قدمت دوگانه‌سوزی اروپا!


آفتاب یزد - رضا بردستانی: یک تحلیلگر مسائل اروپا به آفتاب یزد می‌گوید: «این که متوجه دوگانه سوزی اروپایی‌ها در عالم سیاست و اجرا شده‌اید جای بسی تحسین دارد اما یادمان باشد، این دوگانه سوزی سیاست یا اتخاذ سیاست‌های دوگانه از سوی اروپایی‌ها ریشه‌ای تاریخی دارد و منحصر به یک زمان و صرفاً برجام و جمهوری اسلامی ایران نمی‌شود!»
سید وحید کریمی خاطرنشان می‌کند: «این که می‌گوییم اروپا، یک عبارت عام و همه فهم است اما اروپا خلاصه می‌شود در سیاست‌ها و سیاست‌گذاری‌های لندن. این که می‌بینیم مکرون میدان داری می‌کند به معنای همه کاره بودن فرانسه یا اتحادیه‌ی اروپایی نیست بلکه این از زیرکی انگلیسی‌ها است تا ضمن رسانیدن پیام خود به تهران، وجاهتی به امانوئل مکرون که در آستانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری فرانسه است و دستش حتی از ترامپ نیز خالی‌تر است نیز داده باشند در ضمن حواس کاخ سفید به خواست‌هایی که نباید بر زمین گذاشته شود نیز باشد.»
این تحلیلگر مسائل سیاسی در ادامه می‌گوید: «دفعه‌ی نخستی نیست که اروپایی‌ها - به ویژه لندنی‌ها - از بی‌تجربگی و قلدر منشی آمریکایی‌ها در راستای اهداف و سیاست‌های خود بهره می‌برند و قطعا برای آخرین‌بار نیز نخواهد بود. در این میانه، دستگاه دیپلماسی وظیفه دارد، تنها و تنها به منافع ملی جمهوری اسلامی بیاندیشد و ابزاری برای بازی‌های انتخاباتی نیز نشود پس چه خوب است ضمن بررسی همه‌ی جوانب، ضمن آن که مراقبت کنیم ازعدم اجماع جهانی علیه ایران، مشکلات فی مابین ایران و آمریکا نیز در گفتگوهای دو سویه حل و فصل شود.»
> دوگانه سوزی اروپایی‌ها

روزهایی که رفتن ترامپ مسجل شده بود، اروپایی‌ها گلایه‌مند بودند که مرد اول کاخ سفید در چهارسال منتهی به ۲۱ ژانویه‌ی ۲۰۲۱ بیشتر از آن که هوای اروپایی‌ها را داشته باشد با «اون» رهبر «کره شمالی» عکس یادگاری گرفت و منتقد بیرون رفتن ترامپ از «برجام» بودند و بدعهدی‌های آمریکایی‌ها در معاهدات بین‌المللی. روزهایی که رفتن ترامپ از کاخ سفید نیز مسجل نشده بود، آگاهان متوجه می‌شدند گوشه و کنایه‌های ترامپ به برخی رخداد‌های تاریخی است از «چرچیل» و دودوزه بازی‌هایش تا «تاچر» و تاثیرگذاری هایش، از «بلر» و دخالت‌هایش تا «جانسون» و زیرکی‌هایش اما همین که نام ترامپ از کاخ سفید پاک شد و عکس‌های او از در و دیوار نیویورک و واشنگتن به زیر کشیده شد آن روی سکه‌ی اروپایی‌ها نیز نمایان شد اما زیرکانه و هوشمندانه بازهم دیدیم که دست لندن از آستین مکرون بیرون زد.
اروپای بدون انگلستان این بار به ترکتازی مکرونی وجاهت داد که روزگار خوبی در کشورش ندارد، یک سال و چندماه جلیقه زردها هر هفته به خیابان آمدند و ساختارهای شکننده‌ی حکومت مکرون را به رخ کشیدند، کرونا که آمد دودمان سیاستمداران اروپایی از ایتالیا تا لندن را بر باد داد در این میانه حکام «الیزه» زودتر از همه دست‌شان را به علامت تسلیم بالا بردند. اقتصاد به هم پیچیده داد فرانسوی‌ها را به آسمان بلند کرد و وقتی خبر به مکرون دادند که وضعیتی به مراتب بدتر از ترامپ در انتخابات آتی ریاست جمهوری فرانسه دارد وارد همان بازی نخ نما شده‌ی ترامپ شد؛ «وقتی دستت در سیاست داخلی خالی است فرافکنانه به شرق و غرب عالم بتاز!»
