گفتگوی آفتاب یزد با میرجوادمیرگلوی بیات -کارشناس- درباره مواضع منطقه‌ای عمانِ بعد از سلطان قابوس

عمان فعلی همان عمان قدیم است؟
آفتاب یزد - رضا بردستانی: دی ماه ۹۸، در گیر و دار شیوع شایعه‌ی ویروس کرونا، عمانی ها، پادشاه محبوب خود را که درمان خود را نیمه تمام رها کرده بود از دست دادند. ضایعه‌ای تلخ برای عمانی‌ها و آغاز دورانی جدید بعد نیم قرن پادشاهی سلطانی که با یک کودتای بدون خونریزی به جای پدر نشسته بود.
آنانی که عمان را از نزدیک دیده‌اند به خوبی از شدت علاقه‌ی عمانی‌ها به سلطان قابوس خبر دارند اما سلطان ۷۹ ساله، چهره در نقاب خاک کشید تا به قول بیات - کارشناس مسائل عمان - «غیرمحتمل‌ترین گزینه» جانشین سلطان قابوس شود.
بیشتر از ۴۰۰ روز از فقدان سلطان قابوس گذشته، ۴۰۰ روزی که عمان نیز مثل تمامی مردمان دنیا درگیر کروناویروس بوده است و در کنار آن ایجاد تغییرات در کرسی‌های قدرت در عمان و اما تغییرات دیگری نیز در منطقه و جهان رخ داده از جمله پایان ترامپ، روی کار آمدن جوبایدن، پایان مناقشه بین عربستان و قطر، شدت و ضعف درگیری‌های سیاسی بین ایران و برخی دولت‌های عرب منطقه و نقش جدید برخی کشورها در کنار سایه‌ی اندک اندک کمرنگ شده‌ی عمان در بازیگری‌های منطقه ای.

مدت‌ها است این گمانه در تحلیل‌ها - جسته و گریخته - دیده می‌شود که با درگذشت سلطان قابوس و بازنشسته شدن یوسف بن علوی - مرد شماره‌ی یک سیاست خارجه عمان - چهره‌ی شناخته شده در جهان و خاورمیانه، عمانی‌ها به نوعی انزوای درونی مبتلا شده یا تغییرات سیاسی به گونه‌ای پیش رفته که جایگاه عمان یا
از دست برود یا قطر به عنوان بازیگر جدید منطقه‌ای خلا عمانی‌ها را با حضورها و ارتباط گیری‌ها پر کند.
از بعدِ عادی‌سازی روابط سیاسی بین امارات و بحرین با اسرائیل و نیز تلاش برای عادی‌سازی‌هایی بیشتر در کنار عادی شدن روابط چالشی قطر و عربستان، این گمانه شدت بیشتری گرفت که دوران عمان به سرآمده و زین پس این قطری‌ها هستند که در جایگاه سابقی که عمان حضور داشت به بازیگری خواهند پرداخت.
درستی و نادرستی این مسئله، روابط ایران و عمان، چشم اندازها و سیاست‌های سلطان هیثم و بسیاری از این دست مسائل باعث شد تا با «میرجوادمیرگلوی بیات» کارشناس مسائل عمان به گفتگو بنشینیم و از او در باره‌ی برخی ابهامات بپرسیم و نقش جدید عمان در منطقه و در معنایی وسیع تر، عمان بعدِ سلطان قابوس را کنکاش کنیم.
> در سیاست خارجه عمان همان عمان زمان سلطان قابوس است
میرگلوی بیات به آفتاب یزد می‌گوید: در سیاست خارجه عمان که تغییر خاصی حاصل نشد اما در عرصه سیاست داخلی عمان آن هم در حد جا به جایی مهره‌های کابینه و فرماندهان نیروی نظامی برخی تغییرات به وجود آمد.
