کنایه مدعیان اصلاحات به روحانی رئیس‌جمهور از داخل ماشین نظرسنجی نکند!

  سرویس سیاسی-
روزنامه ابتکار در مطلبی نوشت: «دولت وعده‌های مختلفی به مردم داده که تحقق این وعده‌ها وظیفه دولت است و باید مسئولیت‌پذیر باشد و گزارش واقعی از میزان پیشرفت وعده‌های خود به مردم ارائه کند. نظرسنجی از مردم از داخل ماشین یا تهیه و ارائه گزارش‌های غیرواقعی چاره کار دولت نیست. مردم به این گزارش‌ها و اخبار تلویزیون کم‌تر باور دارند زیرا معیار آنها برای سنجش عملکرد دولت،‌اندازه سفره آنها است.»
«من هرروز از توی ماشینم قیافه مردم رو می‌بینم و نظرسنجی می‌کنم! از روی اینکه چند نفر می‌خندن، چند نفر عصبانی هستن، چند نفر قیافه‌شان گرفته است!»
این اظهارنظر رئیس‌جمهور در خردادماه 98 بود که نه‌تنها واکنش تند افکار عمومی را در پی داشت بلکه صدای مدعیان اصلاحات را هم درآورد تا جایی که در آن مقطع این بخش از اظهارات روحانی در پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری و دولت سانسور شد!


رئیسی نگوید «من هم صبح جمعه متوجه شدم»
در ادامه مطلب آمده است: دولت اگر نتوانست وعده‌ای را محقق کند یا جایی اشتباه کرد، از مردم عذرخواهی کند چراکه هزینه عذرخواهی خیلی کم‌تر از ارائه گزارش غیرواقعی به مردم است.... دولت روحانی گاه از مردم عذرخواهی کرده بود اما این جمله روحانی که «من هم صبح جمعه متوجه شدم» در زمان اجرای طرح افزایش قیمت بنزین، تیر خلاصی به دولتش و فرار از مسئولیت‌پذیری بابت اقدام اشتباهش بود. رئیسی این اشتباه را تکرار نکند.
ارز ۴۲۰۰ تومانی قرار بود که نگذارد سفره مردم کوچک شود!
ابتکار نوشت: ارز ۴۲۰۰ تومانی قرار بود که نگذارد سفره مردم کوچک شود اما این اتفاق رخ نداد و مردم هرروز طعم گرانی اجناس مصرفی خود از قبیل برنج، گوشت، مرغ، میوه، لبنیات و سایر کالاها را چشیدند. ایجاد صف برای توزیع گوشت و مرغ، کرامت مردم را خدشه‌دار کرد. ناکارآمدی ارز ۴۲۰۰ تومانی و سیستم معیوب توزیع، فشار زیادی به اقشار متوسط و ضعیف جامعه وارد کرد. همین مسئله هم اثر خود را بر کاهش مشارکت در انتخابات نشان داد. رئیسی اصلاح سیستم توزیع را در اولویت قرار دهد تا کالاهای اساسی با قیمت مناسب و به شکل محترمانه‌ای به کارگران، کارمندان، فرهنگیان و بازنشستگان برسد. برخورد محترمانه با مردم و حل مشکلات آن‌ها، اعتماد آنها را باز‌سازی می‌کند.
حجاریان در برج عاج خود نشسته و نسخه غلط می‌پیچید
روزنامه ابتکار همچنین در مطلبی به قلم محمد علمی وکیلی (نماینده عضو فراکسیون امید مجلس دهم) نوشت: اخیراً سعید حجاریان از مرگ اصلاح‌طلبی صندوق محور سخن گفته و از قاتلان آن خبر گرفته است... به نظر می‌رسد سخن حجاریان دو مخاطب می‌تواند داشته باشد. یک سناریو این است که حجاریان می‌خواهد به حکومت پالس بفرستد و تهدید کند که از حاکمیت خارج می‌شوند.
در ادامه این مطلب آمده است: نمی‌دانم این چه عادت عجیبی است که پاره‌ای از اصلاح‌طلبان در محافل خلوت و برج عاج خود می‌نشینند و با پیش‌فرض‌های نقدناشده و ارزیابی نشده، برای جریان اصلاح‌طلبی نسخه وضع می‌کنند؟! اکنون نیز اگر چنین سناریویی درست باشد باید گفت، حجاریان بر اساس یک پیش‌فرض غلط، سیاست غلطی برای اصلاح‌طلبان تجویز می‌کند و همه را به ناکجاآباد حواله می‌دهد.
