محبوب در جهان ناشناخته در ایران

آفتاب یزد - محمد مهدی گوهری: همه ما هر روز پرندگان را در اطراف خود مشاهده می‌کنیم برخی از آنها را تا حدی می‌شناسیم اما آیا می‌دانستید در دنیا افرادی وجود دارند که حاضر هستند برای دیدن پرندگان به نقاط مختلف سفر کرده و برای این کار هزینه کنند. این فعالیت با نام پرنده‌نگری (Birdwatching) در دنیا شناخته می‌شود. پرنده نگری لذت تنها مشاهده، نه شکار و نه حتی لمس کردن پرنده‌ها‌ی آزاد در زیستگاه‌های طبیعی آنها است.
بر اساس آمار‌ها‌ی سازمان جهانی گردشگری ، پرنده نگری پرطرفدارترین و پردرآمدترین شاخه گردشگری مبتنی بر طبیعت در دنیاست. در برخی کشور‌ها‌ تعداد پرنده نگر‌ها‌ از تعداد طرفداران فوتبال هم پیشی می‌گیرد. این فعالیت در ایران سابقه نه چندان طولانی دارد. هنوز آنچنان در دنیا بین مردم طرفدار دارد در ایران شناخته شده و پرطرفدار نیست و تنها گردشگرانی با علایق خاص به آن می‌پردازند اما این علاقه مندی در کشور رو به رشد است. برای اطلاع بیشتر از چیستی پرنده‌نگری و بررسی پتانسیل‌ها‌ی ایران زمین برای توسعه پرنده‌نگری به سراغ پرویز بختیاری یکی از شناخته شده ترین اساتید پرنده نگر‌ها‌ی ایران می‌رویم. او سالیان سال در زمینه پرنده‌نگری در ایران فعالیت کرده و در این زمینه کتابهای مفید و ارزشمندی به رشته تحریر در آورده است. در بسیاری از فعالیت‌ها‌ی پرنده نگری که برای اولین بار در ایران انجام شده نام او درخشان است. پرویز بختیاری دانشجویان زیادی را تربیت کرده که نیروهای ارزشمندی برای توسعه این فعالیت درآمد زا و حافظ محیط زیست در ایران خواهند بود.

چه شد که به پرنده‌ها‌ علاقه‌مند شدید؟


من اصالتا بختیاری هستم. ما بختیاری‌ها‌ بسیار با طبیعت و حیوانات عجین هستیم. در کنار طبیعت بودن از ارکان زندگی ما است.
زمانی که من کوچک بودم پدرم و عموهایم همیشه در خانه‌ها‌یشان حتماً یک پرنده نگهداری می‌کردند. این باعث ایجاد علاقه در من نسبت به پرنده‌ها‌ شد. یادم هست زمانی که ۳ ساله بودم عمویم می‌رفت و یک قفس پر از پرنده سار می‌خرید و آنها را رها می‌کرد، من بعداً فهمیدم که این کار را برای ثوابش انجام می‌داد ما هم در این میان برخی از آنها را در دست می‌گرفتیم و حسابی بررسی شان می‌کردیم که چه هستند. این اتفاق‌ها برای ما ایجاد جاذبه می‌کرد. برایم تفاوت پرنده‌ها‌ با هم خیلی جالب بود و کم کم که بزرگ شدم خودم هم نسبت به نگهداری پرنده اقدام کردم. این مسائل باعث شد که در یک داستان جالب من به سمت مطالعه علمی پرنده‌ها‌ بروم.

این داستان جالب را برای ما تعریف کنید؟
من فکر می‌کردم اگر دامپزشک بشوم به هدفم می‌رسم. می‌توانم همیشه با حیوانات باشم، با آنها حرف بزنم، درمان شان کنم و به دردشان برسم، سالها در ذهن من این بود که باید دامپزشکی بخوانم تا در آینده به آرزوهایم برسم.
شرایط به گونه‌ای پیش رفت که در کنکور، دامپزشکی را انتخاب کردم و در این رشته در دانشگاه دولتی قبول شدم.
اما یک روز به طور اتفاقی شنیدم که یک رشته به نام محیط زیست وجود دارد البته آن موقع به اسم رشته منابع طبیعی گرایش محیط زیست شناخته می‌شد. خیلی برای من سوال شده بود که رشته محیط زیست چیست. یک نفر به من گفت که یادت هست یک بار در یک منطقه‌ای گروهی در حال سرشماری قوچ و میش‌ها‌ بودند. این گروه زیر نظر سازمان محیط زیست هستند این رشته برایم خیلی جذاب شد. یک بار به طور اتفاقی به دانشکده محیط زیست در دانشگاه آزاد رفتم، در آزمایشگاه شاهد تاکسیدرمی کردن یک پرنده به نام اگرت بودم. در آزمایشگاه پرنده‌ها‌ی بسیار متنوعی را دیدم و برایم سوال بود که اینها چه پرنده‌ها‌یی هستند.چرا پای این پرنده بسیار بلند است. منقار این پرنده چرا به این شکل است پرهای این پرنده چرا به این رنگ است و سوال‌ها‌ی بسیار زیادی دیگر در ذهنم ایجاد شد.
از این دانشجویان پرسیدم که شما چه می‌خوانید به من گفتند محیط‌زیست و آنجا بود که من با خودم گفتم که من هم باید محیط زیست بخوانم. این رشته چیزی است که من دوست دارم این تنوع پرنده‌ها‌ با چیزی که ما در دامپزشکی انجام می‌دهیم بسیار متفاوت است.
در دامپزشکی شاید شما از برخی حیوانات مثل گاو، سگ و حیواناتی که آسیب دیده باشند را می‌توانید ببینید اما در محیط زیست داستان بسیار متفاوت و جذاب تر است. عزم خودم را جمع کرده بودم که باید محیط زیست بخوانم دوباره کنکور دادم. در دانشگاه آزاد محیط زیست قبول شدم و از رفتن به دانشگاه سراسری منصرف شدم. تا مدت‌ها این موضوع نقل مجالس خانواده ما بود و همه فکر می‌کردند من دیوانه شدم که این کار را انجام داده ام. برای اطرافیان جای تعجب داشت که چرا من رشته دامپزشکی را در یک دانشگاه معتبر که نیاز به هزینه‌ای نداشت و حتی امکاناتی هم به من داده می‌شد و در نهایت نیز نام من با عنوان دکتر خطاب می‌شد را رها کردم و به دانشگاه آزاد رفتم که باید پول هم بدهم و معلوم نیست در آینده چه شغلی خواهم داشت و چه آینده‌ای در انتظارم خواهد بود. دوستان نزدیک و بچه‌ها‌ی محله هم هر وقت من را می‌دیدند نگاهی همانند نگاه منتقدان به من داشتند. اما الان بسیار خوشحالم که این تغییر رویه را در زندگی علمی خود انجام داده ام.

چرا به سراغ پرنده‌ها‌ رفتید؟ چرا حیوانات دیگر نه؟
من فوق لیسانس حیات وحش دارم و می‌توانم بگویم همه حیوانات برای من جذاب هستند. من مدتی روی خزندگان کارهای مطالعاتی انجام می‌دادم. آن زمان در خانه حدود ۲۰ تا مار و مارمولک نگهداری می‌کردم و یک بار یکی از آن مارها در خانه گم شد و اعضای خانواده به خانه نمی‌آمدند. مدتی روی جوندگان تحقیق می‌کردم یک بار یک گونه موش را به خانه آوردم تا روی آن تحقیق انجام بدم این موش در خانه فرار کرد و به زیر کیسه‌های برنج رفت. با مکافات بسیار توانستیم آن را بگیریم. در دوره‌ای هم روی حشرات کار می‌کردم همه این موارد را تجربه کردم تا در نهایت به علاقه کودکی خودم که بیشتر به آن علاقه داشتم یعنی پرنده‌ها‌ رسیدم.

چه ویژگی‌ای در پرندگان وجود داشت که شما را تا این حد مجذوب خود کرد؟
این داستان بخشی به پرندگان مربوطه و بخشی منشا دیگری دارد. سال ۷۹ من با فعالیتی به نام پرنده‌نگری آشنا شدم البته آن موقع به این نام شناخته نمی‌شد و با نام بردواچینگ (Birdwatching) می‌شناختیم. بردواچینگ در دنیا گسترده بود و بسیاری افراد به آن می‌پرداختند. هزینه می‌کردند تا فقط پرندگان را نظاره‌گر باشند و نه شکارشان کنند. برای من این مسئله بسیار جالب بود بعد از پرس و جو متوجه فعالیتی به نام اکوتوریسم شدم که در آن مردم به طبیعت می‌روند و از طبیعت لذت می‌برند، عکس می‌گیرند و به صدای طبیعت و پرندگان گوش می‌دهند و برای این کار هزینه می‌کنند. با خودم گفتم این شغل خوبی می‌تواند برای کشور ما باشد.

