قاصدک 24

آن‌‌ که باد بکارد

آن‌‌ که باد بکارد سیدمصطفی هاشمی‌طبا گرمای شدید هوا هم‌زمان با عدم بهره‌برداری از نیروگاه‌های آبی و استفاده مردم از وسایل سرمایشی، ایران را با مسئله خاموشی‌های نگران‌کننده و آزاردهنده روبه‌رو کرده و البته مثل همیشه، مخفی‌کردن از مردم موجب عدم شفافیت شده است. به‌طور مثال معلوم شده که آمار و اطلاعات اعلام‌شده درخصوص استفاده از دستگاه‌های ماینر تولیدکننده بیت‌کوین (سکه مجازی) ناکافی و نادرست بوده زیرا یکباره در محلی هفت هزار دستگاه ماینر کشف شده، دستگاه‌هایی که به‌صورت قاچاق وارد کشور شده است. حال خدا می‌داند چند مزرعه بیت‌کوین با چه تعدادی از آنها برق کشور را مصرف می‌کنند و کدامشان مجاز و کدامشان غیرمجاز هستند. در کشوری که بهای برق همچنان ارزان است و حتی مصرف‌کنندگان زیاد که در مصرف برق اسراف می‌کنند و مشمول قیمت‌های تصاعدی هستند، پرداخت‌های ماهانه برایشان بی‌اهمیت است، حکمرانی کشور که در مقابل ازدیاد دستگاه‌های سردکننده که یا در داخل مونتاژ می‌شود یا به‌صورت رسمی یا قاچاق، کوله‌بری یا با انواع ترفندهای دیگر فراهم می‌شود، ساکت است و همه را در کیفیت مصرف و مقدار آن آزاد گذاشته است، باید که به فکر افزایش تولید برق می‌بود و علاوه بر پایدارکردن اعتبارات عمرانی (به‌جای افزایش اعتبارات جاری) بدهی به تولیدکنندگان بخش خصوصی را پرداخت می‌کرد تا بخش خصوصی به کمک دولت بیاید. البته تولید برق هم دچار چالش‌هایی شده و می‌شود و تأمین سوخت و قیمت آن و قیمت برق برای تولیدکننده مشکل‌آفرین است. نیروگاه اتمی بوشهر هم که معلوم نیست چه مقدار برای آن هزینه شده و چه موقع بهره‌برداری پایدار خواهد داشت و چه موقع عمر آن به پایان می‌رسد‌ هم دردی را درمان نکرده است. جالب اینجاست در سالی که سال ازبین‌بردن موانع تولید نام‌گذاری شده است، اولین خسارت‌دیدگان از کمبود برق تولیدکنندگان هستند. همه اینها نشان می‌دهد که هرگز نتوانسته‌ایم تعادلی بین مصرف برق کشور و تولید آن ایجاد کنیم و طبیعی است در کشوری که به مصرف عادت شده و سبک زندگی شبیه سبک زندگی آمریکایی طراحی شده و برای آنان که دستشان به دهانشان می‌رسد ادامه دارد و دیگران هم حسرت آن را می‌خورند، باید این تعادل برقرار باشد اما وقتی ما مصرف را رها می‌کنیم و در تولید پایمان بسته می‌شود، همان کاشتن باد است که باید توفان آن را درو کنیم. البته کشتزار ایران آن‌قدر وسیع است که می‌شود ده‌ها باد در آن بکاریم و منتظر دروکردن توفان باشیم، همان‌طور که توفان‌هایی را رد کرده‌ایم و در انتظار توفان‌های دیگر نشسته‌ایم. به یاد آوریم که اگر بخواهیم سبک زندگی و اداره کشور را به همین نحو ادامه دهیم یا بخواهیم چشم‌انداز 1400 را پیاده کنیم (که نتوانسته و نمی‌توانیم) نیاز به آن است که بدانیم چه می‌خواهیم و مردم چگونه باید زندگی کنند. ظاهرا نه ما می‌خواهیم و نه دیگران می‌گذارند که به حوالی چشم‌انداز 1400 برسیم. حال وقتی غرب سلطه‌گر با ما چپ افتاده (حال می‌خواهد به‌دلیل رفتار ما باشد یا به‌دلیل زیاده‌خواهی آنان یا به هر دلیل دیگر که حقیر از هیچ‌کدام اطلاع و سررشته ندارد) ما باید ببینیم مردم چگونه باید زندگی کنند و آیا توسعه یادشده یا هر اصطلاح دیگر (که سر اصطلاح آن دعوا داریم) را می‌خواهیم یا باید به‌قول دکتر ولایتی مثل یمنی‌ها با دمپایی و تفنگ و کلاشنیکف بجنگیم یا به‌قول آقای احمدی‌بیغش، نماینده مجلس، مثل گاندی نیمه‌برهنه به انقلاب ادامه بدهیم. در اینجا ضرورت دارد که یک بار دیگر چشم‌انداز را بنویسیم و شرایط جدید را در آن بیاوریم. 