وی ادامه می‌دهد: از آنجا که عمان ۵۰ سال تحت زمامداری سلطان قابوس بود، یک سری سیاست‌ها و آراء و نظرات سلطان قابوس تبدیل به یک مکتب شده بود. مکتبی که هم مورد احترام مردم بود هم نخبگان سیاسی عمان. از سوی دیگر این مکتب برآمده از واقعیات عمان بود. واقعیاتی مثل انزوای جغرافیایی عمان که سه کشور همسایه دارد؛ یمن، عربستان و امارات که با عربستان و امارات حتی رقابت‌های تمدنی هم دارد از طرف دیگر چون مذهب آن اباضیه است وهابیت همان طور که شیعه را تکفیر می‌کند اباضیه را نیز تکفیر می‌کند. این انزوای جغرافیایی و مسائل دیگری که سلطان قابوس به خوبی درک کرد سبب شد که عمان سیاست‌های واقع‌گرایانه اعمال کند که متحدی در منطقه و فرامنطقه داشته باشد. این مسئله درباره سیاست داخلی و خارجه عمان نیز صدق می‌کند. عمان قبایل زیادی دارد. خاندان بوسعیدی ۲۵۰سال است که آنجا حاکم است باید همیشه یک کنترلی از سیاست‌های دینی و سکولار را به
صورت تعادلی اجرا می‌کرد. انزواهایی که گفتم و واقعیاتی مثل قبایل، درآمد کم و اقتصاد ضعیف عمان سبب شد سلطان قابوس مکتبی را در عمان پایه‌گذاری کند که من آن مکتب را بسیار واقع گرایانه می‌دانم. خروج از این مکتب بعد از ۵۰ سال به راحتی امکان‌پذیر نیست. لذا تغییر در سیاست‌های عمان چه در داخل و چه در خارج اتفاق نیفتاده است.
بیات ادامه می‌دهد: در مورد سلطان جدید چون شورای سلطنتی به اجماع نرسیدند که کسی را انتخاب کنند بر اساس‌بندی از قانون اساسی به وصیت نامه سلطان قابوس رجوع کردند و سلطان انتخاب شد و سلطان جدید نامحتمل‌ترین گزینه برای جایگزینی سلطان قابوس بود. به قدرت رسیدن سلطان جدید در یک سال اخیر با کرونا مصادف شد و در این یک سال کاری انجام نشد تا تغییراتی در کابینه صورت گرفت و مهمترین تغییر هم تغییر یوسف بن علوی بود که آقای بدر البوسعیدی جایگزین ایشان شد. بنده این تغییرات را تغییرات مبنایی نمی‌دانم و فقط اشخاص جا به جا شدند. سیاست خارجه بر همان منوال پیش می‌رود. در داخل هم همان حمایتی که از سلطان قابوس بوده اکنون برای سلطان هیثم نیز وجود دارد.
> سفر نتانیاهو به عمان دلخوری‌هایی به وجود آورد
که ایرانی‌ها چشم‌پوشی کردند
این کارشناس مسائل عمان همچنین اظهار می‌دارد: اساسا از آنجایی که پس از امضای برجام نتانیاهو به عمان سفر کرد دلخوری‌هایی پیش آمد و ایران نخواست که آن تشخص را به عمان دهد ولی در نهایت رفتار سران عمان را نادیده گرفتند و اجازه ندادند این مسئله در روابط ایران و عمان تاثیر گذارد. قطر هم هنوز جایگزین نشده و عمان محل گفتگوها است. چه در مورد انصارالله و پرونده یمن و چه در زمینه مسائل هسته‌ای هنوز عمان پیشرو است. هر چند قطر می‌خواهد جای عمان را بگیرد اما بعید می‌دانم این اتفاق رخ دهد. در مورد نگاه به داخل هم سیاست‌های اقتصادی جدیدی اعمال شد. مالیات بر ارزش افزوده مطرح شد که قبلا نبود. دنبال این هستند که کسری بودجه عمان را مرتفع کنند. بنابراین تغییراتی صورت گرفته ولی آنقدرها شاذ نیست.
