وضعیت نابسامان معلمان حمایتی

آفتاب یزد _ یگانه شوق الشعرا: در پی تماس چندین تن از معلمان حمایتی یا خرید خدمات ما بر آن شدیم که مشکلات این قشر از جامعه را بررسی کنیم. طبق تعریف واحدی که از معلم وجود دارد، آموزگار یا معلم کسی است که پیشه‌اش آموختن به دیگران باشد و تدریس در «آموزش و پرورش» یا «تعلیم و تربیت» شغل‌ و ‌کار او به ‌شمار آید. طبق این تعریف معلم باید بتواند با شغل خود هزینه‌های زندگی‌اش را تامین کند. در جامعه انسانى، اساسى‌ترین کار، تعلیم و تربیت است و کسى که این رسالت را به دوش مى‌کشد معلم است. کار معلمى به هرگونه تلاشى که براى هدایت، تکامل و تعلیم و آموزش انسان، صورت مى‌گیرد اطلاق مى‌شود. معلمین کسانى هستند که رسالت آموزش و پروش فرزندان ما را از دوره کودکى و تحصیلات ابتدایى تا دوره جوانى و تحصیلات عالى،
بر عهده مى‌گیرند. اهمیت کار تعلیم و تربیت و معلمى به اندازه‌اى است که ساختن و هدایت یک فرد مساوى زنده کردن همه افراد جامعه است. حال سوالی که پیش می‌آید آن است که آیا معلمی که ماه‌ها است حقوقی دریافت نکرده قادر است وظایف خود را در این بحران اقتصادی به درستی انجام دهد؟ آیا دانش‌آموزان که
آینده سازان کشور ما هستند آسیب نخواهند دید؟
>اگر اعتراض کنم جای من را دیگری می‌گیرد

معلمی با 5 سال سابقه تدریس به ما گفت: « من به عنوان سرپرست خانوار نمی‌توانم هیچ اتکایی به حقوق خود داشته باشم چراکه ماه‌هاست به کلاس می‌روم و درس می‌دهم ولی حقوقی دریافت نکرده‌ام من حتی نمی‌توانم وام بگیرم زیرا حقوق من موعد مشخصی ندارد که قابل اتکا باشد. از 15 مهر تا به امروز حتی با من قراردادی منعقد نشده است و نمی‌دانم که شرایط بیمه و حقوق من به چه صورت است. معلمان با سابقه یکسان و ساعت کاری مشخص حقوق‌های متفاوتی را دریافت می‌کنند و حتی در این زمینه شفاف‌سازی نشده است زیرا تعدادی از همکاران من حقوق‌های خود را دریافت کرده‌اند. امسال که حقوقی دریافت نکرده‌ایم ولی سال پیش حقوق ما بین 1میلیون و ششصد تا 1 میلیون و هشتصد بود که حتی این حقوق فاصله زیادی با حقوق کارگران زحمت‌کش دارد، رسیدن به خط فقر رویایی دست نیافتنی است و ما سال‌هاست که در زیر خط فقر زندگی می‌کنیم و شاید این فاصله زیاد باعث شده است که توسط مسئولین دیده نشویم. تفاوت حقوق بین معلمان بدون تفاوت عملکرد باعث دلسرد شدن ما شده است. من 24 ساعت کاری در هفته دارم و حتی روزهای تعطیل به آموزش مجازی می‌پردازم اما به رایگان. پارسال هم که کلاس‌ها مجازی نبود من حقوق اسفند خود را مهر امسال دریافت کردم. روزانه در اخبار اعلام می‌شود که معلمان حمایتی استخدام نمی‌شوند و ما هر روز ناامیدتر از روز قبل به آموزش دانش‌آموزان می‌پردازیم. با تمام این مشکلات من حتی امنیت شغلی ندارم و اگر اعتراض کنم جای من را دیگری می‌گیرد و من از شغلی که عاشقانه دوستش دارم اخراج می‌شوم. »
>تنزّل جایگاه معلم
شغل در حقیقت بخشی از شان اجتماعی و شخصیتی هر فردی است. این قشر از معلمان بنا بر گفته خودشان بدون دریافت حقوق تحقیر می‌شوند و نمی‌توانند برای خودشان ارزش و اهمیتی در جامعه متصور شوند. بنا بر تاثیر چشمگیر معلمان بر رشد و پرورش فرزندان، آموزش و پرورش اگر در مسیر درستی گام بردارد می‌تواند نسلی را برای امروز و آینده پرورش دهد تا جامعه به مکانی امن و قابل اطمینان برای زندگی تبدیل گردد. اهمیت معلمان، ایجاب می‌کند تا فضایی فراهم شود که کاردان‌ترین افراد جامعه در این شغل احساس رضایت داشته باشند. نباید فضای شغلیِ فرهنگیان و جایگاه اجتماعی آن‌ها به سمت و سویی برود که بهترین‌های علمی و نخبگان، اشتیاقی به پذیرش مسئولیت معلمی نداشته باشند. برای معلمی که درگیر دغدغه‌ی حقوق و معیشت خویش باشد، بسیار سخت خواهد بود که از عهده‌ی مسئولیت آموزش و پرورش به درستی برآید. تنزّل جایگاه معلم در هر جامعه‌ای مساوی است با بی‌ارزش شدن فرهنگ، دانش و آگاهی در آن جامعه.
