تخفیف‌هایی برای ترویج سنت‌های وارداتی

از چالش‌های سبک زندگی در کشورمان، واردات بی‌رویه سنت‌ها و آداب‌ورسوم فرهنگی خصوصاً از جوامع غربی در سال‌های اخیر است. بخشی از این سنت‌ها در قالب مناسبت‌های اجتماعی است که در تعارض آشکار با فرهنگ و هویت اسلامی ایرانی است و در قالب جشن‌هایی، چون هالووین و ولنتاین مرز‌های فرهنگی جامعه را مورد هجمه قرار می‌دهد. افراد فرهیخته در برابر این‌گونه سنت‌های وارداتی و ضدبومی معمولاً از خود واکنش نشان می‌دهند و می‌کوشند اطرافیان و فرزندان خود را در برابر این آسیب‌ها مصون کنند، اما با تأسف باید گفت افراد خودباخته و بی‌هویت خود را در معرض سیل بی‌امان چنین رسوم غلطی قرار می‌دهند و پس از مدتی آسیب‌های متنوع آن را متحمل می‌شوند.
در کنار اینها، البته سنت‌های وارداتی دیگری نیز هست که هرچند در تعارض آشکار با فرهنگ اسلامی ایرانی نیست، اما در ضمن خود الزامات سبک زندگی غربی و آسیب‌های آن را به صورتی نه‌چندان آشکار وارد فرهنگ عمومی جامعه می‌کند. این دست از رسوم اجتماعی از آنجا که کمتر مورد حساسیت نخبگان و فرهیختگان قرار می‌گیرد، معمولاً به‌تدریج ریشه دوانده و پس از مدتی نشانه‌های جدیدی از تغییر سبک زندگی را به رخ می‌کشد.
یکی از مصادیق این مناسبت‌های وارداتی فروش ویژه آخرین جمعه ماه نوامبر میلادی است که در ادبیات غربی با عنوان «جمعه سیاه» (Black Friday) شناخته می‌شود. این رسم در واقع منشأ امریکایی دارد و دقیقاً منطبق بر سنت‌های دینی، فرهنگی و حتی تقویم اقتصادی این کشور است، اما در چند سال اخیر به بازار کشور ما نیز راه یافته است.
بر اساس این سنت اجتماعی که حدود ۷۰ است در امریکا و کشور‌های غربی متداول شده، آخرین روز جمعه ماه یازدهم میلادی به‌عنوان روز فروش ویژه و پرتخفیف فروشگاه‌ها و بازار‌ها تعیین شده است. علت برگزیدن این روز نیز آن است که این جمعه فردای روز موسوم به «شکرگزاری» (از اعیاد ملی و دینی امریکایی‌ها) بوده و در واقع نخستین روز آغاز خرید‌های عید کریسمس یا سال نو مسیحی است. ازاین‌رو می‌توان گفت که هم عید موسوم به شکرگزاری و هم جمعه پس از آن در واقع بخشی از سنت‌های جامعه امریکا بوده که دقیقاً مأخوذ از آداب دینی و نیز مقتضیات اجتماعی و اقتصادی آن است.


مردم امریکا معمولاً بیشترین خرید خود را قبل از سال نو مسیحی انجام می‌دهند و فروشگاه‌ها و صاحبان کسب‌وکار نیز برای خالی کردن فروشگاه‌های خود قبل از فروش ویژه کریسمس، با اعطای تخفیفات بالا سعی می‌کنند جا را برای اجناس به‌روزتر و مطابق مد‌های جدید باز کنند. ناگفته پیداست که این‌گونه اقدام در واقع در چارچوب سبک زندگی مدگرایی و مصرف‌زدگی است که بخش مهمی از فرهنگ نظام سرمایه‌داری را به خود اختصاص داده است. از سویی با توجه به برخی قوانین مالیاتی در امریکا و بخشی از کشور‌های غربی، صاحبان فروشگاه‌ها برای فرار از مالیات اجناسی که بیش از یک سال در فروشگاه باقی مانده، به این‌گونه فروش‌های ویژه توجه خاصی دارند. به‌طورکلی باید گفت تخفیف‌هایی ازاین‌دست بیش از آنکه به سود خریدار باشد، منافع اصناف تولیدی و توزیعی را تأمین می‌کند.
با توجه به اینکه تقویم مسیحی به بسیاری از کشور‌های دنیا راه یافته و تعطیلات پایان سال را بر اساس آن تنظیم کرده‌اند، طبیعی است که سنت‌های تجاری غربی نیز راه خود را به این جوامع باز کرده است. اما به‌رغم آنکه تقویم کشورمان هجری شمسی و تعطیلات پایان سال ما متفاوت از سایر کشور‌ها است، چند سالی است که این سنت تجاری به نحوی به بازار‌های داخلی کشورما نیز رسوخ یافته است. برخی فروشگاه‌های اینترنتی و زنجیره‌ای معروف چند سالی است که به این مناسبت به فروش‌های ویژه دست می‌زنند. البته تخفیف دادن به مشتریان، خصوصاً در اوضاع اقتصادی سال‌های اخیر نه‌تن‌ها ایرادی ندارد، بلکه به شرط آنکه واقعی باشد تا حدی مورد تمجید نیز هست، اما از مالکان و مدیران این فروشگاه‌ها باید پرسید بر اساس کدام مؤلفه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جامعه ایران، این روز را به فروش ویژه اختصاص داده‌اید و اصرار نیز به ترویج نام وارداتی آن دارید؟ همه می‌دانیم که از گذشته ایرانیان خرید سالیانه خود را در ماه پایانی سال شمسی و نه سال مسیحی انجام می‌دهند و کارفرمایان نیز عیدی و پاداش پایان سال کارمندان و کارگران (که منبع مهمی برای خرید سالیانه است) را در اسفندماه پرداخت می‌کنند و در واقع خرید در ابتدای آذرماه چندان ربطی به عادات رایج ایرانیان ندارد.
هرچند آماری از میزان خرید‌های فروشگاه‌های اینترنتی و زنجیره‌ای در این مناسبت وارداتی نیست، اما با توجه به عادت مألوف ایرانیان به خرید در اسفند، می‌توان حدس زد جریانی که به دنبال ترویج فروش ویژه «جمعه سیاه» است، بیش ازآنکه منافع کوتاه مدت تجاری را مدنظر قرار داده باشد، تغییر سبک زندگی را هدف گرفته است. روشن است که با رایج شدن پدیده هایی، چون جمعه سیاه به تدریج بخشی از رونق بازار از پایان سال شمسی به پایان سال مسیحی منتقل می‌گردد و تبعاتی در حوزه سبک زندگی و روی آوردن به اعیاد وارداتی و نامرتبط به هویت اسلامی ایرانی را به دنبال خواهد داشت. به‌نظر می‌رسد متولیان حوزه فرهنگی کشور به این تغییرات ناملموس، اما زیان‌بار باید توجه ویژه‌ای داشته باشند.