اصلاح‌طلبان به بن‌بست رسیده‌اند

  سرویس سیاسی ـ
روزنامه اعتماد روز گذشته گفت‌و‌گویی را با محمد عطریانفر، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و از اعضای حزب کارگزاران منتشر کرد و در بخشی از این گفت‌و‌گو درباره آسیب شناسی رفتار سیاسی اصلاح‌طلبان به‌ویژه شکست در انتخابات ریاست جمهوری به نقل از وی نوشت: «در بحث خاص انتخابات رياست‌جمهوري سيزدهم، اگرچه آقاي مهرعليزاده كمتر راي آورد اما آقاي همتي براي رسيدن به نصاب دوسوم از مجموع آراي اعضا و احزاب جبهه اصلاحات ايران تنها يك راي كم داشت. درنتيجه اين سؤال مطرح مي‌شود كه چطور ممكن است كانديدايي كه مورد احترام اصلاح‌طلبان و احزاب اصلاح‌طلب است، موفق به كسب چيزي حدود 62 تا 63 درصد آراي اصلاح‌طلبان شود اما اصلاح‌طلبان نتوانند به‌طور فراگير و اجماعي از او حمايت كنند.»
این روزنامه همچنین به نقل از وی نوشت: «اين شرايط ناشي از آن است كه ما در موازين نخست دچار افراط شديم و همين افراط در موازين نخست باعث شد كه ما در انتهاي مسير به بن‌بست رسيديم. لذا فعاليت‌هاي دوستان در جريان‌هاي سياسي بايد واقع‌گرا و واقع‌بين باشد. ما در گذشته‌هاي دور نيز براي تصميم‌گيري‌هاي جبهه‌اي در جريان اصلاحات، ملاك و معيار منطقي لحاظ نمي‌كرديم.»
اعتماد همچنین به نقل از عطریانفر نوشت: «ما دچار نوعي بي‌عملي سياسي شديم. چرا آن 55 درصد پاي صندوق نيامد؟ چرا آن 12 درصد آراي باطله به صندوق‌انداخت؟! به اين خاطر كه به اين نتيجه رسيده‌اند كه جريان اصلاحات تكاليف سياسي خود را انجام نمي‌دهد.»

گفتنی است، چندی پیش عباس عبدی از فعالان همین طیف با اشاره به آشفتگی و بحران سیاسی در اردوگاه اصلاح‌طلبان با اعلام اینکه «پیش از هر چیز باید جبهه اصلاحات چگونگی موجودیت سیاسی خود را اثبات کند، سپس در موضوعات گوناگون اعلام موضع نماید» نوشت: «جبهه اصلاحات پس از شکست قاطع سیاسی و ناتوانی مطلق در آوردن مردم به پای صندوق‌های رای در خرداد ۱۴۰۰، پیش از هر اقدامی از جمله موضع‌گیری درباره برجام یا سایر امور، باید ابتدا موجودیت خود را بازنگری و تحلیل کند... این چه جبهه‌ای است که می‌تواند پیش و پس از ۲۸ خرداد ۱۴۰۰، همچنان با همان افراد و همان شیوه‌ها ادامه حیات دهد؟»
غالیان سیاسی کیستند؟!
روزنامه طیف موسوم به اصلاح‌طلب یعنی شرق در یادداشتی در شماره دیروز خود نوشت: «کسانی که به تبلیغات غلوشده درباره دولت سیزدهم دامن می‌زنند کار نادرستی می‌کنند، چراکه ایجاد توقع بی‌جا مضر است.»
این نوشتار در ادامه آورده: «این گفته اخیر محمدرضا باهنر احتمالا ناظر به کسانی است که این روزها دوباره همان شیوه‌ای را در پیش گرفته‌اند که پیش‌تر با احمدی‌نژاد طی کرده بودند. انتظار کارستان از دولت جدید دارند و در اوصاف و احوالات رئیس‌جمهور هم او را رجایی دوم یا ابوذر زمان خوانده‌اند... اثر سیاسی «غلو» کوتاه‌مدت و مسکن‌وار است و چه‌بسا وقتی از بین برود، عوارض مخرب‌تری هم بر جای بگذارد، چون «غلو» انتظارات را هم بالا برده است. «غلو» با ناکارآمدی رابطه مستقیمی دارد. وقتی اوضاع بسامان نیست، به مدد می‌آید تا حداقل دورنمای خوشایندی را در اذهان تصویر کند؛ اما وای از روزی و زمانی که آن دورنما، نزدیک شود و دست غالیان (غلوکنندگان) خالی بماند.»
