قاصدک 24

پیشنهاد‌هایی به رئیسی برای خروج از بن بست


ریچارد هاس، رئیس شورای روابط خارجی امریکا تحت نظریه؛ «همکاری ابرقدرت‌ها برای مهار قدرت‌های منطقه ای»، تلاش می‌کند تا به دخالت و تجاوز به کشورهای مخالف غرب مشروعیت بخشد. سیدوحیدکریمی (دیپلمات) در گفتگویی تحلیلی به آفتاب یزد متذکر می‌شود: «این همان«نظریه اغفال چرچیل و بلر» برای استفاده ابزاری از قدرت سخت امریکا است. » کریمی، در روزهایی که تقریباً کابینه‌ی رئیسی در حال کامل شدن است با طرح این دو سوال که؛ «آیا وزیر خارجه دولت آقای رئیسی برای اجرای طرحی جدید در سیاست خارجی آمادگی دارد؟» و نیز این که: «آیا آقای رئیسی نظریه تئوریک در سیاست خارجی دارد؟» به این نتیجه می‌رسد که «وزیر امورخارجه‌ی دولت سیزدهم» مهم‌ترین رکن دولت سیدابراهیم رئیسی و تعیین کننده‌ترین است
آفتاب یزد - رضا بردستانی: یک استاد روابط بین‌الملل و دیپلمات به آفتاب یزد گفت: «برای رفع سردرد و یا حل بحران؛ مستقیما به سر، چکش نمی‌زنند و یا با بحران درگیر نمی‌شوند.» او معتقد است: «باید اقداماتی را در دستورکار قرار داد که در رفع بحران موثر
واقع شود.»
سیدوحید کریمی که پیشتر در گفتگوهایی، «نظریه‌ی اغفال» را واکاوی کرده بود این بار از منظر دولت سیزدهم و سیاست‌های رئیسی در حوزه‌ی سیاست خارجه بدان نگریسته خاطرنشان می‌کند هرگونه لغزش در انتخاب وزیر امور خارجه می‌تواند تبعات سنگینی برای جمهوری اسلامی ایران و دولت سیزدهم و در نتیجه برای منافع ملی در عرصه‌ی سیاست بین‌الملل داشته باشد.

کریمی با شاهد مثالی بارز، نظریه‌ی اغفال را پیش روی مخاط قرار داده می‌گوید: «امریکا به منظور ایجاد مشکل اقتصادی برای جمهوری اسلامی ایران؛ کره جنوبی، هند و حتی روسیه و چین را تحت فشار قرار داد.» این دیپلمات با سابقه بر همین اساس معتقد است: «جمهوری اسلامی ایران از همین روش غیر مستقیم می‌تواند برای مهار امریکا بهره‌برداری کند.»
> سیاست خارجی موفق یعنی سیاستی بر پایه‌ی «شناخت صحیح»
سیدوحید کریمی در ادامه‌ی این گفتگو خاطرنشان می‌کند: «برای سیاست خارجی موفق، «شناخت صحیح» سیاست بین‌الملل ضروری است. » وی در مقام توضیح با طرح یک نظریه و یک پرسش به استقبال اصل موضوع رفته بیان می‌کند: «نظریه‌های متعددی برای این منظور ارائه شده است؛ اما هیچ کدام، حداقل برای جمهوری اسلامی ایران متقاعد‌کننده نبوده است. با این حساب؛ چگونه یک سیاست خارجی موثر را دنبال کنیم؟»
وی در مقام پاسخ چنین می‌گوید: «بر این باورم؛ بر مبنای تفکر سیاسی تعدادی از نخست وزیران انگلیس و «رابط ویژه» آن‌ها با تعدادی از همتایان امریکایی؛ می‌توان نظریه‌ی جدید یا «نگاه ایرانی» به سیاست بین‌الملل را پی ریزی و سیاست خارجی موثری برای جمهوری اسلامی ایران تدوین کرد. »
کریمی معتقد است ریشه‌ی این مسائل به سال‌ها قبل یعنی ۱۹۴۵ باز می‌گرد و خاطرنشان می‌سازد: «از سال ۱۹۴۵ به بعد، به دلیل «کم تجربگی» تعدادی از روسای جمهور امریکا در روابط بین‌الملل، «منابع و قدرت» امریکا به عنوان «قدرت سخت» از طریق «وابستگی اطلاعاتی امریکا به انگلیس» و «درگیر کردن امریکا در مناقشات نظامی» مورد «سوءاستفاده» تعدادی از نخست وزیران انگلیس واقع شده است. بدین معنی که نخست وزیران انگلیس، سیاست خارجی امریکا را در مسیری هدایت کردند که «الگوی سیاسی» خاصی را در روابط بین‌الملل حاکم کنند.
