بلیط هواپیما

پشتوانه‌سازی راه نجات بسکتبال ملی

عدم توجه به تیم‌های پایه و پرورش استعداد‌های جوان تأثیر مستقیمی در عملکرد تیم‌های ملی دارد. هر چقدر که فدراسیون‌ها برای این مسئله ارزش قائل شوند و برنامه‌ریزی کنند به همان اندازه ثمره‌اش را می‌بینند. اگر هم از آن غافل شوند چیزی جز ناکامی، شکست و حذف تیم ملی نصیب‌شان نمی‌شود.
بسکتبال ملی چند سالی است از روز‌های خوب فاصله گرفته و دیگر نمی‌تواند ادعای آقایی آسیا را داشته باشد. نزدیک به یک دهه از آخرین قهرمانی‌مان در قاره کهن می‌گذرد و در این دوره نیز تیم‌ملی بسکتبال کشورمان نه‌تن‌ها در کاپ آسیا به فینال نرسید و جام نگرفت، بلکه از یک‌چهارم نهایی هم بالاتر نیامد. دردناک‌تر اینکه این تیم اردن بود که حذف تیممان را رقم زد. آخرین بار در سال ۲۰۱۳ با آن نسل طلایی روی سکوی قهرمانی رفتیم و جشن گرفتیم، ولی باید از زودتر از این‌ها می‌پذیرفتیم دیگر خبری از آن نسل نیست. اغلب ملی‌پوشان آن تیم بازنشسته شده‌اند و یکی، دو نفر باقیمانده نیز به دهه چهارم زندگی‌شان رسیده‌اند و عملاً نمی‌توان انتظاری زیادی از آن‌ها داشت. حامد حدادی اگرچه همچنان در لیگ چین حضور دارد و در تورنمنت اخیر هم کاپیتان بود و هم کلیدی‌ترین مهره تیم، ولی او نیز دیگر درخشش گذشته را ندارد و قطعاً نباید بار همه تیم را روی دوش حدادی انداخت.
متأسفانه این اشتباه غلط سال‌هاست دامن بسکتبال را گرفته و مشکلات مدیریتی هم به شدت به آن دامن زده است. دود تفکرات اشتباه، اختلافات داخلی و سوءمدیریت‌ها به چشم تیم‌ملی رفته و در شرایطی که سایر رقبا مدت‌هاست از ما پیشی گرفته‌اند مجبوریم شاهد پیشرفت‌های آن‌ها باشیم. در سال‌هایی که بیش از اندازه روی نسل طلایی تأکید می‌شد، کسی حواسش نبود بهترین‌ها هم روزی پا به سن می‌گذارند و چاره‌ای جز استفاده از نیرو‌های جوان نیست، اما مگر به نسل جوان فرصت عرض‌اندام داده شد و برای حضور در تورنمنتی، چون کاپ آسیا آماده شده اند که یک شبه از آن‌ها انتظار درخشش داریم. مقایسه کردن رشته‌ها کار حرفه‌ای نیست، ولی الگو گرفتن از فدراسیون‌های موفق و تیم‌هایی که علاوه بر آسیا در جمع بهترین‌های جهان حضور دارند قابل دفاع است. والیبال روزگاری تنها هدفش قهرمانی در قاره بود، اما حالا یکی از تیم‌های برتر دنیا محسوب می‌شود. رمز موفقیت آن‌ها ثبات مدیریت، برنامه‌ریزی درست و اهداف بلندمدت است. در والیبال نه تنها تیم بزرگسالان، بلکه تیم‌های پایه این رشته نیز در جهان حرف‌های زیادی برای گفتن دارند.
بسکتبال هم اگر می‌خواهد سروسامان بگیرد باید هرچه زودتر وارد عمل شود. جواد داوری، رئیس جوان و بسکتبالی این رشته عهده‌دار فدراسیون شده و باید نشان دهد حرف‌هایش شعار نبوده است. استعدادیابی درست و کشف نیرو‌های مستعد در رده‌های پایه باید برنا‌مه بلندمدت و پربازده فدراسیون باشد تا در چند سال آینده همچنان متکی به حامد حدادی نباشیم و خلأ ستاره‌های دهه ۸۰ را حس نکنیم. از طرفی همه تیم‌های ملی باید با این برنامه هماهنگ باشند و هرگونه تغییرات مدیریتی خللی در اجرای آن ایجاد نکند. اختلافات شدید، منتقدان تندرو و اهداف شخصی آسیب‌های جبران‌ناپذیری به این رشته دانشگاهی زده است. با حرف، شعار و وعده هم نمی‌توان گذشته را جبران کرد، مگر اینکه خانواده بسکتبال با اتحاد و تحت مدیریت صحیح فدراسیون در جهت نجات بسکتبال ملی تلاش کند.