البته به سیاق دیگر مطالب روزنامه‌های زنجیره‌ای، این نوشتار نیز مصداقی به عنوان نمونه بیان نکرده تا بدانیم دقیقا در کدام موارد از نظر این جماعت غلو سیاسی رخ داده است.
اما در این سطرهای کوتاه مصادیقی دقیق می‌خواهیم بیان کنیم که در کارنامه کدام طیف سیاسی غلو دیده می‌شود. اگر به فاصله سال‌های بین 1392 تا 1394 که برجام اجرایی شد، بازگردیم به موارد بسیاری از غلو سیاسی بر می‌خوریم. روزنامه‌های طیف موسوم به اصلاح‌طلب آن‌قدر با برجام و شرایط پسا‌برجام غلو‌آمیز برخورد کردند که کار به یک اقرار صریح از جانب مدیرمسئول همین روزنامه شرق کشید و او به ناچار برای توجیه این رویکرد گفت که روزنامه‌های طیف اصلاح‌طلب ناچار بودند که به بزک کردن برجام بپردازند.
روی دیگر سکه بزک کردن برجام، غلو است. بزک کردن یعنی چیزی را بهتر و یا زیباتر و یا پرفایده‌تر از آن چیزی که هست جلوه دهید و این می‌شود غلو. با مرور روزنامه‌های اصلاح‌طلب به تیترهایی نظیر «صبح بدون تحریم»، «اینک پایان تحریم‌ها»، «تحریم‌ها به تاریخ پیوست» و.... بر می‌خوریم و تنها در مدت کوتاهی (در همان دوره اوباما) معلوم شد که نه تنها تحریم‌ها نرفته بلکه در حال زیاد شدن است.
از طرفی حامیان برجام همه مسائل را از آب خوردن مردم تا حل شدن مسایل محیط زیست را به برجام پیوند زدند. آنها طوری فضا ‌سازی کردند که برای مردم این تصور پیش آمد که در شرایط پسابرجام دلار به 1000 تومان خواهد رسید. ارگان دولت مورد حمایت اصلاح‌طلبان تنها پس از گذشت 3 ماه از برجام مبالغه را به نهایت رساند و در گزارشی مدعی شد که با امضای برجام عمر خدمه پرواز افزایش یافته است!
این نکته را در نظر داشته باشید که در هنر و به طور خاص در شعر، غلو یک صنعت ادبی محسوب می‌شود اما در عرصه واقعیات جامعه غلو حتی می‌تواند به نابودی باورها و اعتماد به نفس جامعه منتهی شود چنانکه وزیر خارجه دولت تدبیر و امید در سخنانی با بزرگ‌نمایی از توان دشمن و ندیدن توانایی‌های ایرانیان مدعی شد آمریکا با یک بمب می‌تواند تمام سیستم دفاعی ما را نابود کند.
حالا قضاوت با شما که عنوان «غالیان سیاسی» برازنده چه کسانی است.
تقلای حامیان توافق به هر قیمت برای همسان‌‌سازی میان خود و منتقدان برجام!
یک روزنامه همسو با مدعیان اصلاحات ـ اعتدال مدعی همسانی میان حامیان برجام و منتقدان آن شد!
روزنامه منتسب به جمهوری اسلامی دیروز در سرمقاله خود نوشت: «سؤال می‌کنند که بالاخره کدام حرفتان را قبول کنیم؟ اگر برجام خیانت بود، چرا حالا خودتان به دنبال آن هستید و این موجودی که خودتان آن را مرده می‌دانستید، به آن دخیل بسته‌اید؟ با توجه به منطق صحیح «انسان موجودی است شدنی» این ایرادها به دولتمردان سیزدهم وارد نیست. آنها می‌توانند در جواب بگویند ما قبل از آنکه مسئولیت اداره کشور را در دست بگیریم، برجام را قبول نداشتیم ولی حالا که با مشکلات گسترده کشور مواجه شده‌ایم و راه‌های حل مشکلات را بررسی کرده‌ایم، به این نتیجه رسیده‌ایم که برجام آنطور که ما فکر می‌کردیم، نیست و باید برای احیاء آن مذاکره کنیم و به آن برگردیم. این استدلال قابل قبول است... این همسانی که در مورد نگاه به برجام و مذاکره برای احیاء آن میان دو جناح به وجود آمده، برای کشور مبارک است.»