از فعالیت‌ها‌یی که در مورد ترویج اکوتوریسم و پرنده نگری در ایران انجام دادید برایمان بفرمایید؟
برای ترویج این فعالیت‌ها‌ به خیلی جا‌ها‌ سر زدم. یادم می‌آید آن موقع به سازمان محیط زیست می‌رفتم و فکر می‌کردم حلقه گمشده‌ای که به دنبال آن هستیم در اینجا یافت می‌شود. در سازمان محیط زیست نگاه به اکوتوریسم این صورت بود که مردم به طبیعت می‌رود و منابع طبیعی را نابود می‌کند و حتی کارشناسان محیط‌زیست این دیدگاه را داشتند که اکوتوریسم برای کشورهای پیشرفته است و برای کشور ما مناسب نیست و اگر این فعالیت در کشور ما انجام شود باعث تخریب محیط زیست می‌شود در اکوتوریسم ما می‌گوییم که گردشگر باید آموزش ببیند و وارد طبیعت شود. اما این مقوله آموزش در کشور ما هنوز به درستی جا نیفتاده است من با خودم فکر می‌کردم وقتی این اتفاق در دنیا تجربه شده و موفق بوده در ایران نیز می‌تواند موفق باشد، وقتی کشور ما نیاز به شغل برای جوان‌ها‌ی بسیاری دارد و ما نیز طبیعت بسیار خوبی داریم پس چرا از این فرصت استفاده نکنیم. ما اگر قصد ورود سرمایه به کشور داشته باشیم باید یک چیز از آن خارج کنیم مثل نفت یا مواد معدنی اما چه خوب می‌شود اگر ما چیزی را از کشورمان خارج نکنیم اما در عوض سرمایه را به کشورمان بیاوریم. این اتفاق بسیار خوبی می‌تواند باشد که به وسیله اکوتوریسم در کشور قابل اجرا است. اراده خود را جمع کردم و به مانند زمانی که تغییر رشته داده بودم تصمیم گرفتم که این فعالیت را در ایران در حد توانم گسترش بدهم. وقتی دیدم در سازمان محیط‌زیست دید مناسبی به این ماجرا وجود ندارد به سازمان میراث‌فرهنگی و گردشگری رفتم، در آنجا در مورد اکوتوریسم صحبت کردم و آنها به من خندیدند. یک فرد آنجا بود که به من گفت اگر کسی به طبیعت علاقه داشته باشد خودش به طبیعت می‌رود و نیازی به راهنما و آموزش ندارد. آن زمان متوجه شدم که نیاز به توضیح مفهوم اکوتوریسم را داریم. بعد از آن شاخه‌ها‌ی آن را معرفی کنیم که یکی از آنها پرنده نگری است. این ماجرا خیلی طول کشید و در این مدت حرف‌های بسیاری شنیدیم حتی یک‌بار من را از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بیرون کردند من آن روز به فردی که دستور بیرون انداختن من را داد، گفتم که من این فعالیت را در ایران اجرا می‌کنم و امیدوارم آن روز تو در اینجا باشی و نتایج آن را ببینید. البته ایشان اکنون باید بازنشست شده باشد و من دیگر ایشان را در آن سازمان ندیدم. سال ۸۱ دوره‌های راهنمایی اکوتوریسم در ایران شکل گرفت. موسساتی همانند طبیعت توسط زنده یاد اینانلو و موسسه اکوتور با تلاش آقای هوشنگ ضیایی به فعالیت آموزشی در این زمینه می‌پرداختند. همچنان نیز مشکلاتی وجود داشت و در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری این موضوع کاملا جا افتاده نبود. به یاد دارم یک بار مدیر آموزش میراث فرهنگی و گردشگری را همراه خانواده و کارکنانشان برای تماشای پرندگان و حیات وحش به میانکاله بردم. برای آنها بسیار جالب بود و این اتفاق در سالهای بعد باعث شد دید سازمان نسبت به اکوتوریسم تغییر کند و در آینده نیز به روند پیشرفت و گسترش فعالیت طبیعت گردی در ایران کمک فراوانی کرد. این فعالیت در ایران راه افتاد. پرنده نگری هم یکی از دروس دوره‌ها‌ی
طبیعت‌گردی بود.

شما یک دوره تخصصی پرنده نگری هم در ایران برگزار کردید در مورد آن برایمان بگویید؟
کمی که پیش رفتیم، من دیدم که این فعالیت جوابگوی انتظاری که ما داشتیم، نیست. فکر این بودیم که فعالیتی را انجام دهیم تا کارها به صورت تخصصی‌تر انجام شود، در سال ۸7 یا ۸8 بود که به فکر راه اندازی دوره تخصصی پرنده‌نگری افتادم دوره را طراحی کردیم. در این دوره کسانی که دوره راهنمای گردشگری را گذراندند یک دوره ۶ ماه دیگر می‌بینند که در آن به طور کامل با پرنده نگری آشنا شوند. بعد از پایان دوره افراد متخصص در زمینه پرنده‌نگری وارد جامعه گردشگری می‌شوند.

به چه علت دوره تخصصی پرنده نگری را راه‌اندازی و تاسیس کردید؟
علت راه‌اندازی این دوره این بود که ما در دانشگاه رشته‌ای نداشتیم که به اندازه این دوره تخصصی پرنده‌نگری، آشنایی با پرندگان صورت بگیرد. خودم محیط زیست خواندم، در دوره لیسانس تنها یک درس دو واحدی اختیاری در مورد پرندگان داشتیم و هیچ وقت نمی‌شود با این دو واحد اختیاری، پرنده نگر شد. در دوره فوق لیسانس هم یک درس به نام تالاب‌ها‌ و پرندگان داشتیم که تمامش در مورد تالاب‌ها‌ بود و فرصتی برای صحبت در مورد پرندگان وجود نداشت. این در حالی بود که یک راهنمای پرنده نگری که باید گردشگران خارجی یا داخلی را در طبیعت همراهی کند، باید یک متخصص بوده و دانش بالایی در این زمینه داشته باشد.
تلاش کردیم تا این مشکل رفع شود در نهایت این دوره را با کمک موسسه ارسباران راه اندازی کردیم. الان که با شما در حال صحبت هستم دوره هفتم این دوره‌ها‌ در حال طی شدن است، افرادی که از این دوره‌ها خارج می‌شوند افرادی بسیار متخصص هستند و می‌توانم بگویم امید آینده پرنده‌نگری در ایران خواهند بود.

از شرایطی که شما در آن پرنده نگری را آغاز کردید و امکانات موجود آن زمان برایمان بگویید؟
زمانی که ما قصد شروع این فعالیت را داشتیم هیچ کتاب و جزوه در دسترس وجود نداشت. آن زمان به خیابان انقلاب رفتم و بعد از ساعت‌ها‌ جستجو یک کتاب دست دوم در مورد پرندگان به نام "پرندگان ایران" به قیمت ۳۲ هزار تومن خریدم.( آن کتاب را الان به صورت یادگاری نگه داشتم) آن زمان حقوق من تنها ۲۳ هزار تومان در ماه بود مانند این است که شما الان بروید به یک کتاب به قیمت چند میلیون تومان خریداری کنید. آن موقع واقعاً کتاب نبود و ما مجبور بودیم.

شما چند کتاب در مورد پرندگان به نگارش در آورده اید در مورد این کتابها و داستان نوشتن آنها برایمان توضیح بدهید؟
همیشه با خودم فکر می‌کردم کاش بتوانم کاری بکنم تا دانشجویان دیگر دغدغه داشتن کتاب را نداشته باشند آن کتابی که من در بازار به صورت دست دو تهیه کرده بودم یک بار در سال 54 و یک بار هم در سال ۶۱ با نام پرندگان ایران چاپ شده بود و دیگر در بازار وجود نداشت و باید برای دانشجویانی که وارد این رشته می‌شدند خوراک فکری و علمی ایجاد می‌کردیم. به فکرم رسید که ما باید کتاب‌هایی را آماده کنیم تا در علاقمندان و پرنده نگرها ایجاد علاقه کند. دانشجوها از این کتابها الگو بگیرند و در آینده کتاب‌هایی بهتر بنویسند. شاید به لحاظ اقتصادی بزرگترین اشتباه زندگیم را من در این مرحله انجام دادم. اولین کتابی که من نوشتم با نام سهره‌ها‌ی ایران بود آن زمان در مورد نوشتن کتاب و چاپ آن تجربه نداشتم و حدود ۴ تا ۵ میلیون این کتاب برای من هزینه برداشت. در آن زمان من می‌توانستم با کمی بیشتر از این مبلغ یک آپارتمان کوچک تهیه کنم. اما این کتاب بسیار مورد علاقه واقع شد. حتی کسانی که از پرنده نگری اطلاعی نداشتند و تنها پرنده‌ها‌ را دوست داشتند، کتاب را تهیه می‌کردند. وقتی استقبال از این کتاب را دیدم به سراغ کتاب بعدی با نام مرغابی سانان ایران رفتم. چاپ این کتاب نیز اشتباه اقتصادی بزرگی برای من بود. حدود شش و نیم میلیون تومان برای من هزینه برداشت که آن زمان با حدود ۱۰ میلیون می‌شد یک آپارتمان خرید. با خودم گفتم آپارتمان را بعداً هم می‌شود خرید اما آموزش بچه‌ها‌ را نمی‌شود به بعد موکول کرد. وقتی یک دانشجو می‌آمد و به من می‌گفت از خواندن این کتاب لذت بردم، برای من حس بسیار خوبی بود و به اندازه چندین برابر مبالغی که برای چاپ هزینه کرده بودم برایم با ارزش بود. بعد از آن به سراغ کتاب‌های پرندگان شهر تهران و پرندگان شکاری ایران رفتم و سپس یک کتاب با عنوان پرنده نگری به نگارش درآوردم که در آن الفبا و تعاریف پرنده‌نگری را برای علاقه‌مندان توضیح داده شده است. آخرین کتاب من درباره جغدهای ایران است. کتابی که با یک امیدواری بزرگ تالیف کردم. امید به اینکه مردم جغدها را بشناسند و بدانند که چقدر برای ما انسانها مفید هستند. تا بدانند به چه فعالیتی مشغول هستند و با جاذبه‌ها‌ی ایران در این مورد پرنده نگری آشنا شوند. من در نوشتن کتاب‌ها‌ منابع خارجی بسیاری داشتم اما با فرهنگ ما در ایران سازگار نبودند و قطعا ما باید برای این مشکل فکری می‌کردیم تا بتوانیم موضوع را با فرهنگ خودمان تعریف کنیم. در این صورت می‌توانست قابلیت اجرا شدن را در ایران داشته باشد.

