دولت و اصلاحات اقتصادی

علی قنبری اقتصاددان  
 
 
 


«قرار است تصميم‌هاي سختي بگيريم شايد برخي موافق نباشند»، اين تازه‌ترين اظهارنظر رئيس‌جمهور است که در ادامه به اينکه «دنبال عبرت گرفتن از گذشته هستيم تا آينده را ترسيم کنيم» نيز اشاره داشته‌اند. با توجه به شرايطي که در آن به سر مي‌بريم و با توجه به افزايش قيمت‌ها، دولت بايد ثبات اقتصادي ايجاد کند و شرايطي به‌وجود آورد که از نظر اقتصاد کلان يک آرامش و ثبات در جامعه برقرار شود و بعد از آن است که با توجه به شرايط کشور نسبت به رهاسازي قيمت‌ها اقدام شود. از اين رو به نظر مي‌رسد بهترين کار براي دولت اگر بخواهد يک جراحي اقتصادي انجام دهد اين است که از خود شروع کند. هزينه‌هاي جاري را کم مي‌کرد، کسر بودجه را برطرف مي‌نمود و همچنين بودجه برخي دستگاه‌هاي غيرتوليدي را کاهش مي‌داد. به نظر مي‌رسد دولت دنبال اين است که بعضي کالاها را رهاسازي کند اما اين تصميم بي‌توجه به اعلام افزايش قيمت چهار قلم کالا اعم از لبنيات، روغن و مرغ و تخم مرغ اتخاذ شد از اينرو که قيمت کالاها به هم مرتبط است و وصل مي‌شود و نمي‌توان گفت که تنها چند قلم افزايش پيدا مي‌کند. همان‌طور که اکنون شاهد هستيم همه قيمت‌ها بالا مي‌رود و مردم حقوق بگير ثابت و کارگران و کشاورزان و واحدهاي ضعيف در مقابل اين گراني‌ها کم آورده‌اند. از اين رو بهترين کاري که دولت مي‌تواند انجام دهد اين است که مابه التفاوت قيمت‌ها را به جاي اينکه در قالب يارانه به مردم پرداخت کند در بحث سرمايه‌گذاري و توليد وارد کند تا اشتغال ايجاد شود و درآمد بالا رود. درحالي که بهترين راهکار اين است که دولت روي سرمايه‌گذاري، توليد، اشتغال و درآمد کار کند تا نتيجه مطلوب را بگيرد که به سود همه اقشار خواهد بود. همان‌طور که مردم بارها رضايت خود را مبني بر اينکه قيمت‌ها ثابت باشد و يارانه دريافت نکنند، اعلام کرده‌اند تا سرمايه‌گذاري در حوزه توليد و اشتغال تاثير مثبت خود را بگذارد. از طرفي خبرهايي از گوشه و کنار مبني بر اينکه قرار است بنزين هواپيما گران شود با اين استدلال که وسيله حمل و نقل افراد مرفه است به گوش مي‌رسد. بنابراين به نظر نمي‌رسد که قيمت بنزين افزايش پيدا کند. از طرفي بحث قحطي گندم در دنيا نيز اين روزها مطرح است. گندم يک کالاي اساسي و مهم و قوت لايموت اقشار مختلف خصوصا قشر پايين جامعه است و از اين رو دولت بايد ذخاير استراتژيک گندم را در سيلوها داشته باشد. هرچند در مقطعي در گندم به خودکفايي رسيديم ولي متاسفانه به نحوي در مورد گندم قيمت‌گذاري شد که کشاورزان از فروش گندم به دولت امتناع کرده و يا سطح زير کشت گندم را پايين آوردند چون در رقابت با کالاهاي ديگر مثل ساير صيفي‌جات کاشت گندم سودآور نبود. 40 درصد گندم و خوراک دام دنيا توسط روسيه و اوکراين توليد مي‌شد و تا جايي که به ياد دارم به دليل مشکلات کيفي گندم هند که مورد تاييد ما نبود، از اين کشور گندم خريداري نمي‌کرديم و بيشتر از استراليا، آلمان، روسيه و اوکراين گندم خريداري مي‌کرديم. اکنون که روسيه و اوکراين با بحران مواجه‌اند، بايد روي کشاورزان و توليدات داخلي خودمان با افزايش قيمت گندم به صورت مناسب حساب کنيم تا به کشاورزان اين فرصت را بدهيم که توليد گندم را بالا ببرند و روي کشت و برداشت گندم سرمايه‌گذاري کرده و آبياري محصولات را به صورت مدرن انجام دهيم و کشاورزان را از وسايل مکانيزه و کود مناسب بهره‌مند کرده و خدمات مناسب ارائه دهيم. همچنين مي‌توانيم از کشورهاي اروپايي و استراليا و حتي برخي کشورهاي قاره آمريکا گندم را تامين کنيم. هرچند بحث گندم مهم است ولي خيلي مشکل اساسي نيست و به نظر مي‌رسد مشکل ما در اين زمينه خيلي حادتر از بقيه کشورهاي دنيا نيست. در بحث نان هم شاهد مشکلاتي بوديم که خوشبختانه اصلاح کرد.