قاصدک 24

حال خوب«نون.خ2» برای روزهایی که حال مان خوب نیست

آقاخانی جسارت سیاسی ندارد اما...
آفتاب یزد ـ رضا بردستانی: قصد نداریم با نگاهی مقایسه ای به سریال«نون.خ2» نگاه کنیم چون برای مقایسه باید بسیاری از آیتم ها را در نظر گرفت اما قصد داریم با نگاهی به فصل اول و قسمت های پخش شده از فصل دومِ«نون.خ2»، کنکاشی سپاسگزارانه از مجموعه ی سازنده ی این سریال داشته باشیم ضمن آن که می پذیریم هنوز برای بررسی همه جانبه ی این سریال، فرصت وجود دارد.
>درباره سعید آقاخانی
سعید آقاخانی اولین تجربه کارگردانی خود را در سال 1388 و با سریال عید امسال آغاز کرد، این مجموعه تلویزیونی در ایام نوروز 88 ساعت 20 از شبکه تهران روی آنتن رفت. پس از آن مجموعه های تلویزیونی زن بابا ، راه در رو و خوش نشین ها را در سال 1389 کارگردانی کرد. در مجموعه تلویزیونی راه در رو علاوه بر کارگردانی به ایفای نقش نیز پرداخت. مجموعه طنز راه در رو عید نوروز سال 1390 تهیه و تولید و در ایام نوروز از شبکه سوم سیما پخش شد. فیلم لامپ 100 اولین تجربه کارگردانی سعید آقاخانی در سینما بود. فیلم لامپ صد به کارگردانی سعید آقاخانی از جمله فیلم های راه یافته به سی و دومین جشنواره فیلم فجر سال 92 در بخش نگاه نو بود. سعید آقاخانی در سی و سومین دوره جشنواره فیلم فجر توانست سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای بازی در فیلم خداحافظی طولانی به دست بیاورد.

از همین چند گزاره، می توان فهمید، کارنامه سعید آقاخانی، کارنامه ای پُر و پیمان و قابل دفاع است اما بین سال های 97 تا 99 با دو فصل از سریال «نون.خ» بار دیگر نگاه ها به سمت و سوی این چهره معطوف شد که حکایت از یک رضایتمندی نسبتاً قابل قبول دارد آن هم در روزها و ماه ها و سال هایی که مردم میانه ی چندان شیرینی با تلویزیون نداشته و اگر می بینیم امسال، اندکی بحث های تلویزیونی، اندکی داغ تر دنبال می شود؛ بخشی به حواشی داغِ«پایتخت6» و برخی نیز به «کرونا ویروس» مربوط می شود اما اصلِ موضوع؛ سریال هایی است که حالِ خوب، در روزهایی که حال هیچ کس خوب نیست از دمِ دستی ترین ثمرات آن است.
>چالشی به نام لهجه!
در بسیاری از سریال ها و مجموعه های تلویزیونی، یکی از چالش های همیشه پر سر و صدا، استفاده از بازیگرانی بود که تسلطی روی لهجه نداشتند و همین مسئله، معمولاً اعتراضاتی به دنبال داشته خاصه وقتی که آن سریال در مسیر استفاده از هنرپیشه هایی ناآشنا با لهجه های محلی، راه اغراق را نیز در پیش می گرفت و اما در سریال«نون.خ1و2» همانند«پایتخت»، تلاش می شود از بازیگرانی استفاده شود که به لهجه ی مناطق جغرافیایی پر رنگ شده در سریال تسلط داشته باشند و اما در مورد نون.خ و لهجه ی مورد استفاده دو نگاه کاملاً متضاد وجود دارد:
نگاه نخست: برخی از منتقدان معتقدند؛« گویش فارسی با لهجه کُردی استفاده شده در سریال به خوبی از آب درآمده است. مطمئنا اگر قرار بود با زبان کُردی حرف بزنند مجبور می‌شدند از زیرنویس فارسی استفاده کنند (چون هیچوقت کُردها در بین خودشان به فارسی حرف نمی‌زنند) ، طبیعتا سازندگان سریال برای اجتناب از این قضیه به زبان فارسی حرف می‌زنند که لهجه کُردی دارند مانند کُردهایی که برای مسافرت به تهران آمده و غالبا با چنین لهجه‌ای حرف می‌زنند.»
