دردسر جنون اماراتی برای خاورمیانه

پس از وقوع انقلاب‌های (بهار عربی)، امارات سیاست خصمانه ای در برابر آن دسته از ملت‌هایی در پیش گرفت که به دنبال آزادی بودند. الجزیره در گزارش مفصلی نوشت که این کشور به عنوان پشتوانه و حامی استبدادگران کشورهای بهار عربی، قیام‌های مردمی را سرکوب کرد.
در مصر، امارات متحده عربی با اعلام حمایت از کودتای نظامی علیه رئیس جمهوری منتخب غیرنظامی، این کودتا را با بیش از هفت میلیارد دلار تثبیت کرد و تا حد زیادی اقتصاد مصر را با راه اندازی طرح‌های استراتژیک در دست گرفت و مصر را که تا چندی پیش رهبر منطقه بود به تبعیت خود در آورد و برای انتقام از مردم مصر و انقلابشان در سد النهضه سرمایه گذاری کرد.
اما در یمن، امارات ابتدا با دو میلیار دلار از کودتای حوثی‌ها حمایت کرد و با تشکیل شبه نظامیان مسلح در جنوب این کشور شورشی را علیه دولت مشروع به راه انداخت و با ترور رهبران، سیاستمداران و نخبگان یمنی، عملا یمن را از این سرمایه انسانی برای ساخت آینده محروم کرد. هم اکنون نیز با حمایت نظامی، سیاسی و رسانه ای از شورای انتقالی جدایی طلب در یمن به دنبال تحقق اصلی ترین هدف خود یعنی تقسیم این کشور است.
در سودان نیز امارات در آغاز انقلاب از عمر البشیر دیکتاتور حمایت کرد و چندی نگذشت که برای تکرار تجربه مصر در این کشور گام برداشت و با حمایت از دولت چیگرا نظامیان را بر سرکار آورد تا در مقابل از غارت منابع طلای این کشور توسط ابوظبی چشم پوشی کنند. 
چه بسا کشور سودان که مشرف به دریای سرخ است و در همسایگی اتیوپی قرار دارد، بهترین گزینه برای تحقق نقشه راه مورد نظر امارات باشد ولی کشور لیبی که واقع در منطقه مدیترانه است از دخالت‌های امارات بی‌بهره نماند. امارات با بازگرداندن ژنرال بازنشسته لیبی از آمریکا و حمایت 10 میلیارد دلاری از او برای‌ براندازی انقلاب گام برداشت و برای تحقق این ماموریت مزدورانی از روسیه، فرانسه، جنجوید (سودان) و چاد در اختیار او گذاشت.
در این میان تونس نیز از دخالت‌های امارات بی نصیب نبود. نقشه امارات برای پایان دادن به انقلاب مردم تونس هم اکنون نیز در جریان است.
در سوریه نیز حضور امنیتی امارات قوی بود. ابوظبی توانست با توجه به شرایط مالی گروه‌های انقلابی در میان آنها رخنه کند و آنها را علیه یکدیگر بشوراند اما در عین حال فرودگاه‌های خود را به روی خانواده‌های رهبران نظام گشود ودر پولشویی میلیاردها دلار آنان کمک کرد. در واقع می‌توان گفت امارات با پول خود سوری‌ها در کشته شدن حدود نیم میلیون نفر، زخمی شدن یک ملیون سوری و آوارگی حدود 6 میلیون تن از آنان نقش داشت.   
ترکیه به عنوان کشور همسایه سوریه و آخرین پناهگاه انقلابیون بهار عربی از توطئه‌های امارات در امان نماند. رویدادهای «پارک گزی» و پس از آن کودتای ناکام 2016، ضربه‌های اقتصادی پی در پی به ترکیه از طریق خارج کردن سرمایه‌های اماراتی و سعودی از این کشور به منظور سرنگونی دولت این کشور و حمایت مالی از جدایی طلبان کرد در سوریه و ترکیه به منظور تجزیه و تضعیف ترکیه، همگی در همین چارچوب صورت گرفته است.
فلسطین به عنوان مهمترین اولویت عرب‌ها و مسلمانان نیز از توطئه‌های امارات دور نماند. این توطئه از سال‌ها پیش و از زمان حضور تیم موساد در دبی برای ترور محمود المبحوح، یکی از رهبران حماس، آغاز شد. با تعیین محمد دحلان به عنوان مشاور بن زاید هماهنگی با اسرائیل بیشتر شد و کار تا جایی پیش رفت که اماراتی‌ها به خرید املاک در قدس شرقی اقدام می‌کردند و آنها را به اسرائیلی‌ها می‌فروختند. و همه این اقدامات سیاست‌های امارات در خصوص فلسطین و مسجد الاقصی را آشکارتر کرد.
در محیط خلیج [فارسی] خود نیز امارات از توسعه و پیشرفت شورای همکاری خشنود نبود، از همین رو تصمیم به ویران کردن آن گرفت. در آغاز برای وقوع یک کودتا در سلطان نشین عمان تلاش کرد که ناکام ماند و روابط دو کشور را به هم زد. و در مرحله بعد ابوظبی عربستان، بحرین و همچنین نظام مصر را به محاصره قطر سوق داد هرچند که پیش از آن برای وقوع کودتا در این کشور خلیج (فارس) تلاش کرد که به دلیل مخالفت آمریکا و ایستادگی ترکیه، ناکام ماند.
حال ممکن است این پرسش مطرح شود که چرا امارات دست به چنین اقداماتی می‌زند؟ پاسخ این است که کشور کوچک امارات می‌خواهد از یک سو نقش محوری در مسائل منطقه ای ایفا کند و از دیگر سو بقای خود را تضمین کند. چه بسا کودتای ناکامی که در سال 2011 در این کشور رخ داد، عامل اصلی در پیش گرفتن سیاست‌های کنونی باشد. امارات که برای عادی سازی روابط با اسرائیل جلوتر از دیگر کشورها گام بر می‌دارد این اعتقاد را دارد که این سیاست و همچنین جلب رضایت امپراتوری‌های پول، سیاست و رسانه بقایش را تضمین خواهد کرد. از همین رو امارات سیاست حمله به هرگونه تجمع منطقه ای و از سر راه برداشتن آن را برای تامین منافع کشورهای بزرگ و یا اسرائیل که می‌خواهد نقش اول را در منطقه ایفا کند، در پیش گرفته است. اسلام سیاسی امروزه برای اسرائیل یک دشمن واقعی به شمار می‌رود هرچند که تاریخ نشان خواهد داد که این توطئه‌ها حتی اگر در ابعادی موفق شود اما در مقابل تصمیم ملت‌ها پایدار
 نخواهد بود.