حامیان توافقی که سه رئیس‌جمهور آمریکا آن را زیرپا گذاشتند، سعی دارند دست‌اندرکاران مواجهه عزتمندانه با حریف را شبیه به خود جا بزنند! مدعی می‌مانند که بالاخره کدام حرفتان را قبول کنیم؟! باید گفت مگر طیف مدعی اصلاحات ـ اعتدال حرف حق را قبلا قبول کرد که الآن بخواهد قبول کند و مگر سیل اهانت و فحش را به منتقدان برجام سرازیر نکرد؟ سربرآوردن عقلانیت و اقتدار در سیاست خارجی، اهرم ‌سازی و تأکید و ترسیم چارچوب مقتدرانه و در تراز رویکرد انقلابی برای غرب، چه شباهتی با رویه طیفی دارد که به دشمن اعتماد کرد، توافق به هر قیمت را دنبال کرد، در قبال انبوهی از امتیازات نقد، وعده‌های نسیه و چک بی‌محل برجام را گرفت و نیز می‌خواست برای تعهدات لگدمال شده آمریکا و اروپا امتیاز مجدد بدهد، وعده‌های بر زمین مانده غرب را دوباره بخرد و با همین تقلای شوم برنامه موشکی و نفوذ منطقه‌ای ایران را نیز پس از تعطیلی برنامه هسته‌ای واگذار کند؟
کاهش تورم پیش‌‏نگر پس از 4 فصل با سیاست‌های پولی درست دولت
روزنامه اصلاح‌طلب می‌نویسد، شرایط باثبات قیمت خرید واحدهای صنعتی در تابستان و همچنین تنظیم سیاست‌های پولی با عرضه اوراق سبب شد که روند صعودی نرخ تورم تولیدکننده پس از ۴ فصل متوقف شود.
دنیای‌اقتصاد دیروز در گزارشی نوشت: «نرخ تورم نقطه‌ای تولیدکننده در تابستان به میزان ۹/ ۵۸درصد رسید که نسبت به بهار کاهش ۱/ ۱۴ واحد درصدی را نشان می‌دهد. تورم تولیدکننده به‌عنوان تورم پیش‌نگر معرفی می‌شود؛ زیرا تغییرات در این شاخص با یک وقفه به تورم مصرف‌کننده منتقل می‌شود. به‌نظر می‌رسد که شرایط باثبات قیمت خرید واحدهای صنعتی در تابستان و همچنین تنظیم سیاست‌های پولی با عرضه اوراق سبب شد که روند صعودی این نرخ پس از ۴ فصل متوقف شود. البته به منظور تایید تداوم این روند کاهشی باید منتظر آمارهای پاییز بود.»
این روزنامه افزود: «بررسی آمارهای رسمی درخصوص تورم تولیدکننده نشان می‌دهد که تورم نقطه‌ای تولیدکننده در فصل تابستان به میزان 9/ 58‌درصد رسید که در مقایسه با تورم نقطه‌ای فصل بهار (معادل 73‌درصد) به میزان
1/ 14 واحد‌درصد کاهش داشته است. به عبارت دیگر میانگین قیمت دریافتی تولیدکنندگان به ازای تولید کالا و خدماتشان در داخل کشور در فصل مذکور نسبت به مدت مشابه سال قبل، 59‌درصد رشد داشته است. این موضوع در حالی است که تورم نقطه‌ای تولیدکننده بخش صنعت در فصل بهار سال‌جاری به حدود 95‌درصد رسیده بود که طی یک دهه اخیر بی‌سابقه بود؛ در حالی که این نرخ در فصل تابستان به 3/ 62‌درصد رسید. دیگر اینکه در بین بخش‌های مختلف تولید، کمترین نرخ تورم تولیدکننده نقطه‌به‌نقطه مربوط به بخش تولید، انتقال و توزیع برق (به میزان 19‌درصد) و بیشترین نرخ مربوط به بخش معدن (معادل 6/ 101‌درصد) برآورد شده است. در نهایت اینکه تورم نقطه‌ای تولیدکننده پس از 4 فصل صعودی، نزولی شد.»
دنیای اقتصاد ادامه داد: «کارشناسان اقتصادی بر این باورند که اتخاذ سیاست‌های درست در حوزه پولی، تجاری و ارزی می‌تواند باعث فروکش کردن دمای تورم پیش‌نگر شود. از این رو شرایط باثبات در تابستان و کاهش انتظارات تورمی در پیش‌نگر منعکس شد.»