دغدغه‌های همچنان باقی رهبری در آموزش و پرورش

دیدار امسال حضرت امام خامنه‌ای با فرهنگیان کشور مانند سال‌های گذشته حاوی نگاه راهبری معظم‌له در حوزه تعلیم و تربیت برای تحقق تمدن بزرگ و نوین اسلامی بود. مقام معظم رهبری باز هم از دغدغه‌ها، نگرانی‌ها، مطالبات، انتظارات و گله مندی‌های خود در پیشبرد اهداف نظام در حوزه آموزش و پرورش گفته و مسئولان آموزش و پرورش را به علت یابی عدم تحقق سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و تلاش برای رفع و دفع فوری موانع تحقق آن فراخواندند.
نهاد آموزش و پرورش بر اساس سند تحول بنیادین، موظف به تربیت انسان‌های تراز انقلاب اسلامی مبتنی بر ساحات شش گانه «تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی»، «تربیت اقتصادی و حرفه ای»، «تربیت علمی و فناوری»، «تربیت اجتماعی و سیاسی»، «تربیت زیستی و بدنی» و «تربیت زیبایی شناختی و هنری» شده است. از همین رو است که مقام معظم رهبری سوم مرداد ماه ۸۶ نگرانی و گله مندی خود از وضع موجود آموزش و پرورش را ابراز کرده و فرمودند: «آموزش و پرورش کنونی کشور ما، ساخته و پرداخته فکر ما و برنامه‌های ما و فلسفه ما نیست، بنای کار بر آن فلسفه‌ای نبود که ما امروز دنبال آن فلسفه هستیم».
جمهوری اسلامی مانند بسیاری از کشور‌ها فرصتی ناب و بی نظیر در اختیار آموزش و پرورش قرار داده تا: «ارزش‌های والای انقلاب اسلامی را طی ۱۲ سال و در ۱۲ مرحله طولی در تفکر، رفتار و کردار دانش آموزان نهادینه کند»، «غیرت و هویت دینی و ملی را در نهاد دانش‌آموزان به اوج برساند»، «عشق به فضائل اخلاقی و تنفر از رذائل و زشتی‌ها را در رفتار، اعمال و اخلاق دانش‌آموزان نهادینه کند»، «ده‌ها مهارت فردی و اجتماعیِ حیاتی و مورد نیاز برای قانونمداری، نظم و انضباط، و رفتار اخلاق مدار را به آنان بیاموزد»، «خدمت خالصانه و عشق ورزی به مردم را به دانش‌آموزان بیاموزد»، «دانش‌آموزان را بصیر، دشمن شناس، دشمن ستیز و شجاع باربیاورد» و... نظام آموزش و پرورش باید به گونه‌ای دانش‌آموزان را تربیت کند که دارای هویت دینی و ملی شده و در کشاکش مشکلات، ناملایمات و توطئه شیاطین و دشمنان، قطب نمای درونی آنان را به سمت شمال ارزش‌ها بکشاند.
در اغلب دیدار‌های جامعه بزرگ فرهنگیان کشور با مقام معظم رهبری، معظم له بر نقش معلمان به‌عنوان سرمایه‌های نظام (نه هزینه) و تولید‌کنندگان علم و دانش و عالمان و نخبگان (نه مصرف‌کنندگان) تأکید و همواره به جایگاه والای معلمی نگاهی راهبردی (و نه تاکتیکی و زودگذر) همراه با آثار فراگیر (و نه منحصر به درون مدرسه) داشته‌اند. مقام معظم رهبری نیروی انسانی را بزرگ‌ترین سرمایه کشور دانسته و تعلیم و تربیت را رکن اصلی تمدن‌سازی معرفی کرده و می‌فرمایند: «منابع انسانی، زیرساخت هر تمدنی به شمار می‌رود و برپاکنندگان تمدن نوین اسلامی نسلی هستند که اکنون در اختیار معلمان قرار دارند». تربیت نیروی انسانی مؤمن، کارآمد، با نشاط، مقاوم، دانشمند، معتمد به نفس، انقلابی، آرمان‌خواه و واقع گرا، دارای باور قلبی به ارزش‌ها و آرمان‌ها، خودساخته، باانگیزه، خلاق، بصیر و هوشیار، شجاع، با ایمان و در صدر همه آن‌ها دارای هویت ملی و ایرانی اسلامی، مهم‌ترین و اصلی‌ترین وظیفه صنعت آموزش و پرورش مقدمه لازم برای ایجاد تمدن بزرگ و نوین اسلامی است. هویت‌سازی فرهنگی در «طراحی تمدن بزرگ نوین اسلامی»، «کشف و تربیت الگو‌های تراز انقلاب اسلامی»، «نشر و نهادینه‌سازی فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی»، «نشر و ترویج سبک زندگی ایرانی اسلامی» و... از وظایف بنیادین نظام آموزش و پرورش است که بر زمین مانده است.