موضوع روز، برجام بود و همگان فهمیده بودند مقامات کاخ سفید به خوبی دریافته‌اند که «فشارحداکثری» روی تهران اثری ندارد، به قول تحلیلگرانی از جمله «مصطفی خوش چشم» از اردیبهشت۹۹ تقریبا و تحقیقاً اثرگذاری تحریم‌ها به صفر نزدیک شده بود چون جهان سیاست پیش‌بینی کرده بود اگر ایرانی‌ها دو سال و چندماه طاقت بیاورند - که آورده بودند - این تحریم‌ها نیز دیگر به کارشان نخواهد آمد، حالا مکرون پای در آوردگاهی مضحک می‌گذارد؛ یک روز حضور عربستانی‌ها در مذاکرات برجامی را داد می‌زند و روزی دیگر خواهان اضافه شدن مسائلی چون دخالت‌های منطقه‌ای و مسائل موشکی است آن هم وقتی به خوبی مواضع تهران را می‌داند.
کمی به گذشته که بازگشتیم یادمان آمد اروپایی‌ها که تا دیروز منتقد آمریکا و خروج ترامپ از برجام بودند پس در این میان چه رخ داده بود جز آمدن بایدنِ دموکرات که این گونه آشفتگی سهم اروپایی‌ها شده بود که یادمان آمد، این دوگانه سوزی اروپایی‌ها تازگی که ندارد هیچ؛ شگردی است که ۷۰ سال است دارند با آن کشورگشایی و مملکت‌داری می‌کنند!
> دوگانه سوزی اروپایی‌ها تاریخی - ذاتی است!
سیدوحید کریمی می‌گوید: «برای فهم بهتر این دوگانه سوزی بهتر است به گذشته بازگردیم، اصلا این اظهار نظر چرچیل جالب است، چرچیل کتاب‌های زیادی نوشته است اما چنین جمله‌ای از وی نقل نیست و ژنرال دوگل در کتاب خاطرات خودش در مورد نظر چرچیل در خصوص امریکایی‌ها می‌نویسد: « دوگل می‌رود نزد چرچیل درخواست و تقریبا تمنا می‌کند که آلمان را شکست دادیم و بیایید مشترکا اروپا را بسازیم». چرچیل درخواست دوگل را رد می‌کند و در پاسخ می‌گوید: «تازه امریکایی‌ها را یافتم. منابع سرشاری دارند و راه استفاده از آن را نمی‌دانند. در صدد ارشاد آن‌ها هستم بدون آنکه منافع کشورم را نادیده بگیرم!» اصلا برای درک بهتر موضوع شما را ارجاع می‌دهم به نظریه «اغفال».
