قاصدک 24
بلیط هواپیما سفرمارکت

مردی که فوتبال را با زندگی پیوند داد


«3 یا 4 شب پیش بود که از دخترشان احوال آقای دکتر را پرسیدم. از زمانی که حال‌شان وخیم‌تر شد، کلا به تماس‌ها و حتی پیام‌ها در شبکه ‌های اجتماعی هم پاسخ نمی‌دادند. تا چند وقت پیش، واتس‌اپی با ایشان در ارتباط بودم تا این ‌که چند شب پیش به دخترشان گفتم که می‌خواهم حال پدرتان را بپرسم و با ایشان صحبت کنم که ظاهرا به خاطر شیمی درمانی‌ های اخیر خیلی هوشیار نبودند. بعدش هم دخترشان به من گفت که الان خواب هستند. قرار شد چند روز بعد از بهتر شدن حال‌شان به من زنگ بزنند که امروز صبح بیدار شدم و خبر را شنیدم و واقعا نمی‌دانم چه بگویم...»، سپس بغض صدای رضا جاودانی را می‌گیرد، مجری که بارها و بارها در کنار دکتر صدر نشسته و خاطرات زیادی از او و رفتارهایش دارد.دکتر صدر فقط یک نویسنده، منتقد سینما و کارشناس فوتبال نبود. برای موفق شدن در تحلیل‌ های فوتبالی، داشتن اطلاعات و آمارهای این رشته ورزشی به تنهایی کافی نیست چون اگر فوتبال، تنها فوتبال و یک ورزش بود بینندگان محدودی داشت و به سیاست و فرهنگ تسری نمی‌یافت. حمید رضا صدر اما نگاه اجتماعی داشت و بارها تعبیر خاستگاه کارگری فوتبال را از زبان او شنیدیم و به جنبه ‌های اجتماعی این بازی هم اشاره می‌کرد. او عاشق فوتبال و سینما بود و این جمله‌اش را هیچ وقت فراموش نخواهیم کرد که گفته بود: «فوتبال مثل زندگی است اما غم ‌هایش خیلی بیشتر از لحظات شیرین است...» او کل زندگی را مثل 90 دقیقه یک مسابقه فوتبال می‌دانست و بارها گفته بود در بدترین ثانیه ‌های یک 90 دقیقه هم کورسوی امیدی وجود خواهد داشت. او حتی یک ثانیه هم به دنبال خریدن ترحم نبود تا از بین ما رفت. کتاب ‌های نوشته شده توسط او مانند «روزی روزگاری فوتبال» (از اولین کتاب‌ های فوتبالی بازار نشر ما و دربارۀ تأثیرات متقابل فوتبال و جامعه)، «نیمکت داغ» (تک ‌نگاری‌ هایی دربارۀ مربیان مشهور فوتبال و تغییرات تاکتیک‌ های بازی)، «پسری روی سکوها» (وقایع ‌نگاری چهار دهه فوتبال ایران)، «یونایتد نفرین ‌شده» (ترجمه رمانی دربارۀ برایان کلاف، مربی جنجالی لیدزیونایتد) و ... نشان‌ دهنده نگاه متفاوت و فهم بالای او از ورزش فوتبال است.بیشتر خاطرات جاودانی از دکتر صدر مربوط به برنامه آنسوی نیمکت از شبکه ورزش است، جایی که دکتر، کارشناس و محقق ثابت آن برنامه بود. در ادامه با این مجری درباره سبک زندگی دکتر حمیدرضا صدر، گفت ‌و‌گویی داشتیم که خواهید خواند.     