> به شناخت نیاز داریم و نه نظریه!
کریمی بر پایه‌ی آن «آلن ایزاک» گفته، «علوم سیاسی» را نیازمند نظریه و ذهنیت نظری نمی‌داند. وی ادامه می‌دهد: «واتز هم معتقد است: « اگر شناخت ما از جهان تامین کننده منافع ما باشد، نیازی به نظریه نیست. اما تشخیص راه درست از میان اطلاعات بی‌کران، تنها از طریق راهبرد نظری امکان‌پذیر است.» در ترسیم نظریه، کنت واتز می‌گوید: »برای بررسی عقلانی، بعضی عوامل بیشتر از دیگر عوامل که بیانگر روابط فی ما بین هستند، مورد توجه واقع می‌شود. » »
این استاد روابط بین‌الملل، بر پایه‌ی تعاریف ارائه داده شده بیان می‌کند: «بنابراین، بر سه نکته تاکید دارم:
= اول؛ سال ۱۹۴۵ آغاز «نظم روابط بین‌الملل بعد از جنگ جهانی دوم»
= دوم؛ همان گونه که واتز می‌گوید: «یک نظریه رویت حوادث و گزارش ذهنیت‌ها نیست، بلکه توصیف آن‌ها است»، چگونگی «رابطه ویژه» بین تعدادی از نخست وزیران انگلیس (چرچیل، مک میلان، تاچر و بلر) با همتایان امریکایی (روزولت، کندی، ریگان و بوش) را «توصیف» می‌کنم.
= سوم، بر خلاف آنچه واتز می‌گوید: «یک نظریه از طریق تجربه قابل آزمایش است، همان طور که انیشتین مشاهداتش را توصیف کرد و راهی برای نظریه‌پردازی تجربه وجود ندارد»، نظریه واتز را برعکس اثبات خواهم کرد، زیرا اسناد سیاسی آشکار شده، تاثیرگذار بر تفکر ذهنی گذشته خواهد بود. به این معنا که با اطلاعات جدید بعد از سال ۱۹۴۵، مجدداً درباره سیاست بین‌الملل نظریه‌پردازی می‌کنم. »
> مثال‌ها
کریمی برای تعاریف ارائه شده مثال‌هایی را ضمیمه‌ی صحبت‌های خود می‌کند:
مثال نخست: «طی جنگ جهانی دوم، در ملاقاتی بین هیئت‌های انگلیسی و امریکایی، یادداشتی در سطل زباله اتاق ملاقات پیدا شد که متعلق به هیئت انگلیسی بود؛ اما امریکایی‌ها آن را پیدا کردند. متن یادداشت بعد از سه دهه آشکار شد. در متن، طنزی توصیف‌کننده حال و هوای امریکایی‌ها از نظر انگلیسی‌ها بود. در متن آمده بود: «واقعیت این است که امریکایی‌ها کیسه پول دارند؛ اما هوش و ذکاوت را انگلیسی‌ها دارند.»
مثال دوم: ژنرال شارل دوگل، رئیس جمهور فقید فرانسه، از چرچیل درخواست کرد تا اتحاد جدیدی برای همکاری اروپا با فرانسه تشکیل دهند، چرچیل با رد درخواست دوگل گفت: «در سیاست و راهبرد بهتر است کنار قوی قرار بگیری تا در مقابل او بایستی. امریکایی‌ها منابع سرشاری دارند. آن‌ها همیشه از این منابع در جهت منافع خود بهره‌برداری نمی‌کنند. من سعی دارم آن‌ها (امریکایی ها) را راهنمایی کنم. البته بدون اینکه منافع کشورم را نادیده بگیرم. من با پیشنهاد کردن به آن‌ها سعی دارم به نحوی موثر امور را در مسیر صحیح قرار دهم.»