زمانی که شروع به آموزش پرنده نگری در ایران کردید چه آینده‌ای برای این فعالیت متصور بودید؟
آن زمان برای ما خیلی بعید بود که پرنده نگری و اکوتوریسم در ایران بتواند شناخته شود. از طرفی این موضوع تا حدی غیر ممکن وانمود می‌کرد که من در ذهن خودم یک فرض محال گذاشته بودم که اگر من بتوانم پنج هزار نفر را با این مقوله آشنا کنم، عمر مفید کردم و دیگر چیزی از زندگی نمی‌خواهم. اما به لطف خدا این فعالیت سرعت گرفت و من چند وقت پیش که محاسبه می‌کردم، دیدم تا الان این تعداد به بیش از هفت هزار نفر رسیده است. این باعث خوشحالی و خوشبختی من است. در حال حاضر تعداد افراد متخصص در پرنده نگری که من آموزش دادم بین ۱۵۰ تا ۱۷۰ نفر می‌باشند. بسیار خوشحالم که تعدادی از دانشجویان من، الان مدرس هستند و این راه بعد از ما نیز در میهن مان ادامه خواهد داشت.
یک زمان استاد هوشنگ ضیایی به ما گفتند فکر می‌کنید چرا باید از محیط زیست و طبیعت کشور حفاظت کنیم؟یکی از دلایلی که ایشان به ما می‌گفتند این بود که، زمانی که نفت تمام شد بتوانیم از آنها در آمد زایی کنیم.در حال حاضر ما خیلی زودتر از آنکه نفت تمام شود به آن احتیاج پیدا کردیم تا بتوانیم شرایط اقتصادی کشورمان را بهبود ببخشیم. ما خیلی دیر به این نتیجه رسیدیم که از اکوتوریسم درآمد کسب کنیم اما نکته مثبت وجود آدمهای آموزش دیده در این راه است.

در حال حاضر چه فعالیتی در بحث آموزش افراد را دارای اهمیت می‌دانید؟
الان مسئله‌ای که مهم است ایجاد شغل برای افراد آموزش دیده در حوزه پرنده نگری است. حدود یک سال است که این کار را شروع کردیم چند نمونه را هم به سر کار فرستادیم، مسئله دیگر این است که این افراد درآمد خوبی داشته باشند و با راهنماهای تور معمولی اشتباه گرفته نشود. چون این یک کار تخصصی است و کار تخصصی هزینه تخصصی هم می‌خواهد این‌کار خوشبختانه در حال محقق شدن است.

پرنده نگری را برای ما تعریف می‌کنید؟
اولین بار کلمه بردواچینگ(Birdwatching) را در سال دوم دانشگاه در دوره لیسانس شنیدم. آدم‌ها‌یی هستند که به طبیعت علاقه مند بوده و این علاقه به تمام ارکان طبیعت در آنها وجود دارد. این افراد به طبیعت می‌روند و پرندگان را تماشا کرده و عکس می‌گیرند. موضوعات مورد بحث آنها بسیار علمی و زیباست.تنوع پرندگان، نحوه شناسایی آنها، مسافت‌ها‌ی طولانی مهاجرت، رفتار گونه‌ها‌ی مختلف و....
پرنده نگر‌ها‌ آدم‌ها‌یی هستند که دوست دارند به طبیعت بروند و در محیط طبیعی (نه باغ وحش و محیط اسارت)، پرنده‌ها‌ی وحشی را در شرایط طبیعی ببینند. ارزش و اهمیت این تماشا کردن، به آزاد و رها بودن پرنده‌ها‌ در محیط طبیعی خود است. پرنده نگری در حال حاضر پرطرفدارترین و پردرآمدترین شاخه اکوتوریسم است. یکی از دلایل این همه طرفدار، این است که پرنده نگرها در ابتدای شروع کار (در بسیاری از کشورها، پرنده نگری از 6 یا 7 سالگی آغاز می‌شود) هدف گذاری برای تماشای همه پرندگان دنیا است. معمولا این کار تا پایان عمر ادامه خواهد داشت. این یعنی سفر به همه‌جای دنیا و سفر یعنی ایجاد شغل و درآمد. و البته برای کشور ما علاوه بر اینها انتقال علم هم خیلی مطرح است و باید به دنبال آن باشیم.
وقتی یک پرنده نگر به طبیعت می‌رود همانند یک کلکسیونر می‌باشد که باید کلکسیون خود را تکمیل کند. اگر ۳۵۰۱ پرنده دیده باشد تلاش می‌کند برای دیدن ۳۵۰۲ مین و همینطور بیشتر. پرنده نگرها برنامه‌ریزی می‌کنند برای سفرهایی که بتوانند این رکورد را بیشتر کنند. آنها برای ۵ الی ۱۰ سال آینده خود برنامه‌ریزی می‌کنند. من یک توریست خارجی داشتم که به من می‌گفت اگر من در این سفر موفق به دیدن این پرنده نشود تا ۱۰ سال آینده نمی‌توانم به کشور شما سفر کنم چون برای تمام این سالها برنامه دارم. ایشان شخصی به نام دکتر هیو باک بودند از اروپا که دامپزشک بوده و در حال حاضر جزو معدود افرادی در دنیا هستند که رکورد تماشای پرندگان او بالای ۹ هزار گونه است. لازم به ذکر است ما در دنیا حدود 10518 پرنده داریم. وقتی راهنمای تور طبیعت به چنین فردی می‌گوید که می‌خواهد یک پرنده جدید به او نشان بدهد، بالاترین هدیه ممکن را به او داده است. این آدمها همه چیز را از جمله پرنده‌ها‌یی که تاکنون دیده اند را یادداشت می‌کنند و اصطلاحی بین خودشان به نام Lifer دارند. این اصطلاح به تعداد پرندگانی که یک فرد در طول عمر خود دیده باشد گفته می‌شود. هر چه تعداد لایفر یک فرد بیشتر باشد آن فرد جایگاه بالاتری در بین پرنده نگرها خواهد داشت. این باعث ایجاد یک رقابت بین یک پرنده نگرها می‌شود تا رکورد خود را افزایش دهد. این موضوع باعث می‌شود که فعالیت پرنده نگری همیشه پویا و فعال و رو به رشد باشد. پرنده نگری یکی از زیرمجموعه‌های اکوتوریسم است و تمام قوانین اکوتوریسم را می‌پذیرد. اولین نکته سفر طبیعت گردی این است که " پرنده نگری و طبیعت گردی، سفری آگاهانه است. وقتی از سفر برمی‌گردید، چیزی جز رد پای خود را در طبیعت به جای نگذارید". با این تعریف هیچ یک از فعالیت‌ها همانند شکار، قوش بازی و... در تعریف پرنده نگری قرار نمی‌گیرد. پرنده نگری همانند طبیعت گردی، به توسعه رفاه در جامعه محلی اهمیت فراوانی می‌دهد. در نتیجه می‌تواند منجر به ایجاد درآمد برای افراد محلی و حفظ محیط زیست و پرندگان گردد. پرنده نگرها به خاطر سفر به نقاط مختلف دنیا، انسانهایی آگاه هستند. یک پرنده نگر باید مرتب گستره دانش خود را در حوزه‌ها‌ی سایر ارکان طبیعت (گیاهان، حشرات، پستانداران، علم اکولوژی و... ) بالا ببرد.

از داستان پیدا کردن معادل فارسی برای کلمه بردواچینگ(Birdwatching)برایمان بگویید؟
ما در اوایل فعالیت به فکر ترجمه کلمه بردواچینگ(Birdwatching) بودیم. برای این که آن زمان که ما فعالیت را برای افراد توضیح می‌دادیم، می‌گفتند که این کار مانند کفتربازی یا شبیه نگهداری قناری در خانه است.
از آدمهای متفاوتی در مورد این نام پرس و جو کردیم. تعدادی کلمه "پرنده پا" را پیشنهاد کردند، کلمه مناسبی نبود. عده‌ای دیگر "تماشاگر پرنده" را پیشنهاد دادند و تا مدتی از این کلمه استفاده می‌کردیم این کلمه هم خیلی مناسب نبود. یادم می‌آید دوست خوبم آقای شهاب چراغی هم در این روند خیلی به ما کمک کردند تا در نهایت به کلمه پرنده نگر و پرنده‌نگری رسیدیم. کلمه خیلی خوبی بود فقط اگر جابه‌جا جمع بسته شود و "پرنده نگران" خوانده یا گفته شود، برداشت از کلمه این است که افرادی نگران پرنده‌ها‌ هستند ولی اگر پرنده نگر‌ها‌ بگوییم این مشکل حل می‌شود.

