بلیط هواپیما

امپراتوری راننده ها!

 اگر  روزی گذرتان به اتوبوس های مشهد- گلبهار افتاد ، یادتان باشد هر چقدر معطل ماندید، کرایه کم و زیاد شد، راننده  مشغول  راندن اتوبوس بدون گرفتن فرمان شد و جان تان را به خطر انداخت، باز هم سکوت کنید چون این جا امپراتوری تام الاختیار راننده هاست و پاسخ تمام اعتراضات شما یک جمله است:«دوست نداری سوار نشو!» اداره کل راهداری و حمل و نقل جاده ای استان هم به دلیل ملاحظاتی که غیرمتعارف به نظر می رسد ،  از پاسخ گویی به خبرنگاران  معذور است! کاسبی شخصی ها در ایستگاه اتوبوس به گزارش خراسان رضوی،  ساعت 11:30 است، در ایستگاه مشهد- گلبهار بعد از پل استقلال حدود 15 نفر منتظر هستند، گرمای هوا و شدت نور آفتاب آزار دهنده  است و مسافران را کلافه کرده، طوری که حتی توان گلایه کردن  برای بیش از یک ربع معطلی شان را هم ندارند. در محدوده خط کشی های زرد ایستگاه ،سه ماشین شخصی توقف کرده اند و با مسافران چانه می زنند. یکی از راننده ها که از بقیه سمج تر است برای سوار کردن مرد جوانی که به همراه همسر پا به ماهش در کنار جایگاه ایستاده، اصرار و کرایه را نفری 30  هزار تومان اعلام می کند که زیاد است و مسافر قبول نمی کند. بیا و پول نقد پیدا کن! سر می چرخانم برای پیدا کردن جایگاه شارژ من کارت، تیغه نور آفتاب چشم را می زند و تا چشم کار می کند جایگاهی وجود ندارد، یک عابر بانک در فاصله  30 متری ایستگاه قرار دارد، می روم پول نقد بگیرم، چند نفر دیگر هم در نوبت هستند تا این که معلوم می شود عابر بانک پول نقد ندارد و همه با هم به سمت بقالی کناری می رویم، اما جوانک پول نقد نمی دهد. سپس همه با هم واردکبابی کناری می شویم، این جا هم از پول نقد خبری نیست. روانه ایستگاه می شویم که شاید خود راننده اتوبوس چاره ای برایمان داشته باشد. 25 دقیقه گذشته که یک اتوبوس اسکانیای قدیمی وارد جایگاه می شود. یک دست راننده پر از اسکناس های هزاری تا 10هزاری است و مسافران همه پول نقد می دهند، سوار می شوم و می گویم پول نقد ندارم، کارتی را از یکی از مسافران می گیرد و به من می دهد تا کرایه را کارت به کارت کنم و کارت همین طور دست به دست می چرخد. همزمان صدای کوبیده شدن میزهای کوچک پذیرایی پشت صندلی های اتوبوس  به گوش می رسد، راننده با عصبانیت می گوید: با پشت صندلی ها بازی نکنین! باز سروصدای میزها تکرار می شود، راننده عصبی تر می شود:« مگه نمی گم با پشت صندلی ها بازی نکنین؟هان!!» و مثل مبصرهای دوران مدرسه به تک تک مسافران نگاه می کند تا خاطی را پیدا کند. آن ها که مسن تر هستند ، سرشان را به سمت پنجره برمی گردانند. یکی دونفرماسک دارند  اتوبوس راه می افتد، نه راننده و نه مسافران -الا یکی دو نفر- ماسک به صورت ندارند و تمام صندلی ها پر است، دو نفر هم  ایستاده اند، یکی دو دقیقه بیشتر زمان نمی برد تا سر و صدای موتور و کولر سر آدم را درد بیاورد. از یکی از مسافرها می پرسم چطور کرایه نقدی دادید؟ می گوید: قبلا کارت های سفیدرنگی برای پرداخت کرایه بود که چند وقت قبل آن را حذف کردند، تازه در همین یکی دو ماه اخیر کرایه ها از 4هزار تومان به 5 و 6 و حالا هم به 7هزار تومان رسیده، کسی هم جوابی نمی دهد، راننده ها می گویند نمی خواهی سوار نشو، دربست بگیر تا بفهمی کرایه زیاد کدام است. بعد از چند دقیقه اتوبوس در ایستگاه برون شهری میثاق توقف می کند، مسافران می گویند توقف در این ایستگاه همیشه طولانی است، راننده سیگار به دست از یک شرکت مسافربری به شرکت بعدی می رود و با افراد زیادی که در مسیر هستند دست می دهد و خوش و بش می کند، مسافران کلافه اند، راننده مسافت 50 متری را که رفته ، به سمت ابتدای جایگاه برمی گردد، در یک شرکت فرم و فاکتورهایی را پر می کند، سیگارش را با آرامش پک می زند و خاکه ها را روی  سرامیک می ریزد، یک مشت تخمه از متصدی شرکت می گیرد، تخمه ها را یکی یکی می شکند  و بالاخره رسیدها را می گیرد و می آید. آقای راننده! گاهی