ابتکار نوشت: در سناریوی دوم البته ممکن است این سخن به‌منظور پالس به براندازان به‌عنوان آلترناتیو پساجمهوری اسلامی باشد. در این صورت باید گفت که خیال خامی است چراکه در پساجمهوری اسلامی بهشتی وجود ندارد، بلکه جهنمی به نام تجزیه و آشوب در انتظار است.
اصرار عجیب مدعیان اصلاحات به تطهیر آل‌سعود
و متهم کردن ایران در مسائل منطقه
روزنامه اعتماد روز گذشته گفت‌وگویی با دستیار وزیر خارجه و مدیرکل خلیج‌فارس وزارت امور خارجه با محوریت مذاکرات ایران و عربستان منتشر کرده که این بار برخلاف پاسخ سؤال شونده، اصل سؤال تأمل‌برانگیز است، آنجا که خبرنگار این روزنامه از «عنایتی» می‌پرسد: «کشورهایی که ما متهم هستیم سیاست خارجی تهاجمی در آنها داشته‌ایم مثل لبنان، سوریه، یمن یا بحث محور مقاومت، اتهامی است که به ما در این خصوص وارد شده و متأسفانه به‌قدری فضای رسانه‌ای هم بعضاً در اختیار کشورهای مقابل ما بوده که حتی در میان افکار عمومی ما جای خود را پیدا کرده است. عربستان سعودی و دوستانش در دوره‌ای ما را متهم کردند که به دنبال هلال شیعی هستیم. شما به‌عنوان کسی که سال‌های سال دیپلمات ما در این منطقه بودید فکر می‌کنید ما سیاست خارجی پرهزینه‌ای داشتیم و اگرنه چرا تا این‌اندازه متهم می‌شویم و حتی نتوانستم افکار عمومی خود را روشن کنیم؟ یا در بخش دیگری از این گفت‌وگو که از مدیرکل خلیج‌فارس وزارت خارجه می‌پرسد: در آغاز هر دولت گفته می‌شود که دیپلماسی منطقه‌ای اولویت اصلی سیاست خارجی دولت مزبور دارد. بااین‌وجود می‌بینیم که به‌رغم شعارها دلایل عدم پیروزی در تحقق این شعار در دولت‌های اتفاقاً با رویکرد متفاوت سیاسی در ایران، بازهم خروجی رابطه با کشورهایی چون عربستان به‌خصوص پس از تحولات بهار عربی یا بیداری اسلامی چندان متفاوت نیست. به این دلیل که یکی از بیش‌ترین اختلاف‌ها با سعودی یا برخی دیگر از کشورهای منطقه درباره سوریه یا یمن بوده است. به نظر می‌رسد تا زمانی که هم ایران و هم طرف مقابل تغییری یا تعدیلی یا اصلاحی در راهبردهای منطقه‌ای یا تعاریف خود از منافع و هزینه این راهبردها ندهند نتیجه متفاوتی حاصل نشود. فکر می‌کنید با نگاه به گذشته رابطه ایران و عربستان می‌توان اشتباهات (از هر دو سو) را جبران کرد و آیا اصلاً لزومی برای چنین اصلاحی قائل هستید؟»
گفتنی است آمریکا با همکاری برخی کشورهای اروپایی و با پشتیبانی مالی برخی کشورهای منطقه ازجمله عربستان در پی آن بود تا تروریسم تکفیری را به جان ملت‌ها در غرب آسیا بیندازد و ضمن در حاشیه امن قرار‌دادن رژیم صهیونیستی، منطقه و ازجمله ایران را دچار جنگی خانمان‌سوز کند. در این میان جمهوری اسلامی ایران به مقابله با این طرح غربی-عبری-عربی پرداخت و با ایثار و فداکاری محور مقاومت، کمر تروریسم تکفیری را در منطقه شکست.
آل‌سعود تنها در چند سال اخیر مواردی ازجمله فاجعه منا، کشتار مردم مظلوم یمن، حمایت از تروریسم تکفیری در عراق، سوریه، لبنان و دیگر کشورهای منطقه را در کارنامه خود ثبت کرده است. اما بااین‌وجود، طیف اصلاح‌طلب، ایران را بدهکار و متهم جا زده و مدعی هستند که این ایران است که باید پیش‌قدم شده ضمن اصلاح راهبردهایی منطقه‌ای دست دوستی به سمت آل‌سعود دراز کند!