از جایگاه پرنده نگری در دنیا برای ما بگویید؟
همانطور که گفتم پردرآمد ترین و پرطرفدارترین شاخه اکوتوریسم در دنیا پرنده نگری است. این کار قدمت خیلی طولانی در دنیا ندارد و از حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ سال پیش این فعالیت در دنیا آغاز شده است. اهداف پرنده نگری در ابتدا با فعالیت‌های حال حاضر پرنده‌نگری تا حدی متفاوت اما چیزی که ما به عنوان استاندارد پرنده‌نگری می‌شناسیم از دهه ۱۹۵۰ آغاز شد و مردم با قوانین آن آشنا، به آن احترام گذاشته و طرفدار آن شدند. در آن زمان چندین گردهمایی جهانی برای پرنده‌نگری انجام شد و تعاریف یکسان گردید. از دهه ۱۹۸۰ به بعد تعاریف پرنده‌نگری کاملاً استاندارد شده و مورد تایید طبیعت گرد‌ها‌ و پرنده نگر‌ها‌ قرار گرفت. خیلی جالب است که به آمارهای مرتبط با پرنده نگری نگاهی اجمالی کنیم. تیراژ کتابهای خاص پرنده نگری در اروپا برای یک کتاب حدود 40 تا۵۰ هزار جلد است که در یک سال به فروش کامل می‌رسد. این نشان از استقبال و علاقه مردم به پرنده نگری دارد. چند مثال برایتان می‌خواهم بزنم، در کشور آمریکا با حدود سیصد میلیون جمعیت، ۴۷ میلیون نفر پرنده نگر وجود دارد. در سال ۲۰۱1 چهل و سه میلیارد دلار چرخش مالی پرنده‌نگری در آمریکا ایجاد شده است. یک بار یادم هست با زنده یاد محمدعلی اینانلو در این مورد صحبت می‌کردیم و ایشان فرمودند که وقتی طبیعت‌گردی در یک جامعه فعال شود، حدود ۷۰شغل در جامعه از آن تاثیر می‌پذیرند. به گفته آقای درک اسکات(یکی از پرنده نگر‌ها‌ی معروف دنیا) در کشور اتریش به تعداد تماشاگران فوتبال پرنده نگر وجود دارد. در کشورهایی مثل استرالیا و نیوزلند پرنده‌نگری تفریح اول خانواده‌ها است. اگر از خانواده‌ها‌ در استرالیا بپرسید تفریح مورد علاقه شما چیست، نیمی از آنها در جواب شما به پرنده نگری اشاره می‌کنند. من یک دانشجو داشتم که یک آمار به من گفت از وزارت توریسم ژاپن، در سال ۲۰۰۲ ژاپن ۴ میلیون نفر توریست خارجی برای پرنده‌نگری داشته است. تصور کنید کشور ایران بتواند از این تعداد تنها ۱۰۰ هزار نفر را جذب کند، این اتفاق می‌تواند یک ایجاد شغل فوق العاده برای کشور ما باشد. در اکثر نقاط دنیا پرنده‌نگری گردش مالی بسیار خوبی دارد.

کمی در مورد شاخص بودن پرندگان برای سلامت یک اکوسیستم برایمان بگویید؟
پرندگان دارای ارزش‌ها‌ی متفاوتی هستند. از یکی از آن ارزش‌ها‌ "شاخص طبیعی بودن" است. یعنی کم یا زیاد شدن آنها نشان دهنده یک اتفاق در طبیعت است. این اتفاق می‌تواند خوب یا بد باشد. هندی‌ها‌ در این مورد یک ضرب المثل دارند. آنها می‌گویند در هر محیطی که قرقاول زیاد شود آن محیط رو به بهبود و سلامت است و هر جا که کلاغ در حال افزایش است بدان که محیط در حال کاهش کیفیت محیط زیستی است. از این مسئله ما در کشور خود نیز مثال‌های زیادی داریم. یک نمونه شاخص آن عروس غاز است. عروس غاز در حدود ۵۰ سال قبل به تعداد زیاد به کشور ما مهاجرت می‌کرد و در همان زمان در شرق اروپا جمعیت زیادی نداشته است. این پرنده الان دیگر به کشور ما مهاجرت نمی‌کند و جمعیت آن بیشتر به سمت شرق اروپا می‌رود. چرا دیگر به کشور ما نمی‌آید ما باید فکر کنیم که چه کردیم که دیگر به ایران نمی‌آید چه تغییری در اکوسیستم‌ها‌ی طبیعی خود داده ایم. ما سابق در جنوب تهران لک لک زیاد داشته‌ایم اما الان نداریم. آبراهه‌ها‌ هم هنوز بعضی‌ها‌یشان هستند و برخی شان هنوز پر آب هستند اما چرا دیگر لک لک‌ها‌ نیستند. حقیقت آن است که آبراه‌ها‌ آنقدر آلوده شدند که تمام ماهی‌ها‌ و قورباغه‌ها‌ی آن از بین رفتند و تغذیه برای لک لک‌ها‌ در آن منطقه به مشکل برخورد. کم و زیاد شدن پرندگان باید برای ما سوال ایجاد کند که چرا و چه کرده ایم که این اتفاق در طبیعت در حال رخ دادن است.
یکی دیگر از جذابیت‌ها‌ی پرنده نگری این است که شما علوم دیگر را نیز در اطراف خود جمع می‌کنید. این مسئله را با یک مثال برایتان مطرح می‌کنم یک آقای هلندی به من می‌گفت یک سنگ چشم (نوعی پرنده از راسته گنجشک سانان) در کشور ما جمعیتش کم شد. روی این موضوع تحقیق کردیم، ظاهراً طبیعت ما تغییری نکرده بود. بعد از دو سال تحقیق به این نتیجه رسیدیم که در مزارع کشاورزی برای توسعه کشاورزی، مرزهای بین زمین‌های بزرگ را داریم کوچک می‌کنیم و این کوچک شدن مرزها باعث کاهش رشد گیاهان هرز می‌شود. سنگ چشم‌ها‌ در زمانی که جوجه‌ها‌یشان تازه به دنیا آمده در چند روز اول حساسیت خاصی دارند و یک گونه کرم خاص را می‌خورد این کرم شفیره یک پروانه است که گیاه میزبان آن، یکی از آن گیاهان هرز بوده است. وقتی این گیاه کم شود، پروانه مورد نظر گیاهی برای تخم‌گذاری پیدا نمی‌کند. وقتی پروانه تخم گذاری نکند یا تخم‌ها‌ی آن به کرم تبدیل نشود، سنگ‌چشم‌ها‌ غذایی برای جوجه‌ها‌یشان ندارند و در نهایت جوجه‌ها‌ می‌میرند و این باعث کاهش جمعیت سنگ‌چشم‌ها‌ خواهد شد و در اینجا بود که ما به اهمیت این گیاه پی بردیم.