دوست ‌نداشت ضعف ‌هایش دیده شود «بعد از ابتلا به سرطان با این‌ که روحیه بسیار خوبی برای شکست بیماری داشتند اما هیچ خبری از ایشان نبود و انگار خودشان تمایلی نداشتند تا مورد توجه قرار بگیرند»، جاودانی با این مقدمه ادامه می‌دهد: «بر عکس آن چیزی که شاید از دکتر صدر در ذهن بعضی‌ هاست، او اصلا تمایلی نداشت که ضعف‌ هایش دیده شود یعنی دوست داشت که مردم همیشه با یک چهره خوب، او را به یاد بیاورند. اگر هم دقت کنید، عکس‌ های خیلی کمی از او بعد از ابتلایش به این بیماری و شیمی ‌درمانی‌های سنگین منتشر شد. نمی‌خواست خیلی در عموم دیده بشود. ما آدم بزرگی را در حوزه کارشناسی فوتبال، سینما، رسانه‌ها و ... از دست دادیم».   دوست‌ داشتنی بود چون دشمن فخرفروشی بود دکتر صدر در انگلیس درس خوانده بود و نویسنده، منتقد سینما و مفسر فوتبال بود. مردی که به شدت هم دوست ‌داشتنی بود. جاودانی درباره دلایل این محبوبیت می‌گوید: «چند تا دلیل مهم داشت. اولا خودش بود، واقعا همان چیزی بود که در تلویزیون از او می‌دیدیم، خیلی صادق بود با مردم. همین ویژگی باعث می شد تا شخصیت اش  بین مردم محبوب و دوست‌ داشتنی شود. در ضمن هیچ ‌وقت در تلویزیون حاضر نشد که بگوید من فلان ‌جا درس خواندم، فلان جاهای دنیا را دیدم، می‌گفت این‌ها فخرفروشی به مردم است و مخالف این رویکرد بود.»   آرزویش این بود که همه از زندگی لذت ببرند این مجری درباره ویژگی‌ هایی که از دکتر صدر در ذهنش مانده هم می‌گوید: «دلسوز دیگران بود اما اهل نصیحت‌ کردن نبود. یک بار داشت به من می‌گفت که کاش ما یاد بگیریم که زندگی کنیم، آرزوی من این است که همه ما به جای این ‌که سرک بکشیم در زندگی دیگران، از زندگی خودمان لذت ببریم. آدمی بود که به شغل و تحصیلات مخاطبش کار نداشت و بعد از محک زدن درک، توانایی و ... افراد روی آن‌ها حساب باز می‌کرد. بیشتر شخصیت افراد برایش مهم بود تا جایگاه و .... . آدم دنیا دیده و اهل مطالعه‌ای بود و همنشینی با او، لحظه لحظه‌هایش درس‌آموز بود. به شدت آدم مهربان، باتجربه و از همه مهم‌تر با عزت نفس بالا بود. یک آدم فوق العاده‌ای بود که در واژه نمی‌گنجد و واقعا حیف شد که از بین ما رفت.»   کارشناس بود و اهل غر زدن نبود  از جاودانی درباره خاطراتش از حضور دکتر صدر در برنامه آنسوی نیمکت می‌پرسم که می‌گوید: «هیچ‌ وقت ندیدم که عصبانی شود یا اصطلاحا سر یک مسئله‌ای از کوره در برود. عصبانیت دکتر صدر را هیچ‌ گاه ندیدم. آن زمانی که برنامه پربیننده آنسوی نیمکت را در شبکه ورزش با هم شروع کردیم، من مجری و ایشان مهمان‌ ثابت برنامه بودند. یادم هست یک بار سر مسئله موسیقی برنامه و ایرادهایی که مدیران شبکه به آن می‌گرفتند، دلخور شد چون خودش موسیقی‌های برنامه را می‌چید که موسیقی‌های متن فیلم‌ های معروف بود و اصلا دلیل متفاوت شدن آنسوی نیمکت با بقیه برنامه‌های مشابه، همین بود. دکتر صدر خودش اشراف داشت به فیلم‌های سینمایی و آن‌ها را ربط می‌داد به موضوعی که درباره‌اش گپ می‌زدیم، اتفاقی که اصلا کار هر کسی نیست. بنابراین وقتی موسیقی را روی آیتم فوتبالی می‌گذاشت، کارش اصولی بود. آن موقع به جای عصبانی‌ شدن و غر زدن، رفت با مدیر شبکه 3 جلسه گذاشت، توضیح داد که روی تک‌ تک انتخاب‌ هایش فکر می‌کند و مشکل به همین راحتی، حل شد.»   