نوشتن دست از سرم بر‌نمي‌دارد

از دو سال قبل كه رسما بازنشسته شدم دست از نوشتن شستم. از تهران مهاجرت كردم به شهر زادگاهم و به كار خانه‌سازي، شاليكاري و پدرداري مشغول شدم. حدود 40 سال زندگي در تهران و فعاليت مطبوعاتي و سياسي در اين بلد كبيره، شكلي از زندگي را بر من تحميل كرده بود كه ظاهرا بايد تا آخر عمر ادامه مي‌يافت اما تصميم گرفتم با بازگشت به بهشهر از آن وضعيت خارج شوم و سبك زندگي دوران نوجواني خودم را دوباره در پيش بگيرم كه خيلي برايم جذاب بوده و هست. اكنون كار خانه‌سازي در حد ساخت خانه مسكوني خودم پايان يافت، شاليكاري عمدتا در شش ماه اول سال وقتم را مي‌گيرد و پدرداري هم كه توفيقي است هميشگي و تكرارنشدني. با اين حساب مجال نوشتن دوباره ايجاد شده و رد درخواست دوستان و همكاران براي نوشتن، شدني نيست و بنابراين دوباره مي‌نويسم.  نوشتن و تحليل مسائل كشور و جامعه براي امثال ما يك رسالت و مسووليت اجتماعي است كه گريز از آن ممكن نيست. نسل ما مي‌خواست طرحي نو در اندازد و عالم و آدم جديدي بسازد اما ناكامي‌هاي اين حركت بزرگ انقلابي مايه يأس بسياري از نيروهاي فعال را فراهم آورده و كثيري را به كناره گرفتن از صحنه سياسي كشور ترغيب كرده است. من هم مانند بسياري از افراد كشور كه سابقه انقلابي دارند در معرض اين يأس و گرفتار آمدن در انفعال قرار دارم اما تمام تلاشم اين است كه چنين نشود و در حد وسع خودم در بهبود اوضاع كشور تاثيري داشته باشم و دست‌كم از موضع ايجاد اصلاحات لازم و ضروري در روند اداره كشور، نقدها و تحليل‌هايي را بنگارم و به مسوولان هشدار بدهم و مردم را آگاه كنم و به تقويت جرياني بپردازم كه به اسلام و انقلاب و كشور و مردم دلبسته است و نمي‌تواند بد حكومت را بخواهد و خيرخواهي خود براي مسوولان را كتمان كند و در عين حال نمي‌تواند با حكومت در مواضع غلط و عملكرد غيرقانوني و مخالف مصالح مردم همراهي كند و شلاق نقد را بر پيكر مسوولان وارد نكند. نوشتن با اين رويكرد همان اقدام انقلابي و عمل به مسووليت اجتماعي است كه از امثال ما بر مي‌آيد. با اميد به خدا مي‌نويسم و اميدوارم خداوند به نيت خير ما بركت بدهد و تاثير كلام ما را مضاعف سازد. 
همدردي با «كرونا»ييان
بگذاريد اولين نوشته من درباره كرونا و بليه‌اي باشد كه همه جهان را درگير خود كرده و بر وضعيت زندگي همه مردم اثرات وسيع گذاشته است. متاسفانه بيش از همه كساني از اين بليه آسيب ديده‌اند كه يك يا چند تن از اعضاي خانواده خود را از دست داده و در عزاي عزيزان خود نشسته‌اند. در اين يكي، دو سال چندين دوست صميمي و عزيز و قديمي خودم بر اثر كرونا از دست رفتند و رفتن آنان را با دو كلمه «مظلومانه» و «غريبانه» توصيف كرده‌ام. خداي‌شان رحمت كند و به خانواده آنان صبوري بدهد. 
درباره كرونا از زواياي گوناگون مي‌شود سخن گفت اما من چند نكته تكراري را برجسته‌تر مي‌كنم.
اول- اين بيماري ابعاد جهاني دارد و با جهش‌هاي متعدد ويروس كرونا و سرايت وسيع و تلفات بالاي انساني، همه كشورها و دولت‌ها را غافلگير كرده است. بررسي منشأ پيدايي آن هيچ دردي از مردم جهان را درمان نمي‌كند و نسبت دادن توليد آن به چين يا امريكا و روسيه و ديگران، بيشتر جنبه تحليلي دارد تا خبري. واقعيت مهم اين است كه اين بليه همه كشورها را گرفتار كرده و پيشرفته‌ترين كشورها هم نتوانستند از پس مهار آن بر بيايند. كرونا خواه محصول يك پروژه پژوهشي باشد و خواه حاصل يك پروسه طبيعي و جهش ويروسي، اكنون راهي براي ارزيابي اين اقوال نداريم و توسل به تحليل‌هاي بافتني يا يافتني، تاثيري بر وضعيت كنترل و مهار آن ندارد. از هر جا آمده باشد اكنون يك بليه مشترك براي زندگي كل انسان‌ها در همه جوامع است.