> ایران در نظر عمانی‌ها قدرتمند و عزتمند است
میرگلوی بیات جایگاه ایران نزد عمانی‌ها را خوب ترسیم کرده ادامه می‌دهد: «ما برای عمان کشور قدرتمند و عزتمندی هستیم. اما رابطه کمی با عمان داشتیم. یعنی تا سال ۵۷ بعد از ناصرالدین شاه که سرزمین های‌مان را از عمان پس گرفتیم در زمان پهلوی پدر هیچ رابطه‌ای نداشتیم در زمان پهلوی پسر هم بعد از جنگ ظفار وارد شدیم و رابطه‌مان قطع شد و در سال ۱۳۷۰ مجدد رابطه سیاسی برقرار شد و در کل رابطه سیاسی خوبی با عمان نداشتیم تا به دهه ۹۰ رسیدیم که عمان میانجی‌گری هسته‌ای انجام داد و رفته رفته رابطه‌مان زیاد شد و در این زمان کارهای خوبی بین ایران و عمان انجام شد؛ حذف ویزا انجام شد تعداد پروازها به این کشور زیاد شده از تهران هر روز پرواز است و زیرساخت‌ها در حال برقراری است. اما متاسفانه تحریم«‌ام المصائب» است. الان مستشاران آمریکایی و عمان برای ایران حساب ارزی باز نمی‌کنند یک سری دلایل دست خود ایرانی‌ها است یک سری هم دست ایرانی‌ها نیست مثل همین تحریم‌ها. اما اساسا ما تجار و سرمایه گذاران تنبلی داریم. تجار کاربلد زیاد نداریم. تجار ما زبان عربی و انگلیسی نمی‌دانند و در سرمایه‌گذاری نگاه مثبت به کشورهای همسایه ندارند. تحریم در کنار روحیه بخش خصوصی ما باعث شده که فرصت سوزی شود. ولی به‌نظر من روندی که در چهل - پنجاه سال اخیر داشتیم روند مثبتی بوده است یعنی همان حذف ویزا، برقراری پروازهای مستقیم، خطوط کشتی رانی و افزایش صادرات. ولی همان طور که گفتم چون از نگاه عمانی‌ها عزتمند و قدرتمند هستیم در حوزه‌های مختلفی می‌توانیم وارد عمان شویم. بنابراین در کل روند رو به جلویی داشتیم ولی همان طور که از ظرفیت های‌مان در عراق و سوریه استفاده نمی‌بریم در عمان هم همین گونه عمل کرده ایم.
> عمان از منظر سیاستمداران ایرانی
همواره با اغماض نگریسته شده است
این کارشناس مسائل سیاسی در پایان با توجه به نوع و ساختار سیاسی عمان، نگاه سیاستمداران ایرانی به عمان را تشریح کرده می‌گوید: در مکتب سلطان قابوس به دلایل ساختاری که گفتم برای‌شان فرقی ندارد چه کسی در ایران حاکم است؛ محمدرضا پهلوی
باشد یا امام خمینی. ره. آن‌ها از دیرباز با ایران کار می‌کرده‌اند و ایران همیشه به دادشان رسیده است. دولت‌هایی مثل جمهوری اسلامی ایران از یک ساختاری نمی‌توانند خارج شوند. نگاه عمانی‌ها نگاهی است که با ایران فارغ از هر نظام سیاسی وارد گفتگو شوند. نگاه سیاستمداران ایرانی هم به عمان این بوده است که اغماض می‌کنند. عمان از دهه ۱۹۹۰ با اسرائیل رابطه داشته کارهایی که امارات اکنون انجام می‌دهد عمان در آن زمان انجام می‌داد. فضایی که ایران علیه امارات ایجاد کرد هیچ گاه علیه عمان ایجاد نشد. یعنی خود سیاستمداران ایران هم نسبت به عمان اغماض دارند. چون می‌دانند عمان شکاف‌هایی با کشورهای عرب حوزه خلیج فارس و عربستان دارد. نگاه سیاستمداران ایرانی هم این است که باید با عمان کار کرد. اما باید از ظرفیت و پتانسیل عمان استفاده شود اما تحریم دردسر آفرین است. الان مثلا تجار ایرانی دو بار باید پول را تبدیل کنند یک بار به ریال عمانی و بعد به یورو که این نیز باید معتمد در عمان پیدا کنند که بتوانند جابه جایی انجام دهند. اگر تحریم‌ها نباشد ایران آن طور که الان به عمان نیاز دارد به آن نیاز نخواهد داشت و در بهترین حالت عمان می‌تواند محلی برای دسترسی ایران به یمن و شرق آفریقا باشد. ولی اگر ما خودمان بتوانیم مستقیما با بنادر آلمان ارتباط بگیریم چرا باید از عمان استفاده کنیم؟ در شرایط تحریم بیشتر می‌توانستیم از عمان استفاده کنیم که کردیم به ویژه در دولت آقای روحانی.