روزنامه شرق
1400/08/15
خاطره مشترک آیتالله خامنهای و هاشمی از ۱۳ آبان
روایت مقام معظم رهبری از تسخیر سفارت آمریکا منتشر شد خاطره مشترک آیتالله خامنهای و هاشمی از 13 آبان شرق: 42 سال از اشغال سفارت آمریکا در تهران میگذرد؛ رویدادی که با نقشه دانشجویان پیرو خط امام (ره) صورت گرفت و بین روابط این دو کشور دیواری بلند کشید. دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای به مناسبت این واقعه برای نخستینبار مصاحبه مقام معظم رهبری با سازمان دانشجویی حزب جمهوری اسلامی را که در آبان سال 1363 انجام گرفته، منتشر کرده که به روایت ایشان از آن روز میپردازد.در این بیانات آمده است: «در هنگامى که اصل حادثه واقع شد، ما در ایران نبودیم. من و آقاى هاشمى مکه مشرّف بودیم. ایام حج بود و یادم میآید یک شبى روی پشت بام [ساختمان] بعثه در مکه نشسته بودیم یا دراز کشیده بودیم و میخواستیم بخوابیم، رادیو را گوش میکردیم -[اخبار] ساعت دوازده رادیوى ایران را- که رادیو خبر داد دانشجویان مسلمانِ پیروِ خط امام سفارت آمریکا را تسخیر کردند. این مطلب خیلى براى ما مهم آمد. البته یک قدرى هم بیمناک شدیم که اینها چه کسانی هستند؛ این دانشجویانى که این کار را کردهاند، از چه جناحى هستند و چه گروهى هستند؛ چون احتمال داشت که جناحهاى چپ براى استفادههاى سیاسى خودشان بخواهند یک حرکاتى انجام بدهند و احیانا شعارهاى برّاق و جالبى را به خودشان اختصاص بدهند. بهشدت نگران بودیم، تا اینکه آن اخبارِ ساعتِ دوازدهِ موردِ نظر گفت «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام». به مجرّد اینکه ما اسم مسلمان و پیرو خط امام را شنیدیم، خیالمان راحت شد؛ یعنى فهمیدیم که نه دیگر، چپها و منافقین و فرصتطلبها نیستند؛ [بلکه] یک مشت دانشجوهاى خودى و مسلمان هستند که این کار را انجام دادهاند. تا اینکه ما برگشتیم.
البته ما خیلى زود برگشتیم؛ یعنى سفر حج ما که به اتفاق آقاى هاشمى با هم بودیم، کلا ده روز طول کشید؛ از روزى که از تهران حرکت کردیم تا روزى که مجددا وارد تهران شدیم، ده روز شد؛ فقط حج کردیم و برگشتیم؛ دیگر هیچ معطل نشدیم. وقتى که به ایران برگشتیم، با غوغاهاى روزهاى اول و کشمکش عظیمى که بود مواجه شدیم: از آن طرف، هیئت دولت موقت بهشدت ناراحت [بود] که این چه وضعى است، این چه حادثهاى است، و از طرف دیگر، مردم در شور و حماسه و مانند اینها، و بالاخره هم به استعفاى دولت موقت منجر شد. و ما طبعا مسئله را از دیدگاه آن کسانى میدیدیم که به مبارزه با آمریکا به صورت واقعى و حقیقى معتقد هستند؛ لذا بود که ما در داخل شوراى انقلاب، از حرکت این بچهها دفاع میکردیم.
من همان وقت یک سخنرانى هم در لانه جاسوسى کردم. چون ایام محرّم که شد، بچهها ده دوازده روز روضهخوانى راه انداختند و تمام دستهجات تهران، سینهزنان میرفتند آنجا و هر شب آنجا جمع میشدند و سینه میزدند و مثل یک امامزادهاى، مثل یک محل مقدسى، آن اقامتگاهِ دانشجویان را احاطه میکردند و سینهزنى و روضهخوانى [میکردند] و هر شب هم یک سخنران آنجا میرفت؛ یک شب هم من رفتم آنجا؛ یادم هست که سخنرانىِ خیلى گرم و گیرایى هم شد».
روایت آیتالله هاشمی
مرحوم آیتالله هاشمیرفسنجانی نیز در کتاب «امام خمینی (س) به روایت آیتالله هاشمیرفسنجانی» ماجرا را اینگونه روایت میکند: «در 13 آبان 1358، من و آیتالله خامنهای در مکه بودیم که خبر تصرف سفارت آمریکا را شبهنگام، در پشتبام محل اقامتمان، هنگامی که آماده خواب میشدیم، از رادیو شنیدیم، تعجب کردیم؛ زیرا انتظار چنین حادثهای را نداشتیم. روزهای بعد، روزهای انتظار و نگرانی بود؛ تا اینکه به تهران آمدیم و در جریان جزئیات قرار گرفته و مشخص شد که گروهی از دانشجویان معترض بدون اطلاع و هماهنگی با مسئولان، به سفارت حمله کردهاند و آن را به اشغال درآوردهاند. اکنون ما، در مقابل یک عمل انجامشدهای، قرار گرفته بودیم که امام نیز بعد از رؤیت اسناد و مدارک دخالتهای آمریکا در اوضاع داخلی ایران، آن را تأیید کرده بودند».
