مسکن ایران را چه به انتخابات آمریکا!؟

نساء نژاد زارع- روزنامه «آفتاب‌یزد» چند روز پیش گزارشی را منتشر کرد با عنوان «افق تاریک کاهش قیمت مسکن» که در آن با استناد به گزارش مرکز آمار و همچنین گزارش اخیر «بلومبرگ» چشم انداز بازار مسکن ایران را برخلاف اخبار بدون پایه و اساس ادعای کاهش آن به چالش کشیده بود! چالشی که حسب واقعیت‌های عدم تولید مسکن کافی و بهبود روند تنظیم بازار عرضه و تقاضا افقی تلخ و تاریک اما واقعی را پیش‌روی متقاضیان خرید مسکن و فروشندگان آن قرار داده بود( اگرچه در این خصوص اخیرا تحرکات مثبتی در شهرهایی مانند پردیس در تحویل واحدهای مسکن مهر رخ داده است و ظاهرا تا دهه فجر این روند تداوم دارد؛ اما کیست که بتواند انکار کند این اعداد جبران‌کننده خلاء 5 میلیون واحد مسکونی در تمام این مرز و بوم نیست).
در واقع این روزها به نظر می‌رسد برخی بدون توجه به بهبود ساختارهای اقتصادی در همه عرصه‌ها به محض خوردن یک غوره سردی می‌کنند و به محض خوردن یک مویز گرمی! در حالی که این عدم صداقت با مردمانی است که به رسانه اعتماد می‌کنند و انتظار دارند از تصویرسازی رویایی به سیاق گذشته برای خانه‌دار شدن آنها دست بردارند و به فکت‌های واقعی استناد کنند. کما اینکه «بررسی‌های جدید اتاق تهران» نیز نشان می‌دهد که بازار مسکن بی‌توجه به این تحولات، هفته‌ای بی‌تفاوت را پشت سر گذاشته است.
مشاهدات عینی و پرس وجو از مشاوران املاک نشان می‌دهد که در بازار مسکن هیچ اتفاقی از نظر قیمت رخ نداده است؛ اگر‌چه که میزان معاملات کاهش یافته باشد. کما اینکه به گفته یکی از مشاوران املاک، «خریداران در انتظار کاهش قیمت هستند و فروشندگان هم حاضر نیستند که از قیمت‌های اعلام شده پایین بیایند و این فضا تنها به معنی رکود بیشتر بازار مسکن خواهد بود.» یا یکی دیگر از مشاوران املاک که می‌گوید: « وقتی قیمت زمین و هزینه‌های ساخت کاهش پیدا نکرده و از طرف دیگر همه سازندگان با قیمت گران قبلی ساختمان خود را ساخته اند؛ چرا باید انتظار داشت که قیمت در بازار کاهش پیدا کند و اتفاقی که در آینده نزدیک رخ می‌دهد تنها کسادی و رکود بیشتر بازار مسکن خواهد بود.»
صد البته خریداران چشم انتظار ارزان شدن هستند و چه بسا بعد از انتخاب «جو بایدن» به ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا (و نه ایران!) آنها هم انتظار دارند قیمت‌ها کاهش پیدا کند؛ اما مگر نرخ دلار به روند نزولی ادامه داده است که مسکن هم چنین شود!؟ اگرچه در این خصوص هجویات متعددی هم از سوی برخی مشاوران املاک سوداگر عنوان شده است که جا دارد اتحادیه مشاوره املاک با شناسایی این دست مشاوره‌های هیجانی و سیگنال‌های انحرافی به متقاضیان از حیثیت حرفه‌ای پیشه خود دفاع کند! وقتی یکی از خریداران می‌گوید: «من و همسرم یک ماه هست که دنبال خرید خانه هستیم، اما تا قبل از انتخابات آمریکا املاک‌ها و حتی صاحبان خانه اعلام می‌کردند که دست نگه داشته‌اند تا قیمت‌ها بعد از انتخاب رئیس جمهوری جدید در آمریکا مشخص شود و حالا هم که ترامپ نشده و بایدن شده است، اعلام می‌کنند؛ «قیمت بازار مشخص نیست و باید همه صبر کنند!» جر اینکه افکار عمومی بازیچه این دست مشاوران و مردمان مدعی تحلیلگری سیاسی و اقتصادی شده اند، چه می‌توان گفت!؟


اگرچه برخی هم در این چند روز بر این باور بودند که انتظار کاهش قیمت مسکن با افت قیمت دلار در شرایطی محقق می‌شود که
ارزان‌ شدن دلار به کاهش قیمت نهاده‌های ساختمانی و هزینه‌های ساخت ‌و ساز منجر شود و عملا هزینه تولید را کاهش یابد و این اتفاق هم فقط در بلند‌مدت می‌تواند رخ دهد که همکاران روزنامه «آفتاب یزد» صادقانه و بدون جوسازی دروغین به آن اشاره کردند که تیتر برگزیده سردبیر برای صفحه نخست روز چهارشنبه جاری (20 آبان 99 ) نیز شده بود. البته باید در نظر داشت که این اتفاق درباره ملک‌های نوساز می‌افتد، زیرا هیچ فردی حاضر نیست خانه‌ای که گران ساخته را ارزان بفروشد!»
در هر صورت باید این نکته را نادیده نگرفت که جمعیت ایران در حال افزایش هر چند تدریجی ( با وجود خویشتنداری و تنظیم خانواده اقتصادی خانوارها با وجود شعارهای تشویقی) است- حال بماند که اگر شوق زادوولد زیاد در کشورمان وجود داشت چه پیامدهای تورمی انتظار بخش مسکن را برای نسل نوجوانان امروز و جوانان فردا می‌کشید- پس بخش مسکن جدا از اینکه از تحولات اقتصاد کلان اثر می‌‌پذیرد، افزایش نیاز آیندگان را نیز مدنظر قرار می‌دهد، درنتیجه مادامی‌که یکی از این دو عامل کلی به ثبات نرسد یعنی اقتصاد کلان آرام نشود یا پاسخ مناسبی به تقاضای مسکن داده نشود، این بازار با چسبندگی قیمت مواجه خواهد بود.
بازار مسکن ایران ‌همواره در دوره‌های شوک و جهش ارزی با سونامی رشد قیمت مواجه بوده است. با درنظر گرفتن برآوردهایی که از کسری 5میلیون واحدی مسکن در کشور می‌شود، در آینده نیز این اتفاقات تکرار
خواهد شد.