بیانیه گام دوم نیز در راستای تمدن‌سازی بر سه عنصر کلیدی: «تربیت و مسئولیت پذیری جوانان کشور (٤۰ بار جوانان مورد خطاب قرار گرفته‌اند)»، «جایگاه علم و پژوهش» و «خودسازی، جامعه‌سازی و تمدن سازی» استوار است و روح حاکم بر این سه نکته کلیدی توجه ویژه به نظام تعلیم و تربیت و مشخصاً آموزش و پرورش بوده و تضمین تحقق هفت توصیه انتهایی بیانیه نیز مشروط به تحول بنیادین در نظام آموزش و پرورش کشور است. مواردی که گفته شد و ده‌ها مورد گفته نشده دیگر از اهداف نظام آموزش و پرورش و مطالبات مقام معظم رهبری است که بار‌ها و بار‌ها و به مناسبت‌ها و در دیدار‌های خود با جامعه بزرگ فرهنگیان بر آن تأکید داشته‌اند، اما به‌رغم وجود سند تحول بنیادین آموزش و پرورش متأسفانه با اهتمام جدی پیگیری نشده و مورد غفلت واقع شده است. نارضایتی و گله مندی مقام معظم رهبری نسبت به عدم اجرای متوازن و کامل ساحت‌های سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، آسیب شناسی جدی توسط کارشناسان حوزه تعلیم و تربیت را می‌طلبد که به برخی از آن‌ها به اجمال اشاره می‌گردد:
۱. بی ثباتی در مدیریت کلان آموزش و پرورش به طوری که میانگین متوسط عمر مدیریتی وزرای آموزش و پرورش در چهار دهه گذشته کمتر از دو سال بوده و دوره مدیریتی وزیر، قبل از آشنایی و تسلط کامل برای اجرای سند تحول تمام شده است.
۲. وجود نگاه‌های جناحی و حزبی مدیران کلان آموزش و پرورش به جای نگاه برنامه محور و نظام‌مند که اجرای سند تحول و تحقق اهداف نظام در حوزه آموزش و پرورش را دستخوش اهداف حزبی و دیدگاه‌های فردی و سلیقه محور کرده و گاهی اوقات، در عمل اجرای سند استعماری ۲۰۳۰ بر اجرای سند تحول بنیادین ترجیح داده شده است.
۳. عدم اهتمام جدی و یا غفلت مسئولان عالی آموزش و پرورش به تربیت معلم تراز برای اجرای سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش.
٤. عدم تبیین نقش والا و ارزشمند جایگاه معلمی در جامعه به‌عنوان بالا‌ترین فضیلت و دارای نقش پیامبری، به گونه‌ای که نخبگان و برترین‌های علمی کشور برای معلم شدن از یک‌دیگر سبقت گرفته و عاشقانه جذب حرفه معلمی بشوند.
۵. عدم توجیه و تبیین دقیق سند تحول برای معلمینی که وظیفه اجرای سند را به عهده دارند.
۶. عدم اهتمام جدی برای رفع دغدغه‌ها، مشکلات و نگرانی‌های فرهنگیان کشور که در دراز مدت صدمات جبران‌ناپذیر به پیکره فرهنگ کشور وارد ساخته و تحقق اهداف نظام در حوزه آموزش و پرورش را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد.
به نظر می‌رسد شرایط کنونی برای تحقق انتظارات و مطالبات رهبری و اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش از هر جهت مناسب و آماده باشد. بر این اساس مسئولان آموزش و پرورش با سرعت بخشی در تشکیل کارگروه آسیب شناسی برای شناسایی دقیق موانع و نواقص و تلاش جهادی برای اجرای فوری سند مذکور باید نسبت به انجام فوری وظایف بر زمین مانده و رضایت خاطر حضرت امام خامنه‌ای اقدام نمایند.