دچار عوام زدگی در تحلیل‌های سیاست خارجی هستیم

آفتاب یزد ـ رضا بردستانی: هر کس چند سطر در باره ی سیاست خارجه ی ایالات متحده ی آمریکا بداند حتماً تایید خواهد کرد این کشور در هیچ کجای جهان«باری به هر جهت» و «موقت» قدم نگذاشته و نخواهد گذاشت!
در خبرها بسیار آمده که آمریکا برای خروج از عراق و افغانستان و نیز ادامه ی حضور در خاورمیانه دچار تردیدهایی شده است اما ناآرامی‌های اخیر در عراق و افغانستان و نیز خط و نشان گروه طالبان برای آمریکایی‌ها حکایت از آن دارد که نشست دوحه بازهم به بن بست خورده است. به قول«پیرمحمدملازهی» مذاکرات قطر دو روی دارد یکی که همه می‌دانند که صد البته بی‌اهمیت است و یکی که فقط آمریکا و طالبان می‌دانند که اصل ماجرا است اما ریشه ی ناامنی‌های اخیر در شمال ـ سلیمانیه ـ و جنوب ـ مناطق شیعی نشین ـ و نیز راکت پرانی‌ها و بمب‌های کنار جاده‌ای که دائماً در افغانستان فاجعه به بار می‌آورد یعنی آمریکا می‌خواهد تا زمان انتقال قدرت همچنان خاورمیانه یا حداقل عراق و افغانستان و تا اندازه‌ای لبنان و سوریه را در تنش و ناامنی نگاه دارد. محمدصالح صدقیان کارشناس مسائل عراق نیز گفته بود ناآرامی‌های اخیر در عراق که شاید به مناطق سنی نشین و حتی اردن و لبنان نیز کشیده شود زیر سر آمریکایی‌ها است چون دچار سردرگمی موقتی شده‌اند و نمی‌خواهند«بی گدار» به آب بزنند!
>آیند و روند بایدن و ترامپ طبیعی و عادی است!
در همین رابطه عباس پرورده کارشناس مسائل خاورمیانه به آفتاب یزد می‌گوید: بعد از خروج ترامپ از کاخ سفید و حضور آقای بایدن در سمت ریاست جمهوری آمریکا به شکل معناداری قرار نیست تغییرات خیلی زیادی در سیاست خارجی آمریکا مثلا در حوزه خاورمیانه، عراق یا عربستان اتفاق افتد. چون نگاه آمریکا بر اساس سیاست‌های راهبردی و استراتژیک شان است حالا چه به عراق چه به عربستان و چه کلا سیاست خارجی آمریکا در سطح نظام بین‌الملل بر اساس اهداف راهبردی و بلندمدت آمریکا شکل می‌گیرند اما نکته‌ای که می‌توان اشاره کرد این است که باید پذیرفت با حضور دونالد ترامپ در چهار سال پیش در کاخ سفید یک رویکرد نسبتا متفاوتی درباره بعضی سیاست‌های آمریکا در جهان و خاورمیانه در همه حوزه‌ها شکل گرفت که بسیاری بر اساس نگاه‌های سلیقه‌ای و شخصی ترامپ و دستیاران و مشاورانش بود.


>نگاه سلیقه‌ای باعث شد ترامپ تک دوره‌ای شود
وی ادامه می‌دهد: تا جایی که همه می‌دانیم بسیاری از تصمیماتی که ترامپ بر اساس شعارهای انتخاباتی یا بر اساس نگاه پوپولیستی‌اش می‌خواست اجرا کند به دلایلی در بسیاری ناموفق بود و ناکامی‌های بسیاری هم برای تیم ریاست جمهوری ترامپ و هم حتی برای حیثیت آمریکا به جا گذاشت و یکی از دلایل
تک دوره‌ای شدن ترامپ همین نگاه سلیقه‌ای او به سیاست خارجی بود. اگرچه بیشتر مسائل داخلی آمریکا منجر به عدم موفقیت ترامپ شد اما مسائلی که در سیاست خارجی و به خصوص از دست دادن همکاری و همراهی اروپا چین و شوروی را وقتی از دست داد خسارت بزرگی برای تیم ترامپ بود که تک دوره‌ای شد.
