معجزه بزرگ در آند

 فیلم «جامعه‌برفی» این روزها در سکوهای شبکه‌نمایش خانگی کشورمان با دوبله فارسی پخش شده و مورد توجه بسیاری از مخاطبان قرار گرفته است. فیلمی خوش‌ساخت که شخصیت محوری ندارد اما راوی دارد؛ داستان را خطی پیش می‌برد و روایتی است عینی از یک فاجعه ‌هوایی شگفت‌انگیز که دنیا را تکان داد. داستان پروازی که درسال 1972میلادی در کوه‌های آند به‌عنوان طولانی‌ترین رشته کوه جهان سقوط کرد و در حالی‌که 8 روز بعد از این فاجعه همه تصور می‌کردند تمام سرنشینان این پرواز کشته شده‌اند، بازماندگانش که 72 روز در سرما و بدون غذا دوام آورده بودند،نجات پیدا کردند. فیلم در دل یک درام تکان‌دهنده مخاطب را با سوالات جدی و چالش‌های ذهنی مواجه می‌کند. جایی که بازماندگان ناچار شدند از بقایای دوستان و اقوام‌شان بخورند تا زنده بمانند. نجات شگفت‌انگیز آن‌ها هرچند با ابهامات حواشی همراه بود اما تبدیل به نمادی شد از اراده انسان برای بقا، تسلیم نشدن و امید به روزهای بهتر. فیلم بدون شعارزدگی، تلاش برای برانگیختن ترحم و احساساتی کردن مخاطب، می‌داند به‌خودی خود چنان ماجرای هولناکی را روایت می‌کند که نیازی ندارد از لحن مستندگونه‌اش خارج شود و در فرمی پیچیده برود. برای همین در مواجهه مخاطب با فیلم این حس و حال وجود دارد که فیلم‌ساز مثل آینه‌ای رفتار کرده که حقیقتی را انعکاس داده و این از جنبه‌های قابل توجه اثر است. به‌بهانه موفقیت این فیلم در گیشه‌های جهانی و جلب توجه مخاطبان ایرانی، سراغ جزئیات این ماجرا رفتیم. مطالعه این پرونده شما را از تماشای فیلم بی‌نیاز نمی‌کند و اگر فیلم را هم دیده باشید باز هم این پرونده اطلاعات جذابی برای شما خواهد داشت. پس با ما باشید.     
 
از سیر تا پیاز سقوط پرواز شماره ۵۷۱ اروگوئه
پرواز شماره ۵۷۱ نیروی‌هوایی اروگوئه یکی از معروف‌ترین و بحث برانگیزترین حوادث هوایی رخ داده در جهان، داستانش روایتی از تراژدی‌های مختلف است. در طی این پرواز یک هواپیما در روز ۱۳ اکتبر ۱۹۷۲ با ۴۵ سرنشین سقوط کرد. بیش از یک چهارم از مسافران در لحظات اولیه سقوط کشته شدند  و تعدادی هم به مرور از سرما و گرسنگی و بر اثر جراحت های وارد شده در گذشتند. افراد باقی‌مانده در ارتفاعات  آند و در مقابله با سرمای وحشتناک، دوران بسیار سختی را گذراندند اما در اتفاقاتی باورنکردنی، 16 سرنشین این هواپیما در تاریخ ۲۳ دسامبر ۱۹۷۲ یعنی ۲ ماه و ۱۲ روز بعد یا به زبانی ساده‌تر، ۷۲ روز بعد از سقوط هواپیمای پیدا شدند و زنده ماندند. در ادامه می‌خواهیم به چند سوال درباره این ماجرا پاسخ بدهیم.   سرنشین‌های این هواپیما چه کسانی بودند؟ داستان از این قرار است که در روز ۱۳ اکتبر سال ۱۹۷۲میلادی، یک تیم آماتور راگبی متشکل از ۱۹ نفر قرار بوده به همراه تعدادی از اعضای خانواده خود از فرودگاه بین‌المللی کاراسکوی شهر مونتویدو واقع در اروگوئه به مقصد سانتیاگوی کشور شیلی برای شرکت در مسابقات راگبی سفر کنند. این پرواز در مجموع ۴۵ سرنشین داشته و‌ قرار بوده توسط یک فروند هواپیمای فوکر ۲۷ ملقب به فرندشیپ و بر روی کوهستان‌های مرتفع منطقه مندوزا از سلسه کوه های آند واقع در مرز بین آرژانتین و شیلی انجام شود. چرا و چطور سقوط کرد؟ پرواز راس ساعت مقرر انجام گرفته و هواپیما در مسیر پروازی خود به سمت کشور شیلی قرار می‌گیرد تا این‌که هواپیما به بالای منطقه کوهستانی مندوزا می‌رسد‌. وجود ابرهای غلیظ در بالای این منطقه کوهستانی خبر از وجود توربالانس و تلاطمات شدیدی به خلبان می‌دهد. ناگهان خلبانان رشته کوهی عظیم را در جلوی خود مشاهده کرده و اقدام به افزایش نیروی پیشرانش موتورهای خود برای افزایش ارتفاع سریع و فرار از این مخمصه می‌کنند اما تلاش‌های آن‌ها فایده‌ای ندارد، چرا که فاصله هواپیما تا کوهستان بسیار اندک بوده است. پس از چند لحظه بال راست و قسمت دم هواپیما به شدت به نوک قله برخورد می‌کند به طوری‌که این قسمت‌ها از هواپیما جدا می شوند. ملخ روی بال راست از جا کنده شده و به کابین هواپیما برخورد می‌کند و باعث جراحت شدید پای یکی از بازیکنان راگبی می‌شود. دو ردیف از صندلی‌ها به همراه مسافرهای‌شان، یکی از مهمانداران و سپس چند سرنشین دیگر از انتهای هواپیما به بیرون پرتاب می‌گردند و در همان لحظه برخورد جان می‌دهند. در نهایت نیمه جلویی هواپیما با سرعت به توده عظیمی از یخ برخورد کرده و باز می‌ایستد. چرا به آن‌ها امدادرسانی نشد؟ در ساعت‌های اولیه سقوط این هواپیما، ۶ نفر از مسافران این پرواز به دلیل شدت جراحات و سرمای کوهستان جان خود را از دست دادند و درنتیجه ۲۷ نفر از این مسافران زنده ماندند که حال برخی از آن‌ها وخیم بوده است. در آن ساعات کولاک سنگین و برف زیادی در حال بارش بوده است. پس از گذشت چند ساعت از سقوط، پنج نفر دیگر از مجروحان به علت شدت صدمات وارده جان می‌بازند که یکی از آنان کاپیتان پرواز است. کم‌کم شب فرا رسیده و دمای هوا به حدود منفی ۲۵ تا ۳۰ درجه سانتی‌گراد رسیده است. پس از اعلام رسمی خبر ناپدید شدن پرواز‌ ۵۷۱‌ اروگوئه، تیم‌های جست‌جو و نجات متعلق به کشور شیلی، آرژانتین و اروگوئه به سرعت به محل اعزام می‌گردند. در روز اول چهار هواپیما و در روز دوم  11 هواپیما به دنبال پیدا کردن اثری از بقایای هواپیما بوده که تعدادی از آنان حتی به نزدیکی محل سانحه رسیده بودند. بازماندگان تمام تلاش خود را برای جلب توجه تیم‌های جست‌وجو و نجات از حضور خود کرده بودند اما به دلیل نداشتن تجهیزات مورد نیاز در شرایط اضطراری و جغرافیای بزرگ کوهستان در انجام این کار ناموفق بودند. همچنین شرایط بد جوی و سفید بودن بدنه هواپیما در آن بارش شدید برف موجب شده بود که تیم‌های جست‌وجو و نجات نتوانند موقعیت این هواپیما را مشخص نمایند. پس از گذشت هشت روز از وقوع سانحه تیم‌های نجات که از پیدا کردن بقایای هواپیما و همچنین زنده ماندن سرنشینان این پرواز ناامید شده بودند به جست‌وجوی خود پایان دادند. بازمانده‌ها چه کردند؟ کسانی که بازمانده این حادثه بودند، در بی خبری مطلق روزها و هفته‌ها در شرایط بد و فلاکت باری برای بقا تلاش کرده و زنده ماندند. اما در جنگ بقا، مسافران پرواز شماره ۵۷۱ که هیچ گونه تجهیزاتی برای مقابله با سرما و گرسنگی را با خود به همراه نداشتند، دست به ابتکارات عجیبی برای زنده ماندن زدند. این مسافران تنها چند بسته شکلات و مقداری هم غذای کنسروی با خود به همراه داشتند که فقط برای دو هفته با جیره‌بندی سنگین پاسخگوی نیاز آن‌ها به غذا بود. برای نوشیدن آب هم، به سختی برف را آب می‌کردند. وضعیت برای آنان به قدری سخت و دشوار بود که حتی از بقای چرم لباس و چمدان‌ها و پارچه های صندلی هواپیما برای تغذیه خود استفاده می‌کردند. این افراد شب‌های سرد خود را برای در امان ماندن از سرما در لاشه هواپیما می‌گذراندند. در یکی از شب‌هایی که این گروه در لاشه هواپیما بودند، بهمن تمام لاشه هواپیما را مدفون کرد و افراد نجات یافته، ۳ شبانه روز در زیر بهمن درون لاشه هواپیما دفن شدند تا این‌که سرانجام تا زمانی که داشتند به خفگی می‌رسیدند، توانستند با حفر برف به بیرون از هواپیما برسند اما 8 نفر در داخل همین لاشه هواپیما خفه شدند. ماجرای تغذیه‌شان از اجساد چه بود؟ فاجعه زمانی روی خود را به آنان نشان داد که آنان از طریق رادیویی که داشتند متوجه شدند عملیات نجات پایان یافته و همه آن‌ها را مرده تلقی می‌کنند. در کنار ناامیدی از این موضوع، به‌‍‌خاطر چند روز گرسنگی شدید، نبود امکانات کافی و احتمال مرگ، یکی از سخت‌ترین و عجیب‌ترین تصمیم‌های خود را در طول زندگی گرفتند. آن‌ها از شدت گرسنگی بعد از هفته‌ها سختی بالاخره مجبور شدند تا از بقایای اجساد تغذیه کنند تا زنده بمانند. دمای انجماد محل سقوط هواپیما، باعث یخ‌زدگی اجساد شده‌ و همین باعث شد تا بتوانند از گوشت آن‌ها تغذیه کنند. با انجام این کار بیشتر آنان توانستند که در حدود دو ماه بیشتر دوام بیاورند. بازماندگان در خصوص این تصمیم چالش‌های اخلاقی و بحث‌های زیادی با هم داشتند. اما دو نفر از اعضای گروه برای آن‌که هیچ‌کس نداند از گوشت چه کسی تغذیه می‌کند محلی برای این‌کار درنظر گرفتند که گوشت‌های جدا شده از اجساد را آن‌جا می‌گذاشتند.  چطور نجات پیدا کردند؟ بعد از این روزهای سخت، تلخ و ترسناک، بازماندگان که از نیامدن تیم‌های جست‌وجو و نجات مطمئن شده بودند، تصمیم به حرکت به سمت غرب کوهستان و به سمت کشور شیلی را می‌گیرند. از بین آن‌ها دو نفر که هر دو دانشجوی پزشکی بودند و در طول آن مدت هم نقش زیادی در زنده ماندن بقیه داشتند با بهتر شدن شرایط جوی داوطلب شده و حرکت می‌کنند. چیزی که در این کار به آن‌ها کمک کرد تا در کوهستان دوام بیاورند ابتکار جالب دوست‌شان بود که بعد از جست‌وجوی و زیاد و پیدا کردن بخش دیگری از لاشه هواپیما، توانست با برزنت و پارچه‌های دیگر، چیزی شبیه کیسه خواب درست کند تا آن دو نفر بتوانند روزها پیاده‌روی کرده