دوم- مسوولان ما در آغاز هيچ راهكاري براي مقابله با اين بيماري نداشتند و مانند مسوولان اكثر كشورهاي جهان غافلگير شدند و به همان روش‌هاي معمول براي كنترل آن متوسل شدند. واكسن اين بيماري در سطح جهاني وجود نداشت و بسياري از كشورها براي تهيه و توليد واكسن آن تلاش مي‌كردند. به نتيجه رسيدن برخي مطالعات درباره واكسن كرونا، اين اميدواري را در ايران هم ايجاد كرد كه به زودي به توليد واكسن وطني خواهيم رسيد و نيازي به خريد واكسن از خارج نداريم. اين خطايي بود كه از آن نمي‌توان گذشت و هر كسي مسوول اين خطا و تصميمات مرتبط با آن است بايد جوابگو باشد. بيگانه‌ستيزي در هر موضوعي روا باشد در مقوله درمان و بهداشت و سلامتي مردم توجيهي ندارد و از هر راهي براي تامين سلامت مردم بايد اقدام مي‌شد.
سوم- واكسيناسيون همگاني و رايگان مهم‌ترين راهكاري بود كه در كنار حفظ فاصله اجتماعي و قرنطينه مقطعي بايد در دستور كار مسوولان قرار مي‌گرفت. در اين زمينه موانع مختلفي وجود داشت كه بايد سهم هر كدام را به انصاف تعيين كرد. عدم تمايل مسوولان بالاي كشور براي واردات واكسن و تكيه رويايي بر توان داخلي، تحريم بانكي و سياسي جمهوري اسلامي از سوي امريكا، بي‌اعتمادي به واكسن توليدي امريكا و انگليس و نهي مسوولان از واردات اين گونه واكسن‌ها، زمان‌بر بودن ثبت و سفارش و خريد واكسن از كشورهايي كه مصرف داخلي واكسن‌هاي توليدي اولويت اول‌شان بود، بخشي از دلايل كم‌توجهي مسوولان به واكسيناسيون همگاني بوده است اما در كنار آن بايد به موضوعاتي مانند تفكرات مذهبي بخشي از محافل ديني و مجامع مذهبي و تبليغ صريح عليه واكسيناسيون و زدن ماسك و رعايت فاصله اجتماعي و همچنين تبليغات مدافعان طب سنتي و ايراني عليه طب جديد و راهكارهاي درماني آن را هم مورد توجه قرار داد. تنها بعد از تغيير نظرات حكومت و مسوولان درباره واكسيناسيون و كم شدن مقاومت محافل ديني و طرفداران طب سنتي در داخل كشور، امكان واكسيناسيون همگاني فراهم شد. 
چهارم- اكنون روند واكسيناسيون سرعت و شدت فراواني پيدا كرده و اين جاي خوشحالي دارد. همزماني اين تغييرات با روي كار آمدن دولت جديد، اين توهم را براي برخي ايجاد كرده است كه دولت سابق مانع واكسيناسيون همگاني بوده است و الا بدون حل مشكلاتي مانند پيوستن به FATF هم واردات واكسن شدني بود. در اين باره مسوولان سابق توضيح داده‌اند كه عمده واكسن وارداتي كه اكنون در كشور مصرف مي‌شود، سفارشات و خريدهاي دولت قبل است و بعد از نااميدي مسوولان از توليد واكسن داخلي به ميزان زياد و بعد از رفع تحريم امريكا درباره خريد واكسن خارجي، ثبت سفارش شدند و با تلاش وزارت امور خارجه دولت قبل واردات آنها ممكن شده است. ما فراموش نمي‌كنيم كه برخي سرداران سپاه به صراحت مي‌گفتند بسيج در واكسيناسيون واكسن خارجي مشاركت نمي‌كند اما اكنون با روي كار آمدن دولت جديد، صدها پايگاه واكسيناسيون از سوي بسيج و سپاه ايجاد شده است. خدا را شكر كه موانع ديروز اكنون خودشان به عنصر شتاب‌دهنده درمان مردم مبدل شده‌اند. 
پنجم- درمان كرونا در حدي كه به ريشه‌كني آن در كل كشور منجر شود، به همكاري و همراهي همه نهادهاي حكومتي و محافل مذهبي و نهادهاي مدني و مردمي و سياستگذاري درست و معقول مسوولان نيازمند است و تنها با واكسيناسيون همگاني نبايد به تحقق آن مطمئن بود. آموزش همگاني در اين باره ضرورت است و به جلب اعتماد مردم براي همكاري در واكسيناسيون عمومي نياز دارد. اجباري كردن واكسيناسيون به تدريج بايد اعمال شود زيرا كساني كه واكسن نمي‌زنند سلامت مردم را به خطر مي‌اندازند و اين اقدام نقض آزادي فردي آنان محسوب نمي‌شود. مقاومت‌هاي فرهنگي و مذهبي در اين باره را بايد از ميان برداشت و با تمهيد همه اين اقدامات اميدوار بود كه اوضاع داخل كشور كنترل شود و همه‌گيري اين بيماري از ميان برود.