مقایسه حسین دهقان و آذری جهرمی

کاندیداتوری حسین دهقان وزیر دفاع دولت اول روحانی برای 1400 قطعی است. او خبر داده و تایید کرده که وارد میدان می‌شود.تبلیغات وی نیز شروع شده است.البت سبک تبلیغات او همانند دهه 60 و در بهترین حالت دهه 70 است!بهرحال از همین جا مشخص و محرز است حسین دهقان اصلا و ابدا شناختی از رسانه و پروپاگاندا ندارد.او در حقیقت نمی‌داند چگونه باید روی ذهن مخاطبان خود تاثیر بگذارد و توجهات را به خود جلب کند.تبلیغات او بیشتر تجاری است تا سیاسی.اینکه وی هر از گاهی با برخی صنوف و
طیف‌های مختلف جلسه می‌گذارد و نطقی ارائه می‌دهد فقط باعث می‌شود انرژی‌اش تحلیل رود؛همین!این نوع تبلیغات سیاسی همانطور که عرض شد برای دهه‌های قبل است.برای زمانی که مخاطب تبلیغات، بی‌دفاع،حرف گوش کن و بی‌ابزار بود.اکنون هر فرد یک رسانه است و ارتباط‌ها دو سویه شده است.نطق‌هایی با ادبیات راننده‌های تاکسی مبنی بر اینکه «باید» فلان و بهمان شود تا مملکت گلستان گردد را دیگر کسی باور نمی‌کند حتی اگر پیام دهنده فاضل و کاربلد باشد.
اجازه دهید مقایسه‌ای کنم.محمد جواد آذری جهرمی نیز از جمله افرادی است که ظن کاندیداتوری وی برای 1400 وجود دارد.او نه اعلام کرده می‌آید و نه اعلام کرده نمی‌آیم.در اتمسفر سیاسی این مُلک وقتی یک چهره سیاسی چنین عمل می‌کند احتمال آمدنش بیشتر از نیامدنش است!در طول ادوار انتخابات ریاست جمهوری خیلی‌ها گفتند قطعا نمی‌آیند ولی آمدند.حتی آن لحظاتی که تاکید می‌کردند نمی‌آیند همزمان جلسات همراهان و مشاوران در حال برگزاری بود تا راه رسیدن به پاستور و ائتلاف‌های احتمالی هموار شود.
حال اگر فرض را بر این بگذاریم که وزیر جوان ارتباطات یکی از گزینه‌های 1400 است مقایسه پروپاگاندای وی با حسین دهقان نوعی کلاس آموزشی برای دانشجویان و طرفداران ارتباطات است.اگر بخواهم خلاصه عرض کنم حسین دهقان بیشتر به دنبال «تبلیغ» است و آذری جهرمی به دنبال «ترویج».

در نگاه نخست و عامی شاید این دو یکی باشد ولی اگر مداقه شود باید اذعان نمود که ترویج یا «آژیتاسیون» قطعا همه گیر‌تر از تبلیغ است.شما اگر به دنبال تبلیغ باشید بر فرض اینکه شرایط ایده آلی دارید
یک جمع محدود را نهایتا بتوانید
متاثر کنید و اگر به دنبال ترویج باشید جمع بیشتری حتی به اندازه جمعیت
یک کشور را می‌توانید تحت تاثیر خود قرار دهید.
جدا از اینکه آذری جهرمی نحوه به کار گرفتن ابزارهای نوین ارتباطات را می‌داند و از آن به نحو احسن سود می‌برد به درستی توجیه است که در جامعه‌ای مثل ایران باید «آژیتاتور» بود تا مبلغ و بر بال‌های احساس و تهییج سوار شد تا به مقصود رسید.
در چنین صورتی است که یک فرد سیاسی می‌تواند برای رسیدن به هدفی که برای خود تعریف کرده است با استفاده از روش «ترویج» به جای «تبلیغ» هم ماندگار باشد و هم موثر.شاید بد نباشد گذری انداخته شود به بازتاب اکت‌های وزیر ارتباطات در شبکه‌های اجتماعی.او وزیر دولتی است که برای معیشت مردم کاری نکرده و شرایط روز به روز سخت‌تر می‌شود ولی کامنت‌هایی که از جامعه می‌گیرد نشان می‌دهد او می‌داند چگونه باید در ذهن‌ها رسوخ کرد.شاید بد نباشد حسین دهقان چند جلسه مهمان آذری جهرمی شود تا به او بگوید
چه باید کند!