نعل وارونه مدعیان اصلاحات درباره تأخیر در واکسیناسیون عمومی
روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: مسعود نیلی (مشاور اقتصادی رئیس‌جمهور سابق) ریشه‌های عدم موفقیت سیاست‌گذاری در زمان پاندمی را بررسی کرد. این اقتصاددان، نگاه خاص سیاستمداران به تولید واکسن را از دلایل به نتیجه نرسیدن سیاست‌ها برای مقابله با کرونا معرفی کرد. به گفته او، سیاسیون تولید را به‌عنوان یک مؤلفه سیاسی معرفی می‌کنند که این امر موجب شده است خودکفایی به‌عنوان هدف سیاستی در دستور کار قرار گیرد.
در ادامه این مطلب با میان تیتر «اشتباه زمین رقابت با میدان جنگ» به نقل از مشاور اقتصادی رئیس‌جمهور سابق آمده است: در دنیا هیچ دو کشوری با همدیگر برادر و خواهر نیستند و مناسبات سیاسی حاکم است؛ هر سیاستمداری در دنیا به فکر منافع مردم خودش است و تلاش می‌کند تا می‌تواند از آن کشوری که با او در حال مبادله است، امتیاز بیش‌تری بگیرد. مناسبات آمریکا و چین را در نظر بگیرید. این‌طور نیست که بنگاه‌های آمریکایی از رئیس‌جمهور خودشان و بنگاه‌های چینی هم از رئیس‌جمهور خودشان دستور بگیرند که چه بکنند. ما فکر می‌کنیم این بنگاه‌ها تک‌تیراندازهای فرمانده‌های جنگ دو طرف هستند، درصورتی‌که اصلاً این‌طور نیست.
نیلی با بیان اینکه «اصولاً درواقع روابط بین بنگاه‌ها با همدیگر چه در داخل و چه در خارج، مبتنی بر رقابت است نه خصومت» تأکید کرده است: رقابت با خصومت فرق دارد. بنگاه‌ها رقیب همدیگر هستند؛ دشمن هم نیستند. یاهو و گوگل با هم رقیب هستند؛ مخاصمه ندارند. اساساً روابط تجاری با روابط انسانی متفاوت است. مناسبات بنگاه‌ها با همدیگر تجاری است، یعنی با هم رقیب هستند اما در جایی که نفعشان مشترک است، می‌توانید رزونانسی ایجاد کنید و از آن سود ببرید. ما چون عرصه رقابت را عرصه تخاصم تعریف کردیم و این تخاصم را هم تا بالاترین سطح سیاسی کشورها بالا بردیم، نگاهمان به اقتصاد و منافعی که از مبادلات تجاری می‌توانیم ببریم، تبدیل به ریاضت شده؛ ریاضتی که درواقع به مردم تحمیل شده است. این ریاضت پیش‌ازاین در زمینه خودرو و مواد غذایی بوده اما اکنون مسئله سلامتی و حیات مردم را دربرگرفته است.
مدعیان اصلاحات در حالی درصددند القا کنند که مسئله تأخیر واکسیناسیون به سیاسی بازی نظام برمی‌گردد که ازقضا خود آنها بانیان و مقصران اولی و اصلی این ماجرا هستند به‌ویژه وقتی‌که چین و روسیه اعلام آمادگی کردند تا به ایران واکسن بدهند یا فاز سوم آزمایش را در ایران انجام بدهند (زمانی که در بسیاری از کشوها مانند ترکیه و امارات این مسیر جواب داده بود) اصلاح‌طلبان صرفاً به خاطر اینکه طرف مقابل چین و روسیه هستند علیه سینوفارم و اسپوتنیک فضا‌سازی کردند و باعث تردید در تصمیم گیران و همچنین تردید و بدقولی چین و روسیه در ارسال واکسن به ایران شدند.
یا در نمونه دیگری، ظفرقندی، رئیس‌سازمان نظام پزشکی کشور (و فعال سیاسی اصلاح‌طلب) در ۲۳ فروردین ۱۴۰۰؛ زمانی که از سوی طیفی سیاسی به‌عنوان عضوی از کابینه احتمالی و حتی «نامزد ریاست جمهوری» مطرح بود در گفت‌وگویی در شبکه کلاب‌هاوس گفت: «واردات واکسن کرونا در این ایام نتیجه مذاکرات آقای عراقچی در حاشیه مذاکرات برجام است»! در حالیکه آن موقع واکسن خارجی وارد کشور نشده بود!
