افق‌های انتظار از مهم‌ترین کانون تربیت

انقلاب اسلامی انقلابی تمدنی بود که سیطره تمام عیار تمدن غرب را در روزگاری که همه انقلاب‌ها یا رنگ و بوی مارکسیسم و سوسیالیسم به خود گرفته بود یا آنکه سر در آخور امپریالیسم داشت، به چالش کشید. در این میان انقلاب اسلامی راه سومی را بر جهان امروز گشود که پیش از آن با آن آشنا نبود و آن حرکت در مسیر انبیای الهی و با محوریت خدای شارع بود. 
با پیروزی انقلاب اسلامی آنچه بیش از هر چیز اهمیت یافت، ساختن جامعه‌ای توحیدی و تحقق تمدن اسلامی بود که این مهم با دو خط اصلی باید دنبال می‌شد؛ خط اول ساختن نظام اسلامی و خط دوم تربیت انسان‌هایی در تراز انقلاب اسلامی بود. 
خط دوم طبیعتاً به دستگاه‌هایی باید سپرده می‌شد که در امر آدم‌سازی و تربیت نقش‌آفرین هستند. مجموعه‌هایی، چون دانشگاه، حوزه‌های علمیه، مساجد و هیئات مذهبی، کانون‌های تربیتی، مجموعه‌های آموزش، مطبوعات و رسانه ملی که بدون شک مهم‌ترین رسالت بر عهده آموزش و پرورش بود. به تعبیر حکیم انقلاب اسلامی در سخنرانی اخیرشان «آموزش‌و‌پرورش واقعاً یک دستگاهی در ردیف دستگاه‌های دیگر کشور نیست... (چراکه) سایر دستگاه‌ها به‌کار‌گیرنده نیروی انسانی‌اند، آموزش‌و‌پرورش ایجادکننده نیروی انسانی است، ایجادکننده منابع انسانی است... (به واقع) هویت منابع انسانی در آموزش پرورش شکل می‌گیرد. معلم وقتی که در میدان حضور فعال دارد، در واقع دارد هویت‌سازی می‌کند.»
در طول بیش از چهار دهه اخیر آموزش و پرورش تلاش فراوانی برای تربیت فرزندان این سرزمین برعهده داشته است و حاصل آن را در تولد انسان‌های ترازی می‌توان یافت که در عرصه‌های مختلف جهاد و سازندگی این سرزمین نقش‌آفرینی کرده‌اند. از شهدای عالیقدری که در طول هشت سال دفاع مقدس از کلاس‌های درس به جبهه‌های نبرد رفتند و با مهر شهادت بر کارنامه‌شان جاودانه شدند، تا بزرگمردانی که با مجاهدت‌های شبانه‌روزی‌شان در عرصه‌های علم و فناوری تحریم‌های دشمن را یکی پس از دیگری بی‌اعتبار کردند و مرز‌های دانش را شکستند. تا همه جوانانی که در عرصه‌های مختلف ورزشی و هنری برای این سرزمین افتخار آفریدند. این همه محصول تلاش معلمانی بوده که با همه وجودشان شاگرد پروراندند و خود در محرومیت و گمنامی زیستند. 


اما حقیقت آن است که به رغم میلیون‌ها نفر ساعت تلاش بی‌وقفه و بی‌ادعای معلمان این سرزمین، هنوز کار‌های بسیار و راه‌های طی نشده فراوانی برای ساختن فراگیر انسان تراز انقلاب اسلامی باقی مانده است که آموزش و پرورش ما باید مسئولیت تحقق آن را برعهده بگیرد. در این میان توجه به نقاط قوت نباید ما را از توجه به ضعف‌ها و کاستی‌ها غافل کند. در این مسیر با خطا‌ها و غفلت‌ها و کمبود‌ها و کاستی‌ها و گاه حتی با برخی مکر‌ها و عداوت‌ها مواجه بوده‌ایم که مانع از حرکت بدون نقص آموزش و پرورش در انجام رسالت تاریخی خود بوده است. بالاخص بعد از تحولاتی که در دهه دوم انقلاب و آغاز دوره سازندگی در این کشور رقم خورد که حاصل آن را در تربیت دهه هفتادی و هشتادی امروز قابل مشاهده است. 
نمی‌توان از این نکته گذر کرد که آنچه امروز در قالب معضل بدحجابی و رواج سبک زندگی غربی در جامعه مشاهده می‌کنیم محصول ضعف در عملکرد دستگاه‌های فرهنگی - تربیتی است که سهم مهمی را هم باید برای مجموعه آموزش و پرورش کنار گذاشت. بدون شک ما در مرحله تربیت با مشکلاتی مواجه بوده‌ایم که آفتی اینچنینی گریبانگیر دختران و پسران این سرزمین شده است.
در نظام تربیتی شایسته تراز انقلاب اسلامی، فرزندان این سرزمین باید به گونه‌ای تربیت شوند که وقتی نوجوانان ما به سن انتخاب می‌رسند، بین سبک زندگی اسلامی و سبک زندگی غیراسلامی، سبک زندگی اسلامی را با اختیار و انتخاب خود برگزینند. اگر چنین نشد، فرزند ما یا به اجبار و از ترس خانواده مجبور به انتخاب پوشش اسلامی خواهد شد یا به اجبار قانون و پلیس و دستگاه قهریه مجبور به رعایت خواهد گردید که این دو اعتبار چندانی ندارد، چراکه در اولین فرصت که از جبر خانوادگی رهایی یابد، از حجاب اسلامی فاصله خواهد گرفت یا آنجا که پلیس و اجبار نباشد، قانون را زیرپا خواهد گذاشت و کشف حجاب خواهدکرد. طبیعی است وقتی آموزش و پرورش و دیگر نهاد‌ها و مراجع فرهنگی از انجام وظیفه تربیتی خود آن گونه که باید سربلند بیرون نیایند، به اجبار این دستگاه انتظامی و طرح نور است که برای ایجاد نظم اجتماعی باید در جامعه محوریت یابند. 
در پایان باید یادآوری کرد در حالی که دهه پنجم انقلاب اسلامی به نیمه رسیده است، همچنان مسئله تربیت فرزندانمان مبتنی بر سبک زندگی زندگی اسلامی - ایرانی اولویت اول کشور است و انتظار آن است پس از حوادث تلخ پیش آمده در سال‌های اخیر و تهاجم همه‌جانبه دشمنان انقلاب اسلامی برای تغییر ذائقه جوانان این سرزمین، نهاد‌ها و دستگاه‌های تربیتی و فرهنگ‌ساز با همه توان برای تربیت آینده‌سازان این کشور به پا خیزند و با جبران غفلت‌ها و کنار گذاشتن تغافل‌ها، جوانانی از نسل دهه نودی‌های این سرزمین تربیت کنند که فرزندان ظهور گردند.