چرا استقلال، چرا آزادي و چرا جمهوري اسلامي؟

بازگشت به شعارهاي محوري انقلاب  ضروري است 
در بهمن‌ماه 1357 انقلابي در ايران به پيروزي رسيد كه استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي را در سرلوحه شعارهاي خود قرار داده بود. آنچه مسلم اين واقعيت است كه ما هيچ‌گاه يك كشور مستعمره نبوده‌ايم. پس چرا استقلال؟ شكي نيست كه به دلايل سياسي، اقتصادي و استراتژيك، ايران هميشه مورد توجه بازيگران عمده نظام بين‌المللي بوده است. تاريخ نشان داده است كه دولت‌هاي پرتغال، روسيه، فرانسه، اسراييل، انگستان و ايالات متحده امريكا در مقاطع مختلف تاريخي در استفاده از سياست‌هاي مختلف تطميع، تهديد، تحريم و حتي اشغال نظامي براي پيشبرد اهداف و منافع خود در ايران هيچ‌گاه از خود ترديد نشان نداده‌اند. شعار استقلال سال 1357 در واقع اعتراضي بود به نفوذ مستكبرانه چندين‌ ساله بيگانگان در مسايل داخلي ايران. اعتراضي بود عليه قراردادهاي ننگيني كه برخلاف منافع و مصالح ايران امضا شده بود، اعتراضي بود عليه رويتر، دارسي و تالبوت. اعتراضي بود عليه جدايي سرزمين‌ها و مناطق مختلف از خاك ايران، اعتراضي بود عليه قراردادهاي گلستان و تركمانچاي، اعتراضي بود عليه ناديده انگاشتن سياست‌هاي بي‌طرفي ايران طي دو جنگ جهاني اشغال ايران، اعتراضي بود عليه سرنگوني دولت ملي مصدق توسط ايالات متحده امريكا و انگلستان و قتل اميركبير به تحريك بيگانگان. اعتراضي بود عليه حمايت آشكار ايالات متحده امريكا از نظام ديكتاتوري محمدرضا شاه و دخالت آشكار آنان در امور ايران و عدم تمكين آنان به قراردادهاي بين‌المللي برد – برد همچون قرارداد برجام ما.
چرا آزادي؟- توجه كنيد... توجه كنيد. اين صداي آزادي است... اين صداي مردم است... اين صداي مردان آزاد ايران است... اين صداي زنان آزاد ايران است... اينچنين در اعلاميه‌اي كه در بيست و دومين روز از بهمن 57 از صدا و سيما پخش شد و در واقع خبر از پيروزي انقلاب اسلامي مي‌داد با كلمه آزادي عجين شده بود. مردم خواستار آزادي بودند و هستند. از بدو بيداري ايرانيان، آنان خواستار اين بوده و هستند كه حكومت حقوق اساسي‌شان را محترم بشمارد. 
هر ايراني خواهان آن بوده و هست كه به شأن و منزلت او به عنوان يك شهروند احترام گذاشته شود. او مي‌خواهد آزادانه عقيده‌اش و ‌نظرش را ابراز دارد و از آن نترسد كه مبادا ديوار موش دارد يا پليس باتوم دارد. او مي‌خواهد بدون لكنت حرفش را بزند. از حاكميت نقد و به نارسايي‌ها و كوتاهي‌هاي آن اعتراض كند. حكومت خود را ارباب و خداوند نداند. حاكم، مملكت را ملك شخصي خود نداند. او دوست دارد با حكومت حرف بزند و بتواند به حكومت بگويد كه بالاي چشمت ابروست و ما ايرانيان، ولي‌نعمتان شما هستيم. هر ايراني خواهان جامعه‌اي است كه هركس با هر مرام و مسلك و سبك زندگي و سليقه با حفظ وفاداري به اصول قانون اساسي، قرارداد اجتماعي، حق فعاليت در عرصه‌هاي سياسي جامعه را براي خود محفوظ بداند. همه اينها چيزهايي بودند كه در طول حيات تاريخ سياسي ايران، از سوي حكومت‌ها كمتر مورد توجه قرار گرفته بود.
