چرایی تداوم مذاکرات برجامی

در سالگرد توافق برجام، گرچه چشم‌انداز روشنی نسبت به آن وجود ندارد، اما طرف‌های مرتبط با آن، از جمله جمهوری اسلامی ایران، بر ادامه مذاکره و احیای برجام تأکید دارند. یعنی باوجود اینکه برجام در عمر هشت ساله خود، پنج سال آن را در کما به سر برده، اما تلاش برای احیا بیش از برداشتن دستگاه‌های تنفس مصنوعی و آمادگی برای تشییع آن است.
دلیل پدید آمدن وضعیت تعلیق این است که برجام از همان گام اول مسئله‌دار متولد شد و طرف امریکایی توافق هسته‌ای را برای دستیابی به اهداف دیگر دنبال می‌کرد که تصور موافقت جمهوری اسلامی برای مذاکره پیرامون آن را سخت می‌دانست. از این رو، آنها از توافق هسته‌ای به‌عنوان یک سرپل برای توسعه به سایر عرصه‌ها نگاه کرده و امیدوار بودند که بعداً جمهوری اسلامی را متقاعد به مذاکره پیرامون آن عرصه‌ها و موضوعات کنند، اما همین نگاه ابزاری موجب شد که امریکایی‌ها رغبتی به انجام تعهدات خویش نداشته باشند و باوجود اینکه جمهوری اسلامی به تعهدات خویش عمل کرده، اما امریکا و متحدان غربی آن نه‌تنها به تعهدات خویش عمل نکردند، بلکه به‌بهانه‌های مختلف تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی علیه ایران را توسعه و افزایش دادند. با روی کار آمدن ترامپ و تصور اشتباه او از شرایط و وادارسازی جمهوری اسلامی به دادن امتیاز بیشتر، امریکا به‌صورت یکجانبه از برجام خارج شده و متحدان غربی آن هم سیاست خرید زمان و وعده‌درمانی را برای حفظ برجام درپیش گرفتند. جمهوری اسلامی ایران هم پس از بی‌فایده دیدن صبر استراتژیک، به‌تدریج برخی تعهدات خود را تعلیق و با مصوبه مجلس، با شروع مجدد فعالیت‌های تعطیل‌شده هسته‌ای و ساخت و نصب سانتریفیوژهای پیشرفته‌تر نه‌تنها ظرفیت غنی‌سازی بلکه سطح غنی‌سازی را افزایش داد و تولید آب سنگین را نیز از سر گرفت. ژست تهاجمی امریکایی‌ها حتی با جنایت بزرگ و نابخشودنی‌شان، مثل ترور سردار سلیمانی هم نتوانست جمهوری اسلامی را وادار به عقب‌نشینی و دادن امتیاز به امریکا کند و ترامپ پس از چهارسال ریاست‌جمهوری، کاخ سفید را با شکست انتخاباتی به رقیب خود جو بایدن تحویل داد.
با روی کار آمدن بایدن، گرچه لحن امریکایی‌ها تغییر کرده و از همان رقابت‌های انتخاباتی با یادآوری اشتباه ترامپ در خروج از برجام، بازگشت به برجام و احیای دیپلماسی تأکید داشتند، اما در عمل همان سیاست فشار بر ایران را برای اخذ امتیازات بیشتر و گسترش برجام به حوزه‌های موشکی، پهپادی، منطقه‌ای و در ادامه تحمیل خواسته‌های خود را برای قطع همکاری نظامی ایران با روسیه و کاهش همکاری‌های اقتصادی با چین دنبال می‌کردند.
به‌عبارتی امریکایی‌ها در دوره جدید،‌ همان برجام‌پلاس ترامپ را دنبال می‌کردند که ترامپ هم به آن چشم طمع داشت و اوباما آن را در توافق اولیه روی برجام هدفگذاری کرده بود.


حال آنکه این موضوعات، برای جمهوری اسلامی ایران، حیاتی بود و تجارب برآمده از برجام و ماهیت غیرقابل اعتماد امریکا و متحدان اروپایی آنها از یک‌سو و قرار گرفتن صنعت هسته‌ای در وضعیت جدید و آشکار شدن ماهیت روبه‌افول قدرت امریکا از سوی دیگر، مانع هرگونه تجدیدنظر برای ایران می‌شد. علاوه‌ بر این، درحالی که امریکا به‌صورت یک‌طرفه از برجام خارج شده و پیش از آن هم به تعهداتش یعنی رفع‌ تحریم‌ها عمل نکرده و متحدان اروپایی‌اش هم هیچ اقدام جبرانی به عمل نیاورده بودند تا اینجا حتی اصل برجام هم برای ایران خسارتبار به‌حساب می‌آمد.
با وجود این در حال حاضر هم سیاست جمهوری اسلامی ایران،‌ ادامه مذاکره و عدم عبور از برجام است. چرا که 1- با انجام تعهدات برجامی هزینه آن را نقد پرداخت کرده، اما با عدم پایبندی طرف غربی به تعهداتش به فواید نسیه و وعده‌داده‌شده ازسوی امریکا و متحدان غربی‌اش دست نیافته است.
2- ادعاهای توهمی امریکا و متحدان غربی‌اش نسبت به فعالیت‌های هسته‌ای و اتهامات آنان مبنی بر حرکت ایران به سمت سلاح هسته‌ای کاملاً‌ کذب و بی‌اساس بوده و مذاکرات ‌هسته‌ای به اثبات کذب بودن آن کمک می‌‌کند.
3- گرچه جمهوری اسلامی ایران با توجه به واقعیت‌های میدان و اعتماد به توان بازدارندگی‌اش هیچ هراسی از جنگ ندارد و تهدید به حمله نظامی علیه خود را ابزاری نخ‌نما و بی‌اثر می‌داند اما با انجام مذاکرات می‌تواند خطر ایران‌‌هراسی و جنگ‌ روانی-تبلیغاتی دشمن علیه خود را خنثی نماید.
4- گرچه سوابق امریکا و متحدان غربی‌اش ماهیت فریبکار و غیرقابل اعتماد آنان را برای ایران به اثبات رسانده، اما تداوم و تکرار مذاکرات هسته‌ای می‌تواند منطق و اراده سیاسی معطوف به حل مسائل از طریق مذاکره از سوی ایران را به جهانیان اثبات کند.
5- مهم‌تر از همه تغییر وضعیت مذاکرات برجامی و دست پر جمهوری اسلامی ایران برای حضور پای میز مذاکره و موقعیتی است که اجازه توسعه‌طلبی از طرف امریکایی سر میز مذاکره را از او سلب و او را به پذیرش واقعیت‌ها و تنظیم خواسته‌های غیرمنطقی و فراتر از برجام سوق می‌دهد.
بنابراین جمهوری اسلامی ایران رسماً اعلام داشته که مذاکرات را حتی با طرف امریکایی به صورت غیرمستقیم ادامه می‌دهد و این طرف غربی است که با برآورد غلط، تصور می‌کند طولانی شدن و فرسایشی شدن مذاکرات و فرار از توافق، ایران را مجبور به دادن امتیاز خواهد کرد و همین محاسبه غلط موجب استفاده از روش بی‌نتیجه مذاکره برای مذاکره –تنها برای استفاده انتخاباتی- از سوی دولت بایدن شده است.