اولویت اول ورزش قهرمانی از حرف تا عمل!

حرف و عمل‌شان با هم نمی‌خواند، در حرف کشتی را اولویت اول فریاد می‌زنند، اما در عمل چمدان‌های پر پول‌شان پیشکش فوتبال می‌شود. گاهی به عنوان پاداش قبل از خشک شدن عرق ملی‌پوشان و گاه هم برای جبران بی‌کفایتی‌های مدیران نالایق و بستن دهان مربی محجوبی که تا وقتی قسمتی از بدهی میلیون دلاری خود را نگرفت حاضر به نشستن روی نیمکت تیم ملی نشد!
نیازی به ورق زدن خاطرات و دفتر‌های قدیمی نیست برای اثبات یکی نبودن حرف و عمل آقایان وزارت‌نشینی که همزمان با ادعای اولویت بودن کشتی تمام ذهنیت و دغدغه‌های‌شان حول فوتبال و انتخابات آن چرخ می‌خورد. برای اثبات غش کردن یک‌سویه وزارت به سمت فوتبال همین بس که رئیس کمیته ملی المپیک صراحتاً تأکید می‌کند که شخصاً دیدم وزیر ورزش تمام وقت و انرژی خود را می‌گذارد تا موانع فوتبال را بردارد. تلاش، انرژی و وقتی که اگر اندکی از آن صرف حل و فصل مشکلات اولویت ورزش ایران می‌شد، رئیس قبلی آن بعد از کلی تلاش بی‌نتیجه عطای مدیریت را به لقایش نمی‌بخشید و رئیس فعلی آن شهر به شهر نمی‌گشت برای تأمین بودجه دوبنده‌پوشانی که امید و انتظار اول مدال‌آوری و کسب افتخار در المپیک و تمام مسابقات مهم بین‌المللی هستند، اما وقت توجه، تشکر و پاداش که می‌رسد کمتر مسئولی به یاد می‌آورد که روزی با افتخار آن را به عنوان اولویت اول ورزش ایران فریاد زده بود!
مثل نگارش فارسی می‌ماند که نوشتن و خواندش گاه تفاوت دارد؛ یک چیز نوشته می‌شود، اما چیز دیگری خوانده می‌شود. گاه هم نمادی از برخی حرف خط‌الرسم عربی می‌شود که نوشته می‌شود، اما خوانده نمی‌شود. به حرف نیست، به عمل است؛ اینکه نوشته شود کشتی و خوانده شود فوتبال داستان تازه‌ای نیست. کشتی سالیان سال است که ورزش نخست کشور خوانده می‌شود. صدالبته که در امر مدال‌آوری و افتخارآفرینی نیز چنین است و بار بالا بردن و به اهتزاز درآوردن پرچم کشور بر فراز دنیا را به دوش می‌کشد و الحق والانصاف هم جز مواردی که به بدشانسی، ناداوری و نامردی خورده شده، توانسته این وظیفه را به بهترین شکل ممکن انجام دهد. اما کدام اولویت وقتی همه بودجه کشتی به اندازه هزینه‌ای که برای یک مربی فوتبال می‌شود، نیست. کدام اولویت وقتی توجه به کشتی حتی در حد رسیدگی‌های نهان و آشکار به یکی از دو تیم سرخابی پایتخت هم نیست!
کشتی چطور اولویت اول ورزش کشور است، وقتی تمرینات سخت با کمترین امکانات و دشواری‌های فراوان سهم آن است و دلارهایش سهم فوتبال، دلار‌هایی که بی‌هیچ داد و فریادی مهیا می‌شود!


کشتی نیاز به حرف و فریاد‌های بلند ندارد، بلکه نیاز به دستی برای حمایت دارد. نیاز به پشتیبانی دارد برای باروری و شکوفایی هرچه بیشتر. نه فقط کشتی که تمام رشته‌های پرمدالی که سال‌هاست بار مدال‌آوری ورزش ایران را به دوش کشیدند و پرچم پرافتخار کشور را بر فراز دنیا به اهتزاز درآوردند نیاز به این حمایت دارند. همان رشته‌هایی که تک‌تک ورزشکارانش با مشقت‌های فراوان به سکو‌ها و مدال‌های افتخارآفرین می‌رسند، اما نه مثل فوتبالی‌ها چمدانی پرپول برای تقدیر از آن‌ها پیشکش می‌شود و نه مشکلات‌شان دغدغه‌ای برای آقایان که خاطرشان را مکدر کند یا آن‌ها را به تلاش‌هایی وصف نشدنی وادارد که رئیس کمیته ملی المپیک نتواند به سادگی از کنار آن عبور کند!
پشت تریبون ایستادن و فریاد زدن سخت نیست، گرفتن دست دوبنده‌پوشان و سایر ورزشکارانی که از تلاش و تمرین کردن در کنار مشکلات فراوان به زانو در آمده‌اند، سخت است. پای درد و دل آن‌ها نشستن برای حل و فصل آن است که سخت است. سختی که سال‌هاست وزارت ورزش حاضر نشده حتی اندکی از آن را برای حل و فصل به جان بخرد.