نگرانی اصلاح‌طلبان از تحقق وعده رئیسی برای ساخت یک‌میلیون مسکن
روزنامه شرق در گزارش تیتر 1 خود تحت عنوان «انتقاد به مهم‌ترین وعده رئیسی» نوشت: «وعده ساخت یک‌میلیون مسکن در سال، از پرسروصداترین وعده‌های رئیسی بود که برخی آن را مصداق وعده‌های پوپولیستی دانسته‌اند...وعده‌ای که رئیسی در نخستین روزهای ریاست‌جمهوری‌اش آن را دنبال می‌کند، به باور کارشناسان امر نه‌تنها تحقق‌یافتنی نیست، بلکه در صورت اجرا نیز نمی‌تواند اثرات مثبتی بر بازار مسکن گذاشته و نیازهای موجود را پاسخ دهد.»
در ادامه این مطلب آمده است: «یک کارشناس حوزه مسکن گفته بود: احداث یک‌میلیون واحد فقط در یک سال نیاز به
چهار هزار میلیارد تومان یعنی منابعی بیش از نقدینگی موجود در کشور دارد؛ سؤال این است که آیا چنین منابعی در اختیار داریم و آیا ساخت سالانه یک‌میلیون مسکن به ذهن دولت‌های قبل نرسیده بود؟».
مدعیان اصلاحات نگران وعده رئیسی برای ساخت یک‌میلیون مسکن هستند چراکه وزیر مسکن موردنظر آنها کسی بود که در دوره مدیریت او با 7 برابر شدن قیمت مسکن مواجه بودیم. عباس آخوندی (وزیر مسکن اصلاح‌طلبان) مسکن مهر را طرحی مزخرف و سیب گندیده دانسته و گفته بود افتخار می‌کنم در دوره مدیرتم یک واحد مسکن مهر نساختم!
دولت روحانی به دیپلماسی منطقه‌ای توجه نکرد
عبدالرضا فرجی‌راد، فعال اصلاح‌طلب و دیپلمات سابق در مصاحبه با روزنامه آرمان گفت: «یکی از انتقادات به دولت یازدهم این بود که بیش‌تر تمرکز خود را روی مسائل فرامنطقه‌ای گذاشت و کم‌تر به خاورمیانه، مسائل دوجانبه و همسایگان توجه کرد. زمانی که تحریم‌ها در دولت دوازدهم علیه ایران مجدداً وضع شد، ایران تا حدودی در این رویه تجدیدنظر کرد و توجهش به همسایگان بیش‌تر شد. از سال 1392 تا 1397 ما این فرصت ارزشمند را از دست دادیم و حتی در اوایل که تحریم‌ها از سوی ترامپ مجدداً وضع شد، آغاز خوبی در این مسیر نداشتیم و اقدامات لازم صورت نگرفت.»
یکی از نقاط ضعف جدی دولت روحانی این بود که کل ظرفیت‌های دولت را به وزارت خارجه خلاصه کرده و در ادامه ظرفیت‌های عظیم وزارت خارجه را به برجام خلاصه کرد. این رویکرد غلط موجب شد که فرصت‌های متعدد در حوزه‌های مختلف و از جمله دیپلماسی منطقه‌ای به حاشیه رفته و مورد غفلت قرار گیرد.
دولت روحانی تمام تمرکز خود را به مذاکره با چند کشور غربی خلاصه کرد و این عدم تعادل در سیاست خارجی، خسارت‌های عمده‌ای به کشور تحمیل کرد.
ناکامی معامله امنیت و اقتدار ایران با دروغ رفع تحریم
روزنامه دنیای اقتصاد دیروز طی یادداشتی مدعی شد: «دولت قبلی تا آستانه توافق برای احیای برجام رفت، اما با تغییر دولت، اجماعی برای احیای برجام حاصل نشد.»
عوام‌فریبی فوق در حالی است که خواسته‌های نامعقول حریف در مذاکره مانع از احیای برجام شد زیرا آمریکا همانند دوره ترامپ به دنبال ستاندن مؤلفه‌های قدرت ایران در زمینه توان موشکی و نقش‌آفرینی منطقه‌ای است. در این‌سو، مدعیان اصلاحات ـ اعتدال در تقلای اجرای نقشه شوم بایدن و معامله امنیت و اقتدار ایران با دروغ رفع تحریم بودند که کور خواندند. آنها به‌جای اعتراض به زیاده‌خواهی و گستاخی دشمن، جبهه خودی را تخطئه می‌کنند و جای عهدشکن را عوض می‌کنند و این‌گونه است که به دلالان و فروشندگان منافع کشور تبدیل می‌شوند. این طیف در راستای دریوزگی و پادویی محور شرارت و نظام سلطه، وظیفه‌اش تحریف حقایق، تأمین منافع آمریکا در ایران و ضربه به مصالح ملت است و بایسته پیگرد امنیتی و قضایی.