اروپا نگران تامین انرژی خود است

آرمان ملی: معاون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و نماینده آن در مذاکرات وین در صفحه توییتر خود درباره سفرش‌ به تهران نوشته است به تهران می‌آید و با علی باقری ‌کنی و دیگر مقامات ایران درباره مذاکرات وین و دیگر مسائل دیدار و گفت‌وگو کرده است. با توجه به نقش اتحادیه اروپا در زمینه مبادله دیدگاه‌‌های تهران و واشنگتن، سفر انریکه مورا به تهران می‌‌تواند گام جدیدی برای رایزنی‌‌های سازنده پیرامون موضوعات اندک ولی مهم باقی ‌مانده تلقی شود. مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در گفت‌وگویی دیگر مطرح کرد به دنبال یک راه حل میانه برای شکستن بن‌ بست مذاکرات وین است که خطر بی‌‌نتیجه گذاشتن تلاش‌‌های بیش از یک ساله اتحادیه اروپا را برای انجام دادن یک توافق در بر دارد. در راستای بررسی ابعاد مختلف سفر انریکه مورا و موضع برجام، «آرمان ملی» گفت‌وگویی با سیدجلال ساداتیان، سفیر پیشین ایران در بریتانیا داشته است که در ادامه می‌خوانید. آيا مي‌توان اين گونه تصور کرد که اروپا عزم خود را جزم کرده تا برجام را احيا کند؟
امروز اولويت اول اروپا تحريم روسيه و فشار وارد کردن به اين کشور براي محافظت از خود است، اما در اين ميان با يک چالش بزرگ به نام انرژي مواجه هستند و از اينکه در زمستان آينده در تنگنا قرار گيرند، هراس دارند. در چنين شرايطي آمريکا نيز به اروپا قول داده است تا در تامين انرژي از آنها حمايت کند و منابع lng در اختيار اروپا قرار دهد اما اروپا به نظر مي‌رسد به اين جمع بندي نرسيده است تا با خيال راحت روسيه را تحريم کند و به همين علت به دنبال اطمينان خاطر بيشتري است. واقعيت اين است که آمريکا در عمل نمي‌تواند تمام نياز انرژي اروپا را تامين کند و همين واقعيت است که اروپا را به تکاپو انداخته است. اروپا از روسيه انرژي زياد با قيمت مناسب دريافت مي‌کرد که امروز اين موضوع را از دست مي‌دهد و به همين علت با وارد کردن منابع مختلف انرژي قصد کنترل قيمت را دارند. بايد توجه داشت که براي نمونه قيمت گازوئيل ايران براساس نرخ خليج فارس در حدود 1100 دلار قيمت دارد در حالي که روسيه با نصف اين قيمت گازوئيل را در اختيار اروپا قرار مي‌داد و حتي کيفيت آن کمي بيشتر است. در چنين شرايطي اروپا در ابتدا مي‌خواهد بازار را باثبات کند و پس از آن به فکر تامين انرژي خود باشد که مشخصا مسير آن از طريق احياي برجام و بازگشت ايران به بازار انرژي مي‌گذرد. اروپا در راستاي اينکه بتواند در مقابل منويات روسيه مقابله کند بايد وابستگي خود را به انرژي روسيه کم کند که مشخصا خط لوله انرژي ايران از طريق ترکيه به اروپا مي‌تواند يک مسير مطمئن براي آنها باشد. نبايد فراموش کرد که اين خط لوله در دسترس‌ترين مسير براي اروپاست. مانع سياسي برجام است که امروز اين خط لوله را از کار انداخته و اروپا مي‌خواهد اين مانع را بردارد.
اتحاديه اروپا مي‌تواند اين مانع سياسي را رفع کند؟
امروز گفته مي‌شود که اگر موضوع تحريم سپاه حل شود تا حدود زيادي ديگر مانعي در مسير احياي برجام نيست اما به نظر مي‌رسد موارد ديگري نيز مطرح است. در اين ميان آمريکا عنوان کرده که حاضر است تحريم سپاه را لغو کند اما در اين خصوص شرط‌هاي فرابرجامي وضع کرده زيرا معتقد هستند اين تحريم‌ها نيز فرابرجامي است. آمريکا خواستار مذاکرات در موضوعات منطقه‌اي شده تا تحريم سپاه را لغو کند. انريکه مورا به تهران آمده تا يک راه حل ميانه در اين خصوص پيدا کند و مساله برجام را تمام کند. از سوي ديگر بايد توجه داشت که اروپا از ديرباز به ژئوپليتيک ايران علاقه داشته و مي‌خواهد با ايران همکاري‌هاي گسترده‌اي داشته باشد. اروپا مي‌خواهد در همکاري با ايران موضوعات مختلف را حل و فصل کند و بر اين باور است که مي‌توان همکاري دوجانبه با ايران داشت و همواره آمريکا را در اين خصوص مانع مي‌دانسته‌اند.حال انريکه مورا به تهران آمد تا اين همکاري را آغاز کند.

