چین، اصلاحات، اقتصاد آزاد، منافع ملی

رضا بژکول‪-‬ چین کشوری با قدمت چهار هزار ساله اما پیشرفته، زمانی در فقر و جنگ‌های داخلی می‌سوخت! اما با درایت نخبگان اجرایی و اصلاحات واقعی توسط دنگ ژیائو پینگ به قله پیشرفت و توسعه رسیدند.
برای شناخت چین نیاز نیست به آن کشور بروید کافی است در حوزه‌های مختلف آن را مورد بررسی قرار دهید تا به نتایج عالی
برسید.
مواردی زیر بخشی از واقعیت‌هایی است که چین‌ها از ۴۰ سال گذشته در پیش گرفتند و اقتصاد جهان را با نگاه جدید و اصلاحی ربودند. این امر نشان از زیرکی و آینده نگری سیاستمداران آن دیار دارد که منافع ملی را بر تقابل جهانی و منطقه ای، گفتگو و مذاکره با قدرت‌های جهان را بر دخالت یا شراکت در جنگ‌های هزینه زا ترجیح دهند.
اصلاحات در چین زمانی آغاز شد که این کشور فضای بسته‌ای را طی میکرد و همه کشورهای غربی و تا حدودی شرقی را دشمن می‌پنداشت اما توانست با اصلاحاتی در سیاست خارجی و داخلی بیش از یک دهه به نتایج خیره کننده‌ای برسد و امروز به عنوان یک قدرت اقتصادی و البته دومین آن در جهان شناخته شود.
سیاستمداران این کشور همچنان در پی فتح قله‌های اقتصادی با کمترین هزینه و بالاترین سود رفاهی برای ملتشان هستند.کشوری ساکت در عرصه‌های سیاسی! اما زیرک و سیاستمدار در عرصه اقتصادی!
موارد زیر گویای رشد متوالی به دلیل اصلاحات اقتصادی و سیاسی است:
1- وسعت کشور چین 9,596,961 کیلومتر مربع، که 16 درصد کل مساحت آن کشور پوشش جنگلی و 1500 رودخانه بزرگ، عمیق و قابل کشتی رانی دارد.
2- بر اساس برآوردها جمعیت چین در حدود 1 میلیارد و 400 میلیون نفر است. یکی از کشورهای پر جمعیت جهان
( 18 برابر ایران )
3- بیجینگ با 20 میلیون نفر جمعیت پایتخت چین است.
4- بعد از روسیه و کانادا، چین پهناورترین کشور جهان است.
5- بزرگترین کشور بازنشسته جهان، با بیش از 200 میلیون نفر بازنشسته!
6 - دارای بزرگترین منابع ذغال سنگ جهان.
7- این کشور از سال 2000 دارای 142 منطقه خودمختار است که شامل 64 درصد کل مساحت این کشور و حدود 105 میلیون نفر است.
8- بیش از 3 تریلیون دلار ذخیره ارزی دارد، که سالانه 300 میلیون دلار به آن اضافه می‌شود! بزرگترین ذخیره ارزی جهان!
9- چینی‌ها سالانه 400 هزار عنوان کتاب با تیراژ 71 میلیارد نسخه منتشر می‌کنند!
10- چین بیش از 260 هزار کتابخانه و 100هزار سالن سینمای شهری و روستایی دارد!
11- چینی‌ها 20 درصد و امریکایی‌ها 14 درصد از حجم واردات اتحادیه اروپا را تامین می‌کنند!
12- 43 درصد از رهبران چین در امریکا، 14درصد در انگلستان و
11 درصد در آلمان تحصیل کرده‌اند. اما نسبت به ارزش‌های اخلاقی غرب بدبین هستند!
13- چین با 2700 جنگنده بزرگترین نیروی هوایی آسیاست، سومین در جهان بوده و بزرگترین ارتش دنیا را در اختیار دارد!
14- شاهکار سیاست خارجی چین در طول یک دهه اخیر حفظ روابط راهبردی و نزدیک با ایران و عربستان است!
15- سه نفر اول زن ثروتمند جهان، چینی هستند!
16- در چین سالانه 600 فیلم مستند، داستانی و کوتاه تولید می‌شود و بیش از 500 موسسه کنفوسیوس دیپلماسی فرهنگی چین در جهان را پیگیری می‌کنند(برگرفته از سایت‌ها )
و ده‌های مورد از نشانه‌های رشد و توسعه که از چهل سال پیش توسط دنگ ژیائو پینگ شروع شده بود، همچنان نیز در عرصه‌های مختلف جهانی ادامه دارد!
به نظر می‌رسد برای رهبران چین مهم نیست با چه کشوری و برای چه حوزه‌ای گفتگو کنند! بلکه مهمتر این است که اقتصادش را و منافع ملی‌اش را چگونه تامین و شکوفا کند.
برای گفتگو با قدرت‌های جهانی علیرغم تضاد منافع ابایی ندارد. برای منافع مردمش با هر قدرتی گفتگو می‌کند. اقتصاد و رفاه مردم، محور اصلی برای حضور در همه عرصه‌ها و همه کشورها است.
علیرغم داشتن بزرگترین ارتش دنیا و مهمات در هیچ جنگی در هیچ منطقه‌ای ورود نمی‌کنند فقط تلاش دارند تا با گفتگو در عرصه‌های سیاسی، اقتصادشان را شکوفا کنند.
چین قدرتی است که در بهترین یا بدترین شرایط منافع خود را می‌بیند و بر اساس آن تصمیم می‌گیرد. به هیچ دوستی با هیچ کشوری دلبسته نیست مگر اینکه نفعی اقتصادی
از آن ببرد.
چه خوب گفته است آلن لاکین که: برنامه ریزی، آوردن آینده به زمان حال است تا بتوانید همین الان کاری برای آن انجام دهید.
امید آنکه اصلاحات سیاسی و اقتصادی در کشور ما نیز شتاب
واقع گرایانه‌ای بگیرد تا بتوانیم در عرصه‌های جهانی و اقتصادی برای منافع ملی بهره‌ای ببریم.
به امید آن روز