۵ سؤال اساسی از وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش فارغ از حواشی

سرانجام مسعود فیاضی به عنوان گزینه پیشنهادی وزارت آموزش و پرورش معرفی شد. معرفی او با انتقاداتی مواجه بود که بعضاً خارج از بررسی برنامه و بیشتر شبیه به انتقاداتی سیاسی و بلکه انتقام‌جویانه بود. اما به نظر می‌رسد بیشتر از آنکه پشتوانه‌های او را بجوییم یا بخواهیم در حواشی و سوابق او مثل چندوچون اخذ مدرک تحصیلی یا سوابق آموزش‌وپرورش واکاوی کنیم بایستی تمرکز را بر برنامه‌ها و دیدگاه‌های او گذاشت تا بدانیم آیا دیدگاه‌هایش قابلیت آن را دارد که وزارت آموزش‌وپرورش را به معنای واقعی تبدیل به قلب تپنده توسعه و پیشرفت ایران سازد یا خیر. با این نگاه، فیاضی بایستی به جای پاسخ دادن به حواشی و سؤالاتی که هر پاسخی به آن‌ها سؤالات بعدی را دامن می‌زند به چهار سؤال اساسی در حوزه مدیریت کلان آموزش‌وپروش و یک سؤال عملیاتی بسیار شفاف و به دور از لفاظی و شعار پاسخ دهد.
نخست آنکه، بناست چه رویکردی را نسبت به مدارس غیردولتی در دولت سیزدهم در پیش گیرد. آیا وزیر جدید خواهان تقویت مدارس غیردولتی و بها دادن به آنهاست یا در پی ارتقای مدارس دولتی. برخی از دیدگاه‌های فیاضی این شائبه را در ذهن ایجاد می‌کند که او به سمت خصوصی‌سازی و همچنین اقتصادی کردن آموزش‌وپرورش تمایلاتی دارد بنابراین بایستی شفاف کند که نگاه او دقیقاً چیست و اساساً فراتر از شعار کلی «تقویت مدارس دولتی» چه برنامه‌های عملیاتی برای تقویت این مدارس دارد.
دوم، برنامه دقیق وزیر پیشنهادی برای ریشه‌کنی بی‌سوادی و انسداد مبادی بی‌سوادی چیست. در حال حاضر مطابق آخرین سرشماری نفوس و مسکن قریب به ۸میلیون و ۸۰۰هزار نفر بی‌سواد مطلق در کشور وجود دارد و مطابق آخرین آمار‌های ارائه شده رسمی از سوی آموزش‌وپرورش در سال تحصیلی ۹۹-۹۸ حدود ۲۷۱ هزار نفر تارک تحصیلی و در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۹۹ بیش از ۹۸۰ هزار نفر بازمانده از تحصیل داشته‌ایم. این آمار نشان می‌دهد که اگر هر چه سریع‌تر به مسئله بی‌سوادی و مبادی آن یعنی ترک تحصیلی و بازماندگی از تحصیل رسیدگی نشود به رشد آمار‌های بی‌سوادی و تبعات آن مواجه خواهیم شد.
سوم، برنامه‌های عملیاتی وزیر محترم برای رفع بی‌عدالتی و ایجاد فرصت‌های برابر آموزشی برای مناطق مختلف کشور به ویژه مناطق محروم چیست و چه رویکردی را انتخاب خواهند کرد. اکنون به خصوص پس از همه‌گیری کرونا با نابرابری‌های عجیب‌وغریبی در آموزش‌وپرورش رسمی کشور مواجه هستیم. نابرابری‌هایی که به واسطه صنعت شبکه‌ای کنکور به آموزش عالی نیز کشیده و طبیعتاً به تبع آن تمامی فضا‌ها و ساختار‌های کشور را درگیر خواهد کرد.


چهارم و شاید مهم‌ترین سؤال این است که طرح وزیر محترم برای تأمین نیروی انسانی آموزش‌وپرورش چیست. اکنون بنا بر سیاست‌های کلان نظام حکمرانی دانشگاه‌های فرهنگیان و تربیت دبیر شهید رجایی موظف به تربیت نیروی مورد نیاز آموزش‌وپرورش هستند، اما در عمل این دانشگاه‌ها تنها موفق به تأمین ۳۰درصد نیاز شده‌اند و باز هم به دلیل حجم بالای بازنشستگی با کمبود نیروی انسانی مواجه هستیم و آزمون‌های استخدامی هر ساله نیز نتوانسته تاکنون به ساماندهی و سازماندهی صحیح نیرو‌های انسانی بپردازند. نابسامانی نیرو‌های قراردادی، خرید خدمت، سرباز معلم، ساعتی، نهضت سوادآموزی، کانون زبان و کانون پرورش نیز بر پیچیدگی مسئله افزوده است.
پنجم که متفاوت از سؤالات فوق و معطوف به حوزه اجراست، این است که فیاضی در گفتگو‌های اخیر خود با حمایت از طرح رتبه‌بندی معلمان، آن را از الطاف خفیه الهی خوانده است. بنابراین، وزیر محترم پیشنهادی باید شفاف سازند که برنامه عملیاتی‌شان برای تأمین منابع این طرح چیست. برخی از گزارش‌ها نشان می‌دهد تصویب رتبه‌بندی معلمان که بیشتر به نظام پرداخت شبیه است، تا حد ۹۰هزار میلیارد تومان هم در سال هزینه ایجاد خواهد کرد، حال که وزیر عزم پشتیبانی از طرح را دارد باید منابع آن را نیز شفاف سازد. بدین شکل سؤالاتی که طرح شد و بلکه سؤالات دیگری که می‌توان در اولویت بعدی طرح کرد، از اساسی‌ترین سؤالاتی است که وزیر آتی بایستی در خصوص آن‌ها به شکلی شفاف پاسخ‌گو باشد وگرنه صرف شعار‌های کلی و تحولی خواندن برنامه، نمی‌تواند دردی از درد‌های معلمان را دوا سازد و انتقادات منتقدان نیز با برداشت‌های سیاسی بیشتر موجب انحراف آینده این وزارتخانه مهم خواهد شد.