مسئولیت ‌پذیری‌اش برایم درس‌آموز بود «واقعا کارهایش همه روی حساب و کتاب بود. آدمی بود که برای کارش وقت می‌گذاشت»، جاودانی با این مقدمه ادامه می‌دهد: «باید بپذیریم که  مسئولیت ‌پذیری در این کشور در حال کم رنگ شدن است، بسیاری از ما کار را انجام می‌دهیم که فقط انجام داده باشیم، به کیفیتش توجه نداریم اما دکتر صدر وقتی یک مسئولیتی را قبول می‌کرد، با این همه دانشی که داشت، باز من می‌دیدم که درباره‌اش شروع به تحقیق می‌کند، می‌پرسد، مطلب می‌خواند و ... . دکتر صدر از مطالعه ‌و ‌تحقیق خسته نمی شد و مسئولیت ‌پذیری‌اش برایم درس‌آموز بود.» او در پایان می‌گوید: «دکتر به دلیل بیماری همسرش به آمریکا رفت تا او درمان شود، خوشبختانه حال همسرش بهتر شد اما خودش از بین ما رفت. من فقط می‌خواهم به خانواده‌اش، علاقه مندان به او و همه اهالی دنیای فوتبال تسلیت بگویم.»         سوت پایان برای راوی فوتبال و زندگی و فلسفه حمیدرضا صدر، مفسر پرآوازه فوتبال ایران، با بنیان نهادن چه سبکی در  یادها  زنده می‌ماند؟ نویسنده:  مصطفی قاسمیان     صبح دیروز دکتر حمیدرضا صدر منتقد سینما و مفسر فوتبال که بیش از هرچیز با برنامه‌های ورزشی تلویزیون شناخته می‌شد، بر اثر سرطان درگذشت. او از چهره‌های محبوب تلویزیون، سینما و فوتبال بود و حافظه جمعی ملت ایران، هرچه از او به یاد دارد، تنها خاطرات مثبت و شیرین است. زنده‌یاد صدر که بارها گفته بود نمی‌خواهد در میانه یک تورنمنت فوتبالی از دنیا برود، چند روز پس از پایان مسابقات یورو 2020 دار فانی را وداع گفت و ایرانیان دوستدار فوتبال و سینما را عزادار کرد. حمیدرضا صدر مدت‌ها درگیر بیماری سرطان بود، اما در سکوت به درمان آن می‌پرداخت و تا حدود یک ماه پیش که عباس یاری روزنامه‌نگار سینمایی، این اتفاق را رسانه‌ای نکرده بود، هرگز از بیماری خود با دنبال‌کنندگان پرشمار صفحه اینستاگرامش سخن نگفته بود. نویسنده، عکاس و منتقد حمیدرضا صدر متولد 30 فروردین سال 1335 در مشهد مقدس بود. او در دانشگاه تهران و بعد در انگلیس تحصیل کرد و سال‌ها روزنامه‌نگار، منتقد سینما، شاعر و عکاس بود. زنده‌یاد صدر چندین کتاب ترجمه کرده و چندین کتاب که احتمالا از ترجمه‌هایش مشهورترند، نوشته است؛ آثاری مثل «پسری روی سکوها»، «روزی روزگاری فوتبال» و «نیمکت داغ» که درباره فوتبال هستند و دو رمان تاریخی جذاب به نام‌های «تو در قاهره خواهی مرد» درباره محمدرضا پهلوی و «سیصد و بیست و پنج» درباره حسنعلی منصور. دکتر صدر در سال‌های انتهایی دهه 80 و بیشتر سال‌های دهه 90، حضوری پررنگ در برنامه‌های فوتبالی تلویزیون داشت و آن جا بود که شهرتش فزونی یافت. او اگرچه حدود سه سال در خارج از کشور ساکن بود، اما ارتباط خود را با رسانه‌های چاپی، مجازی و رسانه ملی قطع نکرد و همواره برای