نظریه اغفال چه می‌گوید؟
نظریه «اغفال» تئوریزه یا نظریه‌پردازی شده است در کتاب «انگلیس و روسای جمهور امریکا» که در سال ۱۳۸۶ توسط دفتر مطالعات سیاسی وزارت خارجه چاپ شده است در آن جا می‌خوانیم:
«از سال ۱۹۴۵ به بعد، به دلیل کم تجربگی تعدادی از روسای جمهور امریکا در روابط بین‌الملل، «منابع و قدرت» امریکا به عنوان «قدرت سخت» از طریق «وابستگی متقابل با انگلیس» و «درگیر شدن در مناقشات سیاسی» مورد «سوءاستفاده» تعداد خاص از نخست وزیران انگلیس، واقع شده است. بدین معنی که نخست وزیران انگلیس سیاست خارجی امریکا را به گونه‌ای هدایت کردند که «الگوی سیاسی» خاصی را در روابط بین‌الملل حاکم کنند... سال ۱۹۴۵ را می‌توان آغاز مطالعات مدرن روابط بین‌الملل قرار داد زیرا سازمان‌های بین‌المللی تاسیس شدند که هنوز فعال هستند. در دهه ۱۹۴۰، وینستون چرچیل، نخست‌وزیر وقت انگلیس، فرانکلین روزولت، رئیس جمهور وقت امریکا را برای طراحی «نظم جهانی بعد از جنگ دوم» اغفال کرد. چرچیل موفق شد زیرا اطلاعات جدید این را ثابت می‌کنند. مجدداً در دهه ۱۹۶۰، هارولد مک میلان به خاطر «پیوستگی سیاسی امریکا با انگلیس» در همکاری سلاح اتمی، جان اف کندی را اغفال کرد تا مسائل امنیتی اروپا و روابط بین‌الملل را ساماندهی کند. مک میلان هم موفق بود زیرا بعد از سه دهه «اداره اسناد انگلیس» و دیگر مراکز علمی نظریه را اثبات می‌کنند. در دهه ۱۹۸۰، مارگارت تاچر، رونالد ریگان را با «درگیر کردن» امریکا برای ساماندهی روابط بین‌الملل، بعد از سقوط شوروی، اغفال کرد. تونی بلر، نخست وزیر انگلیس هم جورج بوش پسر را «اغفال» کرد تا از طریق «وابسته ساختن سیاست خارجی امریکا به انگلیس» و «درگیرکردن» امریکا در مناقشات خاورمیانه، سیاست بعد از خاتمه جنگ سرد امریکا را تحت عنوان «دکترین جامعه جهانی» مبنی بر «مداخله لیبرالیستی» تثبیت کند.
مثال ها/یادداشت مچاله شده:
طی جنگ جهانی دوم، در ملاقاتی بین هیئت‌های انگلیسی و امریکایی، یادداشتی در سطل زباله اتاق ملاقات پیدا شد که متعلق به هیئت انگلیسی بود؛ اما امریکایی‌ها آن را پیدا کردند. متن یادداشت بعد از سه دهه آشکار شد. در متن، طنزی توصیف کننده حال و هوای امریکایی‌ها از نظر انگلیسی‌ها بود. در متن آمده بود: «واقعیت این است که امریکایی‌ها کیسه پول دارند؛ اما هوش و ذکاوت را ما (انگلیسی ها) داریم.»
مثال ها/وقتی چرچیل خواهش دوگل را نپذیرفت:
وقتی ژنرال شارل دوگل، رئیس جمهور فقید فرانسه، از چرچیل در خواست کرد تا اتحاد جدیدی برای همکاری اروپا با فرانسه تشکیل دهد، چرچیل با رد درخواست دوگل گفت: «در سیاست و راهبرد بهتر است در کنار قوی قرار بگیری تا در مقابل او بایستی. امریکایی‌ها منابع سرشاری دارند. آن‌ها همیشه از این منابع در جهت منافع خود بهره‌برداری نمی‌کنند. من سعی دارم آن‌ها (امریکایی ها) را راهنمایی کنم. البته بدون اینکه منافع کشورم را نادیده بگیرم. من با پیشنهاد کردن به آن‌ها سعی دارم به نحوی موثر امور را در مسیر صحیح قرار دهم.»
مثال ها/آمریکا به مثابه رم برای یونان:
هارولد مک میلان، نخست وزیر دهه ۱۹۶۰ انگلیس هم گفت: «انگلیس برای امریکا مثل یونان برای امپراتوری رم است. یونانی‌ها زیرک‌تر از رومی‌ها بودند؛ مدیریت امور را در دست داشتند؛ و به رومی‌ها هم نمی‌گفتند. تدبیر انگلیس برای رابطه با امریکا باید همچون یونانی‌ها برای رومیان باشد.»
مثال ها/تاچر و بازی بزرگ:
مارگارت تاچر، نخست وزیر دهه ۱۹۸۰ انگلیس هم گفته بود: «ما از اینکه قدرت امریکا مورد سوءاستفاده قرار گیرد نگران نیستیم. نگرانی اصلی ما این است که امریکا اروپا را رها سازد. ما باید دنبال سیاست‌هایی باشیم که امریکا متقاعد شود یک قدرت اروپایی است.»