در مجموع تا چه ميزان امکان رسيدن به توافق وجود دارد؟
مشخصا ايران به دنبال توافق است و به همين علت اين دور از مذاکرات هم شايد نتايج مثبتي داشته باشد. راه‌حل‌هايي هم شنيده مي‌‌شود که گفت‌وگو‌ها به جاي خواسته حداکثري بر مبناي خواسته حداقلي و ميانه شکل گيرد. يعني مرحله‌اي بتوانند توافقات را صورت دهند. در حقيقت به جاي توافق‌هايي صورت گيرد که طرفين را راضي نگه دارد. بر برخي حقوق ايران تکيه شود و برخي تحريم‌ها برداشته شود و ايران هم به برخي تعهدات خود بازگردد. بر مبناي پيشنهاد مذاکره حداقلي، غربي‌ها برخي تحريم‌‌ها را، مثل اجازه فروش حد معيني نفت خام در نخستين مرحله، به ايران مي‌‌دهند و ايران هم غني سازي 60 درصد را متوقف مي‌‌کند اما به نظر مي‌رسد اين پيشنهاد نيز با اما و اگرهايي مواجه است و شايد از سوي برخي طرفين مورد پذيرش قرار نگيرد. همان طور که شنيده شده در خصوص ميزان فروش نفت ايران در اولين مرحله نيز اختلاف نظر وجود دارد. به صورت کلي فراز و نشيب‌ها زياد است و بايد منتظر روزهاي آينده مذاکرات بود. مسير براي رسيدن به توافق هنوز سخت است اما با توجه به تعامل‌هايي که صورت گرفته است مي‌توان اميدوار بود که توافق نيز شکل گيرد.
اکنون چرا قطر جاي عمان را پيرامون پرونده فعاليت‌هاي هسته‌اي و مذاکرات در اين رابطه گرفته است و سعي دارد يک ميانجيگر جدي جلوه کند؟
همان‌گونه که قبلا گفتم به نظر من قطر بازي خوبي را در حوزه سياست خارجي شروع کرده است. به هرحال قطر با فروش گاز به خصوص ميدان‌هاي گازي مشترک با ايران توانسته به يک درآمد هنگفتي دست پيدا کند. در کنار آن کسب ميزباني جام‌جهاني فوتبال هم قطعاً نقش و وزن قطر را در منطقه و جهان افزايش خواهد داد. سرمايه‌گذاري‌هاي اين کشور در تيم‌هاي فوتبال خارجي و تبليغات شرکت‌هاي هواپيمايي و مسائل اينگونه هم سبب شده است که قطر در افکار عمومي جهاني جاي پاي خوبي را براي خود باز کند. مضافا اعتباري که شبکه الجزيره طي سال‌هاي اخير به اين کشور داده است سبب شده چهره قطر در جهان متفاوت از گذشته باشد. در چنين شرايطي بديهي است که قطر سعي دارد در حوزه سياست خارجي و ديپلماسي هم رشد و تحرکي متفاوت از گذشته داشته باشد تا به يک نقطه عطف در همه ابعاد و سطوح دست پيدا کند. از اين منظر قطري‌ها ضمن بهبود روابط و ارتقاي مناسبات با جمهوري اسلامي ايران سعي کردند احياي مناسبات خود را با عربستان سعودي، امارات متحده عربي، بحرين و مصر را در دستور کار قرار دهند و در کنار آن جاي عمان را در ميانجيگري مذاکرات هسته‌اي بين ايران و ايالات متحده بر عهده بگيرند. ضمنا اگرچه مذاکرات و نشست بغداد با هدف احياي روابط ايران و عربستان سعودي توسط عراق انجام شده است، اما به نظر مي‌رسد دوحه تلاش جدي دارد که ميانجيگري بين تهران و رياض را هم خود برعهده بگيرد تا يک بسته کامل تحرکات ديپلماتيک را براي افزايش نفوذ و وزن خود در منطقه و جهان داشته باشد.