از «ایستاده در غبار» ما تا «کودتای خزنده» بی‌بی‌سی

سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: یک صوت یا تصویر که جنبه تاریخی دارد در وهله اول تنها یک ماده خام است که اگر به دست یک آشپز ماهر برسد می‌تواند آن را تبدیل به خوراکی رسانه‌ای برای مخاطب انبوه کند. اینکه مستند موسوم به «کودتای خزنده» بی‌بی‌سی تا چه اندازه توانست نیت و انگیزه سازندگان را فراهم کند، موضوع این نوشتار نیست. بازخوردی که نگارنده دریافت کردم چیزی نیست که بی‌بی‌سی خواستار آن بوده و این ادعایی قابل بررسی است، برای اثباتش هم می‌توان بر این گزاره تکیه کرد که برخلاف توئیت سال گذشته سردار محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه درباره عملیات کربلای ۴ که بازخورد‌های زیاد و بعضاً منفی دریافت کرد، مستند بی‌بی‌سی به هیچ وجه کمترین انتقادی را در فضای مجازی از سوی طیف حامیان انقلاب اسلامی در بر نداشت و همین نشان می‌دهد این مستند نتوانست موجب شکاف و اختلاف در میان بدنه انقلابی جامعه شود، به خصوص اینکه تفاوت خاستگاه مطالبات افراد معلوم‌الحالی، چون اکبر گنجی با شهدای گرانقدری، چون حسن بهمنی و کاظم رستگار برای مخاطب آگاه و منصف معلوم می‌شود، اما بخشی از دلیل اینکه بی‌بی‌سی تمام تلاش خود را کرد تا از یک صوت که اتفاقاً نشان‌دهنده قوت فرماندهی سپاه در جنگ است و از شجاعت و روحیه دموکراتیک درون یک نهاد نظامی حکایت دارد، سوء استفاده کند، به انفعال مدیران فرهنگی و هنری ما مربوط می‌شود.
آرشیو پهلوی هم سال‌ها در صداوسیما خاک خورد تا بالاخره سر از شبکه سلطنت‌طلب «من‌و‌تو» درآورد؛ تصاویر بکری که نسل نو و قدیم تشنه تماشای آن بود و می‌توانست با قرائت دقیق و درست مستندسازان وطنی به مخاطب عرضه شود.   از کلاشینکف تا کودتای خزنده
همین حالا شبکه یک سیما همراه با شبکه مستند در حال پخش مستندی به نام کلاشینکف است که در آن زوایای پنهانی از جنگ ایران و عراق بازتاب پیدا کرد، از جمله همسویی خاندان پهلوی با صدام حسین و حزب بعث در حمله به خاک ایران. مستند موفق کلاشینکف نشان می‌دهد که اگر مدیران فرهنگی ما درایت و شهامت به خرج دهند، می‌توانند شبکه‌هایی، چون بی‌بی‌سی و من و تو را خلع سلاح کنند. مستند‌سازی در ایران به برکت جنبش اخیر بچه‌های انقلابی شاهد رویش‌ها و اتفاقات درخور و شایسته‌ای در این عرصه بوده است و ادامه رشد این عرصه به عملکرد مدیران فرهنگی ما بستگی دارد. عجیب است که مدیران فرهنگی ما از اتفاقات خوبی که در عرصه فیلمسازی و مستندسازی درباره تاریخ جنگ و انقلاب اسلامی در سال‌های اخیر بروز و ظهور یافت، درس نمی‌گیرند و از داشته‌ها و ظرفیت‌های انسانی و نیز اسناد آرشیوی و فنی که وجود دارد آنطور که انتظار می‌رود، استفاده نمی‌کنند، برای مثال سال ۹۳ مستندی درباره شهید حسن باقری از تلویزیون ملی ایران پخش شد که توانست مخاطبان زیادی را جذب کند. دو سال بعد محمدحسین مهدویان کارگردان جوان و بااستعداد این مستند، فیلمی در قالب و سبک داکیودرام درباره احمد متوسلیان ساخت که جوایزی متعدد از جمله سیمرغ بهترین فیلم جشنواره فجر را به خود اختصاص داد.