>آمریکای ترامپ فاقد عقلانیت سیاسی بود
این کارشناس مسائل خاورمیانه ادامه می‌دهد: اکنون با توجه به خروج ترامپ از کاخ سفید و ورود بایدن که از دو حزب متفاوت در آمریکا هستند و تقریبا نگاه‌های متفاوتی در سیاست خارجی دارند. سوال ایجاد می‌شود که آیا نگاه ایالات متحده به افغانستان و عراق عوض خواهد شد؟ ترامپ وقتی به قدرت رسید بر اساس اهداف راهبردی و بلند مدت آمریکا چیزهایی را در عراق اضافه کرد و هم چنین اقداماتی را در افغانستان انجام داد. ترامپ در عراق موفقیتی پیدا نکرد او حمله آمریکا به عراق را در سال 2003 محکوم کرد و بیان کرد که باید غرامت این کار را از عراقی‌ها بگیریم و اینکه نفت عراق بسیار برای مهم است و در رابطه با توازن بین گروه‌های سیاسی در عراق هم آمریکای دوران ترامپ آن عقلانیت و منطق لازم را به خرج نداد و ناکام شد. کلا معادله سیاست خارجی آمریکا در عراق شامل چند محور است که این محورها نگاه بلند مدت آمریکا است.
>آمریکا می‌کوشد در عراق دولت‌سازی فدرال ـ دموکراتیک انجام شود
پرورده خاطرنشان می‌کند: پیش‌بینی می‌کنم با توجه به اینکه این محورها قبل از حضور ترامپ در کاخ سفید در دوره ریاست جمهوری کلینتون و اوباما شروع شده قطع به یقین در دوره آقای بایدن هم ادامه پیدا خواهد کرد با در نظر داشتن اتفاقات غیر منتظره‌ای که می‌تواند رخ دهد و منجر به تغییر برخی سیاست‌های آمریکا در کوتاه مدت شود ولی در بلند مدت:
ـ یکی بحث حفظ روند دولت‌سازی فدرال-دموکراتیک در عراق است که آمریکا به دلیل حمله به عراق و نابود کردن صدام و ایجاد بنیان نوین در نظر داشت تا عراقی نو بنا کند بنابراین آمریکا می‌خواهد این ساختار ادامه پیدا کند.
ـ دوم ثبات و حفظ تمامیت ارضی عراق است که آمریکایی‌ها بر این مسئله اشراف کامل دارند که هر اتفاقی که منجر به تجزیه ارضی عراق شود قطعا ثبات منطقه را به خطر می‌اندازد و به دنبال آن منافع آمریکا به خطر می‌افتد به خصوص اینکه نیروهای نظامی آمریکا در منطقه هستند بنابراین آمریکا حمایتش را از تمامیت ارضی عراق ادامه خواهد داد و شاهد بودیم در بحث مخالفت با تجزیه کردستان عراق آمریکایی‌ها مخالفت
کردند.
ـ بحث دیگری که برای آمریکایی‌ها مهم است ادامه کنترل و حفظ موازنه سیاسی بین جریان‌های داخلی عراق هستند چون جریان‌های سیاسی در عراق به گونه‌ای وجود دارند که در هر کدام قدرت‌های خارجی دخیل هستند و هر جریانی متاثر از یک قدرت خارجی است. چون هر جریان سیاسی متمایل به یک قدرت خارجی منطقه‌ای یا فرامنطقه‌ای است هرگز در عراق امکان اینکه کلیت قدرت به سمت یک جریان برود مثلا به سمت آمریکا یا به سمت ایران وجود ندارد و معمولا توازنی بین اینها است که قدرت‌های خارجی که بازیگران اصلی آن ایران و آمریکا هستند معمولا موازنه‌ای برقرار است که سهم خواهی بین جریان‌های سیاسی است که فعلا موازنه‌ای بین منافع همه قدرت‌ها در عراق به خصوص ایران و آمریکا وجود دارد و آمریکایی‌ها به دنبال حفظ این موازنه هستند اما آن چه که برای ایران مهم است این است که در دوره بایدن آمریکایی‌ها همچنان سعی خواهند کرد که نقش ایران در عراق را کاهش دهند و این جزو نگاه‌های بلندمدت آمریکا است و روی کار آمدن افراد نزدیک به ایران به عنوان نخست وزیر خط قرمز آمریکایی‌ها است یعنی همان طور که در انتخابات قبلی دیدیم افرادی مثل نوری مالکی یا العامری نتوانستند به
نخست وزیری رسند.
ـ یکی از مسائل دیگری که آمریکایی‌ها به دنبال آن هستند این است که می‌خواهند عراق به عنوان یک کشور عربی در جمع کشورهای عربی حضورش ادامه پیدا کند چون بعد از حمله عراق به کویت این حضور قطع شد و تقریبا سال‌ها است که عراق از جمع کشورهای عربی کنار گذاشته شده است. روی هم رفته نگاه آمریکایی‌ها بلند مدت است و نگاه‌های افراطی نامعقول که ترامپ به سیاست خارجی داشت قاعدتا تیم بایدن آن نگاه‌ها را نخواهد داشت.