و شب‌‌ها از سرما جان سالم به‌در ببرند. این گونه بود که «ناندو پارادو» و «روبرتو کانه‌سا»، با یک پیاده‌روی 12 روزه، خود را به روستایی در شیلی رساندند. آن‌ها بعد از ۱۲ روز کوهنوردی سخت و بدون امکانات از میان کوه آند به کنار رودخانه‌ای رسیدند که چند گاو و صاحب اسب سوار آن‌ها در کنار دریاچه حضور داشتند. آن‌ها ابتدا فکر کردند که توهم زده‌اند اما توسط آن مرد نجات پیدا کردند. سرانجام خبر زنده ماندن آن‌ها به دولت شیلی رسید و چند هلیکوپتر به محل لاشه هواپیما اعزام شد و ۱۴ مسافر دیگر هم نجات پیدا کردند.               حاشیه‌های سقوط پرواز 571 اروگوئه بعد از کشف لاشه هوایپمای سقوط‌کرده و بازگشت 16 بازمانده هواپیمای 571 اروگوئه به خانه، بازرسان آغاز به بررسی علت وقوع این سانحه کردند. کارشناسان متوجه شدند هنگامی که هواپیما در حال پرواز روی کوهستان‌های بلند مندوزا بوده، به‌دلیل وجود ابرهای غلیظ، خلبانان قادر به تشخیص موقعیت خود به صورت بصری نبوده‌اند. بازرسان دریافتند زمانی که فاصله هواپیما تا نقطه‌ای به نام کوریکو حدود 60 کیلومتر بوده، کمک خلبان پرواز که هدایت هواپیما را برعهده داشته به اشتباه تصور می‌کند که به این نقطه رسیده است. وقتی هواپیما مقابل کوه قرار می‌گیرد، خلبانان که متوجه خطر پیش‌ رو شده بودند اقدام به افزایش ارتفاعی شدید و سریع نموده که در پی آن دماغه هواپیما به شدت بالا رفته و وارد «شرایط واماندگی» می‌شود و سپس کاهش ارتفاع سریع و برخورد با قله کوهستان رخ می‌دهد. شایعات چه می‌گفتند؟ پس از نجات گروه، شایعات بسیاری در مورد آن‌ها ساخته شد، مانند این که آن‌ها همراهان بیمار خود را کشته تا گوشت‌شان را بخورند. همین موضوع که برخی رسانه‌ها به آن دامن می‌زدند زمینه شکایت چند خانواده درگذشتگان شد که به نتیجه نرسید. پس از بهبودی نسبی بازماندگان یک مصاحبه مطبوعاتی در روز 28 دسامبر در دانشگاه استلا برگزار شد تا همه چیز روشن شود. پس از پایان ماجرا در محل سقوط هواپیما و محل دفن کشته‌شدگان یک بنای یادبود ساخته شد. تمامی بقایای هواپیما نیز سوزانده شد تا دیگر هیچ نوع کنجکاوی نسبت به این ماجرا وجود نداشته باشد.     چه آثاری از این اتفاق اقتباس شد؟ کتاب‌های متعددی از این ماجرا چاپ شد. اولین کتاب را دو سال پس از حادثه یکی از بازماندگان به نام «آندریاس سورویوس» منتشر کرد. از این اتفاق چندین فیلم سینمایی هم ساخته شد. فیلم «زنده» محصول 1993 آمریکا و فیلم «جامعه برفی» (یا انجمن برف) محصول 2023 اسپانیا، اوروگوئه و شیلی. فیلم اخیر که اقتباسی از کتاب پابلو ویِرسی به همین نام است، با استقبال تماشاچیان و منتقدان روبه‌رو شد و به زیبایی تلاش بازماندگان برای نجات را به تصویر کشیده است. در این فیلم خوش ساخت که بیشتر بازیگران آن تازه‌کار هستند، نشان داده شد که ایمان، امید و تکیه بر خرد جمعی چگونه توانست حادثه‌دیدگان را نجات دهد. این فیلم یکی از امیدهای اسکار فیلم خارجی 2024 است.