پرنده نگری چه ویژگی دارد که اینقدر طرفدار در دنیا دارد؟
به چند نکته می‌توان اشاره کرد ابتدا آن است که پرنده‌ها‌ همیشه هستند. شما هر وقت دلتان بخواهد پرنده‌ها‌ را ببینید. به طور مثال آیا ما در زمستان می‌توانیم خزنده‌ها‌ را ببینیم احتمالش کم است آیا در نیمه دوم سال پروانه‌ها‌ را همان مقدار که در نیمه اول سال می‌دیدیم می‌توانیم ببینیم، اما پرنده‌ها‌ همه فصول هستند. پرنده‌ها‌ همیشه و همه جا هستند. همین الان اگر قصد کنیم پرنده نگری کنیم، می‌توانیم در محیط اطرافمان پرنده ببینیم. مثلا در اطراف محل کار بنده، من می‌توانم به شما کبوتر جنگلی، بلبل خرما، کبوتر چاهی، دم جنبانک و گونه‌های دیگری را نشان دهم، اما کسی که به پستانداران بزرگ مانند فیل و زرافه و کرگدن علاقه‌مند است، آیا همیشه و در همه جا می‌تواند آنها را ببیند؟ اما یک پرنده نگر حتی در نزدیکترین پارک اطراف محل زندگی اش هم می‌تواند پرنده‌نگری کند، این خودش یک جاذبه است. ما در پرنده‌نگری محدودیت زمانی نداریم چه در تابستان و زمستان می‌توانیم به این فعالیت بپردازیم در زمستان هر چه هوا سردتر شود احتمال حضور پرندگان مهاجر بیشتری را داریم. مثلاً اگر بگوییم یک زمستان خیلی سرد پیش رو داشته باشیم می‌توانیم امیدوار باشیم که تالاب‌های ما پر از پرنده خواهند بود. به طور مثال پرندگانی مانند جغد برفی و زاغ خالدار در سالهایی به کشور ما مهاجرت می‌کنند که زمستان بسیار سردی داشته باشیم.
نکته دیگر این است که این کار نیاز به تخصص خاصی ندارد. در بین معروف ترین پرنده نگرهایی که ما در اروپا می‌شناسیم کارمند راه آهن، اداره پست، وزارت امور خارجه وجود دارد و حتی رفتگرها که من تعدادی از آنها را می‌شناسم که پرنده نگر‌ها‌ی خوبی هستند. حتی یکی از آنها رکورد بالای ۶۰۰۰ پرنده داشت، این کار تنها علاقه می‌خواهد.
نکته بعدی زیبایی آنها است. در خاطرم هست که اولین بار که پرنده‌ای به نام "پری شاهرخ" را دیدم، محو تماشای آن شده بودم و باورم نمی‌شد پرندهایی به این زیبایی در ایران وجود داشته باشد. (پری شاهرخ‌ها‌ بهار و تابستان در ایران هستند و بعد از زاد آوری، به آفریقا مهاجرت می‌کنند) آن زمان برای من یک آرزو بود که پرنده‌ها را بشناسم از همان زمان در ذهن من سوالات زیادی در مورد پرندگان وجود داشت مانند اینکه چرا این پرنده‌ها‌ در زمستان حضور ندارند و بسیاری سوال دیگر.
زیبایی پرندگان یکی از جذابیت‌ها‌یی است که مردم با آن ارتباط برقرار می‌کنند، نکته دیگری که می‌تواند پرندگان را برای ما جذاب کند آوازشان است. این تنوع آواز در گونه‌ها‌ی دیگر همانند خزندگان و سایر موجودات وجود ندارد. این یک جذابیت فوق‌العاده برای پرندگان است مثلاً یک پرنده به نام دراج در نواحی گرمسیری غرب تا جنوب ایران و شبه جزیره میانکاله وجود دارد که آوایی همانند یک مرثیه سر می‌دهد. برخی از پرندگان هستند که وقتی آواز می‌خوانند یک موضوع را در ذهن شما تداعی می‌کند و این باعث می‌شود که آن پرنده از ذهن شما فراموش نشود. مانند کاکایی سر سیاه (این پرنده به تعداد زیاد در نیمه دوم سال در شهر تهران حضور دارد و مردم آنها را به نام مرغ دریایی می‌شناسند) که وقتی آواز می‌خواند انگار کسی جلو گلو او را گرفته و قصد خفه کردنش را دارد. نکته دیگری که پرندگان را جذاب می‌کند ارتباطی است که مردم می‌توانند با آنها برقرار کنند. مثلاً شما در حیاط خانه یک ظرف با انواع غذای پرندگان قرار دهید، پرندگان به آن جذب می‌شوند و این ارتباط برقرار کردن حس بسیار خوبی به افراد می‌دهد مخصوصاً در کودکان. من خاطر دارم در سالیان قبل یک شغل وجود داشت که ما به شوخی به آن می‌گفتیم خرس بینی و پلنگ بینی. یعنی افراد را به سفر می‌بردیم تا خرس و پلنگ نشانشان بدهیم. این سفر چهار روز و بیشتر طول می‌کشید. در بین پرنده نگرها یک شعار وجود دارد، "پرنده‌نگری را از حیاط خلوت خانه خود شروع کنید" من این شعار را در ایران تغییر دادم و می‌گویم "پرنده نگری را از نزدیک ترین پارک به منزلتان آغاز کنید."
این موارد که بیان کردن اهم موضوعاتی است که باعث می‌شود مردم پرنده‌ها‌ را ببینند و به آن علاقه مند شوند. اگر علاقه مندی آنها بیشتر شد یک دوربین و کتاب راهنما بگیرند و در یکی از دوره‌های آموزشی پرنده‌نگری شرکت کنند.

پرنده نگری را به چه اشخاصی بیشتر توصیه می‌کنید؟
این یکی از مواردی است که خیلی من روی آن فکر کردم که ما در کشورمان چه افرادی را باید بیشتر به فعالیت پرنده‌نگری تشویق کنیم.
یکی از گروه‌ها‌یی که خیلی به آنها فکر می‌کنم گروه سالمندان است. در دنیا ثابت شده است افرادی که به سن بازنشستگی می‌رسند به دنبال فعالیتی هستند که از آن لذت ببرند و ذهن آنها نیز مشغول شود تا دچار بیماریهای همانند آلزایمر نشوند. در بسیاری از کشورهای دنیا این افراد پرنده نگری را انتخاب می‌کنند و نتایج بسیار خوبی هم داشته است.
ما در پارک‌ها‌ افراد زیادی در این سنین داریم. من به سراغ خیلی از آنها رفتم و به صحبت‌های آنها گوش دادم صحبت آنها بیشتر در مورد این است که ما در جوانی چه کارهایی کردیم و چه کارهایی دوست داشتیم انجام بدهیم. می‌خواهم به آنها بگویم شما هنوز هم جوان هستید برای پرنده نگری. یک مثال برایتان می‌زنم یک گردشگر از کشور اتریش به ایران آمد و من ایشان را برای پرنده‌نگری بردم به طبیعت، ایشان با ویلچر آمده بودند. ما در تالاب‌ها‌ کمکشان می‌کردیم و به سختی پیش می‌رفتند وقتی دوربین می‌کشید و پرنده‌ها‌ را می‌دید و می‌گفت که من چقدر خوشبختم که می‌توانم این پرنده را ببینم. ما آدم‌ها‌یی داریم که می‌توانند راه بروند، سواد دارند که بخواند و توانایی دارد که از دوربین استفاده کند، نشسته است و در گذشته خود سیر می‌کند. ما با این فعالیت تحول عظیمی می‌توانیم در افراد بازنشسته چه آقا و چه خانم ایجاد کنیم و نکته جالب جمع شدن این افراد در پارک‌ها‌ است جایی که پر از پرندگان جذاب هستند. این باعث شیرین شدن و جذاب شدن زندگی برای این افراد می‌شود این مسئله جزو آرزوهای من است که وارد آن بشوم و در این عرصه کاری انجام بدهم امیدوارم قبل از اینکه خودم به سن بازنشستگی برسم این کار را انجام بدهم.
گروه دومی که پرنده نگری را به آنها پیشنهاد می‌کنم بچه‌ها‌ هستند صحبت‌ها‌ی زیادی در این مورد شده است که اگر ما کودکانمان را خلاق و طبیعت دوست بار بیاوریم آینده‌ای درخشان خواهند داشت.
اما یک مشکل در این مورد وجود دارد که برخی عقیده دارند ما همه این افراد را رها کرده و به مهدکودک‌ها‌ برویم و به کودکان آموزش بدهیم. اما مدتی که ما برای این بچه‌ها صرف کنیم تا آنها بزرگ و تاثیرگذار شوند چه بلایی بر سر طبیعت ما می‌آید ما باید قطعاً برای بچه‌ها‌ برنامه ریزی کنیم اما نباید از جامعه تاثیرگذار حال حاضر غافل شویم.
گروه سوم کسانی هستند که می‌خواهند پرنده نگری را به عنوان یک شغل انتخاب نمایند. این افراد باید دوره‌ها‌ی آموزش راهنمایان طبیعت گردی را با موفق پشت‌سر گذاشته و به شغل مورد علاقه خود مشغول گردند.
به نظر من باید به همه جامعه آموزش داده شود. به بزرگترها برای این که آنها بسیار به گردن ما حق دارند، به فرزندانمان برای این که آینده خوبی برای طبیعت ایران رقم بزنند و صد البته مدیران و تاثیرگذاران حال حاضر کشور، به امید حفظ طبیعت ایران برای آیندگان.

وضعیت آموزش حفاظت از طبیعت و نحوه درست برخورد با آن در دروس آموزش و پرورش چگونه است؟
خوشبختانه اخیرا یک درس با نام محیط زیست وارد درسهای دوره دبیرستان شده است اما به نظر من باید یک درس به نام آشنایی با طبیعت در دوره راهنمایی و دبیرستان اضافه شود. کلمه محیط‌زیست موضوعات زیادی را شامل می‌شود. وقتی صحبت از محیط زیست می‌شود هوا، خاک و آب همه اینها به ذهن خطور می‌کند و این باعث مغفول ماندن طبیعت می‌شود. ما باید دو مقوله محیط زیست و طبیعت را از هم جدا کنیم و برای هرکدام به کودکانمان آموزش دهیم.
یک مثال از آموزش به بچه‌ها‌ برایتان بازگو می‌کنم. من در یک دبیرستان در تهران برای بچه‌ها‌ درس علوم زمین را تدریس می‌کردم. در آن کلاس برای بچه‌ها‌ از زیبایی طبیعت گفتم و آنها را به سفر بردم. برایم خیلی جالب بود که از حدود ۲۰ دانش آموزی که من داشتم ۱۸ نفر آنها تصمیم گرفتن در دانشگاه محیط زیست بخواند و بتوانند در آینده فعالیت گردشگری با پیش زمینه طبیعت انجام دهند. جالب‌تر این است که آن مدرسه در دوره بعد به من اجازه
تدریس ندادند. دلیلی که مدیر مدرسه برای من آورد این بود که اگر یکی از این بچه‌ها‌ سال آینده رشته پزشکی قبول شود این برای مدرسه ما اعتبار است و ما می‌توانیم دانش آموز جذب کنیم اما اگر تمام این بچه‌ها محیط‌زیست قبول شوند این هیچ اعتباری برای مدرسه ما نخواهد داشت. یکی از همان بچه‌های که در آن دوره با من درس داشت الان یکی از بهترین پرنده نگر‌ها‌ی ایران است اگر ما می‌توانستیم آن ۱۸نفر را هدایت کنیم الان تعدادی متخصص محیط زیست و طبیعت داشتیم که در دانشگاه نیز این درس را خوانده بودند. ما باید به کودکانمان آموزش بدهیم شاید همه آنها به طبیعت علاقه نداشته باشند اما اگر کسی به طبیعت و علوم طبیعی علاقه‌مند است از همان ابتدا شناسایی و پرورش داده شود.