مثال ها/بلر و توجیه حمله به عراق:
تونی بلر، نخست وزیر انگلیس در ۲۰۰۰، امریکایی‌ها را ترغیب به اقدام یک جانبه کرد تا «رهبر» باقی بمانند. کمی بعد از تجاوز به امریکا به عراق، بلر در کنگره امریکا در توجیه اقدام امریکا خطاب به نمایندگان گفت: «اگر یکی از شهروندان امریکایی از شما سیاستمداران سوال کند: چرا من؟ چرا ما امریکایی ها؟» به او بگویید: «سرنوشت چنین جایگاهی را برای شما در تاریخ ترسیم کرده است. در این برهه زمانی تکلیف بر دوش شماست تا انجام وظیفه کنید.» این‌ها مثال‌های خوبی برای اثبات نظریه «اغفال» است که تعدادی از نخست وزیران انگلیسی از وینستون چرچیل، معمار «نظم بعد از جنگ جهانی دوم»، تا تونی بلر مبتکر «دکترین مداخله لیبرالیستی بعد از جنگ سرد»، نظم جهانی را بر طبق امیال انگلیس با استفاده از قدرت سخت امریکا بر روابط بین‌الملل حاکم کنند. البته نظریه‌های سیاسی متعدد مثل کمونیسم و برخی دولت‌های انقلابی در جهان سوم در مقاطع مختلف «تفکر انگلیسی روابط بین‌الملل» را به چالش کشیدند؛ اما موفق نبودند.
> اروپایی‌ها می‌خواهند ناتو را جایگزین آمریکا در عراق کنند!
کریمی می‌گوید: «در خباثت اروپایی‌ها همین بس که دارند تلاش می‌کنند و شاید به نتیجه نیز رسیده‌اند تا با خاتمه دادن حضور آمریکایی‌ها در عراق، ناتو را جایگزین کنند، این مسئله در افغانستان نیز پیشتر عملیاتی شده بود.» وی ادامه می‌دهد: «شاید مخاطبان شما سوال کنند بین ناتو و آمریکا چه تفاوتی است؟ که باید گفت؛ ایران در فقره‌ی ترور ناجوانمردانه‌ی سردار شهید سلیمانی به آسانی عین الاسد را هدف قرار داد چون طرفِ ایران آمریکا بود حال در نظر بگیرید ناتو به عنوان طرف ایران قرار داشته باشد یعنی تمامی کشورهایی که در ناتو عضویت دارند!»
> اروپایی‌ها ساکت بودند چون سخنگویی به نام ترامپ داشتند!
این کارشناس مسائل سیاسی در ادامه می‌گوید: «این که می‌بینید این روزها اروپایی ها، آن روی سکه را رو کرده‌اند به این دلیل است که تا دیروز ترامپ همان‌هایی را بر زبان می‌آورد که اروپایی‌ها می‌خواستند و اما این روزها که بایدن می‌کوشد با دیپلماسی به اوضاع سیاست خارجه‌ی ویران شده‌ی آمریکا سر و سامان بدهد تازه اروپایی‌ها یادشان افتاده که عربستان و اسرائیل و مسائل موشکی و وقایع حقوق بشری نیز می‌تواند مهم باشد.» کریمی در خاتمه تاکید می‌کند: «سایه‌ی ترس، همانی است که اگر روی سر لندن و سیاستمدارانش باشد اندکی معقولانه‌تر عمل خواهند کرد و این سایه ترس همانی است که می‌خواهند با مذاکره از ایران بگیرند. سایه‌ی ترس بهترین سلاحی است که می‌تواند تهران را در جایگاه همیشه برنده قرار دهد.»
وی اظهار می‌دارد: «۴۰ و چند سال است داریم اشتباه می‌کنیم زیرا این درست که مشکل ما با آمریکا است اما این اروپا است که نمی‌خواهد مشکلات ایران و آمریکا حل شود حال شده با تحریک اعراب، شده با ایران هراسی برای ساکنان کاخ سفید، شده با دودوزه بازی‌هایی که بالاخره گوشه‌هایی از آن به نمایش درآمد!»