قاصدک 24
بلیط هواپیما سفرمارکت

فرصت نقد فنی دولت‌ها و شجاعت تغییر

یکی از فرصت‌های پیش‌روی رسانه‌ها و دانشگاه‌ها در سال‌های آینده، نقد عملکرد دولت‌های پس از جنگ و ازجمله دولت سیزدهم صرفاً از موضع فنی و کاربردی در حوزه‌های صنعتی، کشاورزی، شهرسازی و آموزشی و از این قبیل است. این مهم به دلیل سیاسی شدن بیش از حد همه چیز، هیچ‌گاه به درستی انجام نشد و بخشی از مشکلاتی که امروز در حوزه آب و خاک و کشاورزی و آموزش و خودروسازی داریم، برخاسته از حرکت فخرفروشانه و خوش‌باورانه مسئولان دولتی در این سال‌ها بوده است.
دولت سازندگی بخش قابل توجهی از نخبگان و دانشگاهیان را روزی‌خوار و همراه خود کرده بود و اساساً روحیه رئیس این دولت نقدپذیری و توسعه دایره کارشناسی دولت به خارج از حلقه بسته سازندگی نبود. بخشی از جامعه دانشگاهی را با نفوذی که در دانشگاه آزاد داشت، به سکوت و سلام و صلوات قانع کرده بود و بخشی را نیز به گونه دیگر. مروری بر رخداد‌های آن زمان نشان می‌دهد توسعه‌ای که به مدد پایان جنگ آغاز شد، دهان‌ها را بسته بود و به غیر از برخی جریان‌های چپ یا تک‌روانی که صدای‌شان هم به جایی نمی‌رسید، منتقد جدی در حوزه فنی آن دولت وجود نداشت.
دولت بعدی با عنوان اصلاحات، با آنکه در برخی شاخص‌های اقتصادی از جمله تورم بهتر از سازندگی بود، اما، چون اساساً با غلبه روحیه سیاسی و اصلاحات سیاسی پیش می‌رفت و از پشتیبانی بخش بزرگی از جامعه دانشگاهی نیز برخوردار شد، از نقد فنی عملکرد خود مصونیت یافت و نگاه کارشناسی به عملکرد این دولت در حوزه‌های صنعت و کشاورزی و اقتصاد جای خود را به نظریه‌پردازی سیاسی و جامعه‌شناسی داد و این دولت نیز بدون آنکه یک نقد جدی فنی دریافت کند، از مهلکه گریخت.
نوبت به دولت بعدی یعنی دولت نهم و دهم رسید و شاید برای یک ناظر بیرونی و دلسوز که نقد غیرسیاسی و صرفاً فنی یک دولت را به نفع همه کشور و مردم و از جمله خود دولت‌ها می‌دانست، این امیدواری ایجاد شد که حالا آن قشر دانشگاهی و روشنفکر که روی حریر سیاسی دولت اصلاحات خوابیده بودند، بیدار شوند و اشکالات مدیریتی کشور را در سدسازی‌ها، مدیریت آب، مدیریت صنعت خودروسازی، مدیریت آموزش عالی و دیگر عرصه‌ها در فضایی کاملاً دانشگاهی و غیرسیاسی پیش ببرند، اما بیشتر آنچه بود و بیشتر از گذشته هم بود، در فضای آلوده جناحی‌گری و سیاسی‌بازی گرفتار آمد و فرصتی به دست رئیس این دو دولت داد تا حرف و نظر مطلق خود را به پیش ببرد و حتی نقد درون‌گروهی و داخل دولت خود را نیز برنتابد. این چنین شد که حسرت آنکه حتی در یک حوزه مشخص مثل سدسازی یا خودروسازی، فضایی کاملاً آکادمیک در نقد و بررسی شکل بگیرد و هیچ شائبه جناح و دسته و قبیله سیاسی نباشد، در این دوره نیز بر دل دلسوزان واقعی کشور ماند.

با ظهور دولت اعتدال همه آشفتگی‌های سیاسی سه دوره قبلی یکجا در این دولت جمع شد. بخشی از سیاسی‌ها و مدیران دولت قبل، منتقد آن شدند. بخشی از سیاسیون و مدیران دولت ماقبل یعنی اصلاحات در کسوت حامی آن درآمدند و بخشی از مدیران و سیاسیون دولت اسبق یعنی سازندگی نیز ساکن این دولت شدند. این شد که هرچه تنش و کنش سیاسی مخرب و ساختاربرافکن و نقدسوز و تفرقه‌ساز لازم بود، در دولت اعتدال گرد آمد و هیچ‌گاه شاهد تریبون‌های دانشگاهی با نگاه‌های غیرسیاسی در این دولت هم نبودیم و اگرچه برخی نقد‌های پراکنده نیز کم نبود، اما با حمله زبانی رئیس دولت به منتقدان و حواله‌کرد آنان به جهنم، پس زده می‌شد.
اکنون ما با ۳۰ سال سازندگی پر ایراد و قابل نقد در کشور مواجهیم. بحث‌های زیادی درباره چرایی عقب‌ماندگی بیمارگونه صنعت خودروسازی با وجود کثیری از مدیران نجومی‌بگیر در این صنعت وجود دارد. در حوزه سدسازی و مدیریت حوضه‌های آبریز نقد جدی می‌بینیم. مدیریت اقتصاد و نگاه به معیشت مردم منتقدان جدی را مقابل خود قرار داده است. مسکن و راه‌سازی، مدیریت حمل‌ونقل عمومی و بحث آینده‌ساز انرژی و سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر مدعیان فراوان دارد. دولت سیزدهم ضمن آنکه باید از نقد گذشته و تکرار غرزدن‌های معمول گذشتگان در درون خود دولت جلوگیری کند و حرف تکراری «تقصیر دولت‌های قبل بود» را کنار بگذارد، باید زمینه نقد کارشناسانه دلایل درجازدن و عقب‌ماندگی‌ها و ناتوانی‌ها و اشتباهات گذشته را در جامعه فراهم کند و این مهم را برای عملکرد دولت خود نیز با چندین برابر نسبت به آنچه برای گذشتگان روامی‌دارد، با سعه‌صدر آماده سازد. مهم‌تر از ایجاد فضای نقد فنی، پذیرش نقد‌های صحیح و به‌کارگیری آن و «شجاعت در تغییر» است. به نظر می‌رسد آرامش سیاسی لازم برای چنین کاری نیز در کشور فراهم آمده است و باید امیدوار بود که یک‌بار برای همیشه فارغ از دسته‌بندی‌ها به کشف عیوب و نقد جدی عملکرد گذشته خود بنشینیم و نشان دهیم که شجاعت اصلی در میدان «تغییر اشتباهات» است.