خاطرات پرستار ارتشی از روزهای سخت مبارزه با کرونا

در ایام شیوع بیماری کرونا، کادر درمانی بیمارستان ها، به طور شبانه روزی تلاش کردند تا به بیماران کمک کنند و مردم قدرشناس ایران تا همیشه قدردان زحمات آنان خواهند بود. با تقدیر از همه این مدافعان سلامت،  به بهانه بزرگداشت روز ارتش به سراغ «رضا حصاری» کارمند رتبه ۱۴ ارتش و کارشناس ارشد پرستاری رفتیم که ۱۸ سال سابقه فعالیت در بخش های مختلف بیمارستانی دارد. وی دانش آموخته دانشگاه علوم پزشکی ارتش و حدود چهار سال است که سرپرستار بخش داخلی بیمارستان شمس الشموس ارتش است که این روزها به بیماران کرونایی اختصاص یافته است. آن چه در ادامه می آید، حاصل گفت و گوی ما با رضا حصاری است :
*  در ابتدای کار، مواجهه با این بیماری ناشناخته برای ما بسیار دشوار بود. نمی دانستیم باید با این بیماران چگونه برخورد کنیم. اما تا حد امکان، به پرسنل خود آموزش دادیم تا موارد خودمراقبتی را در مواجهه با این بیماران رعایت کنند. حتی خودمان لوازم محافظت فردی نداشتیم و خواست خدا بود که مبتلا نشدیم.
* در روزهای اوج بیماری، هر روز بین ۱۵ تا ۲۰ بیمار به ما مراجعه می کردند اما خوشبختانه الآن خیلی کمتر شده و روزانه حدود پنج بیمار داریم. کم سن ترین بیمار ما ۲۱ ساله بود و مسن ترین آن ها هم حدود ۸۷ سال داشت که متاسفانه این بیمار 87 ساله فوت کرد.
* در روزهای اخیر تعداد بستری ها کمتر شده و بسیاری از بیماران هم بهبود یافته اند. رعایت قرنطینه توسط مردم و بسیج عمومی در کنترل بیماری بسیار موثر بود و بیماران مشکوک با سرعت بیشتری خدمات درمانی گرفتند.

2 شب با تب 40 درجه در خانه بستری شدم
* یکی از پزشکان متخصص داخلی ما نیز به دلیل این بیماری بستری شد .حس بسیار بدی بود، خود من دو شب با تب ۴۰ درجه و با چندین پتو در خانه بستری شدم. اما تست ندادم و خدا هم به ما کمک کرد، گویا به نوع خفیف آن مبتلا شده بودم.
* هنوز هم پدر و مادرم اضطراب دارند که به بیماری مبتلا نشوم. همسرم نیز پرستار و در بیمارستان مشغول به کار است. بیش از یک ماه است که پدر و مادرم را ندیده ام. دو فرزند ۳ و ۹ ساله نیز دارم. مدت هاست که نتوانسته ام آن ها را در آغوش بگیرم. خود من بیشتر اضطراب دارم که آن ها را به بیماری مبتلا نکنم و نسبت به آن ها احساس خطر می کنم.
استرس غیرقابل توصیف کادر درمانی
* با گوشت و پوست خود درک می کردم که همکاران ما چه میزان استرس داشتند. خیلی از آن ها از ناراحتی به دلیل فوت یک بیمار نمی توانستند بخوابند. شرایط بسیار تلخی بود، بیش از ۱۰۰ نفر از کادر درمانی بیمارستان در بخش های مختلف برای خدمت رسانی به بیماران با این ویروس درگیر بودند. حتی  پرسنل خود ما در این ایام با کوچک ترین تب، احساس می کردند که به کرونا مبتلا شده اند.
* بیمارانی داشتیم که وضعیت بسیار وخیمی داشتند و تا یک ماه بستری شدند. از جمله خاطرات بسیار بد ما در این روزها، فوت یک بیمار ۳۷ ساله بود که هیچ بیماری زمینه ای هم نداشت و همکاران ما برای نجات او تلاش بسیاری کردند.
*بیماری حدود ۴۳ ساله داشتیم که شرایط بسیار بدی پیدا کرد و از بهبود یافتن او ناامید شده بودیم. اما پس از سه هفته به لطف خدا و تلاش همکاران، روند بهبودی او آغاز شد و برگشت. ما از این موضوع بسیار خوشحال بودیم. روز ترخیص، همکاران کمک کردند و پس از اصلاح و استحمام، او را روانه منزل کردند. با هم عکس یادگاری هم گرفتیم. احساس بسیار خوبی داشتیم.
* واقعا شرایط سختی را تجربه می کنیم، اما امیدوارم به لطف خدا با هم جشن شکست کرونا را بگیریم.