، انگشت اتهام به سوی کسی دراز نخواهد کرد. حضور جامعه برای تعیین سرنوشت خود به میزانی که این حضور را واقعی، عینی و آگاهانه و آزادانه ببیند به اقتدار ملی جامعه کمک می‎کند.
تکیه بر دانش؛ سومین مؤلفه قوی شدن است. به میزانی که مدیران یک جامعه، مسئولان دانشگاه و سایر مقامات از دانش روز، ملی و جهانی برخوردار باشند، هم موجب افزایش بهره‎وری می‌شود و هم خطاها و اشتباهات سیستمی کاهش می‌یابد. از سوی دیگر اندیشمندان و نخبگان احساس مشارکت جدی در ساخت جامعه می‎کنند و عالمان نقش اصلی را ایفا کرده و کسانی که از صلاحیت برخوردار نیستند، به حاشیه رانده می‎شوند.
زیست اخلاقی؛ مؤلفه چهارم قوی شدن است. جامعه در کنار اینکه خود احساس کند در تعیین سرنوشت مؤثر است، نظام اقتصادی بهره‎ور است و ارزش افزوده با تکیه بر کار و داد و ستد ایجاد می‎شود نه رانت و فساد و نظام مدیریتی کشور هم در مسیر علم و دانش در حال رشد است، یک نظام اخلاقی را رقم می‎زند. صداقت، امانت‎داری، انتخاب اصلح و توزیع عادلانه منابع و کاهش دروغ و نیرنگ و حیله به رضایت جامعه کمک خواهد کرد.
همه این مؤلفه‎ها اگر در کنار هم باشند، به انسجام و اقتدار ملی منجر خواهند شد که پشتوانه عظیم قدرت ملی است.
اما همین 4 بخش نرم افزاری باید با قدرت سخت افزاری حمایت شوند. یکی از ابعاد تکنولوژی که تجربه بشری آن را تأیید می‎کند، تقویت بنیه نظامی است که اگر با نظام اخلاقی و فرهنگ صلح جویانه عجین شود، نتایج مطلوبی را به همراه خواهد داشت. همان نتایجی که از منظر اسلام هم درست و قابل پذیرش است. مفهوم اسلام، صلح و سلم و پذیرش است و از همین روی اقتدار نظامی کشور ما متکی بر پیشگیری خواهد بود و تقویت آن موجب می‎شود که هیچکس به مرزهای این کشور طمع نکند.
با این تفاصیل، نقش اصلی همیشه با نرم افزار است که با تکیه بر دانش و اخلاق نقش اصلی را ایفا می‎کند. وقتی این امر حاصل شد طبیعی است که نیاز به سخت افزارها و سازوکارهای مناسب داریم تا بر توانایی‎های نظامی برای بازدارندگی طمع دشمنان تکیه شود. اساساً کشورهایی که به دنبال تقویت نظامی خود هستند اگر به نرم افزارها توجه نکرده و صرفاً به سخت افزار بسنده کنند نمی‎توانند اقتدار جامعه را تضمین کنند.