قاصدک 24
بلیط هواپیما سفرمارکت

‏«کاجو» راه ندارد ‏

[سوگل دانایی] کمتر از ۱۰نفرند، سنگ‌ها و صخره‌های قلدر را که سد راه شده‌اند، با چکشی بزرگ قطعه قطعه می‌کنند و کنار می‌زنند. تا ‏چشم کار می‌کند، همه جا را سنگ‌های سفیدی پوشانده که مجال کار نمی‌دهند. چند نفر با بیل به جان‌شان افتادند و سنگ‌ها را ‏به گوشه هدایت می‌کنند. پیرمردی مقابل دوربین می‌گوید:   «مسئولان باید بیایند و جاده ما را درست کنند، ما گرسنه مانده‌ایم، ‏لااقل یک بولدوزر به ما بدهید، اگر کار را این‌گونه ادامه دهیم، باید تا دو‌سال دیگر کار کنیم، راه ارتباطی نداریم، گرسنه‌ایم این ‏چند روز فقط خرما خورده‌ایم. بدبخت شده‌ایم، بیچاره‌ مانده‌ایم.»
ادا کردن واژه‌های بدبخت شده‌ایم و بی‌چاره‌ مانده‌ایم، زبان ‏بلوچی و فارسی نمی‌شناسد، زیرنویس هم نمی‌خواهد که بفهمی پیرمرد چه می‌گوید، کیست که نتواند تشخیص دهد، او دایم تکرار ‏می‌کند، «ما بدبخت شدیم، بی‌چاره شدیم.» ویدیوی صحبت‌های مرد بلوچستانی منطقه کاجو چند روزی است که در فضای مجازی ‏دست به دست، پخش و قطع می‌شود، اما صدای را‌ه‌های ارتباطی ما قطع شده، ما گرسنه مانده‌ایم، حتی وقتی ‏ویدیو سکوت کرده
هم تکرار می‌شود. ‏ قصر قند دریا شد ‏
از ابتدای فروردین ماه، قصر قند، سه بار دریا شد. سیل سه بار آمد و هربار آن‌قدر در گوشه‌گوشه شهر می‌نشست تا به همه چیز ‏ضربه بزند اول به آب،  بعد به برق و بعد هم به راه‌های ارتباطی. سیل، زمین‌های کشاورزی را در خود کشید و محصولات را نابود ‏کرد. تهدیدی شد برای دیوار حفاظتی شهر و نگرانی اضافه برای مردمی که گوش‌شان تازه داشت به شنیدن کرونا عادت می‌کرد و ‏می‌بایست در میان آن همه آب به فکر شست‌وشوی مکرر دست‌ها و صورت خود هم باشند.‏

‏ ‏
سیل دی ماه، راه‌های ارتباطی را نابود کرده بود
در همین آمدوشد باران بود که خبر رسید، ۳۰روستای شهرستان که به‌دلیل همجواری با رودخانه کاجو به منطقه کاجو ‏معروف‌اند، راه ارتباطی خود را به مرکز قصر قند از دست داده‌اند. راه ارتباطی روستاهای کاجو در بستر رودخانه بود. رودخانه که ‏طغیان کرد و بالا آمد به راه‌ها رحم نکرد، آنها را بلعید و نابود کرد.