مثال سوم: هارولد مک میلان، نخست وزیر دهه ۱۹۶۰ انگلیس هم گفت: «انگلیس برای امریکا مثل یونان برای امپراتوری رم است. یونانی‌ها زیرک‌تر از رومی‌ها بودند؛ مدیریت امور را در دست داشتند و به رومی‌ها هم نمی‌گفتند. تدبیر انگلیس برای رابطه با امریکا باید همچون یونانی‌ها برای رومیان باشد.»
مثال چهارم: مارگارت تاچر، نخست وزیر دهه ۱۹۸۰ انگلیس هم گفته بود: «ما از اینکه قدرت امریکا مورد سوءاستفاده قرار گیرد نگران نیستیم. نگرانی اصلی ما این است که امریکا اروپا را رها سازد. ما باید دنبال سیاست‌هایی باشیم که امریکا متقاعد شود یک قدرت اروپایی است.»
مثال پنجم: تونی بلر، نخست وزیر انگلیس در دهه ۲۰۰۰ انگلیس، امریکایی‌ها را ترغیب به اقدام یک جانبه کرد تا «رهبر» باقی بمانند. کمی بعد از تجاوز امریکا به عراق، بلر در کنگره امریکا در توجیه اقدام امریکا خطاب به نمایندگان گفت: «اگر یکی از شهروندان امریکایی از شما سیاستمداران سوال کند: چرا من؟ چرا ما امریکایی ها؟ به او بگویید: سرنوشت چنین جایگاهی را برای شما در تاریخ ترسیم کرده است. در این برهه زمانی تکلیف بر دوش شماست تا انجام وظیفه کنید.»
> وزیر امور خارجه‌ی دولت سیزدهم و چالشی به نام «نظریه‌ی اغفال»
کریمی از مباحث بین‌المللی فاصله گرفته و با نیم نگاهی به کابینه و ترکیب احتمالی، وزیر امور خارجه‌ی دولت سیزدهم را مهم‌ترین عضو کابینه‌ی دولت سید ابراهیم رئیسی دانسته، این سوالات را مطرح می‌کند:
= آیا وزیر خارجه دولت آقای رئیسی برای اجرای طرحی جدید در سیاست خارجی آمادگی دارد؟
= آیا آقای رئیسی نظریه تئوریک در سیاست خارجی دارد؟
این دیپلمات که تالیفاتی در حوزه‌ی روابط بین‌الملل در کابینه‌ی خود دارد به صراحت می‌گوید: «قطعا با معرفی وزیر امور خارجه دولت آقای رئیسی می‌توان موفقیت ایشان در سیاست خارجی را رصد و تحلیل کرد.»
سید وحید کریمی برای تبیین بیشتر نظریه‌ی اغفال به آمریکا و متحدین این کشور و قدرت جهانی اشاره کرده می‌گوید: «موثرترین متحد امریکا در اجرای سیاست‌های مخرب به خصوص در خاورمیانه؛ به دلایل زیر انگلیس است:
۱- انگیزه انگلیس در جنگ عراق بیشتر از امریکا بود. گزارش کنگره امریکا بر اغفال امریکا در جنگ عراق تاکید دارد.
۲- امریکا در هیچ جنگی در خاورمیانه بدون انگلیس شرکت
نداشته است.
۳- امریکا بعد از انهدام پهباد امریکایی توسط ایران؛ حمله به ایران را مد نظر داشت و جان بولتن در کتاب خود می‌نویسد؛ موفق به نظر موافق انگلیس برای جنگ مشترک با ایران که پمپئو توصیه کرده بود نشد.
۴- دولت اوباما هم خواهان مداخله نیروی نظامی زمینی در سوریه بود اما مجلس عوام انگلیس اجازه همراهی انگلیس با امریکا را صادر نکرد و امریکا نه تنها منصرف شد بلکه نشان داد بدون انگلیس قادر به انجام جنگ و مداخله در خاورمیانه نیست.
۵- اقدام مشترک انگلیس با امریکا در جنگ یمن موید نظریه است.