وضعیت پرنده‌نگری در ایران چگونه است؟
ما تنها کشوری در دنیا هستیم که از سه منطقه زیست جغرافیایی تاثیر پذیرفته ایم و این یکی از بزرگ‌ترین مزیت‌ها‌یی است که ما می‌توانیم برای کشورمان نام ببریم. وقتی یک پرنده نگر به ایران سفر می‌کند، می‌تواند پرنده‌ها‌یی را در ایران ببیند که اگر اینجا نبیند باید به هند و پاکستان برود، اگر اینجا نبیند باید کشورهای آفریقایی برود یا به کشورهای آسیای میانه برود. یعنی باید به چندین کشور سفر کند تا بتواند پرنده‌ها‌یی را ببیند که در ایران می‌تواند همه آنها را ببیند. بنابراین ایران می‌تواند گزینه خوبی برای کاهش میزان سفر و دیدن پرنده‌های متنوع کشورهای دیگر باشد. این یک فرصت بزرگ برای پرنده نگر‌ها‌ی دنیا است. تنها ضعف پرنده‌نگری ما کمبود پرنده اندمیک یا بوم زاد در کشور است. شما وقتی به کشورهایی همانند اندونزی و استرالیا می‌روید بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ پرنده اندمیک وجود دارد اما در ایران تنها یک پرنده اندمیک وجود دارد و آن هم زاغ بور است. یکی از مزایای کشور ما همجواری با قاره سبز اروپاست. اغلب مساحت کشور ما گرم و بیابانی است و پرندگانی در آن حضور دارند که در قاره اروپا قابل مشاهده نیستند. اروپایی‌ها‌ دوست دارند به ایران بیایند و پرندگان ما را ببینند ما اگر به شمال کشور برویم شبیه اروپا است اگر به جنوب شرق کشور برویم شبیه هند و پاکستان است. جنوب غرب کشور ما شبیه آفریقا است. ما در کشور تعداد بسیار زیادی قله بالای ۴۰۰۰ متر داریم و این زیستگاه بسیار مناسبی برای پرندگان کوهستانی است. ما تالاب‌ها‌ی بسیار خوبی برای پرنده نگری داریم. سواحل جنوب کشور نیز پتانسیل بسیار عالی است. برای نمونه اگر جزیره قشم با همین پتانسیل‌ها در کشور ترکیه بود با توجه به شناختی که آنها از صنعت توریسم دارند، سالانه چندین میلیارد دلار از این جزیره تنها از بحث پرنده‌نگری کسب درآمد می‌کردند. ترکیه توانایی جذب توریست بالایی دارد اما پتانسیل‌های پرنده‌نگری ما را ندارد. این پتانسیل‌ها‌ی عالی در کشور ما باعث می‌شود که شما در هر فصلی از سال که بخواهید بتوانید تور پرنده نگری برگزار کنید، این اتفاق در کشورهای حاشیه خلیج فارس نمی‌افتد ما حدود 548 گونه پرنده در ایران داریم که این تنوع خوبی است. یک پتانسیل دیگری که پرنده‌نگری در ایران دارد پرندگانی است که حوزه پراکنش کوچک و مشترک با کشور ما دارد، مثلا کشور ایران و عراق شرایط کشور عراق نمی‌تواند پذیرای پرنده نگران باشد و این یک مزیت برای ما است تا پرنده نگران به کشور ما بیایند و این گونه‌ها‌ی مشترک را ببینند. این اشتراک با افغانستان و بخشی از پاکستان از لحاظ پرنده‌ها‌ نیز وجود دارد امیدوارم از این موقعیت استفاده بهینه انجام بدهیم ما پرندگانی مانند لیکویی تالابی کلاغ بین النهرین داریم اینها گونه‌ها‌یی هستند که حوزه پراکنش محدودی بین ما و عراق دارند. ما باید از این موقعیت استفاده کنیم و گردشگران را جذب کنیم. نکته دیگر این است که ما می‌توانیم از تمام نقاط دنیا پرنده نگر جذب کنیم و پرندگانی را به آنها نشان بدهیم که برای آنها جذاب باشد. اگر یک اروپایی به کشور ما بیاید و ما او را به جنگل‌ها‌ی شمال ببریم پرنده جذابی نخواهد دید چون زیستگاه شمال کشور و اروپا تا حدی یکسان است حال اگر همین پرنده نگر اروپایی را با یک پرواز به بندرعباس ببرید شگفت زده خواهد شد و بسیاری پرنده جدید خواهد دید و لذت خواهد برد.
اگر یک نفر از استرالیا به کشور ما بیاید یا اگر یک نفر از چین بیاید تمام مناطق ایران و پرندگان آن جذاب خواهد بود. اگر از کشورهای حاشیه خلیج فارس به ایران بیایند پرنده نگری در مناطق شمالی ایران برای آنها بسیار جذاب خواهد بود. کشور هلند کشوری کم ارتفاع است وقتی ما یک پرنده نگر هلندی را به ارتفاعات کوهستانی ایران ببریم از دیدن پرندگان کوهستانی و زیستگاه کوهستانی بسیار شگفت زده خواهد شد. تفاوت زیستگاهی در ایران یک پتانسیل بزرگ است به طور مثال شما یک پرنده دیگر را می‌توانید به ارتفاعات تهران برده و پرنده به او نشان دهید سپس آن را به دشت‌ها‌ی جنوب تهران ببرید و پرندگانی مانند چکاوک بیابانی به او نشان بدهید و این یک ویژگی فوق العاده است، می‌توانم بگویم در هر زمان و برای هر ملیتی ما می‌توانیم در ایران تور پرنده نگری برگزار کنیم.

از فعالیت‌های مثبتی که در زمینه پرنده‌نگری در ایران انجام شده است برایمان بگویید؟
اگر بخواهم از ابتدا برایتان بگویم راه اندازی دوره‌ها‌ی آموزش اکوتوریسم سپس راه اندازی دوره‌ها‌ی تخصصی پرنده نگری و چاپ کتاب‌هایی در این زمینه گام‌ها‌ی بسیار مفیدی در راه ترویج پرنده‌نگری در ایران بوده است من اکنون یکی از آرزوهایم این است که کسی کتاب من را باز کند و از آن ایراد بگیرد این یعنی ما به پویایی در فعالیت پرنده نگری و دانش آن رسیده‌ایم. خوشبختانه در حال حاضر در کشور ما افراد زیادی هستند که به گسترش این رشته کمک می‌کنند و این نشانه خوبی برای گسترش صنعت پرنده‌نگری در آینده نزدیک خواهد بود.

وضعیت ورود توریست‌ها‌ی خارجی به کشور ما چگونه است؟
آمار ورود پرنده نگران خارجی به کشور ما رو به رشد است. من یک تجربه دارم در سال ۸۰ یا ۸۱ با یک دوست خارجی به جاده چالوس رفته بودیم در مسیر من یک پرنده زیر آبروک به او نشان دادم نام ایرانی و نام علمی آن را برای او گفتم بلافاصله دوربین درآورد و عکاسی کرد. برای او تعجب آور بود که بتواند در ایران پرنده ببیند و افرادی وجود داشته باشند که پرندگان را با نام علمی آنها بشناسند. می‌گفت من در ذهنم بر اساس تبلیغات این بود که در ایران تنها پرندگان حلال گوشت را آن هم برای شکار می‌شناسند و دیگر شاید پرندگانی مانند گنجشک و کبوتر که در شهر حضور دارند. می‌گفت من باورم نمی‌شد که در ایران فردی را پیدا کند که بتواند زیر آبروک را در طبیعت به من نشان دهد از آن زمان تا به حال ما به رو به رشد بوده ایم. شاید در زمانهایی به خاطر تنش‌های سیاسی این روند رو به رشد کند شده باشد اما هیچ وقت متوقف نشده است.
در حال حاضر سالانه حدوداً ده تور پرنده نگری خارجی برگزار می‌گردد. البته این تعداد در حال حاضر مقدار کمی است. مثلا ژاپن ۴ میلیون توریست خروجی پرنده‌نگری دارد اما در تورهای ما پرنده نگر‌ها‌ی ژاپنی بسیار کم حضور دارند و این یعنی ما روی بازار به این بزرگی کار نکردیم. آینده خوبی برای پرنده نگری در ایران می‌توان متصور بود. یکی از دلایل تبلیغ مثبتی است که این پرنده نگر‌ها‌ در زمان بازگشت به کشورشان از ایران انجام می‌دهند.