در هر دوی این آثار از صوت فرماندهان جنگ استفاده شد که خلاقیتی بدیع و جدید بود و حیرت و شگفتی همه را به دنبال داشت تا حدی که خیلی‌ها با تماشای این آثار ابتدا فکر می‌کردند شاهد یک فیلم مستند هستند، غافل از اینکه حتی یک فریم نمای مستند در این آثار استفاده نشده بود و تنها از صوت احمد متوسلیان و شهید باقری در این آثار بهره‌برداری شده بود، نتیجه، اما خیره‌کننده بود.


جالب است در صوت مربوط به احمد متوسلیان در فیلم ایستاده در غبار، رنگ و بوی انتقاد از سپاه هم وجود دارد، اما هیچ کس نتوانست از این فیلم به زیان سپاه سوءاستفاده کند.
برخی از سخنان و انتقادات احمد متوسلیان درباره سپاه که در فیلم ایستاده در غبار روی بازی هادی حجازیفر قرار داده شد، بسیار تندتر از برخی انتقاد‌هایی است که از زبان فرماندهانی، چون حسن بهمنی و کاظم رستگار می‌شنویم، اما از آنجا که یک مؤسسه فرهنگی تحت مدیریت سپاه این شجاعت و درایت را به خرج داد تا از این آرشیو در قالب یک فیلم استفاده کند، نتیجه به سود انقلاب اسلامی و سپاه پاسداران رقم خورد.
فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) در فیلم تحسین شده ایستاده در غبار در حالی که در نماز جمعه شهر پاوه حضور دارد، می‌گوید: «توجه کنید برادرا! مسائلی رو از اون جهت که سپاه باید پایگاه مردمی داشته باشه من به عنوان یک سپاهی اعزامی که باید روی این موضوع تکیه داشته باشم به شما ابلاغ می‌کنم. توجه کنید آقا! آقای فرماندار! دیروز جلسه کاری بود در کرمانشاه، من یه لیستی رو دیدم. نوشته بودن برای عملیات گرفتن بایندان، فقط یک قسمتش، ۱۳۸جعبه هزار تایی فشنگ ژ- ۳ مصرف شده. کجا رفته؟ (با فریاد) ۱۳۸هزار فشنگ مصرف شده! اونم برای ژ- ۳. ۵۸جعبه فشنگ برنو مصرف شده، اونم برای گرفتن بایندان. دروغ می‌گید! مردم اینو شما باید بدونید. مردم! شما باید بخواید که بودجه سپاه در عرض ماه برای شما پخش بشه. چطور سپاه پایگاه مردمی پیدا می‌کنه؟ به این ترتیب که حتی همه حساب‌ها برای مردم روشن بشه که آقا یه قرون داده شد، مثلاً اینقدر گوشت خریدیم. هان؟ من از شما می‌پرسم چرا باید سپاه اینجا ماهی یک میلیون و خرده‌ای الی ۲ میلیون تومن خرج داشته باشه؟ کجا میره این پولا؟ ببینید برادرا! من در لباس سپاه، با کارت سپاه، با همه چیز سپاه دارم به شما می‌گم که شما باید از سپاه توضیح بخواید. باید (نامفهوم) بپرسه چرا. اینکه شما نپرسیدید، شما ملت پاوه در این مورد احساس مسئولیت نکردید (نامفهوم) ... به هر ترتیب ما داریم از خدمت شما مرخص می‌شیم ولی شما موظف هستید بنا به وظیفه انسانی که به گردن شماست، حتی از سازمان پیشمرگان و از سپاه باید توضیح بخواین که این بودجه صرف چی شد. (تکبیر مردم)».
قطع به یقین اگر این صوت چند سال پیش در فیلم ایستاده در غبار استفاده نشده بود تا حالا بی‌بی‌سی آن را سوژه یک مستند داغ کرده بود. شاید گفته شود که همه آرشیو‌ها ظرفیت استفاده ندارند، اما حقیقت ماجرا این است که اگر آرشیو‌ها درست مدیریت شوند، پیش از سوءاستفاده دشمن می‌توان درباره آن‌ها هنرمندی به خرج داد و از تحریف واقعیت پیشگیری کرد.