در اين ميان دوران حكومت محمدرضا‌شاه عاري از مهر يك استثنا نبود. بي‌هيچ‌ترديدي، مهم‌ترين هدف انقلاب اسلامي ايران را بايد مبارزه با وضعيت انسداد سياسي فضاي تاريك استبدادي كشور دانست. حكومت ايران هر‌چند در ظاهر مشروطه سلطنتي بود، اما در واقع تمام قدرت در دست شاه بود، او بود كه دولت و مجلس را كنترل مي‌كرد. شاه با دخالت در تمام تصميم‌گيري‌ها و حتي گاهي دخالت در موارد بسيار جزيي و كم‌اهميت اجازه ابراز عقيده را، حتي از نزديك‌ترين افراد به خود نيز گرفته بود. ناگفته پيداست كه با وجود چنين اوضاع و احوالي، وضعيت نيروهاي خارج از دستگاه حكومت در رابطه با فعاليت‌هاي سياسي را مي‌توان تصور كرد.
چرا جمهوري اسلامي؟ - انقلاب بهمن 1357 سقوط سريع يك رژيم مقتدر طاغوتي را در پي داشت. رژيمي كه روند جدي مذهب‌زدايي از عرصه اجتماعي- سياسي كشور را سرلوحه برنامه‌هاي خود قرار داده بود؛ در نزد بسياري از ايرانيان به ويژه متدينين و روحانيون، حكومت سلطنتي را بسيار منفور كرده بود. نظام شاهنشاهي كه با اسلام ناب محمدي سر ستيز داشت امام خميني بنيانگذار انقلاب اسلامي ايران، شاهنشاه را منفورترين القاب نزد خدا مي‌دانستند و استدلال مي‌كردند كه اصولا اسلام با سلطنت و ديكتاتوري مخالف است و سلطنت را يكي از شرم‌آورترين و ننگين‌ترين مظاهر اجتماعي تلقي مي‌كردند. ايشان با ارايه نظريه ولايت فقيه، شالوده يك حكومت ديني پويا و مردمي را بر پايه شريعت اسلامي در اواخر قرن بيستم بنا نهادند. وقتي آن حكومت با عنوان «جمهوري اسلامي» كه مورد تاييد موكد امام راحل بود در 12 فروردين‌ماه 1358 در معرض آراي عمومي قرار گرفت و آشكار شد كه مردم خواهان پياده شدن آن قرائتي از اسلام ناب هستند كه حق تعيين سرنوشت و مردم‌سالاري را به رسميت مي‌شناسد، نه قرائتي را كه به حاكميت ملي اعتقادي ندارند.
حال بعد از 44 سال و پشت سر نهادن فراز و نشيب‌هاي بسيار در آستانه پنجمين دهه انقلاب اسلامي، جامعه و به ويژه جوانان و بانوان و اقوام ايراني، لزوم توجه بيش از پيش به شعار جمهوري اسلامي و هدف والاي انقلاب اسلامي را احساس مي‌كنند. تحريم‌هاي عديده مشكل‌ساز مصيبت‌آور اقتصادي، سياسي بين‌المللي، تهديدات نظامي مهلك بيگانگان، تماميت‌خواهي انحصارطلبانه تنگ‌نظرانه  ضد جمهوريت نظام و دافعه‌ها و هزينه‌تراشي‌هاي نجومي برخي گروه‌ها براي ملت و كشور، وضعيت نابسامان اجتماعي و اقتصادي كشور و تشديد فشارهاي اقتصادي و سياسي بر كشور به ويژه بر خيل اقشار متوسط و پايين جامعه، بي‌توجهي به دغدغه‌ها، مطالبات، خواست‌ها و نيازهاي واقعي ملت، ضرورت توجه حتمي به جمهوريت نظام را اجتناب‌ناپذير كرده است.
ايرانيان بسيار علاقه‌مندند، احدي به حق سرنوشت آنان تعدي نكند و آزادانه در انتخابات شركت كنند. آنان تبلور تفكرات و ايده‌هاي خود را در بازگشت جامعه به شعارهاي محوري انقلاب اسلامي و همچنين در افرادي جست‌وجو مي‌كنند كه تعامل سازنده با دنيا و اعمال سياست‌هاي تشنج‌زدايي با ملل دنيا را سرلوحه تبليغات انتخاباتي و برنامه‌هاي خود قرار داده و كشور را از فشارهاي فزاينده اقتصادي و انزوا و تحريمات و تهديدات احتمالي نجات دهند.