ما چگونه باید زمینه را برای جذب پرنده نگران خارجی به ایران فراهم کنیم؟
یکی از دلایلی که پرنده نگری در ایران رشد کافی نداشت تبلیغات بود آن هم تبلیغات منفی.
سالهای پیش یک کتاب در ایران چاپ شد با نام «راهنمای سفر به ایران» متولی چاپ این کتاب سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران بود. چهار صفحه این کتاب مربوط به اکوتوریسم بود. این اتفاق خوبی بود این کتاب چاپ خوب و اندازه خوبی داشت اما در آن چهار صفحه در مورد اکوتوریسم حدود 30 غلط علمی وجود داشت. از این کتاب ۸۰ هزار نسخه به زبان‌ها‌ی انگلیسی و عربی چاپ شد. این کتاب مربوط به زمانی است که من پیگیر ترویج پرنده‌نگری در ایران بودم و نه تنها حمایت نمی‌شدم، بلکه با مخالفت‌ها‌یی از سوی سازمان میراث فرهنگی نیز مواجه شده می‌شدم. من شنیدم که این کتاب در سطح وسیعی توزیع شد. به نظر می‌رسد که این کتاب به خاطر زبانشان تنها در ایران توزیع نشد بلکه در خارج از کشور نیز توزیع گردید. فردی که این کتاب را می‌خواند متوجه می‌شود که در ایران کسی با اکوتوریسم آشنایی ندارد و به طور مثال در بخش پرنده نگری یک پرنده تاکسیدرمی شده قرار داده شده بود. این یک تبلیغ منفی برای اکوتوریسم در ایران در نگاه جهانی بود. من آن زمان که از متن این کتاب مطلع شدم پیشنهاد نابود کردن این کتابها را دادم. این یکی از انگیزه‌های من بود که کتاب پرنده نگری را بنویسم تا نگاه مردم را به طبیعت و اکوتوریسم اصلاح کنیم. در آن زمان ما کتابی نداشتیم که مردم و علاقمندان بتوانند دانسته‌ها‌یشان را مقایسه کنند و به اصلاح آن بپردازند.
من همیشه سر کلاس به دانشجوهایم می‌گویم این مسائل برای قبل بوده است و الان اگر کسی از شما در مورد پرندگان ایران سوال کند و جواب آن را نمی‌دانید بگویید نمی‌دانم و اگر می‌خواهید واقعا ارتباط برقرار کنید بگویید می‌پرسم و به شما می‌گویم، ولی اطلاعات غلط ندهید. من هر روز ایمیل‌ها‌ و پیغام‌ها‌ی زیادی دارم از دانشجوهایم از سراسر ایران، از من سوالاتی می‌پرسند و من روزانه حدود یک ساعت زمان صرف جواب دادن به سوالات دانشجو‌ها‌یم می‌کنم تا جواب درست را بدانند. ما وظیفه داریم به علاقمندان آموزش درست بدهیم تا آنها تبدیل به سرمایه‌ها‌یی برای این کشور شوند. شاید روزی نوه من شاگرد یکی از این بچه‌ها‌ شود ما باید در زمینه تولید علم و مقالات علمی و داده‌ها‌ی علمی تلاش کنیم.
وجود مجلات می‌تواند مفید باشد مثلا ما یک مجله‌ای به نام بالابان داشتیم که در زمینه پرنده‌ها‌ فعالیت می‌کرد و تنها دو شماره از آن چاپ شد و چاپ آن به علت مشکلاتی در کشور ادامه نیافت. یک مجله خوب دیگر نیز به دو زبان در ایران چاپ می‌شود. اینها اقدامات خوبی برای ترویج پرنده‌نگری در ایران و شناساندن آن به جهان است.

کمی از وضعیت پرندگان در ایران برایمان بگویید؟
شاخص ترین پرنده که در ایران می‌توان در مورد آن صحبت کرد و حال خوبی ندارد درنا سیبری است که در ایران با نام امید شناخته می‌شود. این پرنده از سیبری به ایران مهاجرت می‌کند و در حال حاضر فقط یک قطعه از آنها به ایران مهاجرت می‌کند. حدود آبان ماه به ایران می‌آید و در اسفند ماه از ایران می‌رود و اگر خوش شانس باشیم در دو الی سه سال آینده نیز این حیوان را در ایران خواهیم دید. پرنده‌های دیگری نیز داریم که اوضاع مناسبی ندارند مانند میش مرغ که وضعیت خوبی ندارد و تعداد آن رو به کاهش است. هوبره نیز بسیار شکار می‌شود. پرندگان شکاری نیز توسط سودجویان زنده گیری و فروخته می‌شود اما در بحث پرنده‌نگری وضعیت کشور ما وضعیت خیلی بدی نیست. مشکلاتی در زمینه شکار داریم که وارد آن بحث نمی‌شویم اما شما هر موقع خودتان قصد دیدن پرنده داشته باشید یا توری را برای دیدن پرنده‌ها‌ به ایران بیاورید در هر فصلی می‌توانید پرنده‌ها‌ را ببینید.

برایمان از پرندگان شاخص و جذاب ایران بگویید.
جذاب بودن یک امر نسبی است. برایتان مثالی می‌زنم، در کشور ما پرنده‌ای به نام جغد برفی وجود دارد که در زمستانهای سرد در نیمه دوم سال به ایران مهاجرت می‌کند. من به شخصه حدود بیست سفر برای دیدن این پرنده رفتم تا این پرنده را ببینم اما موفق نبودم و هنوز منتظرم یک زمستان بسیار سخت پیش بیاید و من موفق به دیدن آن شوم. این یک گونه جذاب و کمیاب برای کشور ما است حالا شما به روسیه بروید و بگویید من قصد دیدن یک جغد برفی را دارم به راحتی به شما نشان می‌دهند. هنر ما در پرنده‌نگری این است که پرنده‌ها‌یی را که برای بازدیدکننده جذاب تر است را به او نشان دهیم به طور مثال گردشگری که از اروپا به ایران می‌آید وقتی به مناطق کویری ایران برود و در آنجا پرندگان را ببیند بسیار برای او جذاب خواهد بود چون این پرندگان در کشور خود او پراکنش ندارند، ولی اگر همین فرد را به جنگلهای شمال بریم پرندگانی را می‌بینند که در کشور خودش نیز می‌توانست ببیند و برای او جذابیتی ندارد. ما باید این توانایی را داشته باشیم که برای هر شخص برنامه خاصی داشته باشیم تا بتوانیم او را جذب کنیم. اما پرندگانی هستندکه جذابیت خاصی برای همه دارد مانند زاغ بور که پرنده ملی کشور ما است (این پرنده از خانواده کلاغ‌ها‌ است و فقط در کشور ایران پراکنش دارد) و هر پرنده نگری که به ایران می‌آید دوست دارد این پرنده را ببیند یا پرندگانی که حوزه پراکنش آنها بسیار محدود است مانند کلاغ بین النهرین این یک زیر گونه است که در محدوده کشور ما و عراق حضور دارد و در خوزستان ما قابل دیدن است وگونه‌ها‌یی مانند "لیکوی تالابی" و "چک چک ایرانی" اینها نمونه‌ای از پرندگانی است که برای اروپایی‌ها‌ جذاب است حال فرض کنید یک گردشگر از کشور کانادا به ایران بیاید فکر می‌کنید چه پرندگانی برای او جذاب خواهد بود؟ تمام پرندگان کشور ما برای او جذاب خواهد بود این گردشگر می‌تواند در شهر تهران در شرایط عادی وقتی یک قمری خانگی را می‌بیند شگفت زده شود ما نباید خودمان را محدود کنیم به اینکه جاذبه‌ها‌ی کشور ما کدام گونه‌ها‌ی خاص هستند. تمام پرندگان کشورمان می‌تواند برای مخاطبانی از اقصی نقاط دنیا جذاب باشد و فقط باید برنامه ریزی کنیم تا ببینیم برای گردشگرما کدام گونه‌ها‌ جذاب است. باید ببینیم گردشگر ما از کدام کشور می‌آید و چه پرندگانی را در آنجا نیز می‌تواند ببیند و بر این اساس برای آنها برنامه‌ریزی کنیم.

آیا پرنده‌ای وجود داشته که ما زمانی فکر کرده باشیم اندمیک کشورمان است؟
یک پرنده به نام چرخ ریسک هیرکانی داریم تا مدت‌ها‌ فکر می‌شد این پرنده یک گونه اندمیک یا بوم زاد ایران است اما این پرنده توسط فردی در آذربایجان رویت شد و من نیز همراه این فرد این پرنده را در جنگل‌ها‌ی آذربایجان رویت کردیم.

