درماندگی آموخته شده و دلزدگی از نقش

فاطمه رسولی‪-‬ درماندگی آموخته شده، پدیده‌ای است که هم در انسان‌ها هم در حیوانات مشاهده می‌شود، در چنین شرایطی فرد انتظار دارد ناراحتی، درد و رنجی را تجربه کند که از آن راه گریزی نیست. زمانی که انسان‌ها یا حیوانات به این درک می‌رسند که هیچ کنترلی بر روی اتفاقات پیرامونشان ندارند، احساس درماندگی می‌کنند و بر همین اساس فکر و رفتار می‌کنند. این پدیده به این علت درماندگی آموخته شده نام دارد، که فرد از همان ابتدا این حس از درماندگی را در ذات خود ندارد. هیچ کس با این باور به دنیا نمی‌آید که هیچ کنترلی بر روی رویدادهای پیرامونش ندارد و بی‌فایده است که بکوشد کنترل امور را به دست گیرد. رفتاری است که آن را می‌آموزد، ایجاد شدن این رفتار به خاطر اتفاقاتی است که در زندگی فرد رخ می‌دهند و او واقعاً بر روی آن‌ها کنترلی ندارد یا خودش گمان می‌کند که بر روی آن‌ها هیچ کنترلی ندارد. تحقیقات نشان می‌دهند که واکنش انسان‌ها نسبت به کنترل نداشتن
بر روی شرایط، بسته به افراد و شرایطشان متفاوت خواهد بود.
به عنوان مثال ممکن است فرد نسبت به یک شرایط
مشخص درماندگی آموخته شده از خود نشان دهد اما وقتی شرایط عوض می‌شود، او چنین حسی نخواهد داشت. اینکه فردی بپذیرد تاثیری بر روند امور و نتایج کار خود ندارد، به سبک رفتاری فرد و نحوه تفسیر او از شرایط بستگی دارد. به عبارت دیگر این که فرد یک رویداد را چگونه تفسیر و معنا می‌کند، دچار شدن او به درماندگی آموخته شده یا افسردگی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. در حالت کلی افراد بدبین

رویدادهای منفی را دائمی (این شرایط هیچ گاه تغییر
نخواهد کرد)، شخصی (من مقصر هستم) و همه‌گیر
(من نمی‌توانم کاری را درست انجام دهم) می‌دانند و معمولاً
از درماندگی آموخته شده و افسردگی رنج می‌برند. چنین افرادی در خطر آسیب‌های زیادی هستند یکی از این آسیب‌ها بوجود آمدن دلزدگی از نقش در آن‌ها است، هرگاه فردی به شیوه‌ای بی‌تفاوت نقشی را انجام دهد، این حالت وی را دلزدگی از نقش می‌گویند. این حالت زمانی رخ می‌دهد که نقشی در زندگی یک فرد اولویت چندانی نداشته باشد. در این حالت، شخص به جای آنکه نقش خود را با جان و دل انجام دهد، تنها برای آنکه ناچار و ملزم به ایفاء آن است، آن نقش را بازی می‌کند. اجراء یک چنین نقشی غالباً با فشارهای روانی همراه است واگر این روند ادامه پیدا کند فرد در معرض خطر ابتلا به افسردگی، اضطراب، اختلالات خواب و... قرار می‌گیرد. دلزدگی از نفش می‌تواند در عرصه‌های مختلف زندگی خود را نشان دهد برای مثال در عرصه شغلی، در عرصه زناشویی و فرزندپروری. پدیده‌ی دیگری که می‌تواند دلزدگی از نفش را بیشتر کند، فشار نقش است؛ گاه یک فرد برای آن در اجراء نقش خود دچار اشکال می‌شود که در هنگام ایفاء نقش با الزام‌ها و چشمداشت‌های متناقضی روبرو می‌شود؛ فشار نقش، به‌همین وضعیت اطلاق می‌شود این تناقض‌ها زمانی پدید می‌آیند که افراد و صاحبان قدرت نقش از فرد چشمداشت‌های متفاوت داشته باشند، یا یک فرد در جایگاهی باشد که مستلزم یک رشته الگوهای رفتاری متفاوت است؛ الگوهایی که گاهی با یکدیگر در تضادند
پیدا می‌کنند.