هرچند می‌گویند آقای رئیسی وارث ویرانه‌های آقای روحانی شده و کیهان می‌نویسد که دو سال باید صرف آواربرداری شود، باید بگوییم دو سال که سهل است و در حقیقت نیاز به وقت خیلی بیشتری دارد که آواربرداری کنیم و به جایش بسازیم ولی آنچه آوار خوانده می‌شود، آوار نیست، بلکه حاصل کشت بادهایی است که تنها محصول عملکرد آقای روحانی نیست، هرچند ایشان هم در آن مشارکت دارد و ما باید در انتظار توفان‌هایی باشیم که از این کشتزار برخواهد خاست. این بادها به‌هردلیل از جمله ندانم‌کاری و ساختن مدینه‌های فاضله تخیلی و به دور از امکانات و محدودیت‌ها کاشته شده است و چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه با کلمات مطنطن و چه با فریاد و شعار آنها را انکار کنیم و باز هم مدینه‌های فاضله‌ای حاصل از قدرت و توانایی‌های خود نشان دهیم، حاصل خود را که همان توفان باشد، ارائه خواهد داد. البته این کشت نهال‌های باد بدون حساب و کتاب ادامه دارد، مثل آنکه می‌خواهیم کاخ سفید را مسجد، کاخ الیزه را حسینیه و کاخ باکینگهام را مهدیه کنیم و البته نمی‌دانیم چرا کاخ کرملین از قلم افتاده است! مقام معظم رهبری بارها در سخنانشان فرموده‌اند که نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری وعده‌های خارج از امکانات کشور به مردم ندهند. این حرف بسیار حق است اما این را بدانیم که بسیاری از امکانات کشور هزینه شده است و چاره‌ای جز آنکه توفان‌ها را مهار کنیم، نداریم. این توفان‌ها به نوبت و شاید همراه با هم فرا می‌رسند. می‌خواهیم به چند نهال باد که توفان آن را درو کرده‌ایم، اشاره کنیم. امیدوارم که به خطا رفته باشیم و چنین مباد که می‌نویسم.
الف- اشغال لانه جاسوسی آمریکا (که البته همه سفارتخانه‌ها جاسوس‌خانه است) بادی بود که کشت کردیم و حاصل آن حمله صدام بعثی به کشورمان شد.
ب- فروختن ارز در بازار آزاد بادی بود که کشت کردیم و قاچاقچیان آن ارزها را خریدند و توفان کالای قاچاق فراوان به کشور را درو کردیم و این همچنان ادامه دارد.
ج- بر سر انتخاب واژه «رشد» یا «توسعه» یا «پیشرفت» دعوا داشتیم و از اصل ماجرا غافل شدیم و تن به هزینه‌های زیادشونده جاری و فشارهای آن دادیم و اینک توفان اشتهای مصرف بیش از تولید را درو می‌کنیم.

د- نهال باد گسترش دولت (چه کمی ‌و چه مالی) را کشت کردیم و اینک توفان بدهی‌های سنگین دولت و کسر بودجه 50 درصد را درو می‌کنیم، همچنان که توفان تورم را شاهد هستیم.