کریمی معتقد است: « چند مثال اخیر و بسیاری دیگر؛ مثال‌های خوبی در تایید «نظریه اغفال» سیاست خارجی امریکا توسط انگلیس است. »
این دیپلمات در بخش پایانی گفتگوی خود با آفتاب یزد می‌گوید: «به نظر می‌رسد می‌توان نسخه جدید سیاست خارجی برای دولت آقای رئیسی پیشنهاد داد که البته باید مورد تایید نخبگان علمی باشد و سپس توسط وزیر و کادر مجرب وزارت امورخارجه دولت سیزدهم عملیاتی شود.»
> رئیسی آمادگی دارد؟
کریمی با طرح این پرسش که؛ «رئیسی برای اجرای سیاست خارجی جدید و خروج از بن بست فعلی سیاست خارجی آمادگی دارد؟» به عنوان اقدامات پیشنهادی، به موارد ذیل اشاره دارد:
۱- تجدید نظر در کادر سفارت ایران در لندن و کشورهای موثر شورای امنیت.
۲- رصد و توجه جدی به تحرکات انگلیس در روابط دوجانبه؛ خاورمیانه و بین‌الملل
۳- مذاکره/همکاری/تهدید انگلیس در صورت ادامه سیاست اغفال سیاست خارجی امریکا در روابط با جمهوری اسلامی ایران و منطقه
۴- همانطور که اسراییل زیر برد موشک‌های جمهوری اسلامی است؛ باید منافع و پایگاه‌های انگلیس در منطقه از جمله در قبرس و اقیانوس هند و حتی لندن قرار داشته باشند و مراتب نیز آشکارا به مقامات انگلیسی منتقل شود. نقش انگلیس در کودتای ۲۸ مرداد در کنار محرکی به نام امریکا علیه جمهوری اسلامی کماکان ادامه دارد.
۵- به کشورهای همسایه در منطقه در مورد نقش انگلیس در تحریک و همراهی با سیاست‌های مخرب امریکا با اعزام هیئت‌های سیاسی و تبادل نظر برای همکاری اقدام شود.
۶- جمهوری اسلامی ایران نیازمند بازنگری تبیین علمی با حضور نخبگان و اصحاب رسانه در سیاست خارجی است که با توجه به نقش وزیر امور خارجه؛ تعیین شخصیتی علمی با نظریه‌ای که «نگاه ایرانی» به سیاست بین‌الملل داشته باشد؛ مهم است.
۷- دولت آقای رئیسی باید جسارت حضور دیپلماتیک در واشنگتن را با دو هدف؛ پیشگیری از سو استفاده «قدرت سخت» امریکا توسط انگلیس و به کارگیری قدرت سخت امریکا در راستای ایجاد جهانی مملو از صلح و ثبات به خصوص برای منطقه و مردم خسته خاورمیانه که کشورهای اسلامی و مسلمان هستند؛ داشته باشد. بدیهی است ادامه عدم حضور در صحنه واشنگتن و اجازه به سوءاستفاده از امریکا توسط دیگران؛ ادامه تنش فرسایشی در خاورمیانه را به دنبال خواهد داشت.
> رئیسی باید همچون خواجه نصیر طوسی عمل کند
سید وحید کریمی به یکی از دانشمندان هم عصر با مغولان اشاره کرده اظهار می‌دارد: «خواجه نصیر طوسی؛ اندیشمند شیعه نیز با امریکای زمان خود یعنی مغول‌ها همزمان بود. روش سیاسی خواجه نصیر؛ تربیت مغول «امریکا» و به کار‌گیری قدرت مغول «آمریکا» در خدمت جهان شیعه بود. »
این دیپلمات در نهایت به این پرسش که: «آیا آقای رئیسی توان و شجاعت اجرای سیاست خواجه نصیر طوسی را دارد؟» به این نتیجه‌گیری بسنده می‌کند که: «با توجه به چیدمان کابینه به خصوص وزیر خارجه می‌توان سیاست خارجی دولت آقای رئیسی را تحلیل کرد.» وی تاکید می‌کند: «آقای رئیسی باید نشان دهد شخص «انجام دهنده» تحول در سیاست خارجی و تاثیر آن بر منطقه خاورمیانه و کل جهان اسلام است. » کریمی به عنوان مطلب انتهایی تاکید می‌کند: «نظریه اغفال نگاه ایرانی به سیاست بین‌الملل و مستند است و باید هرچه زودتر در دستورکار سیاست خارجی قرار گیرد.»