نگاهی دیگر: و بعضی دیگر از منتقدان با نگاه نخست موافق نبوده معتقدند؛« چیزی که مورد نقد بسیاری از افراد صاحب نظر قرار گرفت استفاده از لهجه فارسی کرمانشاهی است.
گرچه نوع لهجه در یک سریال می تواند به تنوع قصه بیفزاید و نباید چنین موضوعی را جدی گرفت ولی بهتر بود که در بحث گویش دقت بیشتری به خرج داده می شد. در هر صورت طنز حد و مرز مشخصی ندارد و براساس چهارچوب خاصی وضع نشده است. او قادر است هر چیزی را در این دنیا به سخره بگیرد به شرطی که حریم و کرامت انسانها را حفظ کند. انتخاب صدای استاد لرنژاد کرمانشاهی که آهنگ محزونی دارد به نظر انتخاب مناسبی برای یک سریال نبوده است ولی در کل معرفی این خواننده صاحب سبک به نسل جدید خالی از لطف نیست.» مورد دیگری که باید بدان توجه نشان داد لباس است، در این سریال لباس‌های کُردی همان شکلی است که اگر به مناطق کردنشین سفر کنیم آن را خواهیم دید، واقعی است و نشانگر این قضیه است که طراح لباس یا خودش کُرد است یا اینکه با تحقیق و پژوهش سراغ این مقوله رفته و نتیجه هم رضایت بخش است.
>توجه ستایش آمیز به خانواده
با قید این تاکید که قصد «مقایسه» در میان نیست باید گفت؛ در میان سیلی از انتقادات به «پایتخت6» که گفته می شد چرا حرمت ها حفظ نمی شود، چرا پسر حرمت پدر نگاه نمی دارد و نیز چرا باید راه دروغ و ریا در پیش گیریم؟ به سریال نون.خ2 می رسیم که می گویند: چه خوب! حرمت ها حفظ شده، بزرگتر در جای خود محترم است، خانواده همچنان از تقدسی قابل تامل برخوردار است و...
با احترام به هر دو دیدگاه باید گفت: هر دو نگاه درست است، نقدها نیز وارد است اما آنچه در «پایتخت6» به نمایش درآمد و آن چه این شب ها در «نون.خ2» پیش روی همه قرار دارد، واقعی ترین حالاتی است که می تواند بیان کننده ی مسائلی باشد که در جوامعِ بزرگ و کوچک یا به تعبیری درست تر؛ مدرن و سنتی می گذرد.
هم پرخاش ها و بی احترامی ها در جوامع بزرگ و مدرن حقیقت دارد، هم احترام گذاشتن ها و روحیه ی مسالمت آمیز داشتن در جوامع کوچک و سنتی. پس وقتی منتقدی می نویسد:« در کل سریال نون خ ۲ در مقایسه با مجموعه پایتخت جسور نیست و کارگردان سعی
می کند به هر نحوی از سیاست دوری کند. چرا که سعید آقاخانی به خوبی می داند لبه یک پرتگاه گام بر می دارد و هر گونه حاشیه ای می تواند نگاه تنگ نظرانه همان افرادی که سال ها در معرفی این بخش مانع تراشی کرده اند، به او معطوف شود.»
یعنی می پذیرد، جسور نبودن و دست به عصا راه رفتن، از الزاماتی است که سعید آقا خانی به خوبی آن را درک کرده است واگرنه و چه بسا، اگر بحث بر سر جسارت و ساختن سریال هایی با انبوهی از گوشه و کنایه و متلک های سیاسی بود؛ شاید آقاخانی
کم نمی آورد!
