‌همه چيز را نقد مي‌كنيم و كسي با ما كاري ندارد‌

احمد زيدآبادي، روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب به اصلاح‌طلبان انتقاد كرده كه نبايد همه كارهاي دولت را بكوبند و براي انتقاد بايد طبق «معيار»هايي كه دارند، عمل كنند. او همچنين به لحاظ آزادي نقد در رسانه‌ها، زمان دولت كنوني را از سال 66 تاكنون تنها زماني دانسته كه راحت مي‌شود نقد و صحبت كرد.
زيدآبادي در گفت‌وگو با خبرفوري درباره زمان در قدرت بودن اصولگرايان گفته كه «وقتي اينها كار را به دست مي‌گيرند، موانع عملي وجود ندارد، اما اصلاح‌طلبان سعي مي‌كنند موانع ذهني برايشان ايجاد كنند، مثلاً در رسانه به مسائل دامن مي‌زنند. »
او اين موضوع را نقد به اصلاح‌طلبان دانسته و گفته كه «به اصلاح‌طلبان اين نقد هست. آنها بايد بر اساس معيارها اصولگرايان را نقد كنند. » زيدآبادي ادامه داده كه اصلاح‌طلبان نگاه‌شان به اصولگرايان نبايد رقيبي باشد كه مي‌خواهند جايش بنشينند، «بلكه بر اساس پارامترها و معيارها نگاه كنند. » و بعد مثال زده «وقتي با معيارها نگاه مي‌كنيد يك جا مثل اخراج اساتيد دانشگاه، گام غلطي برداشته شده، شما انتقاد و اعتراض مي‌كنيد ولي در شرايطي مثل تبادل زندانيان يا فرمول پادشاه عمان براي رفع تحريم‌ها كه همان برجام است و اسمش را نمي‌آورند، حمايت كنيد. رابطه با سعودي‌ها بسيار مهم بود، تغيير و شيفت بزرگي در سياست منطقه‌اي ايران به وجود آمده كه از چشم‌ها پنهان مانده است. من مي‌گويم نبايد همه كارهاي دولت را بكوبيد و مسخره كنيد... ».
او معتقد است اصلاح‌طلبان وقتي در قدرت هستند نمي‌توانند كار را پيش ببرند و براي همين بهتر است مدتي از قدرت كناره‌گيري كنند: «اصلاح‌طلبان اول بايد بپذيرند كه وجودشان در دوره‌اي در قدرت كمكي به اوضاع نمي‌كند. دو دور بودند اما نشده است ديگر. مي‌گويند ما دستاوردهايي داشته‌ايم، بله داشته‌ايد اما در انتهاي دو دوره آقاي خاتمي، آقاي احمدي‌نژاد و از دو دوره آقاي روحاني، آقاي رئيسي درآمده است. اگر شرايط به پيش مي‌رفت كه بايد حضور شما ادامه پيدا مي‌كرد. اما آنها به اين جواب نمي‌دهند. شرايط در زمان آنها بهتر بود اما غيرقابل تداوم. »


و بعد توصيه مي‌كند كه از فضاي آزاد جامعه مدني براي فعاليت بهره ببرند: «اساس حرف من اين است كه شما قدرت و دولت را براي مدتي رها كنيد. اما در حوزه جامعه مدني، تمام دست و بالتان بسته است؟ آيا احزابتان منحل شده است؟ آيا روزنامه‌هايتان را از شما گرفته‌اند؟ آيا نمي‌شود حرف زد؟ همه جواب‌ها منفي است. من مي‌گويم اصلاح‌طلبان كارشان را به اين حوزه معطوف كنند. »
اما نقطه اوج سخنان زيدآبادي جايي است كه زمان كنوني را در سه دهه اخير بهترين زمان براي بيان نقد مي‌داند و مي‌گويد: «حرفي مي‌خواهم بزنم كه احتمالاً بابتش خيلي فحش خواهم خورد، اما عيبي ندارد. من از سال 66 وارد مطبوعات ايران شدم. در تمام اين دوران‌ها، اولين دوره‌اي است كه ما در روزنامه مي‌نشينيم و مطلب انتقادي مي‌نويسيم و هر طور دلمان مي‌خواهد همه سياست‌ها را نقد مي‌كنيم، راجع به حجاب، سياست خارجي، حتي گاهي درباره صحبت‌هاي رهبري مي‌نويسيم و منتظر نيستيم يك فكس بيايد و روزنامه تعطيل شود. يعني دولت دارد از خودش تحمل نشان مي‌دهد. چرا نبايد اين را ببينيم و به جايش بگوييم اختناق توتاليتاريستي حاكم شده است؟ اين چه اختناق توتاليتاريستي است كه من مي‌توانم راحت درباره مسائل حرف بزنم و وقتي از اينجا بيرون مي‌روم مرا نمي‌گيرند؟ مگر در نظام توتاليتاريستي مي‌شود اينگونه عمل كرد؟. . . واقعاً ما چه چيزي را نقد نمي‌كنيم؟ شب و روز نقد مي‌كنيم. »
شايد لازم باشد حالا سخنان حسن روحاني در رقابت انتخاباتي با ابراهيم رئيسي را به ياد بياوريم كه رئيسي را متهم به اختناق و ديواركشي در خيابان‌ها مي‌كرد.