آغاز مرحله جدید


انتخابات انجام شد و مرحله اول آن به پایان رسید. طبعاً مجلس آینده با نمایندگان جدیدی شکل خواهد گرفت. دوره‌های انتخاباتی همواره محلی بوده است برای مجادله و دعواهای سیاسی. برخی از افراد ساده‌نگر این مجادلات را برای جامعه مفید نمی‌دانند و خود را در مقام مصلح کل و خدمتگزار واقعی معرفی می‌کنند و حتی می‌کوشند که امر سیاست را به مجادلات بی‌ثمر و بی‌پایان تقلیل دهند و آن را تخطئه کنند. در حالی که جامعه مدرن که با حضور همه مردم در میدان سیاست همراه است، معنای سیاست همین تقابل‌ها و تعارض‌ها البته در چارچوب قانون است. هیچ کس هم نمی‌تواند خود را منزه جلوه دهد و فراتر از این اختلافات سکنی گزیند. سیاست، عینی‌ترین و ملموس‌ترین محل حضور شهروند جدید برای تعیین سرنوشت و تأمین منافع مشروع خویش است، محل تلاقی منافع، سیاست‌ها و برنامه‌ها است.
بنابراین و به ناچار محلی است برای مجادله، که گاه‌گاه از حدود عرفی و مورد انتظار نیز فراتر می‌رود.
ولی انتخابات در جوامع امروزی یک ویژگی مهم باید داشته باشد. یعنی فصل‌الخطاب بودن انتخابات وجه ممیزه آن است. مثل یک دادگاه که دو نفر شکایت خود را به آن می‌برند، هر کدام وکیل می‌گیرند، تبلیغات می‌کنند، سند ارائه می‌کنند و... ولی در نهایت هنگامی که حکم نهایی صادر می‌شود ماجرا فیصله پیدا می‌کند، زیرا حکم دادگاه باید فصل‌الخطاب مجادلات و اعتراضات باشد. از این‌رو باید دید که آیا با انتخابات روز گذشته، جامعه ایران تعادل موجود در بطن اجتماع را در مجلس بازتاب می‌دهد تا به آرامش و تفاهم نسبی منجر گردد یا آنکه ممکن است اختلافات و حذف کردن‌ها نیز ادامه یابد و کارکرد مورد نظر محقق نشود؟ برای رسیدن به این هدف باید منتظر بود ولی پیش از مشاهده نتیجه، می‌توان گفت نیروهای سیاسی قادر هستند که فرآیند تفاهم و وحدت را تشدید یا تضعیف کنند و به جای آن فرآیند تقابل را قرار دهند.
نکته مهم دیگری که در این انتخابات برجسته شد، فقدان راهبرد ملی و کلان برای مواجهه با مسائل عمومی و اقتصادی و سیاسی کشور از سوی نامزدهای انتخاباتی بویژه احزاب و گروه‌ها است. احزاب و لیست‌ها بیش از آنکه بر برنامه‌های داشته و نداشته خود تأکید کنند بر توانایی‌های فردی برخی از نامزدها انگشت گذاشتند. گویی که مشکلات کشور را می‌توان از طریق مجلس و با اتکای به توانایی‌های احتمالی این و آن نماینده حل کرد. مسائل کشور باید در ذیل برنامه‌هایی حل شود که متأثر از یک تفاهم جمعی و حزبی باشد.
 مگر ممکن است که یک نفر نماینده، در نقش سوپرمن ظاهر شود و بخواهد مسائل را حل کند؟ بنابراین به هر دلیلی که این نقیصه به وجود آمده باشد، اکنون لازم است تا سه ماه دیگر که مجلس بعدی آغاز به کار خواهد کرد، حداقل از این نظر، ایده‌ها و برنامه‌های روشنی برای حل مسائل اقتصادی و سیاست خارجی و نیز مسائل و آسیب‌های اجتماعی ارائه کنند و الا روزی که مجلس جدید آغاز به کار خواهد کرد، حداقل تا پایان تابستان طول خواهد کشید که آنان همدیگر را بشناسند و با توجه به ناآشنا بودن بسیاری از نمایندگان با سازوکار مجلس، احتمال می‌رود که نمایندگان جدید تا پاییز سال آینده نیز ناتوان از انجام کار جدیدی شوند و این وضعیت اگر در شرایط عادی بود، مشکلی ایجاد نمی‌کرد، ولی از آنجا که کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند برنامه‌ریزی و اتخاذ تصمیمات مهم و راهبردی است، معطل ماندن مجلس برای این مدت طولانی موجب زیان‌های فراوان خواهد بود.