ضرورت رفع تبعیض از كنكور

یكی از مهم‌ترین مقاطع زندگی شهروندان امروزی پس از اخذ دیپلم شرکت‌کردن در امتحان كنكور است. تمام كسانی كه فرزند دارند، می‌دانند كه اهمیت این مقطع برای فرزندان آنان و نیز پدر و مادر چقدر است؟ گویی كه نهالی را 12‌سال پیش كاشته‌ و 12‌سال آن را نگهداری كرده‌اند و امروز منتظر برداشت محصول آن هستند. محصولی كه سرنوشت آینده او را نیز تعیین می‌كند و از یك منظر، آغاز ماجرا و ویژگی‌های یک زندگی تا ده‌ها‌ سال بعد است.
حال اگر به هر دلیلی نوعی بی‌عدالتی و تبعیض ناروا در این مقطع حساس، مشاهده شود، به‌طور طبیعی جوانان مشارکت‌کننده و حتی دیگر جوانان و خانواده‌هایشان نیز دچار سرخوردگی و ناامیدی می‌شوند. واقعیت این است كه اخبار موجود نشان می‌دهد نوعی از تبعیض بسیار ناروا در جریان پذیرش دانشجو در كنكور سراسری وجود دارد كه موجب عصبانیت و ناامیدی جوانان و خانواده‌هایشان شده است.
وجود سهمیه‌های خاص و ویژه ریشه این نابرابری و تبعیض است. اگرچه وزارت علوم اعلام كرده كه درصدد حذف و ادغام سهمیه‌ها است و بسیاری از آنها را حذف خواهد كرد و پیشنهاد آن را به شورای‌عالی انقلاب فرهنگی داده است، ولی این اقدام حتی اگر انجام هم شود، كافی نیست.
وزارت علوم و سازمان سنجش كشور باید در نخستین فرصت فهرست پیشنهادی زیر را منتشر كنند. فهرستی كه شامل ضعیف‌ترین رتبه پذیرفته‌شده در هر رشته، دانشگاه، دوره (شامل روزانه، پردیس خودگردان)، منطقه (1، 2 و 3)، سهمیه 25‌درصد و 5‌درصد، خانواده شهدا و... باشد، تا معلوم شود چه كسانی و با چه رتبه‌ای در رشته‌های دانشگاهی قبول‌شده‌اند. اجازه دهید وضعیت یكی از مهم‌ترین رشته‌های كشور یعنی پزشكی را در ‌سال 1398 در یکی از دانشگاه‌هایی كه پردیس خودگردان هم دارد، با هم مرور كنیم. بدترین رتبه قبولی در آن از منطقه یك 655، از منطقه دو 888 و از منطقه سه 3849 بوده است. این رتبه‌ها برای پردیس خودگردان این دانشگاه به ترتیب 2936، 4477 و 6353 است. در مورد ایثارگران 5‌درصد تفاوت چندانی ندارد و رتبه‌های 823 و 5489 است كه در چارچوب موجود قرار دارد، ولی در ردیف ایثارگر 25 درصد، رتبه‌ها به 22هزار و 80هزار می‌رسد كه به‌طور آشكاری بسیار تبعیض‌آمیز است، حتی اگر آنان در پردیس خودگردان تحصیل و هزینه خود را پرداخت كنند، به ویژه اینكه پردیس‌های خودگردان فقط یك نام است و همه دانشجویان در كنار یكدیگر درس‌می‌خوانند.


كلاسی كه مجموعه‌ای از دانشجویان با کمترین رتبه 888 و بدترین با 80هزار تشكیل شود، حتما عوارض گوناگونی ایجاد خواهد كرد. نكته مهم‌تر این است كه دانشگاه‌ها باید این امكان را فراهم كنند تا درباره روند تحصیلی این دانشجویان و مقایسه آنها با یكدیگر مطالعه صورت گیرد. آیا ممكن است دانش‌آموزانی با این حد از رتبه نازل و ضعیف بتوانند در رشته‌های مورد نظر موفق شوند؟ اگر بلی، پس این همه امتحان و رتبه‌دادن چه معنایی دارد؟
وزارت علوم و سازمان سنجش وظیفه اخلاقی و حرفه‌ای دارند كه فهرست مزبور را در اختیار افكار عمومی قرار دهند.