قیمت مسکن تابع برجام نیست به اجرای سیاست‌های دولت بستگی دارد

  سرویس سیاسی-
روزنامه ابتکار در گزارش تیتر یک خود به نقل از کارشناس بازار مسکن نوشت: «برجام فعلا به نتیجه نرسیده و بارها اشاره کرده‌ایم که قیمت مسکن آنچنان و به طور مستقیم تابع مسائل بین‌المللی به خصوص برجام نیست. اما با توجه بر فرهنگی که بر جامعه حاکم شده و همه چیز با نرخ دلار سنجیده می‌شود پس هر تغییری در نرخ دلار به دلایل متفاوت علی‌الخصوص برجام بازارهای موازی را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد، بنابراین بازار مسکن نیز از تحولات در بازار ارز تأثیرپذیر است. در مجموع باید گفت چگونگی وضعیت بازار مسکن و قیمت‌ها به اجرای سیاست‌های دولت در روزهای باقی‌‌مانده از سال بستگی دارد.»
این کارشناش ادامه داد: « امیدواریم دولت به صورت جدی بر اجرای سیاست و برنامه‌های مربوط به حوزه مسکن وارد عمل شود و پروژه‌های ساخت مسکن آغاز شوند. من مطمئن هستم اگر پروژه‌های نهضت ملی مسکن در ابعاد گفته شده آغاز شوند و اگر بازار شاهد فعال شدن ساخت و ساز باشد قطعا این حوزه عکس‌العمل مثبتی از خود نشان خواهد داد و نه تنها تا پایان سال افزایش قیمت را نخواهیم داشت بلکه شاهد تعدیل قیمت‌ها نیز می‌شویم.»
ابتکار به نقل از وی نوشت: «اما اگر همچون گذشته ساخت و ساز در این حوزه راکد بماند و تغییر و تحولی در این جهت صورت نگیرد قطعا بازار به عدم تحقق برنامه‌های دولت در تامین مسکن عکس‌العمل منفی نشان خواهد داد. لذا وضعیت بازار مسکن به تحقق و یا عدم تحقق برنامه‌های دولت بستگی دارد.»


مدعیان اصلاحات که اعتراف می‌کنند، در گذشته [دولت قبل] ساخت‌وساز در حوزه مسکن راکد بوده و تغییر و تحولی در این جهت صورت نگرفته است، هنوز نمی‌خواهند به بی‌عملی دولت قبل در حوزه مسکن صریحاً اشاره کنند و بگویند وزیر مسکنی که مسکن مهر را مزخرف می‌خواند و افتخار می‌کرد یک واحد مسکن مهر هم در دوره مدیریت او ساخته نشده است، چگونه بازار مسکن را به تورم بیش از 10 برابری رساند و باعث بروز و ظهور معضلاتی در حوزه مسکن شد. نکته دیگر آنکه مدعیان اصلاحات در حالی می‌گویند «قیمت مسکن تابع برجام نیست» که تا پیش‌ازاین زلف همه‌چیز حتی مسکن را به برجام گره می‌زدند.
تماس با «اوباما» و قدم زدن با «کری»
نتیجه‌­ای جز «دستاورد تقریبا هیچ» داشت؟!
روزنامه شرق در سرمقاله دیروز خود نوشت: «نقش رؤسای جمهور در تلطیف ادبیات این مهم [وضعیت رابطه بین ایران و آمریکا] و استفاده از فرصت حضور در سازمان ملل، همواره تأثیرگذار بوده است. رئیس‌دولت اصلاحات رویکرد «ایجاد شکاف در دیوار بلند بی‌اعتمادی» را محور اصلی سیاست خارجی خود در رابطه با آمریکا اعلام کرده بود. همین امر باعث شد در سال ۲۰۰۰ و برنامه هزاره مجمع عمومی، بیل کلینتون رئیس‌جمهوری آمریکا که به‌ طور معمول پس از ایراد سخنرانی‌هایش در سازمان ملل به فوریت این سازمان را ترک می‌کرد، تا پایان سخنرانی آقای خاتمی در سالن مجمع عمومی حضور داشته و به دقت به سخنان رئیس‌جمهوری اسلامی ایران در اجلاس هزاره مجمع عمومی سازمان ملل گوش فرا دهد.»
سپس این نوشتار افزوده: «‌در اولین حضور حسن روحانی نیز باراک اوباما تلاش کرد تا با همتای ایرانی خود دیدار کند که به دلیل امتناع روحانی امکان‌پذیر نشد و نهایتا منجر به گفت‌وگویی تلفنی بین آنها شد.»