ویدیوهای مختلف از کاجو که با کوهستان و رودخانه احاطه شده اما نشان می‌داد که اهالی منطقه از این قطع ارتباط به تنگ ‏آمده‌‌اند و می‌خواهند کاری کنند، سنگ‌ها را می‌شکنند تا بتوانند مسیر فرعی منطقه به مرکز قصر قند را فعال کنند. «از دی ماه ‏که در منطقه دشتیاری سیل آمد،  مسیر ارتباطی این منطقه مسدود شد، مسیر ارتباطی این منطقه در بستر رودخانه قرار ‏گرفته است، گاهی که آب کم و زیاد می‌شد مردم می‌توانستند به قصر قند تردد کنند، اما سیل سه هفته قبل در منطقه، وضع ‏را‌ه‌های ارتباطی را بدتر کرد و راه ارتباطی بالغ بر ۳۰روستای منطقه به مرکز شهرستان قصر قند به‌طورکلی از دست رفت.» ‏یاسین زین‌الدینی، فعال اجتماعی در منطقه کاجوی قصر قند است. او اینها را می‌گوید و اضافه می‌کند که این ۳۰روستا حدود ‏‏۸ تا ۱۰‌هزار نفر جمعیت دارند و این جمعیت اکنون در تأمین آذوقه و مواد غذایی و مایحتاج خود دچار مشکل‌اند. «از هر روستا، ‏هر روز یک نفر مأمور می‌شود و از بستر رودخانه خودش را به قصر قند می‌رساند تا مواد غذایی برای اهالی که به او سفارش دادند ‏تهیه کند. این روزها ما هم از بعضی ستادهای توانمندسازی در تهران کمک گرفتیم برای تأمین آذوقه اهالی، به‌طور مثال آرد ‏تهیه کردیم و با سهمیه‌بندی توانستیم به دست اهالی منطقه برسانیم.» ‏
‏ ‏صدایمان به جایی می‌رسد؟
از دست رفتن راه ارتباطی این منطقه مشکل تازه اهالی نیست، باران‌های موسمی سال‌های گذشته هم، بستر رودخانه را پر ‏و منطقه کاجو را از دسترس خارج می‌کرد. به‌حدی که مسئولان برای تأمین مایحتاج این منطقه با بالگرد راهی می‌شدند تا ‏بتوانند نسبت به وضع اهالی آگاه شوند. «مسدود شدن راه‌های ارتباطی پیشتر هم برای اهالی اتفاق افتاده بود، در سیل قبلی ما ‏اطلاع‌رسانی کردیم و از مردم شهرهای دیگر هم کمک خواستیم اما این بار به دلیل شیوع کرونا، نشد که از شهرهای دیگر کمک ‏بخواهیم زیرا ترسیدیم فرد مبتلایی بیاید و کسی در منطقه کرونا بگیرد. وضع جاده‌ای هم که مشخص است، یک نفر از ‏اهالی بگیرد، مشکلات دوچندان می‌شود.» زین‌الدینی ادامه می‌دهد:   «پیشتر هم برای مردم منطقه چنین چیزی پیش آمده بود ‏اما آنها همیشه برای سه تا چهارماه خود آذوقه انبار می‌کردند، آنها قبلا تصور می‌کردند که اگر در این‌باره شکایتی کنند، صدایشان ‏به جایی نمی‌رسد و توقعی هم از نهادهای دولتی نداشتند.» اهالی کاجو اما این روزها تنها حق شهروندی خود را طلب می‌کنند، ‏حقی اولیه که برای رسیدن به آن به مدد نهادهای مختلفی نیاز است. ‏ راهی که فاصله‌ها را بیشتر می‌کند ‏
راهی که اهالی مشغول مجهز کردنش هستند، راهی فرعی به مرکز قصرقند است. راه فرعی که برای کم کردن مشکلات ساخته ‏شده اما برای کم کردن فاصله‌ها نه. «راهی که اهالی با دست مشغول ساخت آن هستند، در روستای میرآباد است. راهی فرعی که ‏ابتدا باید از شهرستان سرباز عبور کند و بعد به منطقه قصر قند برسد، این راه تنها روستای میرآباد را به قصر سرباز و بعد قصر ‏قند می‌رساند و شامل باقی روستاهای منطقه کاجو نمی‌شود. اگر راه واقعی این منطقه حدود ۲۰ کیلومتر بوده باشد، این راه فرعی ‏حدود ۲۵۰ کیلومتر است، یعنی حدود ۱۰ برابر آنچه باید باشد. این در حالی است که این راه تنها برای خود روستای میرآباد ‏است و نه سایر روستاهای منطقه کاجو.» زین‌الدینی این جملات را درباره تصاویر ساخت جاده‌های فرعی که در شبکه‌های ‏مجازی دست به دست می‌شود می‌گوید و تأکید می‌کند، این جاده تنها برای روستای میرآباد است.  