هـ نهال باد «بانکداری اسلامی» و تحمیل کردن عقود اسلامی به بانک را کشت کردیم و بانک‌های اسلامی خصوصی راه‌اندازی کردیم و اینک توفان بانک‌های خصوصی ورشکسته و تجربه مالک‌شدن تأسیسات مختلف از سوی بانک‌ها را درو می‌کنیم و می‌فهمیم که بخش قابل توجهی از ارز یا نقدینگی و تورم حاصل همین نهال بوده است.
و- نهال باد مستهلک‌شدن تأسیسات کشور را کاشتیم و اینک توفان تجهیزات مستهلک و ناکافی حمل‌ونقل و باربری را تجربه می‌کنیم و می‌بینیم که میلیون‌ها تن کالای اساسی ما در بنادر معطل حمل‌ونقل داخلی و در شرف فساد است.
ز- نهال باد عدم توسعه علمی و کیفی کشاورزی را کاشتیم و امروز توفان واردات 25 میلیون تن کالا را تجربه می‌کنیم.
ح- درحالی‌که از سوی آمریکا (و به تبع آن همه کشورهای دیگر) تحریم بودیم، نهال باد عادی‌بودن جامعه و عدم سیستم‌دهی حسب تحریم‌ها را کاشته‌ایم و حاصل آن یعنی توفان نارضایتی مردم و محروم‌تر‌شدن محرومان را درو می‌کنیم.
ط- نهال باد بی‌توجهی به حفر چاه‌های عمیق مجاز و غیرمجاز را کاشتیم و امروز توفان چاه‌های خشک و نشست زمین‌های کشاورزی را شاهدیم.
ی- نهال قطع حقابه دریاچه‌هایی مثل ارومیه را کاشتیم و امروز خطر توفان نمکی و مخارج سنگین احیای آن (که ظاهرا نمی‌شود) را درو می‌کنیم.
ک- نهال بی‌تفاوتی نسبت به خاصه‌خوری و رانت‌خوری و زندگی لوکس و مرفهانه را کاشتیم و امروز توفان فساد و تضاد طبقاتی و محرومیت را درو می‌کنیم.
ل- نهال بی‌توجهی به فاضلاب‌ها و پسماندها را کاشتیم و امروز توفان حجم عظیمی از زباله و شیرابه آن و فاضلاب جاری در برخی شهرها را درو می‌کنیم.
م- نهال بی‌احترامی و بی‌تفاوتی و عدم اجرای قانون را کاشتیم و در مقابل رئیس‌جمهوری که سند برنامه را خمیرشده اعلام کرد، خندیدیم. اگر همین قانون برنامه ششم توسعه را اجرا می‌کردیم امروز شاهد بسیاری از توفان‌ها نبودیم.
از این قبیل نهال‌های باد بسیار کشته‌ایم و چه انتظاری داریم از رئیس‌جمهور منتخب که جلوی توفان‌ها را بگیرد. اگر تبلیغات را منها کنیم باید بگوییم متأسفانه «در بر همان پاشنه» خواهد چرخید مگر آنکه با شجاعت و صراحت اصلاحات لازم و به‌قول آقای دکتر قاضی‌زاده‌هاشمی نامزد ریاست‌جمهوری که پزشک جراح هستند جراحی بزرگ برای انجام اصلاحات را انجام دهیم و البته این جراحی نمی‌تواند جراحی سیاسی باشد چراکه هر که مهار این توفان را بخواهد در دست گیرد و به جراحی سیاسی داخلی مبادرت و اکتفا کند، راه خطا پیش گرفته است. به یقین امروز که سه قوه در ظاهر سیاسی یکدست است، بدون تجدید نظر در نحوه اداره کشور و تجدید نظر در بادهایی که کشته‌ایم هرگز توفیق پیدا نخواهد کرد. نیاز به متوسل‌شدن به نام حسن روحانی برای توجیه عدم توفیق‌های آینده نیست بلکه نیاز به اراده‌ای قوی برای ریشه‌کن‌کردن بادهایی است که کاشته‌ایم و به‌قول سعدی کشتی‌بان را سیاستی دگر باید.