مخاطبان پرشمار خود، از فوتبال و سینما می‌گفت و می‌نوشت. صاحب یک سبک ویژه نگاهی که دکتر حمیدرضا صدر به فوتبال داشت و در برنامه‌های فوتبالی تلویزیون دنبال می‌کرد، متفاوت از همکاران وی بود. او بیشتر از آن که «کارشناس فنی» فوتبال باشد، «مفسر فوتبال» و «راوی فوتبال» بود زیرا تأویل‌های متفاوتی از فوتبال ارائه می‌کرد که این پدیده را به مثابه یک داستان، یک مسلک و اساسا زندگی معرفی می‌کرد. روایت‌های وی که بیش از هرچیز در برنامه‌های «گزارش ورزشی» شبکه سه و «آن سوی نیمکت» شبکه ورزش به یاد مانده است، آغازگر جریانی شد که فوتبال را برای مخاطبان تلویزیون، جذاب‌تر و شیرین‌تر کرد. این جریان را می‌توان همچنان در مستندها و گزارش‌های فوتبالی تلویزیون و غیرتلویزیون پیگیری کرد؛ جایی که گزارشگرهای تلویزیون تلاش می‌کنند نگاهی اجتماعی و تاریخی به این پدیده و مسابقات آن داشته باشند. همین سبک ویژه زنده‌یاد حمیدرضا صدر در کنار بیان عالی اش ،تمایز بین او و دیگر تحلیل‌گران رایج فوتبال در صداوسیما محسوب می‌شد. احاطه بر تاریخ، دایره واژگان وسیع، قلم دلپذیر و مهم تر از همه، احساس و شوری که دکتر صدر هنگام بیان جذابیت‌های دراماتیک فوتبال داشت، کم‌نظیر بود. تردیدی نیست که برنامه‌های ورزشی تلویزیون از این به بعد بدون حضور حمیدرضا صدر، چیزهایی کم خواهد داشت. جریان یادشده‌ که تحت‌تأثیر وی در تلویزیون به وجود آمد، در نبود نسخه اصلی خود، قوت سابق را نخواهد داشت. از فوتبال لذت می‌برد درگذشت حمیدرضا صدر که محبوب عام و خاص بود، واکنش‌های زیادی را در میان اهالی و علاقه‌مندان سینما و فوتبال به وجود آورد.  از دیروز و تا لحظه تنظیم این گزارش، پیام تسلیتی از سوی رئیس سازمان صداوسیما یا معاون سیما صادر نشده است. مهرزاد دانش منتقد سینما درباره وی نوشت: «کمتر منتقدی را می‌شناختم که این‌طور عاشق سینما باشد. از فیلم محبوبش که می‌گفت، چشمانش برق می‌زد، به هیجان می‌آمد و ارتعاش لحنش بالا می‌رفت. خود سینما را دوست داشت و خود را به حواشی‌اش نیالود. آقای حمیدرضا صدر نازنین؛ از قلم و بیان و همنشینی‌تان بسیار آموختم و لذت بردم. جاودانید.» احسان محمدی روزنامه‌نگار ورزشی نیز این‌گونه نوشت: «تا وقتی زنده بود کسانی برای این که به همه نشان بدهند خودشان خیلی باسواد هستند، همه انرژی‌شان را گذاشتند که ثابت کنند او بی‌سواد است. روحت در آرامش که عمری تلاش کردی نشان بدهی فوتبال فراتر از یک بازی است و لازمه لذت بردن از آن توهین و تحقیر دیگری نیست.» پیمان یوسفی گزارشگر فوتبال و مجری برنامه «ورزش و مردم» نیز صبح دیروز در این برنامه گفت: «مردی که از هرچه رنگ تعلق می‌گرفت، آزاد بود. از فوتبال لذت می‌برد و عاشق تکثیر این لذت بود. فوتبال و فوتبال ایران، یک رفیق وفادار را از دست داد. هیچ وقت تصویر و حرف‌هایش از ذهن ما و جلوی چشمان ما پاک نمی‌شود.»