>نقش نویسنده در فراز و نشیب
یک اثر هنری
همه ی آن هایی که به سریال پایتخت نقد داشتند در انتها به فقدان یک نویسنده ی کاربلد که با روح حاکم بر این سریال خو گرفته بود یعنی مرحوم «خشایار الوند» اذعان و اعتراف داشتند یعنی در کنارِ این مسئله که در هر دوره ای و مکانی و منطقه ای ممکن است نگاه ها به کانون خانواده و مقوله ای به نام«بزرگترها» تغییر کند اما تاکیدی خاص وجود داشت که فقدان نویسنده تا حد قابل تاملی در تغییر مسیر یک سریال می تواند موثر باشد که در این دو سریال یعنی «پایتخت» و «نون.خ» به خوبی این مسئله خودنمایی
می کند.
منهای چالش لهجه، لباس، منطقه جغرافیایی و نویسنده؛ استفاده از ترکیب بازیگران حرفه‌ای نظیر: سعید آقاخانی، حمیدرضا آذرنگ، فریده سپاه منصور و نعیمه نظام دوست و بازیگران حرفه‌ای تئاتر و سیمای استانی کردستان، کرمانشاه و ایلام باعث شده تا هم از ریسکِ به کارگیری«نابازیگر» فاصله گرفته شود و نیز یک هماهنگی در طول تمام سریال در ارائه نقش های شان
دیده شود.
>تلویزیون دچار نخواستن است نه نتوانستن!
با تماشای دو سریال پایتخت و نون.خ با تمامی فراز و نشیب ها و کم و کاستی ها به یک نتیجه ی بسیار مهم می توان رسید و آن این که؛ تلویزیون و در کل رسانه ی ملی؛ بیشتر از آن که دچار نتوانستن باشد، درگیرِ نخواستن است و این یعنی تلویزیون می تواند سریال فاخر بسازد، سریال طنز بسازد، سریال تاریخی بسازد، مجموعه های مورد توجه و علاقه ی خانواده ها بسازد اما به شدت نمی خواهد! نمی خواهد چون ترجیح می دهد بخشی از زمین بازی های سیاسی باشد، نمی خواهد چون برخی ها سر جایی که باید باشند نیستند، نمی خواهد چون نفع و بهره ی برخی در «باشگاه سیاسی بودن رسانه ی ملی» است و نمی خواهد چون نگاه به مقوله ی تلویزیون سال ها است عوض شده است و دیگر این که نمی خواهد چون احساس می کند رسانه ی ملی آخرین سنگری است که می تواند رقیب را به خاک و خون بکشد.
دو فصل سریال «نون. خ» را باید از موفق‌ترین تولیدات نمایشی نوروز ۹۸ و نوروز کرونایی 99 به شمار آورد که به‌واسطه به‌روز بودن و جذابیت سوژه و داستان توانست مخاطبان بسیاری را با خود
همراه کند.
>«نون.خ2»؛ حال خوب، در روزهایی که
حال مان خوب نیست!
شاید ابتدا با شنیدن نام «نون.خ» فکر می‌کردیم قرار است ماجرای داستان یک کلاهبردار را ببینیم؛ کلاهبرداری که سلطان تخمه است اما با هر قسمت از تماشای سریال «نون. خ1» بیشتر به سادگی نورالدین خانزاده با شوخی با نام اختصاری «نون. خ» پی بردیم؛ از همان روزها به اسانی
این سریال را به جمع خانوادگی خود راه دادیم و در کنار تلخی های این ایام با آن وقت صرف
کردیم!
قصه «نون. خ» اگرچه با مشکلات اقتصادی نورالدین یا «نوری» شروع می‌شود اما در ادامه فضایی خانوادگی پیدا می‌کند که نورالدین خانزاده محور آن است، او پدر یک خانواده است، با مه‌لقا مادرزن خود و چند دخترش زندگی می‌کند مادرزنی که گره گشای داماد می شود. شاید یکی از ویژگی‌های این خانواده این است که نزدیکی زیادی با جامعه دارند و به راحتی در دل یک روستا شاهد خانواده‌ای هستیم که دختری اهل موسیقی دارد و دختر دیگرش اهل نقاشی است.لوکیشن عالی، بازی ها درخشان، داستان؛ دوست داشتنی، لهجه؛ دلنشین و تصاویر؛ دلربا در کل باید گفت:« «نون.خ2»؛ حال خوب، در روزهایی که حال مان خوب
نیست!»