استیضاح ترامپ رای نیاورد؛ زمان را دریابیم

علی آهنگر‪-‬ یک هفته‌ ماجرای پر سر و صدای استیضاح ترامپ سرانجام به جلسه نهایی و پرحاشیه آخر هفته کشید. در ساعات پایانی شنبه ۲۵ بهمن ۹۹ مجلس سنا با ۵۷ رای موافق و ۴۳ رای مخالف، ترامپ را از شورش ششم ژانویه در پایتخت تبرئه کرد. این در حالی بود که رای‌آوری استیضاح به
دو سوم آرا یا ۶۷ رای نیاز داشت.
در این ماجرا، نقش میچ‌مک‌کانل، همراه و پشتیبان پیشین ترامپ و رهبر اقلیت کنونی سنا نقش تعیین کننده‌ای داشت. او توانست با کش دادن برنامه استیضاح در زمانی که ترامپ هنوز رئیس چمهور بود، کار را به بعد از خروج ترامپ از دفتر بیضی شکل کاخ سفید بکشاند. وقتی کار به اینجا کشید، با تاکید بر اینکه نمی‌تواند از قانون اساسی استیضاح رئیس جمهور از قدرت خارج شده را دریافت کند، رای به بی‌گناهی ترامپ داد. اما بعد از رای دادن در بیانیه‌ای «مسئولیت عملی و اخلاقی» شورش در پایتخت را برعهده ترامپ دانست.
عمل میچ‌مک‌کانل همگان را در بهت و حیرت فرو برد. چرا او در حالی که مسئولیت عملی و اخلاقی شورشی وصف‌ناپذیر در پایتخت را که به گفته خودشان جان مایک پنس، معاون رئیس جمهور و نانسی پلوسی رئیس مجلس را در معرض خطر و کشته شدن قرار داده بود، و پنج کشته و خرابی‌های بسیار برجای گذاست، بر عهده ترامپ می‌گذارد اما در عین حال رای به بی‌گناهی او می‌دهد؟!

پاسخ این سوال بزرگ را باید در جامعه آمریکا و رسم دیپلماسی جست‌و‌جو کرد. میچ‌مک‌کانل، به تعبیر تحلیل‌گر آکسیوس، با رفتار و گفتار خود نشان داد که چگونه وقتی قدرت را در اختیار ندارید، آن را حفظ کنید.
بله. اگر میچ‌مک‌کانل به استیضاح رای مثبت می‌داد، به پیروی از او که رهبر جمهوریخواهان سنا است، بسیاری دیگر نیز رای مثبت می‌دادند و به این ترتیب ترامپ استیضاح می‌شد؛ اما قدرت نیز به فوریت و برای همیشه از دست حزبی به نام جمهوریخواه خارج می‌گشت.
رای مثبت به استیضاح به معنای متلاشی شدن همیشگی حزب جمهوریخواه و به وجود آمدن احزاب کم قدرت دیگر از درون آن بود.
از سوی دیگر، ترامپ در انتخابات سوم نوامبر بیش از ۷۵میلیون رای بدست آورد. این نکته‌ای است که سناتورها از آن باخبرند. یعنی او با روشهای پوپولیستی خود، پایگاهی عظیم در درون جامعه آمریکایی دارد. سناتورهایی که به او رای مثبت دادند، بیشتر از ایالت‌هایی بودند که ترامپ در آنها بیشترین هواداران را دارد.
ترامپ پس از نتیجه استیضاح، بیانیه‌ای قدرت طلبانه صادر کرد و گفت: «نهضت میهن‌پرستانه ما تازه آغاز شده است». تلنگری وهم‌انگیز به دموکراسی که جو بایدن و حزب دموکرات از درک آن غافل نماندند. شاید عمق سهمگینی همین درک بود که بایدن را واداشت در بیانیه خود در مورد رای نیاوردن استیضاح، آن را لحظه‌ای غم‌انگیز در تاریخ آمریکا بداند و بگوید: «دموکراسی شکننده است».آیا بایدن و تیم و حزب او صدای شکسته شدن بال‌های کبوتر ضعیف دموکراسی را با رفتارهای غیر دموکراتیک و هنجارشکن و پوپولیستی ترامپ
شنیده‌اند؟!
شکی نیست که نتیجه روز شنبه مجلس سنا در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۴ خود را با غلیظ‌ترین وجهی نشان خواهد داد. انتخاباتی که در آن دونالد‌جی ‌ترامپ، بی‌گمان، کاندیدای جمهوریخواهان برای تصدی دیگرباره کاخ سفید خواهد
بود.
در این شرایط به گفته بایدن شکننده، باید زمان را دریافت. اکنون بیش از سه هفته است که جو بایدن سکان کاخ سفید را در اختیار خود دارد. او در این مدت با بسیاری از رهبران دنیا تماس گرفت ولی نتانیاهو در این فهرست قرار نداشت. تماس نگرفتن بایدن با نتانیاهو تا آنجا برای او دردناک بود که نماینده دائمی رژیم اشغالگر در سازمان ملل متحد را برآشفت و در بیانیه‌ای توئیتری صراحتا از بایدن خواستار تماس با نتانیاهو شد.
بی توجهی بایدن تنها شامل نخست وزیر رژیم اشغالگر نبود. محمد‌بن‌سلمان شخص دیگری است که پایه‌های صندلیش با آمدن جوبایدن آرام و قرار ندارد. جو بایدن نه تنها با او هم تماس نگرفت، بلکه حوثی‌های یمن را از فهرست گروه‌های تروریستی که ترامپ در آخرین روزهای خود قرار داده بود، خارج کرد و پشتیبانی‌های کشورش از جنگ در یمن را قطع
نمود.
اینها اتفاقات ساده‌ای نیست و نباید و نمی‌توان بسادگی از کنار آنها گذشت. رفتارهای جوبایدن نشان از اختلاف‌های ایدئولوژیک و عمیق بین دو ساختار سنتی سیاست در آمریکا دارد. ساختاری که در ششم ژانویه، با شورش در پایتخت قصد کشتن و به قتل رساندن معاون رئیس جمهور و رئیس مجلس نمایندگان را داشت. این به هیچ وجه کم و اندک نیست.
ساختاری که بایدن از آن نمایندگی می‌کند، اکنون در برابر ساختار دیگری ایستاده است که بلوا و آشوب را سرلوحه عمل سیاسی خود قرار داده است. بلوا و آشوبی که در لایه‌های پنهانی جامعه آمریکا طی سالها نهادینه شده است.
در این شرایط باید زمان را دریافت و قدر آن را برای هرگونه توافق و گفتگو دانست.