هم به جاده نگاه کن حرکت می کنیم اما اگر فکر کرده اید آرامش داریم، خیر! راننده اصلا حواس اش به جاده نیست، مسافران هم با نگرانی به او و کارهایش نگاه می کنند، پشت فرمان با گوشی اش سرگرم است و بعد از حدود 30 ثانیه بالا و پایین کردن تماس می گیرد، ترافیک جاده سنگین می شود، گوشی را روی داشبورد می گذارد، با پینه های انگشتانش بازی می کند، نیم نگاهی به جاده می اندازد، دوباره گاز می دهد، به سمت چپ بر می گردد، از جالیوانی یک چوب خلال دندان استفاده شده پیدا می کند، نیم نگاهی به جاده می اندازد و بعد از آن حدود 10 دقیقه با خلال دندان مشغول بیرون آوردن باقی مانده تخمه ها از لای دندان هایش می شود. بعد خودش را مچاله می کند زیر صندلی تا چیزی بردارد، بالا می آید و بعد چند ثانیه دوباره به زیر صندلی می رود، سرش را بالا می آورد و ناگهان ترمز شدیدی می گیرد و بوق را یک سره می کند، اتوبوس کمی روی آسفالت داغ سر می خورد و مسیرش کج می شود، همه مسافران با ترس به جلو نگاه می کنند و نفس ها در سینه حبس می شود، دو نفری که به دلیل نبود جا ایستاده بودند به سختی خود را مهار می کنند، راننده غرولندی می کند و به راهش ادامه می دهد، هنوز نگرانی مسافران از بین نرفته که برای چند لحظه فرمان را رها می کند و مشغول کندن پوسته های کف دستش می شود... جواب اعتراض مسافران...  ایستگاه اتوبوس گلبهار درست وسط بیابان است. سه ردیف صندلی با سایبان، غرق در خاک، هیچ درختی نیست که کمی فضا را خنک کند، ساعت 13 و 15 دقیقه است که از اتوبوس پیاده می شویم. در پایانه چرخی می زنم، از چهار سرویس بهداشتی زنانه و مردانه، ظاهرا فقط یکی سالم است، در قسمت ورودی پایانه دریچه آبی به عمق حدود 70 سانتی متر بدون درپوش رها شده، حدود یک ربع می گذرد تا اتوبوس دوم مشهد- گلبهار هم در ایستگاه قرار گیرد اما اتوبوس اول با این که تقریبا پر شده همچنان منتظر است. 45 دقیقه می گذرد، پنج جوان از اتوبوس پیاده می شوند و به راننده اعتراض می کنند که«چرا حرکت نمی کنی، کار و زندگی داریم، معطل مان نکن.» راننده می گوید «پر که شد حرکت می کنم.» کمی با هم بحث می کنند و پنج جوان به سمت آبخوری می روند تا گلویی تازه کنند و در ادامه اعتراض ناموفق شان دوباره سوار اتوبوس شوند، اما همین که از اتوبوس فاصله می گیرند راننده با عجله سوار می شود و پا را روی پدال گاز می گذارد و از پایانه خارج می شود! مسافرها اعتراض می کنند، راننده جواب می دهد:« این دفعه پول سواری را بدهند که بفهمند جریان چیست.تا این ها باشند که به حرف و اعتراض دو نفر از اتوبوس‌ پیاده نشوند!» بقیه مسیر تا ایستگاه مشهد مسافران یک کلمه هم حرف نزدند... پروتکل های جدید اداره راهداری استان یا طفره رفتن از پاسخ گویی به مردم ؟ پس از تماس های مکرر و ارسال پیامک به نصری، مدیرکل راهداری و حمل و نقل جاده ای استان، از پاسخ گویی وی ناامید شدیم و با روابط عمومی این اداره کل تماس گرفتیم. پس از تماس های مکرر، خانم علی پور از روابط عمومی این اداره   تلفن را جواب می دهد و بر خلاف روال همیشگی مصاحبه با مسئولان که در هر ساعتی از روز انجام می شود، تاکید می کند:  باید از صبح تماس بگیرید یا پیام بدهید تا کارتان هماهنگ شود، حالا سوالات تان را در پیام رسان بفرستید تا هماهنگ کنم و پاسخ ها را مکتوب بفرستم. اما با توجه به این که پرسش و پاسخ مکتوب رسالت خبرنگار را برای مطالبه دقیق مشکلات مردم دچار خدشه می کند و ممکن است پاسخ های دقیقی به دست نیاید خبرنگار ما بر مصاحبه تلفنی و پاسخ گویی مسئول مربوط به صورت شفاهی تاکید می کند، اما وی انگار که مسئول حراست  است می گوید: به دلیل اتفاقات عجیب و غریبی که به تازگی افتاده مدیران به هیچ عنوان به تماس تلفنی جواب نمی دهند، معلوم نیست که شما خبرنگار روزنامه خراسان هستید یا خیر.  این پاسخ ها در حالی است که تماس تلفنی خبرنگار خراسان از شماره تلفن ثابت روزنامه گرفته می شود و برای مسئولان شناخته شده است .