طیف موسوم به اصلاح‌طلب چنان شیفته رابطه با آمریکا هستند که سراز پا نمی‌شناسند. این جماعت که در مواردی دیگر مانند عمق راهبردی ایران نگاهی پراگماتیستی دارند از قضا در موضوع گفت‌وگو با آمریکایی‌ها دیگر هیچ خبری از نگاه پراگماتیستی آنها نیست. نگاه پراگماتیستی نگاهی است که همه چیز را با معیار سنجش سود و فایده مورد قضاوت قرار می‌دهد. از این دیدگاه باید از این طیف پرسید که دولت اصلاحات که گفت‌وگوی تمدن‌ها را مطرح کرد و خواست شکاف در دیوار بی‌اعتمادی ایجاد کند نتیجه‌اش چه شد؟! به جز اینکه در این دولت توافقی در موضوع هسته‌ای میان ایران و 3 کشور اروپایی منعقد شد، ایران به همه تعهداتش عمل کرد و با گذشت 2 سال اروپا به تعهدش برای تأمین سوخت راکتورهای هسته‌ای ایران عمل نکرد.
در دولت روحانی نیز گفت‌وگوی رئیس‌جمهور سابق با اوباما و قدم زدن ظریف با جان کری نتیجه‌اش این شد که پس از توافق هسته‌ای باز ایران به همه تعهداتش عمل کرد اما آمریکا در همان دوره اوباما نه تنها به تعهداتش عمل نکرد بلکه تحریم‌های تازه‌ای را پس از توافق هسته‌ای علیه ایران وضع کرد. خب رویکرد
2 دولت اصلاح‌طلب مذکور چه نفعی برای ملت ایران داشت؟!
در بخش دیگری از این سرمقاله می‌خوانیم: «‌درحالی‌که انتظار می‌رفت با یکدست‌ شدن ارکان حکومت و حضور رئیسی در رأس قوه مجریه، حساسیت‌ها درباره تماس‌های مستقیم بین ایران و آمریکا تقلیل یابد، رئیس‌جمهور در اقدامی غیرمعمول[!!] و خارج از عرف[!!] قبل از سفر به نیویورک بر هرگونه گمانه‌زنی درباره احتمال ملاقات خود با بایدن خط بطلان کشید و آن را منتفی اعلام کرد. او در گفت‌وگو با خبرنگار CBS آمریکا گفت: فکر نمی‌کنم دیدار با بایدن فایده‌ای داشته باشد. دولت آمریکا مدعی است که با دولت ترامپ متفاوت است؛ اما ما هیچ تغییری ندیده‌ایم.»
اصلاح‌طلبان از اوبامای مؤدب تا بایدن خوب!
متن شرق افزوده: «فارغ از نادیده‌گرفتن تفاوت‌های بایدن با ترامپ و تغییرات انکارناپذیر سیاست خارجی آمریکا درباره مذاکرات هسته‌ای، این سؤال را می‌توان مطرح کرد که چه اصراری بر رد قاطع موضوعی بود که می‌توانست سوژه‌ای برای مطرح‌شدن نام کشور در خلال حضور رئیس‌جمهور در نیویورک، تلاش‌های بین‌المللی برای انجام و نهایتا عدم اجابت درخواست احتمالی ملاقات در صورت لزوم، با ابتکار تأثیرگذار دیپلماتیک فراهم شود. ‌برخلاف تحلیل‌های رایج در طیف اصولگرایان در موضوع توافق هسته‌ای مشروط‌کردن آن با بسته ‌شدن پرونده پادمانی ایران در آژانس‌، توپ در زمین ایران قرار گرفته[!!] و مذاکرات را با بن‌بست مواجه کرده است. در شرایطی که این سفر می‌توانست فرصت کم‌هزینه‌ای برای عبور از مشکل احیای توافق هسته‌ای از طریق گفت‌وگوی بی‌واسطه بین ایران و آمریکا باشد، دلیل پافشاری و نفی ملاقات احتمالا ناشی از نبود مشاوره‌های خوب از سوی مشاوران آقای رئیسی است.»
نکته حیرت‌آور این سرمقاله آنجاست که به مصداق «هر کسی از ظن خود شد یار من» به موضوع ارتباط با آمریکا نیز پرداخته شده است. از آنجا که اصلاح‌طلبان خود همه چیز را با معیارهای حزبی و جناحی می‌سنجند در این موضوع نیز چنین گمانی را مطرح می‌کنند که «انتظار می‌رفت با یکدست‌شدن ارکان حکومت... حساسیت‌ها درباره تماس‌های مستقیم بین ایران و آمریکا تقلیل یابد.»
اگر به خاطر داشته باشید این طیف در موضوع برجام هم در زمان دولت قبل این دروغ را مطرح می‌کردند که مخالفت اصولگرایان با برجام برای این است که می‌خواهند توافق برجام در دولتی اصولگرا رخ دهد و اگر دولت آینده اصولگرا باشد دیگر اصولگرایان حساسیتی روی برجام نخواهند داشت و بلافاصله پس از روی کار آمدن دولت اصولگرا برجام اجرا می‌شود.
در این مورد هم که این روزنامه مدعی شده که ترامپ با بایدن فرق دارد باید گفت که منظور رئیسی در مورد رویکرد رئیس‌جمهورهای آمریکا در مواجهه با ایران بوده که آنها با هم تفاوتی ندارند. اگر طیف اصلاح‌طلب مدعی است متفاوت هستند بگویند بایدن چه کاری کرده که متفاوت با ترامپ است؟!