نجابت روحانی و خاتمی؟! معاذالله!

آقای قوچانی، سردبیر روزنامه سازندگی در مناظره تلویزیونی گفته است «آقای روحانی و خاتمی بر خلاف آقای احمدی‌نژاد نجیب بودند و حرمت مراجع را نگه‌داشتند. ویژگی احمدی‌نژاد کلاه گذاشتن بر سر روحانیت بود». درباره آن بخش سلبی صحبتی نداریم. اما درباره آن بخش ایجابی که آن دو رئیس‌جمهور دیگر نجیب بودند، شبهاتی وجود دارد. البته مانند هر بحثی ابتدا باید واژه‌ها را معنا کرد، هرچند اساساً به‌خاطر حمل واژه‌ها بر محمول‌های بی‌شمار، برخی فهم هر نوع کلام و سخنی را غیرممکن می‌دانند و معتقدند هیچ کلمه‌ای در نزد هیچ دو صاحب عقلی، معنای واحد ندارد و نمی‌توان آنچه را در ذهن دیگران می‌گذرد، درک کرد و فهمید و خلاصه ابنای بشر از درک کامل یکدیگر عاجزند.
اما اگر نجابت را با همین مصداقی که آقای قوچانی به آن اشاره کرده است فهم کنیم، باید پرسید چگونه و با چه تسامحی محاسبه کردید که آن دو دیگر آدم‌های نجیبی بودند؟! ابتدا باید دید مراجع محترم به این احترام زبانی و ظاهری آن دو رئیس‌جمهور (که درباره آن هم حرف هست) قائل‌اند و نیاز دارند، یا به بنیان‌های دیگر؟! فرض کنیم دینی که مراجع ما مروج آن هستند، همان دین واقعی و محمدی باشد، آیا آقای روحانی و خاتمی دین‌شان همان دین مراجع است؟! و اگر رفتارشان در دولتداری و حتی زندگی شخصی مغایرت‌هایی با دین مراجع داشته باشد، آیا صرف اینکه در فضای علنی احترام زبانی مراجع را حفظ کرده باشند، از نظر مراجع و آقای قوچانی این نشانه نجابت است؟! اگر احترام مراجع را در ظاهر حفظ کنند، اما احترام و تبعیت از رهبر دینی و قانونی را نه در ظاهر نه در عمل رعایت نکنند، این نامش می‌شود نجابت؟! نجابت در همین ظواهر است یا مفهومی عمیق‌تر دارد؟ نجابت در فرهنگ دینی و عارفانه ما به معنای ترس از هیبت خداوند و نترسیدن از بانگ شیطان است. بانگ شیطان، دنباله‌روان شیطان را می‌ترساند، اما در مؤمنان واقعی بی‌اثر است و این فقط هیبت حضرت باری است که دل مؤمن را به لرزش و ترس و تقوی می‌برد. مؤمن به واسطه نجابت است که بانگ الهی را می‌شنود و پیرو شیطان، فاقد نجابت است، بنابراین دم‌به‌دم از بانگ شیطان می‌هراسد و اصولاً بانگ الهی را هرچند که قوی‌تر از بانگ شیطان است، نمی‌شنود.
آقای روحانی در زمان ریاست‌جمهوری خود حتی احترام قانون اساسی را که به آن قسم خورده بود و باید در سیاست‌های کلی از رهبری نظام تبعیت می‌کرد، نگاه نمی‌داشت. در یک مقطع زمانی بلافاصله بعد از هر سخنرانی رهبری، سخنانی بر زبان می‌آورد که نقیض سخن رهبری یا در تمسخر آن بود (و برای این رفتار خود تذکری هم گرفته بود و خودش ماجرا را بهتر می‌داند) و در بیشتر سخنان شفاهی و سخنرانی‌های مکتوب، از نیش و کنایه و وارونه‌سازی مطالب غافل نبود (و آقای قوچانی دست‌برقضا بهتر از هر کس از مکتوبات سخنرانی ایشان و کلیدواژه‌های سخنرانی‌های شفاهی او مطلع است!). آیا پذیرش مسئولیت دولت در یک حکومت دینی و آنگاه با لباس پیامبر این دین، از حدود قانونی گذشتن و نوعی اپوزیسیون‌بازی درآوردن، نجابت است؟! دروغ‌گفتن به مردم درباره آن صبح جمعه‌کذا نجابت است؟! حواله‌دادن مخالفان به «جهنم» و آن الفاظ معروف ایشان از نشانه‌های نجابت است؟! فقط مراجع باید محترم باشند (آن هم در ظاهر)، مردم و مخالفان احترام ندارند و دروغ و ناسزا با آنان نجیبانه است؟!
درباره آقای خاتمی لااقل در همین موضع «رئیس‌جمهور اپوزیسیون» منقول است که به امثال سعید حجاریان گفته بوده است که «من نمی‌توانم هم رئیس‌جمهور باشم و هم اپوزیسیون!» و به‌نظر می‌رسید در آنجا نگران همین نجابت خویش بوده، اما درباره ایشان نیز به اختصار فقط اشاره می‌کنیم که در جمع دوستان معترف می‌شود که «در ۸۸ تخلف بوده و تقلبی نبوده و من خود رئیس‌جمهور بوده‌ام و می‌دانم که سیستم رأی‌گیری ما اجازه تقلب گسترده نمی‌دهد». اما در مقام یک رئیس‌جمهور سابق، آتش‌بیار معرکه ۸۸ به اسم تقلب می‌شود! این آیا اوج نجابت است و اینجا آقایان هیچ هراسی از هیبت خدایی که دروغگویان و ریاکاران را می‌ترساند، از خود نشان داده‌اند که بتوان گفت نجیب هستند؟!


هیبت خداوند مانند هیبت و بانگ شاهین شکاری است که آن را فقط «کبک نجیب» می‌شنود (هیبت باز است بر کبک نجیب/مثنوی دفتر سوم)، اما مورچگان را از شنیدن آن بهره‌ای نیست و از ترس شاهین به لانه نمی‌روند. استعداد نجابت در تقوای هیبت خداوند است، نه ترسیدن از بانگ شیطان‌های زمانه و همراه‌شدن با آنان.
بانگ دیوان، گله‌بان اشقیاست/ بانگ سلطان، پاسبان اولیاست
شاید دقیق‌تر آن است که خاتمی و روحانی اگر در کابینه وزیر زن نداشتند، برای نجابت و احترام به مراجع نبود بلکه، چون درافتادن با برخی ستون‌های دین را درسر داشتند، در این ظواهر خود را با مراجع محترم درگیر نکردند. خوب است در این‌باره از خود مراجع پرسش شود که داستان احترام به مراجع را درباره کدام رئیس‌جمهور حال و گذشته، واقعی‌تر می‌دانند و این حفظ ظاهر و سرکوب باطن دین، چقدر برای آنان نشانه نجابت عامل و عاملان است.