>معلمان حمایتی حق اعتراض ندارند
چندی پیش،محمدرضا صباغیان بافقی نماینده مردم مهریز و بافق در مجلس در نشست علنی مجلس شورای اسلامی در نطق میان دستور خود، گفت: « متاسفانه وضعیت معلمان حمایتی نابسامان است بعضا دو پایه تدریس می‌کنند یا در مناطق عشایری هستند و 24 ساعت تمام وقت کار می‌کنند، به نقاط دوردست فرستاده می‌شوند، ولی 800 هزار تومان حقوق می‌گیرند و بعضا شش ماه یا یک سال حقوق خود را طلبکار هستند. موضوع این معلمان را به عنوان یک اولویت رسیدگی کنید، چرا که آنها حق اعتراض ندارند، کما اینکه روز گذشته تعدادی از معلمان حمایتی مقابل درب مجلس جمع شده بودند و یکی از آنها که از استان یزد آمده بود به دلیل اعتراض به وضعیت حقوقش اخراج شده بود. مفاد یک بند از قراردادی که با معلمان حمایتی امضا می‌‍‌شود بدین صورت است که اینجانب نسبت به پرداخت اضافه بیمه و عدم پرداخت حقوق کامل در دبستان مذکور و کارفرمای خود از طریق واریز به حسابم هیچ گونه ادعایی نداشته و من بعد، حق هرگونه ادعا و شکایتی در رابطه با کار نسبت به دبستان مذکور را در این رابطه از خود سلب می‌نمایم. »
>تجمع اعتراضی به دلیل عدم تامین مطالبات
چندی پیش تعدادی از معلمان حمایتی در مقابل استانداری یزد نسبت به عدم تامین مطالبات و عدالت شغلی تجمع اعتراضی برگزار کردند. معلمان خرید خدمت و حمایتی که طی سال‌های اخیر نسبت به وضعیت خود تجمعات اعتراضی گوناگونی برگزار کرده‌اند خواسته‌هایی همچون تامین امنیت شغلی و حل مشکل بیمه دارند. همچنین عدم تبدیل وضعیت و پرداخت نشدن معوقات آنها از دیگر مطالبات این افراد بود. در ادامه این تحصن معاون اداری و مالی اداره کل آموزش و پرورش استان یزد با حضور در جمع معلمان حمایتی قول داد مشکلات آنان را پیگیری و به گوش مسئولان ذیربط برساند. با توجه به اعتراضات معلمان حمایتی در استان یزد ما به سراغ آن‌ها رفتیم تا ببینیم مشکلات آن‌ها حل شده است یا خیر؟
>در آموزش و پرورش یزد چه می‌گذرد؟
یکی از معلمان به ما گفت: « ما بارها صریحا مطالبات خود را بیان کرده‌ایم، مطالبات ما مشخص است: حقوق بسیار پایین، بیمه ناقص و دیرکرد حقوق‌ها. بعد از اعتراضات در استان، مزایده‌ای سوری برگزار شد و مسئولیت این کار به عهده شخصی واگذار شد که قبلا قادر نبود حقوق تعداد اندکی از معلمان را در موعد مقرر پرداخت کند. از سال 93 این طرح در راستای خصوصی‌سازی آموزش به وجود آمد.طبق این طرح تعدادی از مدارس دولتی به افرادی به نام موسسه واگذار شد و اینان وظیفه تامین نیروی انسانی با هزینه کمتر را داشتند. به دلیل نظارت کمی که از سمت آموزش و پرورش وجود دارد این شرکت‌ها براساس سلایق خود و کسب سود بیشتر حقوق ما را پرداخت می‌کنند. یعنی موسسه‌ای پول را از آموزش و پرورش می‌گیرد و طبق قوانین نانوشته و درونی آن‌گونه که خودش بخواهد حقوق معلمان را پرداخت می‌کند در صورتی که برای تمام معلمان هزینه یکسانی از سمت آموزش و پروش واریز می‌شود اما دریافتی‌های افراد متفاوت است. درواقع قرارداد ما در ابتدا با شرکت‌های مختلفی بود و الان در استان یزد این شرکت‌ها محدود شده‌اند اما موسسه‌ای مجدد