فردی در خود پی به علاقه به پرندگان می‌برد به نظر شما باید چه کارهایی انجام دهد تا بتواند بیشتر از دیدن پرندگان لذت ببرد؟
به نظر من اولین نکته علاقه به طبیعت است در تمام انسانها وجود دارد. مولانا می‌فرماید: "هر کسی کو دور ماند از اصل خویش، باز جوید روزگار وصل خویش"
کسی که یک دوربین دو چشمی و یک کتاب راهنما داشته باشد می‌تواند پرنده‌نگری را شروع کند. اگر کتاب نداشته باشد، نمی‌تواند پرندگان را بشناسند و پرندگانی را که می‌بیند نمی‌تواند از هم تشخیص دهد. پرندگان رنگی را بلبل، بزرگترها را همه را عقاب، متوسط‌ها‌ را کلاغ و کبوتر و کوچک ترها را گنجشک می‌نامد. وقتی نتواند پرندگان را از یکدیگر تشخیص دهد نسبت پرنده‌نگری بی علاقه می‌شود. من همیشه پیشنهاد می‌دهم کتاب راهنمای پرنده نگری را بگیرید آن را ورق بزنید به اسم‌ها‌ و عکس‌ها‌ی آن نگاه کنید. مثلا پرنده‌ای به نام سنقر یا آبچلیک را می‌بینید. در نگاه نخست اسامی مسخره‌ای به نظرتان می‌آیند اما این اسامی در ذهن شما می‌ماند. وقتی دو پرنده را از روی کتاب شناسایی کنید دیگر این فعالیت از ذهن شما خارج نمی‌شود. شروع این کار با یک کتاب و یک دوربین است اما پیشنهاد من این است که دفعات اول با فردی آشنا به پرنده‌نگری به طبیعت بروید که پرنده‌ها‌ را بشناسد. این فرد خیلی بیشتر و بهتر می‌تواند شما را برای دیدن و شناسایی پرندگان و در نهایت علاقمند شدن شما به پرندگان کمک کند. در مرحله بعد اگر وقت داشتید، می‌توانید یک دوره عمومی پرنده‌نگری را که در موسسات آموزش راهنمای طبیعت گردی برگزار می‌شود ،بگذراند. سرفصل این درس را در ابتدا بنده تدوین کردم (سال 1381). این سر فصل را به صورتی نوشتم که فردی که دوره عمومی پرنده‌نگری را می‌گذراند با فردی که دکترای محیط زیست دارد در زمینه شناسایی پرندگان می‌تواند رقابت کند. من خودم فوق لیسانس محیط زیست خواندن و ضعفی که در زمینه شناسایی پرندگان و پرنده نگری در آن مقطع را دیدم در اینجا برطرف کردم. در این دوره‌ها‌ شما ۹ ساعت در مورد پرندگان درس می‌خوانید. به قوت می‌توانم بگویم فردی که این دوره‌ها‌ را بگذراند می‌تواند با یک فوق لیسانس یا دکترای محیط زیست در زمینه شناسایی حیوانات رقابت کند. در کلاسهای من چند قشر هستند که بسیار زود مطالب را درک می‌کنند و با مطلب ارتباط خوبی برقرار می‌کنند. یکی شکارچی‌ها‌ هستند و گروه دیگر کفتر بازها و قناری بازها هستند چون پرنده را می‌شناسند و با آن مانوس هستند.

نحوه برخورد شما با کسی که پرنده شکار می‌کند چگونه است؟
من وقتی یک شکارچی را می‌بینم او را نصیحت نمی‌کنم تا او لج بازی کند و بیشتر به سراغ شکار پرندگان برود. اگر امکانش باشد و معمولاً هم هست چون من همیشه در ماشینم تعدادی کتاب شناسایی پرندگان دارم یک کتاب به او هدیه می‌دهم و چندین مورد نیز شده است که یک دوربین هدیه داده ام.
این افراد می‌توانند بهترین راهنما‌ها‌ی طبیعت در کشور ما باشند. این افراد پرندگان را به خوبی می‌شناسند. وقتی شما این فرد را هدایت کنید تا راهنمای تور طبیعت شود، این فرد می‌تواند در راهنمایی گردشگران برای دیدن پرندگان بسیار بسیار عالی عمل کند. ما نباید با این افراد لج بازی کنیم و آنها را افرادی بدخو بدانیم. این افراد پرندگان را دوست دارند حتی رفتار آنها را نیز می‌شناسد اما نمی‌دانند چگونه باید این علاقه خود را جهت دهی کنند.

از اثرات مثبت پرنده‌نگری روی انسان برای ما بگویید؟
چون ریشه این فعالیت در طبیعت است، هر حس خوبی که ما توقع داشته باشیم طبیعت به ما بدهد، این فعالیت نیز به شما می‌دهد. وقتی شما از یک کار بسیار لذت ببرید این فعالیت روی سلامت شما نقش مثبتی خواهد داشت. وقتی شما رفتاری جالب از یک پرنده را می‌بینید ناخودآگاه روی لبانتان لبخند ظاهر می‌شود، این خنده قطعاً برای سلامتی شما موثر است. علاوه بر این شما برای پرنده نگری به طبیعت می‌روید و این فعالیت باعث انجام یک ورزش سبک و مفرح برای شما می‌شود.
در یک مقاله که در مورد اثرات طبیعت روی افرادی که دارای مشاغل پراسترس بودند توصیه می‌شد این افراد به طبیعت بروند و سکوت و آرامش آن را تجربه کنند. حتی این مورد را با یک دوست روانشناس در برنامه‌ها‌ تست کردیم و مشاهده کردیم که افراد پراسترس که برای درمان استرس دارو مصرف می‌کردند بعد از حضور در برنامه‌ها‌ی طبیعت گردی و جاهایی که هیچ صدای غیرطبیعی در آنها وجود نداشت، مصرف داروی آنها به تشخیص پزشک به نصف کاهش پیدا کرد.

از خاطرات جذاب کار با پرندگان برایمان بگویید؟
سالها پیش راهنمای گروهی اروپایی برای پرنده‌نگری در ایران بودم. این گروه بسیار اقتصادی فکر می‌کردند و حتی برای خرید یک بیسکوییت قیمت‌ها را کاملا بررسی می‌کردند و ارزانترین آن‌ها‌ را تهیه می‌کردند. این مسئله در تمام موارد وجود داشت. ما با این گروه در منطقه حفاظت شده دز در استان خوزستان یک نصف روز دنبال یک پرنده به نام "لیکوی تالابی" گشتیم. من پرنده را برای آنها پیدا کردم و به آنها درون لانه اش را نشان دادم. نزدیک لانه پرنده بودن حسنی که دارد این است که رفت و آمد مکرر پرنده اتفاق می‌افتد و گردشگران ما نیز توانستند به صورت کامل از آنها عکاسی کنند. وقتی آنها کاملاً عکاسی کردند و کنجکاوی آنها کاملا ارضا شد، یک کتاب به من هدیه دادند که قیمت پشت جلد آن ۲۴ یورو بود. من بسیار تعجب کردم که این افراد که بسیار اقتصادی فکر می‌کردند و برای 200 تومان پول بیسکوییت چانه می‌زدند، کتابی به این قیمت را به من هدیه دادند. از آنها سوال کردم شما سر مسائل کوچک خیلی اقتصادی حساسیت داشتید، چطور این کتاب ارزشمند را به من هدیه می‌دهید؟ گفتند این برای پرندگان است اما آن مسئله برای شکم خودمان بود و می‌شد از آن صرفه جویی کرد. این شدت علاقه آنها به پرنده‌نگری بود که حاضر بودند از غذای خود بزنند، اما برای علاقه خود هزینه کنند.

برای آینده پرنده‌نگری در ایران چه برنامه‌ها‌یی دارید؟
یکی از مسائلی که من به آن خیلی فکر می‌کنم درجه بندی دانش پرنده نگر‌ها‌ی ما هست. خیلی دوست دارم برای پرنده نگر‌ها‌ رتبه‌بندی ایجاد کنم تا بتوان به راحتی از آن‌ها‌ در تورهای ورودی و داخلی پرنده‌نگری با توجه به دانش و تجربه آنها استفاده کرد. بر اساس این رتبه‌بندی می‌توان میزان دریافتی آنها را مشخص کرد. این باعث می‌شود یک فردی که تازه وارد پرنده‌نگری شده است جایگاه خود را نسبت به یک فردی که در حال برگزاری تور‌ها‌ی بین المللی پرنده‌نگری بداند و تلاش کند با طی مراحل خود را به جایگاه‌ها‌ و رتبه‌ها‌ی بالاتری برساند. وقتی این رتبه بندی به صورت ملموس حس شود که شما برای رسیدن به برگزاری یک تور بین المللی باید به طور مثال پنج پله صعود کنید این انگیزه را در بچه‌ها‌ زیاد خواهد کرد. معیارهایی که می‌توان برای این رتبه‌بندی انتخاب کرد تدریس در کلاس‌ها‌، برگزاری تورهای موفق، تعداد رکورد پرندگان و مواردی از این دست می‌تواند باشد. الان در تورهای بین المللی که در ایران برگزار می‌شود برای یک راهنمای پرنده‌نگری حرفه‌ای روزانه ۲۰۰ تا ۳۰۰ دلار دستمزد پرداخت می‌شود. این درآمدی خوب برای یک پرنده نگر می‌تواند باشد. کسب این درآمد مستلزم داشتن دانش کافی در این زمینه است. این رتبه‌بندی می‌تواند باعث ایجاد انگیزه در بچه‌ها‌ برای کسب این دانش باشد. به طور مثال اینکه این پرنده از کجا مهاجرت می‌کند و به کجا می‌رود، چه تغذیه‌ای دارد، چه تاثیری روی محیط زیست دارد و بسیاری از اطلاعات که برای پرنده نگرها بسیار جذاب و مفید می‌تواند باشد.

از هشتگ # من _گران _نمی‌کنم برایمان بگویید؟
مدتی قبل چند نفر از دوستان و انتشارات به من توصیه می‌کنند که با توجه به افزایش قیمت چاپ و کاغذ، شما نیز قیمت کتاب‌ها‌یتان را افزایش بدهید. به این دوستان گفتم من که کتاب‌ها‌ را با قیمت‌های قبلی چاپ کردم، چرا الان باید با قیمت‌ها‌ی بالاتر عرضه کنم؟جوابی که شنیدم این بود که اینگونه افزایش قیمت‌ها عرف جامعه است. اما من با این کار موافق نبودم و هدفم کسب درآمد نبود و اصولا کار چاپ در حوزه طبیعت و پرنده در مجموع زیان ده است لذا بنده کتاب‌ها‌یم را به نرخ تعیین شده در سالهای چاپ که از 91 تا 96 بوده در اختیار علاقه مندان قرار خواهم داد.