>همه کشورها سیاست راهبردی و بلند مدت دارند
این تحلیلگر مسائل منطقه‌ای خاطرنشان می‌کند: کشوری مثل آمریکا و کشورهای بزرگ در سیاست خارجی شان بر اساس راهبردهای بلند مدت عمل می‌کنند. چیزی که در کشورهای جهان سوم نداریم مثلا ما سیاست‌گذاری هایمان بر اساس راهبردهای بلندمدت نیست و اصلا کوتاه مدت است. ممکن است درشعار چیزهایی بگوییم اما در عمل این گونه نیست. وقتی بخواهیم سیاست‌های آمریکا را تحلیل کنیم باید به واقعیت‌های رفتاری آمریکا نگاه کنیم و آنچه که از واقعیت‌های رفتاری آمریکا می‌فهمیم می‌بینیم که آمریکایی‌ها راهبرد
بلند مدت دارند.
>آمریکایی‌ها لیبرالی‌تر رفتار خواهند کرد
وی در ادامه اظهار می‌دارد: چون سیاست‌های دموکرات‌ها بر بایدن حاکم است آنها حامی یک سیاست لیبرال در دنیا هستند. قطعا نگاه شان نگاه استفاده از ظرفیت‌های منطقه‌ای و بحث مذاکره و گفتگو برای رسیدن به اهداف آمریکا است. این مسئله در زمان ترامپ زیاد نبود. مشاوران و دستیاران ترامپ بسیار افراطی،
جنگ طلب تندرو و کسانی بودند که در بحث مناقشات مهم منطقه‌ای سو دار عمل می‌کردند و همین سبب افزایش بن بست‌ها در خاورمیانه شد. خاورمیانه منطقه‌ای است که در آن خیلی از مسائل به هم گره خوردند مثلا در بحث مناقشه فلسطین آمریکایی‌ها در زمان ترامپ سودار عمل کردند و حتی حفظ ظاهر هم نکردند و در بحث مذاکرات فلسطین و اسرائیل و بحث جلوگیری از شهرک‌سازی در کرانه باختری و هم چنین استناد به قطعنامه‌های شورای امنیت و سازمان ملل درباره بیت المقدس ترامپ و تیمش به صورت خیلی علنی در بیانیه‌ها و حمایت‌هایی که از اسرائیل می‌کردند سودار عمل کردند. این مسائل ناشی از رویکرد سودار ترامپ است. یا در بحث عربستان از بسیاری از نقض‌های حقوق بشری عربستان چشم پوشی کردند. کسانی که در تیم بایدن هستند کسانی هستند که با باراک اوباما کار کردند که نگاه آکادمیک به خاورمیانه داشتند. ترامپ نه سواد این کار را داشت و نه مشاوران خوبی داشت تصمیمات عجولانه می‌گرفت، صحبت‌های غیر دیپلماتیک می‌کرد اما بایدن با توجه به همان صحبت‌های اولیه که کرده عموما صحبت‌هایش درباره خاورمیانه دیپلماتیک خواهد بود برآیند کلی رویکرد سیاست خارجی آمریکا در دوره بایدن به سمت چماق و هویج خواهد بود.
>رسانه‌های ایران دوقطبی عمل می‌کنند
عباس پرورده در پایان می‌گوید: در ایران رسانه‌ها به دو دسته تقسیم شدند یک عده می‌خواهند آمدن بایدن را به عنوان یک فضای مثبت نشان دهند گروهی هم هستند که از هول حلیم در دیگ افتادند و می‌گویند بایدن و ترامپ هیچ تفاوتی ندارند. متاسفانه ما در داخل دچار عوام زدگی در تحلیل‌های سیاسی یا در نتیجه‌گیری از اتفاقاتی هست که در آمریکا رخ می‌دهد. اگر ما در راهبردهای کلان و دراز مدت آمریکا انتظار تغییرات زیاد نداریم اما قطعا با تغییر دولت در آمریکا می‌توانیم منتظر تغییر تاکتیک‌ها یا راهکارها باشیم و قطعا حضور بایدن در تاکتیک‌ها و رفتارها و راهکارهای آمریکا در سطح جهان قطعا تغییراتی رخ خواهد داد اگر چه حضور بایدن به این معنی نیست که آمریکا از منافع خود در خاورمیانه یا هر جای دیگر در دنیا دست بردارد. فردی که در آمریکا رئیس جمهور می‌شود نماینده مردم آمریکا است برخاسته از نیروهایی در آن کشور است و آمده تا زندگی مردم را اداره کند. بنابراین ترامپ و بایدن با هم تفاوت دارند و ایران یا هر کشور دیگری با توجه به ظرفیت‌ها و توانمندی‌های خود می‌تواند از این تغییر به نحو احسن استفاده کند.