مجلس یازدهم در محاصره نظم بین‌الملل!

 
 
 
 

جمله معروف آيت‌ا... هاشمي مبني بر اينکه جامعه ديگر به عقب باز‌نمي‌گردد مصداق اين روزهاي حال و احوال ايران است. شايد برخي از مخالفان انديشه‌هاي مرحوم هاشمي با چنين ديدگاهي خويشي ندارند و همچنان ديدگاهي قالبي و جعبه‌اي را با خود حمل مي‌کنند و از ترس هر نوع از دست‌ دادني درها را بر همان پاشنه‌اي مي‌چرخانند که خودشان در آن چارچوب حضور داشته باشند؛ اما قدرت اجبار زمان واقعيت‌هايي ايجاد کرده است که هر گونه تقابلي، آنان را به ذيل صفحات تاريخ مي‌برد و اين درست که در شرايط اکنون هزينه‌اش را مردم مي‌پردازند اما هزينه واقعي را آنان در قضاوت و نقدهاي آيندگان پرداخت خواهند کرد. مجلس يازدهم با چنين واقعيتي روبه‌روست و هر چقدر هم که در فضاي شعارهاي تکراري حضور داشته باشند اما با واقعيت‌هايي روبه‌رو خواهند شد که مجبور به اتخاذ قوانيني خواهند شد که بر‌خلاف شعارهايشان است. به عنوان مثال نتيجه اقتصاد دولتي بعد از چهار دهه به کجا رسيده است؟ مجلس يازدهم با سوالات مهمي روبه‌رو خواهد شد و شادي يکدست‌سازي خيلي زود جاي خود را به واقعيت‌هاي جامعه ايران خواهد داد؛ واقعيت‌هايي که همگان از نقاط قوت و ضعف آن اطلاع دارند. اگر قرار است با ادبيات درون‌زا و به تعبيري با ادبيات خودماني مشکلات اقتصادي، سياسي، فرهنگي و... ايران حل و فصل شود آيا در فضاي تقابل و تحريم ثبات و توسعه اقتصادي و... امکان‌پذير است؟ خط‌کشي جوامع قدرتمند روي ايران اثرات مثبت و منفي دارد، اما بايد پذيرفت که خط‌کشي‌هاي ايران الزاما تاثيرات مثبت به بار نمي‌آورد. پيام فضاي تحريم اين است که ادبيات نظم بين‌الملل تابع ايران نيست؛ بلکه اين ايران است که تابع است و در برابر تحريم‌هاي بين‌المللي مجبور به تحمل فشارهاي بيروني است و در چنين فضايي اين ملت است که بيشتر از مسئولان بايد فشارها را تحمل کند. به عنوان مثال به نوع زيست مردم برخي کشورها نظير کره‌شمالي و کوبا توجه کنيد. سوال اين است چرا با وجود دوستي استراتژيک با کشورهايي مثل چين و روسيه اما همچنان تحت‌تاثير تحريم‌هاي بين‌المللي به سختي زيست دارند؟ اگر دوستي‌هاي اين‌چنيني تکيه‌گاهي مطمئن بود و شرايط اقتصادي، فرهنگي و... مردم آن جوامع در فضاي مطلوبي بود، به عنوان مدل و الگو قابل مطالعه مي‌شدند؛ اما وقتي نتايج ابعاد مختلف کشورداري آنان با چشمان غير‌مسلح قابل ديدن است. چرا بايد از فضاي تعادل در نظام بين‌الملل فاصله گرفت؟ مجلس يازدهم بايد متوجه باشد که داده‌هاي مختلف تاريخ ايران به‌گونه‌اي است که ادبيات‌هاي آن هنوز در بطن جامعه حضور دارد و از لحاظ رفتارشناسي جامعه ايران قالب‌پذير نيست و بين ادبيات‌هاي تاريخي خود تلوتلو مي‌خورد و با هرگونه ادبيات تحميلي به مبارزه برمي‌خيزد. شايد تقابل‌ها در فضاي رسمي اتفاق نيفتد، اما ادبيات زير‌پوست جامعه و نوع واکنش‌هاي مجازي جامعه امروز ايران مصداقي براي ادبيات‌هاي تحميلي است. مجلس يازدهم اگر هوشمند باشد به انتخاب و اختيار مردم ايران احترام مي‌گذارد و مهم‌تر اينکه بايد بداند که مشکلات اقتصادي و معيشت ملت ايران شوخي‌بردار نيست. انواع و اقسام تاکتيک‌ها زده شده است و به تعبيري مردم ايران طي اين سال‌ها بازي‌خوان شده‌اند، بنابراين مجلس يازدهم بايد با زبان واقعيت با ملت روبه‌رو شود و اگر خارج از اين گفتار و رفتار داشته باشند به شکل نامتناسبي تسليم قدرت اجبار زمان خواهند شد.