تناقض صلح در منطقه- قهر با جهان

آرمان ملي: سياست خارجي دولت دوازدهم مبتني بر نگاه متوازن بر همه حوزه‌ها از شرق گرفته تا غرب بوده و همين امر باعث شده است که برخي جريان‌هاي داخلي زبان به انتقاد عليه دستگاه ديپلماسي بگشايند. رسانه‌ها و شخصيت‌هاي نزديک به جريان اصولگرايي با تأکيد بر کليدواژه‌هايي نظير «غيرقابل اعتماد بودن غرب» يا «همدستي اروپا با آمريکا» مدام بر کاهش روابط با کشورهاي اروپايي تاکيد مي‌کنند و معتقدند ايران اساساً نيازي به اين رابطه ندارد؛ چرا که اروپا نتوانسته به تعهدات خود در توافق هسته‌اي عمل کند و ايران نيز بايد به کلي قيد رابطه با اروپا را بزند. اين گروه که روزگاري دشمنان قسم خورده برجام به حساب مي‌آمدند، اين روزها دايه‌هاي دلسوزتر از مادر شده‌اند و با اشاره به ناکامي اروپا در عمل به تعهدات يازده‌گانه مندرج در برنامه جامع اقدام مشترک به دولت فشار مي‌آورند تا با اقدامات راديکال در صنعت هسته‌اي پرونده برجام را به طور کامل به بايگاني بفرستد. اين در حالي است که با شيوع کرونا در آمريکا و اشتباهات راهبردي دولت ترامپ در مقابله با اين اپيدمي، اميدها براي پيروزي «جو بايدن» کانديداي دموکرات‌ها در انتخابات رياست‌جمهوري ايالات متحده در نوامبر 2020 و به تبع آن احياي برجام در قالب سناريو‌هاي متفاوت و لغو تحريم‌ها محتمل مي‌نمايد.
آلترناتيو پيشنهادي
آلترناتيو پيشنهادي اين جريان براي جايگزيني رابطه با غرب، گسترش روابط منطقه‌اي و توجه بيشتر به حوزه شرق آسيا است. رامين مهمانپرست، فعال سياسي اصولگرا و سخنگوي وزارت امور خارجه در دولت محمود احمدي‌نژاد در اين باره مي‌گويد: «براي کشور ما که با 15 کشور مرز و همسايگي دارد، تحريم مانع جدي بر سر راه صادرات نيست و 500‌ ميليون نفر جامعه اطراف ايران هستند که بازار خوبي براي صادرات محصولات به‌نظر مي‌آيند»، يا ابوالفضل زهره‌وند، عضو تيم سعيد جليلي در مذاکرات هسته‌اي و سفير اسبق ايران در افغانستان در گفت‌وگو با «مهر» ضمن تأکيد بر لزوم «نگاه به شرق» در حوزه سياست خارجي مي‌افزايد: «ما براي يک‌بار و هميشه بايد از توهم رابطه با غرب دست برداشته و در دستگاه سياست خارجي نگاه واقع‌بينانه مبتني بر الزامات ساختاري، نيازهاي ملي و جهت‌گيري‌هاي کلي در دستور کار قرار گيرد». عملي بودن اين سناريو اما با توجه به تأثير‌گذاري تحريم‌هاي آمريکا از هم‌اکنون بعيد به نظر مي‌رسد. اغلب کشورهاي همسايه ايران، حاضر نيستند براي حفظ تجارت و سود اقتصادي حاصل از رابطه با ايران تحريم‌ها و جريمه‌هاي آمريکا را بپذيرند و از همين‌رو مي‌کوشند رفتاري که از سوي کاخ سفيد «نقض تحريم» به حساب مي‌آيد انجام ندهند. از سوي ديگر نگاهي به روابط تجاري با کشورهايي با مواضع نزديک به ايران نشان مي‌دهد از زمان اعمال تحريم‌ها آنها نيز از اين مسأله متاثر شده و روابط تجاري خود را با جمهوري اسلامي کاهش داده‌اند. براي نمونه عراق که طي سال‌هاي گذشته يکي از اصلي‌ترين شرکاي تجاري ايران به حساب مي‌آمد، اکنون و با تحريم‌هاي آمريکا در تلاش براي يافتن جايگزين به منظور واردات گاز و برق است تا به مرور بتواند واردات از ايران را کاهش دهد. اين درحالي است که کشورهايي نظير چين نيز که سابقاً از خريداران عمده نفت ايران به حساب مي‌آمدند، اکنون واردات خود را کاهش داده‌اند و همين موضوع باعث شده است که درآمد ارزي ايران به حداقل برسد. همه اينها در شرايطي است که با توجه به محدوديت‌هاي اعمال شده در مبادلات بانکي ايران از سوي آمريکا، عملا امکان نقل و انتقال دارو و خريد تجهيزات پزشکي نيز وجود ندارد. چنانکه آمارها نيز گزارش مي‌دهند از زمان شدت يافتن تحريم‌ها ايران تنها توانسته از طريق کانال مالي سوئيس و برخي کانال‌هاي غيررسمي دارو خريداري کند و اين مسأله در کنار کسري بودجه يکي از عوامل موثر در تضعيف سيستم بهداشت و درمان کشور بوده است.
درگيري با رياض، تنش با ابوظبي

يکي از جدي‌ترين بحران‌هاي سياست خارجي ايران در عرصه منطقه‌اي به تنش با عربستان سعودي باز‌مي‌گردد که در پي آن برخي ديگر از کشورها از جمله امارات نيز در روابط خود با ايران تجديدنظر کرده‌اند. در سال 1394 يعني سالي که برجام به ثمر رسيد و تنش ايران با غرب به حداقل ميزان خود در سال‌هاي اخير رسيده بود، حمله به سفارت عربستان در ايران از سوي گروهي از جوانان اصولگرا و نزديکان يکي از کانديداهاي هميشگي اصولگرايان در انتخابات رياست‌جمهوري، سبب شد روابط تهران و رياض تيره و تار شود. از آن زمان نه‌تنها عربستان تمامي پيشنهادهاي ايران در راستاي کاهش تنش را رد کرده، بلکه با هزينه‌هاي بسيار کوشيده است برجام و آرامش داخلي ايران را دچار مشکل کند. امارات نيز که اغلب در سياست‌هايش مواضعي نزديک به رياض اتخاذ کرده، به رغم نرمش اوليه درپي افزايش تنش‌هاي منطقه‌اي حاضر به برداشتن گامي جدي در راستاي اصلاح روابط با ايران نبوده است. اصولگرايان بايد بگويند چه برنامه‌اي براي کاهش تنش و اصلاح اين روابط دارند و اساسا آيا مي‌توانند چنين کاري را انجام دهند يا خير. سياست خارجي احتمالا يکي از اصلي‌ترين فاکتورهاي مردم براي انتخاب رئيس‌جمهور باشد و تجربه دوران محمود احمدي‌نژاد در عرصه سياست خارجي هنوز آنقدر دور نشده که مردم آن را فراموش کنند.