آیتالله هاشمیرفسنجانی همچنین در کتاب «روزها و روزگاران سخت» در جواب این پرسش که «دانشجویان در اعتراض به مذاکرات مهندس بازرگان با آمریکاییها، این کار را کردند. آیا شورای انقلاب از انجام مذاکرات خبر داشت؟» گفته بود: «من میدانم که در این قضیه، حداقل ریشه و بهانه این بود که مهندس بازرگان در الجزایر با آمریکاییها مذاکره کرده است؛ اما محتوای همه مذاکره را نمیدانم و به ما ندادند. عکسالعمل تند نسبت به این موضوع بهانه دانشجویان در گرفتن سفارتخانه آمریکا شد و این برای آمریکاییها علامت بسیار بدی بود. اصل مسئله هم برایآنها بسیار سنگین بود؛ یعنی آنها اینگونه فکر میکردند که الان انقلاب ایران بهگونهای است که دولتشان اگر بخواهد با آمریکا حرف بزند، میتواند. وقتی اینطور نشد، این برای آنها معنی بزرگتری داشت. .لذا از اینجا به بعد جهش تازهای در جهت رودرویی با آمریکاییها پیش آمد. تا این لحظه با صراحت با آمریکاییها درگیر نبودیم؛ هرچند که در حرفهای ما، مطالب زیادی بر ضد آمریکاییها بود». همچنین از آیتالله هاشمیرفسنجانی پرسیده میشود: «آقای دکتر ابراهیم یزدی و دوستانشان میگویند این کار جزء سیاست نظام نبوده است. اتفاقا سیاستی که در شورای انقلاب دنبال میشد، کار با آمریکاییها بوده و امام هم گفته بودند که کج دار و مریز با آمریکاییها رفتار کنید. شما این مطالب را تأیید میکنید؟». او در پاسخ میگوید: «بله، این سیاست شورای انقلاب نبود. قبلا هم گفتم که نه شورای انقلاب و نه دولت موقت، تمایلی به چنین اقداماتی نداشتند. ما در شورای انقلاب بودیم و اینها را میدانیم. البته گفتم که ما یکی، دو جلسه نبودیم و به مکه رفته بودیم. وقتی که برگشتیم، امام این حرکت را تأیید کرده بودند و مردم هم آمده بودند و موجی بود که شروع شده بود و کسی نمیتوانست مخالفت کند. میتوانیم این را یکی از عوامل تندشدن فضای همکاری در روابط ایران و آمریکا حساب کنم و بگوییم که به سیاستهای شورای انقلاب و دولت موقت مربوط نبود. امام هم هیچوقت به ما توصیه نمیکردند که شما رابطه با آمریکا را به هم بزنید؛ اما اینکه چرا امام این کار را تأیید کردند و اینکه بین امام (ره)، مرحوم احمدآقا و آقای موسویخوئینیها چه گذشته، در جریان نیستم. شما میتوانید این را یک حرکت خودجوش خارج از شورای انقلاب و دولت، حساب کنید. من هم از آن دفاع نمیکنم».
سال پیش نیز محمد هاشمی، برادر مرحوم هاشمیرفسنجانی، در گفتوگو با «شرق» با بیان اینکه ایشان با اصل تسخیر سفارت آمریکا مخالف بود، گفته بود: «در جریان تسخیر سفارت نبودم. اطرافیان آقای موسویخوئینیها در آن ماجرا حضور داشتند. آقای هاشمی و آقای خامنهای هم به حج رفته بودند. آقای هاشمی هیچوقت بیان درستی از این مسئله نمیکرد و با اصل قضیه مخالف بود و میگفتند تشنجزدایی باید انجام شود و روابط بر این پایه باشد. این جمله را آقای هاشمی همیشه میگفت و استراتژیاش در دوران ریاستجمهوری نیز همین بود».
سایر اخبار این روزنامه
پدیده تخریب سنگ قبر چهرهها
واكنش جبهه پایداری به دو گزارش
ترجیح ائتلافهای مدنی بر ائتلافهای انتخاباتی
ضربالاجل قاضیالقضات
خاطره مشترک آیتالله خامنهای و هاشمی از ۱۳ آبان
چه کسی نفت ما را میدزدد؟
ماجرای نامه ملتمسانه به بوداپست
تناقض روایتها از حادثه نفتکش
صیانت از فرزندآوری با ضرب و زور
نقش اساسی اندیشه چپ در مدرنیته ایرانی
حجت کریمی عضو هیئتمدیره استقلال شد
دو پوپولیسم
واژه «راهبرد»، گسست معرفتی در معنای استراتژی
آن كه تندتر میدود
سفرهای استانی مسئولان سیاحت یا ضرورت؟