انتخاب شده که هنوز نتوانسته است حقوق‌های عقب افتاده نیروهای پارسال را پرداخت کند و از ایشان به جای چک 4 میلیاردی برای تضمین پرداخت تنها یک چک 50 میلیونی گرفته شده است. بعد از اعتراض‌ها برخی از موسسات تعدادی از معلمین را به دلیل اعتراضات اخراج کردند و امنیت شغلی‌ای وجود ندارد. امسال از سمت وزارتخانه به تمام آموزش و پرورش‌ها شیوه نامه‌ای ابلاغ شد که براساس آن همه معلمان خرید خدماتی باید زیر نظر شرکت معتبری باشند که بتواند تامین هزینه‌های آنان را انجام دهد و بیمه و حقوق آن‌ها باید مطابق قانون کار کامل باشد اما بعد از چند روز حتی به این گفته‌ها هم عمل نشد و حقوق ما یک میلیون و ششصد است یعنی حتی کمتر از پارسال. با تمام این شرایط ما کلاس‌ها را تعطیل نکرده‌ایم بنا بر تعهدی که به دانش‌آموزان داشته‌ایم و حتی هزینه اینترنت را از جیب خودمان پرداخت می‌کنیم. »
>موسس اختیار تام دارد و بنا بر سلیقه خود با معلمان رفتار می‌کند
این دست از مشکلات در تمام استان‌های کشور وجود دارد و برای آموزش و پرورش فاجعه بزرگی است زیرا شان معلمی را در معرض خطر بزرگی قرارداده‌اند. محمدرضا نیک‌نژاد کارشناس آموزشی در این ارتباط به آفتاب یزد گفت:« معلمان خرید خدمت از چندسال پیش وارد آموزش و پرورش شده‌اند، این نیروها تحصیل کرده دانشگاه‌های غیرفرهنگیان هستند. نیروهای آزادی هستند که قراردادهایی با آن‌ها بسته می‌شود و زیر پوشش موسسات قرار می‌گیرند. موسسات، واسطه‌ای میان معلمین و آموزش و پرورش هستند. این بخشی از سیاست خصوصی‌سازی آموزش و پرورش است. موسس اختیار تام دارد و بنا بر سلیقه خود با معلمان رفتار می‌کند و قراردادهای متفاوتی با معلمان بسته می‌شود و قراردادها یک طرفه است و موسسین قادر هستند بدون دلیل آن‌ها را از کار اخراج کنند. به همین دلیل این افراد حق اعتراض ندارند. موسسین شایستگی انتخاب معلمان را ندارند. این شرایط بر روحیه و نحوه تدریس معلمان تاثیرگذار است و انگیزه شغلی را کاملا در میان آن‌ها از بین برده است و یک نظام استثماری به وجود آمده است. نارضایتی شغلی این دسته از معلمان بسیار آسیب زا است چون جایگاه سستی دارند و امنیت شغلی برای آن‌ها وجود ندارد. بازتاب این نحوه رفتار با معلمان را ما در برخورد دانش‌آموزان هم می‌بینیم که مشروعیت جایگاه معلمان از بین رفته است. این معلمان هیچ حمایت و قرارداد درستی ندارند. نهادی مانند مجلس باید برای این دسته از معلمان چارچوب‌هایی به لحاظ حقوقی، استخدامی و حق اعتراض تعریف
کند. » خصوصی‌سازی در حوزه آموزش امر بسیار خطیری است که اگر به این صورت اجرای آن ادامه پیدا کند منجر به نابرابری‌های بسیار و آسیب دیدن نظام آموزشی کشور می‌شود. حتی ممکن است به دنبال کاهش کیفیت آموزش در مدارس دولتی خانواده‌ها به سمت آموزش خصوصی روی آورند و به دلیل ناکارآمدی نظام آموزش دولتی افراد از برخی حقوق اساسی‌ خود همانند حق بهره‌مندی از آموزش رایگان که در اصل سی‌ام قانون اساسی به آن اشاره شده است
محروم شوند.