این جملات درحالی ادا ‏می‌شود که فاصله آخرین روستای منطقه کاجو تا مرکز قصر قند حدود ۴۵کیلومتر است. این فاصله قرار بود سال‌ها پیش به جاده ‏تبدیل شود، در زمانی که هنوز قصر قند شهرستان نشده بود. آن روزها حدود ۵کیلومتر از این مسیر به صورت جاده کوهستانی ‏احداث شد اما به مرکز قصر قند متصل نشد، باقی این کیلومترها هم تنها سنجیده شدند، بدون آنکه برای کم کردن آنها اقدامی ‏شود. این روزها این ۵کیلومتر هم عملا کارآیی برای اهالی ندارد، نه مقصدی دارد و نه مبدأ مشخصی. ‏ برای برون رفت از این وضع، بودجه ملی نیاز است ‏
فرماندار قصرقند در همان روزهای اولی که سیل شهر را پوشانده بود در گفت‌وگو با «شهروند» اعلام کرده بود که آب راه‌های ارتباطی ‏کاجو را در برگرفته است. او امروز هم با تأیید تمام ویدیوهای منتشر شده از این منطقه می‌گوید مشکل راه‌های ‏دسترسی پیشتر هم برای مردم این منطقه وجود داشته است:   «۵۴ کیلومتر از راه دسترسی این منطقه در بستر رودخانه است، در ‏سال ۹۳ حدود ۲۰کیلومتر از این مسیر را راهداری ساخت و بازگشایی شد، ۳۴ کیلومتر دیگر از این مسیر راه صعب‌‏العبور و کوهستانی است که هنوز باقی‌مانده و برای تجهیز احتیاج به اعتبار دارد.» رحیم بخش پاک‌اندیش، مقصر عدم تجهیز ‏این جاده را تاکنون مشکلات مالی می‌داند: «ساخت این قسمت از جاده به حدود ۹۷‌میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد، این ‏درحالی است که اعتبار شهرستان در تمام فصول اگر به صورت صددرصد هم تخصیص پیدا کند، تنها حدود ۶۰‌میلیارد تومان ‏است که معمولا این مقدار هم نمی‌شود و تا حدود ۴۵‌میلیارد تومان بیشتر نیست. برای برون رفت از این وضع به تأمین اعتبار ‏ملی نیاز است و بودجه‌های استانی در کوتاه مدت و میان مدت کاری از پیش نمی‌برد.» پاک‌اندیش اما ادامه می‌دهد که ‏شهرستان تاکنون امکاناتی که در دسترس داشته را در اختیار کاجو قرار داده، لودر را اعزام، با بالگرد امدادرسانی ‏و سهمیه آرد هم پرداخت کرده است: «مواد غذایی قبل از عید نوروز به اهالی داده شد و اکنون هم تردد از شهرستان‌های نیک شهر و ‏سرباز به منطقه ادامه دارد، هرچند که این جاده‌ها فرعی محسوب می‌شوند و طول مسیر را افزایش می‌دهند اما چاره‌ دیگری ‏نیست.»  ‏
چه زمانی راه باز می‌شود؟ کسی نمی‌داند. هیچ‌کس حتی مرد بلوچی که این روزها نماینده چند روستا شده که به مرکز شهرستان ‏برود و آذوقه بیاورد. تصاویرش در فضای مجازی دایم دست به دست می‌شود:  «بستر رودخانه را آب در برگرفته. این‌قدر حجم و ‏قدرت آب زیاد است که بعید است بستر، خاطره‌ای از این همه را در حافظه‌اش ثبت کرده باشد. مرد بلوچ موتورش را به بستر ‏رودخانه می‌اندازد، سرعتش را بالا می‌برد، پایش را هم. در ذهنش زمان رسیدن به آن طرف رودخانه را تخمین می‌زند، آن طرف ‏کوهستان نشسته و نخل‌های سبز. لباس سفید را بالا می‌آورد، پایش را هم. آب تا چرخ بالای موتورش می‌رسد، باید مسیر را عوض ‏کند، جایی که عمق رودخانه کمتر باشد. سمت راست را انتخاب می‌کند، موتور به سنگ می‌خورد، خاموش می‌شود. دوباره از نو ‏باید شروع کند، باد سربندش را تکان می‌دهد، آب تعادلش را به‌هم می‌زند، به زانوهایش رسیده. موتورش را هل می‌دهد، خودش را ‏هم، آغوش آب باز می‌شود، مرد را در بر می‌گیرد، موتور سقوط می‌کند، مرد هم.» ‏